یکشنبه 28 تیر 1383

محمود كاشاني:مجلس هفدهم سنگر ازادي بود


پاسخي به يك مقاه
روزنامه شرق پنجشنبه ۲۵ تير ۱۳۸۳
سيد محمود كاشانى:به تازگى نسخه اى از روزنامه شرق مورخ سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۳ به دستم رسيد كه در صفحه هفتم آن مقاله اى از سوى آقاى عمادالدين باقى در زمينه مسائل نهضت ملى ايران و مجلس هفدهم مطرح شده است. نكاتى كه در مورد مجلس دوره هفدهم و رويدادهاى سال هاى ۳۱ و ۳۲ بيان شده عموماً نادرست و آنچه در مورد مرحوم آيت الله كاشانى ذكر شده خلاف واقع و دروغپردازى است. در بخشى از اين نوشته آمده است كه: «آيت الله كاشانى در حالى كه رئيس مجلس ۱۷ بود بعد از كودتا همچنان رئيس مجلس ماند...»

براى آگاهى خوانندگان يادآورى اين سابقه را سودمند مى دانم كه آيت الله كاشانى پس از قيام پيروزمند ۳۰ تير ۱۳۳۱ به درخواست و اصرار اكثريت نمايندگان، سمت رياست مجلس را براى حفظ وحدت و يكپارچگى مجلس و دفاع از نهضت ملى ايران پذيرفت ولى هيچگاه شخصاً در جلسات رسمى مجلس حضور نيافت و در دوران رياست خود اداره جلسات را به دو نايب رئيس مجلس واگذار كرد. دوران رياست آيت الله كاشانى تا تيرماه سال ۱۳۳۲ ادامه داشت و در اين هنگام از آنجا كه مصدق قصد داشت در راستاى اجراى سياست هاى بيگانه، مجلس شوراى ملى دوره هفدهم را برخلاف قانون اساسى منحل سازد، در تجديد انتخابات هيأت رئيسه، گروهى از هواداران خود را در مجلس بسيج كرد و در دهم تيرماه ۱۳۳۲ دكتر عبدالله معظمى به رياست مجلس ۱۷ برگزيده شد.

رئيس جديد مجلس نيز با مصدق همكارى كرد تا با برگزارى يك رفراندوم غيرقانونى و قلابى مجلس هفدهم در تاريخ ۱۹ مرداد ۱۳۳۲ منحل شود و زمينه صدور فرمان نخست وزيرى فضل الله زاهدى از سوى شاه فراهم شود. اينها نكاتى است كه در كتاب هاى معتبر تاريخ نهضت ملى ايران آمده است و يك مراجعه ساده به روزنامه هاى اطلاعات و كيهان سال ۱۳۳۲ مى تواند هر نويسنده اى را در نگارش يك مقاله تاريخى يارى دهد. بنابراين در رويدادهاى مردادماه سال ۱۳۳۲ آيت الله كاشانى رئيس مجلس نبود تا پس از آن در سمت رياست مجلس باقى بماند.

در بخش ديگرى از مقاله آمده است: «... و بازگشت شاه به ايران را هم تبريك گفت و...»

معلوم نيست نويسنده اين مقاله بر پايه كدام سند و مدركى چنين مطلبى را به آيت الله كاشانى نسبت داده است. اين نوشته به هيچ وجه حقيقت ندارد و آيت الله كاشانى بازگشت شاه به ايران را تبريك نگفته اند. البته بيان اين واقعيت را لازم مى دانم كه نه آيت الله كاشانى و نه ديگر علماى بزرگ در آن هنگام خواهان براندازى رژيم سلطنت نبودند و اقدامات و حادثه آفرينى هايى كه از سوى مصدق انجام مى شد صرفاً در جهت بى ثبات كردن كشور و زمينه سازى براى به سقوط كشيدن نهضت ملى ايران بوده است.

نويسنده مقاله در دنباله نوشته خود آورده اند كه: «اما مدت بسيار كوتاهى بعد از بازگشت شاه (چند ماه بعد) كار مجلس هفدهم هم خاتمه پيدا كرد و كاشانى كنار رفت و منزوى شد...»

اين هم اشتباه بزرگ ديگرى است كه نويسنده مقاله در اين چند جمله كوتاه مرتكب شده است. همانگونه كه اشاره كردم مجلس دوره هفدهم كه سنگر بزرگى براى آزادى و پشتيبانى از حقوق ملت و نهضت ملى ايران بود با تصميم و رفراندوم غيرقانونى از سوى مصدق در روزهاى ۱۲ و ۱۹ مرداد سال ۳۲ منحل گرديد و شخص مصدق برخلاف قانون اساسى گام بعدى را هم برداشت و اعلاميه انحلال آن را در ۲۴ مرداد ۱۳۳۲ صادر كرد تا در رويدادهاى ۲۴ تا ۲۸ مرداد دست شاه كاملاً باز باشد و مخالفين رفراندوم و انحلال مجلس نتوانند تصميم شاه در زمينه روى كار آوردن زاهدى را به چالش بكشند. و اين در حالى بود كه اگر مجلس منحل نشده بود شاه اختيار صدور فرمان نخست وزيرى زاهدى را به دست نمى آورد و مدت اعتبار مجلس هفدهم نيز تا تاريخ ۷ ارديبهشت ۱۳۳۳ همچنان ادامه مى يافت.

فعاليت هاى قانونى مجلس هفدهم عملاً در تير ماه سال ۱۳۳۲ متوقف گرديد و تلاش و مبارزه آيت الله كاشانى و ياران او براى جلوگيرى از رفراندوم و انحلال مجلس و ادامه كار مجلس هفدهم تا پايان دوره قانونى آن به نتيجه اى نرسيد و سرانجام شاه در ۲۸ آبان ۱۳۳۲ به گونه رسمى فرمان انحلال آن را صادر كرد. بنابراين پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عملاً مجلسى وجود نداشت كه آيت الله كاشانى از رياست آن كنار رود. از سوى ديگر به رغم آسيب هاى جدى كه مصدق و سياست هاى انگلستان و آمريكا به حيثيت سياسى آيت الله كاشانى وارد كرده بودند، ايشان هيچگاه منزوى نشدند بلكه سنگين ترين مبارزات را در جريان هاى بعد از ۲۸ مرداد از جمله تجديد رابطه با انگلستان، برگزارى انتخابات دوره هجدهم و مبارزه شديد با قرارداد كنسرسيوم نفت را رهبرى كردند كه همين امر موجب دستگيرى و محاكمه ايشان در سال ۱۳۳۴ گرديد.

جاى شگفتى است كه نويسنده يك مقاله تاريخى در نگارش مهمترين رويدادهاى تاريخ معاصر ايران اين همه نكات خلاف واقع را بيان مى كند. اگر ايشان از اين واقعيت هاى تاريخى ناآگاه بوده اند چگونه به خود اجازه داده اند با اين اطلاعات اندك، چنين مسائل حساس و با اهميتى را به گونه اى گمراه كننده مطرح سازند و اگر آگاه بوده اند كه در اين صورت نوشته ايشان چيزى جز تحريف تاريخ و نشر اكاذيب نمى تواند باشد.

خواهشمندم اين نوشته كوتاه را براى آگاهى و روشن شدن ذهن خوانندگان گرامى روزنامه شرق منتشر نماييد.





 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1142 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.