پنجشنبه 11 دی 1382

سبقت از حادثه

روزنامه شرق -11/10/1382ص4 (متن اصلي)

تجربه تاريخ پيوسته در گوش‌مان زمزمه مي‌كند كه علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد، بايد پيشاپيش حوادث حركت كرد نه اينكه دنباله‌رو حوادث باشيم. غم بم در كمين تهران نيز نشسته است. زمين و طبيعت كار خويش را مي‌كند و ما نيز بايد وظيفه خويش را عمل كنيم. نبايد طبيعت را به خاطر آنچه طبيعي عمل اوست سرزنش كرد. او همواره نهيب مي‌زند كه حادثه در راه است و با آمدنش زانوي غم بغل گرفتن و هيجان ورزيدن و همدلي كردن، گناه كوتاهي ما را نمي‌پوشاند و نمي‌بخشايد. حادثه ناگهان چون آوار مي‌آيد اما نمي‌توان گفت چنان مي‌آيد كه فرصت را سلب مي‌نمايد، زيرا از مدت‌ها پيشتر فرصت داده بود. اگر همين تدبير و بسيج نيرو و امكانات را كه حكومت و رهبرانش پس از واقعه به كار مي‌بندند پيش از آن به كار گيرند ديگر نمي‌توان آنها را مسئول اين فاجعه دانست


روزنامه شرق -11/10/1382ص4 (متن اصلي)

تجربه تاريخ پيوسته در گوش‌مان زمزمه مي‌كند كه علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد، بايد پيشاپيش حوادث حركت كرد نه اينكه دنباله‌رو حوادث باشيم. غم بم در كمين تهران نيز نشسته است. زمين و طبيعت كار خويش را مي‌كند و ما نيز بايد وظيفه خويش را عمل كنيم. نبايد طبيعت را به خاطر آنچه طبيعي عمل اوست سرزنش كرد. او همواره نهيب مي‌زند كه حادثه در راه است و با آمدنش زانوي غم بغل گرفتن و هيجان ورزيدن و همدلي كردن، گناه كوتاهي ما را نمي‌پوشاند و نمي‌بخشايد. حادثه ناگهان چون آوار مي‌آيد اما نمي‌توان گفت چنان مي‌آيد كه فرصت را سلب مي‌نمايد، زيرا از مدت‌ها پيشتر فرصت داده بود. اگر همين تدبير و بسيج نيرو و امكانات را كه حكومت و رهبرانش پس از واقعه به كار مي‌بندند پيش از آن به كار گيرند ديگر نمي‌توان آنها را مسئول اين فاجعه دانست. بناهاي اداري وآموزشي وبيمارستاني ساخته شده پس از انقلاب كه نتوانست در برابر 3/6 ريشتر زلزله مقاومت كند و انسان‌هايي در آن جان باختند، مسئولش كيست؟ سال‌هاست كه گفته مي‌شود زمين خطه پايتخت آبستن بزرگترين زلزله است. بيش از چهل سال پيش كه زمين‌شناسان پيش‌بيني وقوع زمين لرزه تهران را كردند، مديران وقت با طراحي و اجراي كارشناسانه انبوه‌سازي بر اساس پژوهش‌هاي زمين‌شناسي و زيست محيطي در حواشي غربي و شرقي تهران مجتمع‌سازي‌هايي را آغاز كردند كه هم هسته مركزي شهر آسيب نبيند و هم اغتشاش فضايي و نازيبايي بصري پديد نيايد و هم جلوه كوه‌ها و مناظر شمال تهران معدوم نشود. در عين حال فضاي سبز و تفرجگاه كافي ساكنان در مجتمع‌ها تأمين گردد و بناهاي مقاوم در برابر زلزله ساخته شود. شهرك اكباتان و آپادانا آغاز كار بود كه با سرعت پيشرفت مي‌كرد اما اكنون پس از گذشت ربع قرن هنوز تهران نگران آينده است در حالي كه اگر آن انبوه‌سازي‌هابا رعايت استانداردهاي ايمني ادامه يافته بود امروز شاهد بسياري از مشكلات شهرنشيني و از جمله فجايع آينده نبوديم. اگر در بم حدود نيمي از جمعيت آنچنان رقت ‌بار جان باختند زلزله تهران ميليون‌ها انسان را مي‌بلعد و جان مي‌گيرد. آيا آنانكه امروز مقدرات كشور را در دست دارند مسئول مستقيم فجايع فردا نيستند؟ در حالي كه با لغو انواع قوانين دست و پا گير و ممانعت‌ها و ارائه بي‌منت و تكلف تسهيلات براي بازسازي بناها و مجتمع‌سازي‌ها بر اساس استانداردهاي ضدزلزله مي‌توان از بزرگترين تراژدي انساني جلوگيري كرد چرا چنين آسان زمان را كه در اين امر مهم بيش از هر چيز بدان نياز است از كف مي‌دهند؟ تسهيلات، خدمات و امكاناتي كه پس از ويراني يك شهر و مصائب انساني و خانوادگي‌اش بر جاي مي‌ماند اگر فقط بخش كوچكي از آن پيش از حادثه هزينه شود شاهد حوادثي چنين غمبار نخواهيم بود. گويي اربابان قدرت همانطور كه زمزمه تاريخ در باب سرنوشت خودكامگان را به گوش نمي‌شنوند، از تكرار حوادث غيرمترقبه نيز نمي‌آموزند و اگر خوب متعلمي در سياست و مردم‌داري بودند در مقابله با حوادث طبيعي هم‌چنين بودند. شايد به همين دليل است كه از قضا يك همبستگي ميان ميزان دموكراتيك بودن حكومت با چگونگي مواجهه با رويدادهاي غيرمترقبه وجود دارد. اگر در كشوري چون ژاپن با وقوع زلزله 8 ريشتري فقط چند نفر زخمي مي‌شونديا در كاليفرنيا با 5/6ريشتر فقط 2تن از بين رفتند جز به دليل اهميت دادن حكومت و دولتمردان به امنيت و جان مردم نيست. تا كي بايد مدام اخبار زلزله‌هاي مرگبار را در اين ديار بشنويم اما اقدام قاطعي براي پيگشيري از آن ننماييم. بدون شك كنترل همه وقايع غيرمترقبه در توان انسان نيست و كسي چنين انتظاري ندارد اما پيشگيري و كنترل به ميزان مقدور، مطلوب است و معذور نيست.
از جزيي‌ترين تا كلي‌ترين اموري كه مرتبط با سازندگي و پيشرفت است با انواع طمعكاري‌هاي اداري و قوانين آمرانه زمين مانده‌اند.
ساخت و ساز با انواع قوانين دست و پا گير و بدتر از آن تغيير مكرر قوانين روبه‌روست، سرمايه‌گذاري خارجي در بخش مسكن و ساير صنايع با حساسيت بر امور شكلي و نوع پوشش مهمانان خارجي، گرفته تا توهم جاسوسي و طمع اقتصادي، تعطيل يا كند و بي‌ثمر است و آنچه مي‌ماند، چشماني منتظر فجايع آينده و دست‌هايي بسته براي پيشگيري از آن است. پس مديريت و كشورداري چيست؟ امنيت و جان و آسايش شهروندان چه مي‌شود؟ آيا همين كه از ما بهتران در دژهاي ظاهراً آسيب‌ناپذير و بر خوان نعمت و سيري و امنيت نشسته‌اند گمان مي‌برند شهر و شهروندان نيز در امن و امان و مغروق نعمت‌اند؟ لقلقه زبان كردن شعار فقر و ناامني و بيكاري دردي را درمان نمي‌كند و كسي آن را باور نخواهد كرد و جز نمايشي بي‌اثر نمي‌انگارد. آنچه شهروندان مي‌خواهند، عمل است و تساهل ورزيدن به گونه‌اي كه راه را براي سرمايه‌گذاري و تحول بگشايد و بس.

*همزمان با انتشار اين مقاله روزنامه ايران در تيتر اول صفحه1 از قول رييس سازمان مديريت و برنامه ريزي اورده است كه سازندگان بناهاي مسكوني غير استاندارد به ويژه بناهاي دولتي در بم تحت پيگرد قضايي قرار مي گيرند (ايران 11/10/1382)





 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1136 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.