چهارشنبه 23 مهر 1382

تجري جرم و سياست


روزنامه ياس نو-چهارشنبه 23 مهر 1382
تجري جرم يعني جرأت بخشيدن به جرم يا جرأت ارتكاب جرم توسط مجرمين. آن چه در اين باب مذكور مي‌افتد بيان يك قاعده عمومي است و اختصاص به رفتار قوه قضائيه ايران ندارد. اين گفتار همچنين روشن مي‌كند كه چرا در جوامع دموكراتيك،‌ دستگاه قضايي، خود را با پديده‌اي به نام جرم سياسي و مطبوعاتي كه ساخته خود حكومت است درگير نمي‌سازد و از طريق تضمين آزادي بيان، اصل چنين جرمي را منتفي كرده و يا تبديل به استثناء مي‌نمايد.


پديده تجري جرم را در سه زمينه مي‌توان مورد ملاحظه قرار داد.
1- اقتدار سياسي نسبت مستقيمي با جرم دارد. به ميزاني كه اقتدار قضايي در هر جامعه‌اي سست شود، جرم به ويژه از نوع سازمان يافته و خطرناك گسترش يافته و امنيت عمومي را به مخاطره مي‌افكند. از سوي ديگر اقتدار قضايي محصول مستقيم درستي و سنجيدگي خود اين نهاد است. اگر دستگاه قضايي با ارباب مطبوعات و سياست درگير شود و حساسيت‌هاي كاذب و حتي شخصي و يا فرصتي براي شهرت‌طلبي برخي قضات خام و ماجراجو فراهم كند در واقع اقتدار خويش را تضعيف مي‌نمايد. دستگاه قضايي فقط در صورت اجماع ملي درباره خود مي‌تواند با جرم، مقتدرانه مبارزه كند اما در درگيري‌هاي سياسي و حزبي، اين اقتدار فرسايش مي‌يابد و توان جرم زدايي آن به سختي افول مي‌كند.در نتيجه،‌ مجرم جرأت و فرصت ارتكاب جرم را به دست مي‌آورد. بنابراين كاركرد غيرمستقيم ولي وسيع سياسي شدن دستگاه قضايي و مشاهده اين كه هر هفته و هر ماه پرونده‌هاي سياسي و مطبوعاتي در جريان هستند، تجري جرم است. علاوه بر آن، كارگزاران دستگاه قضايي مانند زندانبانان و ساير ضابطين، اعتماد به نفس و احساس مشروعيت كلي خويش را به تدريج از دست مي‌دهند و همين روحيه به گستاخي بزهكاران مي‌انجامد.
2- هنگامي كه قوه قضائيه آسيب‌ديده و احكامش از اعتبار بيفتد،‌ آنگاه قبح محكوميت از ميان مي‌رود. عوامل ديگري هم به زايل شدن قبح محكوميت مي‌انجامند. براي مثال هنگامي كه لباس زندان بر اثر پوشيده شدن بر تن شخصيت‌هاي فكري و سياسي موجه شد و هنگامي كه به جامعه القا شد فرهيختگان نيز مجرم و زنداني مي‌شوند پس جرم لزوماً حقارت‌آميز نيست و مي‌تواند با فرهيختگي جمع شود و هنگامي كه زندان وسيله كسب اعتبار شد، مرز جرم عادي و سياسي در جامعه در هم مي‌ريزد و اعتبار احكام قضايي و قبح محكوميت از بين مي‌رود.
3- اعتبار يا عدم اعتبار دستگاه قضايي از نظر بين‌المللي نيز مي‌تواند نقش مستقيمي در جرم داشته باشد. طبق قوانين بين‌المللي، كشورها ملزم به استرداد مجرمين هستند. اين قانون يكي از راه‌هاي جرم را مسدود مي‌كند. فلسفه قانون استرداد مجرمين اين بود كه افرادي دست به جنايت يا تضييع اموال و حقوق مردم زده و با خروج از مرز در سرزمين ديگري پناه مي‌گرفتند واز مجازات رهايي مي‌يافتند و همين امر از زمينه‌ها و تشويق‌گرهاي جرم و كاهش ريسك جرم بود بنابراين بايد همه جا براي مجرمين ناامن مي‌شد و آنها مي‌دانستند كه در هر صورت از مجازات رهايي نخواهند يافت. اگر يك دستگاه قضايي به گونه‌اي رفتار كند كه اعتبار آن نزد جامعه جهاني از ميان برود و احكام صادره از نظر افكار عمومي معقول و قابل توجيه و دفاع نباشد (چه نسبت به جرائم عادي و چه اتهامات سياسي) در حقيقت اين خود دستگاه قضايي است كه سبب تجري جرم و تشويق آن مي‌گردد زيرا كشورهاي ديگر به خاطر بي‌اعتمادي به عادلانه بودن رسيدگي‌ها حاضر به استرداد مجرمين نمي‌شوند و هركس مي‌تواند با مبادرت به جرم به آن دسته از كشورها مهاجرت كند و ايمني يابد. گسترش اين روند سبب ناامني و تكثير جرم خواهد شد. قوه قضائيه اگرخود فلسفه وجودي‌اش را ناديده انگارد و يا نقض كند، جرم‌زا شده و تلاش‌هايش بي‌ثمر مي‌ماند. در جوامع دموكراتيك با تمام قوا به جنگ جرم مي‌روند اما كمتر موفق مي‌شوند چه رسد به اين كه در جامعه‌اي دستگاه قضايي علاوه بر مبارزه با جرم عادي بار مبارزه با مطبوعات و انديشمندان و فعالان و منتقدان سياسي را هم بر دوش بگيرد. در آمريكا سالانه 18 ميليارد دلار براي مبارزه با مواد مخدر و 16 ميليارد دلار براي مبارزه با فساد هزينه مي‌شود و با 2 ميليون زنداني و رسيدگي به 86 ميليون پرونده در سال مي‌كوشند با جرم مبارزه كنند اما با وجود اين كه در مهار آن كامياب نيستند جامعه به اين دستگاه به چشم يك پناهگاه و ايمني بخش خود مي‌نگرد و حكم آن را قول فصل مي‌داند. آيا در ايران با وجود بيش از 4 ميليون پرونده در قوه قضائيه و درگير بودن يك سوم جمعيت با مسايل قضايي و علاوه بر آن ميليون‌ها مورد جرم غيرآشكار يا بدون پرونده، درگيري با مطبوعات و فعالان سياسي چه نتايجي در بر دارد؟ اين در حالي است كه گسترش آزادي بيان خود يكي از راه‌هاي اصلاح امور و كاهش جرم و جرم‌زايي است.




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1125 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.