سه شنبه 5 آبان 1383

انقلاب نرم ( اميد به دموكراسي در ايران )

بخشهاي عمده اين مقاله كه يك Op-Ed بود در شماره25اكتبر2004-4ابان1383 در روزنامه واشنگتن پست تحت عنوان Hope for Democracy in Iran (اميد براي دموكراسي در ايران) به چاپ رسيد.متن انرا در بخش انگليسي سايت ملاحظه كنيد.
راديو فردا وبي بي سي نيز در همان روز گزارشي از اين مقاله را منتشر كردند.
انقلاب نرم

در اوايل اگوست سال جاري دكتر احمد عثماني رئيس PRI به تهران آمده بود. ديدار و گفت‌و‌گوي صميمانه و طولاني ميان ما رخ داد. بخشي از گفت‌وگوي ما درباره چگونگي همكاري PRI با انجمن دفاع از حقوق زندانيان بود كه من رياست آن را برعهده دارم. احمد عثماني مي‌گفت در افكار عمومي غرب ذهنيت نيرومندي وجود دارد كه در شرايط متصلب ايران امكان تغيير وجود ندارد.
به او گفتم برخلاف ديدگاهي كه تصور اصلاح ناپذيري ساختار ايران را اصل قرار داده است من اعتقاد دارم در سخت‌ترين شرايط به ويژه در جهان ارتباطات امروز مي‌توان كاركرد و تئوري پايه‌اي ما در تشكيل انجمن، اعتقاد به وجود همين فرصت‌ها و روزنه‌ها بوده است. حتي اگر ساختار سياسي متصلب باشد اما اصل بر جامعه است كه از حكومت بزرگ‌تر و منبع اصلي قدرت به شمار مي‌آيد. اما آيا واقعاً تغيير در ايران امكانپذير است؟
اكنون يك گسست تحليلي درباره ايران وجود دارد. در ميان بسياري از سياستمداران ايراني و آمريكايي و اروپايي نگاه تحليلي بر آسمان سياست و قدرت در ايران دوخته شده اما گرانيگاه اصلي تغيير و تحول در بدنه اجتماعي ايران است.
در بطن جامعه ايراني دگرديسي‌هاي عميقي جريان دارد كه نشان مي‌دهد به گفته دوركيم جامعه عينيت، شيئيت و واقعيت دارد يعني مستقل از اراده فرد يا افراد يا حتي ساختار سياسي و تابع قانونمندي‌هاي دروني خويش است و قدرت، فقط يكي از متغيرهاي شبكه عوامل تغيير است.
اكنون به دور از چشم قدرت و مستقل از اراده حكومت هنجارهاي اجتماعي در حال تغييرند و تحولات آرام و آهسته دموكراتيك در بطن جامعه جريان دارد.
انفجار جمعيت جوان و مشكلات وسيع اقتصادي و بحران بيكاري سبب شده است كه حكومت، آموزش عالي را گسترش دهد زيرا به زعم جامعه شناسان يكي از كاركردهاي آموزش عالي به تاخير انداختن ورود جمعيت جوان به بازار اشتغال است و براي حكومت از اين ستون به آن ستون نيز فرجي است در نتيجه اگر ايران در هنگام انقلاب 1979 دويست هزار دانشجو داشت اكنون اين رقم به چهار ميليون رسيده است. يعني جمعيت دو برابر اما دانشجو 20 برابر شده است. پيامد گسترش آموزش عالي، پخش آگاهي در اقصي نقاط و تغيير افكار و هنجارها و فرهنگ است و سطح انتظارات بالاتر مي‌رود و چون ديواري در برابر حكومت قد مي‌كشد.
طي چند سال اخير بيش از 3 هزار NGO در سراسر كشور شكل گرفته است. گر چه فقط بخشي از آنها نهادهاي مدني جدي به شمار مي‌آيند اما اخيراً در يكي از بخش‌هاي حكومت بحث بر سر اين بوده است كه NGO ها دارند نظام را مي‌بلعند و به يك تهديد جدي براي نهادهاي غيردموكراتيك تبديل شده‌اند. اين هسته‌ها چنان به سرعت توليد و تكثير مي‌شوند كه هيچ قدرتي را ياراي جلوگيري از آن نيست. در سفر تحقيقاتي به چابهار كه يكي از توسعه نيافته‌ترين قسمت‌هاي ايران است با شگفتي مطلع شدم تعدادي NGO زنان شكل گرفته است. زني كه عضو يكي از تعاوني‌هاي توليد بود گفت اعضاي برخي از اين NGOها حتي فاقد سواد هستند اما آقاي صادق يكي از مقامات آن منطقه مي‌گفت اين زنان از چنان اعتماد به نفسي برخوردارند كه با مقامات محلي يا مقاماتي كه به آن منطقه سفر نمايند CHALENG مي‌كنند.
در يكي از روستاهاي فيروزكوه كه مردم آن با شهرهاي متروپل ارتباط زيادي ندارند شوراي محلي تشكيل شده است كه به گفته دكتر پرويز پيران كه يك طرح تحقيقاتي را در آنجا اجرا كرده است اين شورا از حيث ساختار دموكراتيك به پيشرفته‌ترين دموكراسي‌ها پهلو مي‌زند. آنان براي تمام امور محل تصميم گيري مي‌كنند NGO تشكيل مي‌دهند و پارك زنان تاسيس كرده‌اند.
در دانشگاه‌هاي نظامي كه تا چند سال پيش دفاع از حقوق بشر اتهام بود امروزه فشار اجتماعي و مقتضيات زمان موجب گنجانيده شدن مباحثي درباره حقوق بشر شده است. جامعه در حال‌گذار از سنت به مدرنيته دچار بي‌هنجاري مي‌شود و بي‌هنجاري‌هاي موجود نشانه يك‌گذار و تحول است. از اينرو افزايش 20 درصدي آمار طلاق از يكسو ناگوار است و از سوي ديگري نشانه تغييراتي در مناسبات سنتي زناشويي و برابري‌طلبي زنان در حقوق فردي و اجتماعي است.
مشاركت زنان افزايش يافته است و امروزه 60 درصد دانشجويان را زنان تشكيل مي‌دهند از ميان 5750 ناشر تعداد 717 موسسه يعني 4/12 درصد را زنان تشكيل مي‌دهند. 22 درصد روزنامه‌نگاران در انجمن صنفي مطبوعات و 8 درصد مديران مسئول نشريات را زنان تشكيل مي‌دهند كه در مقايسه با آمار نازل چند سال پيش نشانه جهشي در نقش زنان در عرصه عمومي است هر چند در ساختار سياسي چنين رشدي مشاهده نمي‌شود.
چالش‌هاي فكر ديني در ايران امروز نيز نشانه ديگري از جريان تحول در نگرش ديني و دموكراتيزه شدن آن است. از نظر جامعه‌شناختي همه اينها علائم شكل‌گيري يك جنبش اجتماعي به شمار مي‌آيند كه نمي‌توان آنرا خاموش كرد.
آموزش و ارتباطات، تغييرات درون جوش را به وجود آورده است و نيازي به تحميل تغيير از بيرون نيست. هنگامي كه اندام جامعه رشد مي‌يابد و جامه حكومت بر آن تنگ مي‌شود اين جامه بايد نوسازي شود و ظرفيت خود را توسعه دهد و گرنه دريده خواهد شد. جامعه توده‌دار و اتميزه شده يا جامعه شبه توده‌وار در برابر ساختار قدرت ضعيف است و افراد آن مانند مجموعه صفرهايي هستند كه حاصل جمع آن صفر است ولي اگر يك عدد يك كنار آنها قرار گيرد به عددي نيرومند و بزرگ تبديل مي‌شوند. از نظر جامعه مدني اين عدد يك «تشكل‌هاي مدني» هستند. بنا بر اين تقويت حوزه اجتماعي و جامعه‌مدني در برابر قدرت از طريق تشديد فرآيند تشكيل نهادهاي صنفي و NGOها كه جامعه توده‌وار به جامعه شكل يافته تغيير مي‌دهد يكي از راهكارهاي اساسي و عملي تغيير است، بايد مشاركت انبوه خلق را به مشاركت جامعه مدني تبديل كرد.
فشار تغييرات نيرومند و بدون توقف و برگشت ناپذير در درون جامعه ادامه دارد و اگر حكومت دست به اصلاح ديرهنگام بزند و يا متوسل به سركوب شود، تجربه تاريخي بسياري از كشورها نشان مي‌دهد كه بيگانه گزيني به عنوان پديده‌اي كه محصول سركوب داخلي است مشروعيت و توجيه مي‌يابد. سرنوشت ناپلئون، استقبال جمعي از ايراني‌ها از ارتش روس در 1827م، بي تفاوتي مردم در برابر اشغال ايران در شهريور 1320، استقبال مردم افغانستان و عراق از مهاجمان خارجي در جنگ 1381 و 1382 فقط نمونه‌هايي از بسيار است. اما چنين روندي مي‌تواند انقلاب نرم و انقلاب نرم‌ها را دچار سكته و اختلال سازد و هزينه‌هاي گزافي را به بار آورد. همانطور كه روش‌هاي خشونت‌آميز و غيرمدني براي اعمال تغيير همين پيامدها را خواهد داشت. اقتدارگرايان با ايجاد انسداد سياسي در حال توجيه دو مقوله «خشونت» و «بيگانه‌گزيني» هستند. در حالي كه تغيير نه تنها ممكن بلكه حتمي است.
حقوق بشر امروزه به صورت يك هنجار بين‌المللي و جنبش جهاني در آمده و همانطور كه در آمريكا و اروپا نيز با موارد نقض حقوق بشر برخورد مي‌شود اين فشارها براي پيشرفت حقوق بشر در ايران نيز موثر و لازم است. تا زماني‌كه مبارزه با مالاريا به صورت منطقه‌اي صورت مي‌گرفت مالاريا بود و همواره قرباني مي‌گرفت اما هنگامي كه عزم و همبستگي جهاني براي مبارزه با مالاريا به وجود آمد اين بلا از كره زمين ريشه كن شد. بايد روش مبارزه با مالاريا را به الگوي مبارزه با نقض حقوق بشر و ساختارهاي خودكامه تبديل كرد. ما گرفتار استبداد اجتماعي هستيم نه استبداد سياسي. استبداد سياسي برآمده از ساختارهاي فرهنگي و اجتماعي هر جامعه است. مادامي‌كه روابط پدر و مادر و فرزندان، مناسبات معلم و دانش‌آموز، مدير كل و كارمندان و همچنين شهروندان با يكديگر دموكراتيك نباشد و آمرانه و خودكامانه و بدون پاسخگويي باشد نمي‌توان انتظار داشت ساختار سياسي دموكراتيزه شود. ميان ساختار سياسي و جامعه رابطه ديالكتيكي و تاثير متقابل وجود دارد. بنابراين مبارزه با مالارياي خودكامگي و نقض حقوق بشر بيش از آنكه به تجهيزات نظامي و سخت‌افزار نيازمند باشد محتاج مبارزه فرهنگي و امكانات نرم افزاري است. انقلاب نرم‌ها و انقلاب نرم.
در نتيجه اين پرسش كه آيا در ايران تغيير ممكن است يا نه پرسش دقيق و درستي نيست. واقعيت اين است كه جامعه يك پديده سيال و دائماً متحول و پوياست و جامعه ايران نيز در حال تغيير است. ما به پيشرفت اميدواريم زيرا اميد موتور حركت و تلاش و در جامعه امروز ما نااميدي عاملي بازدارنده و دشمن دموكراسي است پس بايد صورت مسئله را اينگونه مطرح كرد كه با اين تغيير چگونه بايد مواجه شد و اين اميد را چگونه بايد تقويت كرد؟




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 November 2017 [3]
 October 2017 [4]
 September 2017 [4]
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1153 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.