جمعه 18 مهر 1382

مصاحبه با بي بي سي درباره زندان و زندانيان عقيدتي، مطبوعاتي، سياسي

18 مهر 1382

من مسعود بهنود به اتفاق پدرام فرزام تهيه كننده برنامه در خدمت شما هستيم موضوع اين هفته همانطور كه مي دانيد زندانيان عقيدتي و سياسي هستند به عنوان چالشي در برابر حكومت ايران. نهادهاي بين المللي موافق حقوق بشر هر هفته بيانيه‌هايي به خاطر زندانيان سياسي عليه جمهوري اسلامي صادر مي‌كنند. رئيس جمهور ايران به گفته معاون حقوقي ايشان 30 نامه درباره زندانيان سياسي و مطبوعاتي نوشته وكميسيوني را مامور اين كار كرده، مجلس كميسيون دائمي را براي رسيدگي به اين امر تشكيل داده بسياري از محافظه‌كاران به اعتراض مي‌گويند اصلاح طلبان حاضر در دولت و مجلس همه كار خودشان را و همه كار مملكت را گذاشته‌اند و شب و روز درباره چند زنداني صحبت مي‌كنند از ديدگاه آنها دنيا هم همه كار خودش را گذاشته و بر سر موضوع زندانيان سياسي ايران به فشارهاي سياسي روي آورده است اين مجموعه همه حكايت از وضعيت نامتعادلي مي‌كند. صدايي كه مي‌شنويد گفت و گويي است كه خبرنگار برنامه فارسي بي بي سي چند روز پيش در حالي كه يك روز به آزاد شدن محسن سازگارا باقي مانده بود پشت در زندان اوين با مادر او انجام داده است.


مادر سازگارا:« ما همين الان هم دم در زندان اوين ايستاده‌ايم از ساعت 6 كه امروز رفتيم پيش آقاي مرتضوي به ما فرمودند ساعت 6 بياييد دم زندان خواهر و برادرهاش همه بيايند محسن را ببينند از ساعت 6 تا حالا خواهر و برادرها، بنده‌هاي خدا با ترافيك به اين سنگيني تهران خود من و خانمش اينجا ايستاده‌ايم هنوزم هيچ خبري از بچه نيست خود آقاي مرتضوي دست خط نوشته اسم همه خواهر برادرها را هم نوشته زيرش را امضاء كرده دادستاني داده ما آورديم اينجا ولي همون دم زندان ايستاده‌ايم همه بچه هام هم ايستاده‌اند خانم و پسر و همه ايستاده‌ايم . به موبايل آقاي مرتضوي زنگ بزنيم شايد ملاقاتي بده نمي‌دونم شايد محسن اصلا توي بيمارستانه يا خدايي نكرده بلايي سرش اومده كه نمي‌دونم چي شده اگر اينجا بود لااقل ملاقات مي‌دادند».
شنوندگان ما با شنيدن انواعي از اين گونه صداها و اين گونه اخبار نگراني خودشان را با اين سوال بيان مي‌كنند كه چرا به اين وضعيت پايان داده نمي‌شود در برنامه امشب آقاي عمادالدين باقي جامعه شناس و پژوهشگر و همين طور خانم نرگس محمدي همسر آقاي تقي رحماني كه ايشان هم پژوهشگر و از زندانيان موسوم به ملي ـ‌ مذهبي هستند و اكنون هم در زندانند شركت دارند من ابتدا از آقاي باقي مي‌پرسم چرا؟
باقي: به اعتقاد من الان جناح ضد اصلاحات هيج راهي ندارند. اين ها محبوبيت ندارند مشروعيت هم ندارند يگانه ابزاري كه در دستشان مانده براي ايجاد ارعاب و انفعال در توده مردم و در اصلاح طلبان استفاده از ابزار زندان است اگر اين ابزار را هم از اين ها بگيرند ديگر هيچ چيزي در دست ندارند و شايد 24 ساعت هم نتوانند دوام بياورند.
بهنود: بله خانم محمدي شما هم جواب بدهيد؟
متاسفانه مسئله زندان در ايران يكي از مسائل روزمره و رايج شده و ايران به عنوان بزرگترين زندان روزنامه نگاران مطرح مي‌شود و همين طور كه شما گفتيد آقاي خاتمي مرتب دستور مي ده و شوراي نمايندگان هم درگير هستند و به نظر مي‌رسد كه از سال 1376 در رويارويي جناح اصلاح طلب با جناح ضد اصلاحات، جناح اقتدارگرا از ابزار و امكانات خودش به شكل متشكل و مفيد و كاملا برنامه ريزي شده در راستاي استراتژي كسب پيروزي با ايجاد رعب و وحشت بهره گرفته و در اين راستا مسئله زندان لبه تيز تيغ تهديد كنندة شاهرگ اصلاحات است و در دست جناح انحصار طلب تا به حال كار خودش را انجام داده است.
بهنود: خب كماكان اين سوال باقي مي‌ماند سوالي كه يكي از شنوندگان ما به اسم فرشته .ن . پرسيده است: فارغ از دعواي دو جناح و فارغ از اين كه زندان يك وسيله‌اي است كه يك جناح قدرت خودش را به جناح ديگر كه مردم را با خودش دارد به رخ بكشد ولي وقتي كه وضعيت كلي حكومت مطرح مي‌شود اين سوال آيا در ذهن تصميم گيرندگان پيدا نمي‌شود كه اين وضعيت به تصوير عمومي مملكت و نظام جمهوري اسلامي لطمه وارد مي‌كند؟ آقاي باقي!
باقي : اتفاقا نكته درد آور اين است كه تمام اقداماتي كه در اين چند سال صورت گرفته توسط يك اقليت بسيار كوچك در يك قوه و نهاد صورت مي‌گيرد يعني از باب تشبيه درست مثل عراق كه يك ليست 55 نفري برايش تهيه شد در ايران هم در واقع يك جمع محدودي هستند كه ملت را دارند تحقير مي‌كنند و جريان طبيعي دموكراسي را آلوده و در آن اخلال مي‌كنند و چون نهادهايي كه پاسخگو نيستند اين ابزار را در اختيار دارند و مي‌توانند عمل بكنند اگر مردم و بعضي اصلاح‌طلبان اين واقعيت را درك كنند و بدانند كه آن ها خيلي شكننده تر و آسيب پذير تر از اين هستند كه تصور مي رود مطمئنا شرايط تغيير خواهد كرد و يك مقدار اصلاح طلبان با ابتكاراتي نظير روزه و تكرار اين جور اقدامات هزينه اين روش‌ها را بالا ببرند و طبيعي است كه در اين راستا حيثيت كلي نه فقط نظام جمهوري اسلامي بلكه حيثيت كل جامعه ايراني در جامعه جهاني آسيب مي‌بيند.
بهنود: گوش كنيد به صداي الهام يك دانشجوي جوان ايراني و ببينيم كه درباره كل اين وضعيت يعني درباره وضعيت زندانيان عقيدتي و سياسي به عنوان يك چالشي در برابر حكومت ايران چه مي‌گويد؟ا
لهام: فقط اين از نظر من اين را نشان مي دهد كه قابليت انتقاد و نكات منفي در دورن اين ها خودش يك نوع ضعف است و اين‌ها فقط سلاحي را كه باهاش توانسته به مقابله بپردازند خشم است و خشم خودش نقطه ضعف است يك نوع ضعف كه در درون اينها ديده مي شد ولي خود حكومت ايران خوب مي‌داند كه هر چي روي زندانيان اصلاح طلب يا هر كدام از گروهها، فشار را زيادتر كند در نتيجه اعتماد مردم و آن نقاط مثبت را كم مي‌كند ولي فشار افكار عمومي هم باعث مي‌شود كه اين‌ها وادار بشوند كه فشارها را پايين بياورند و به فرض با آزاد كردن اينها پس از مدتي.
بهنود: از پدرام فرزاد تهيه كننده برنامه خواهش مي‌كنم چند تا از ايميلها را هم براي ما بخوانيد:
پدرام: من سعي مي‌كنم آقاي بهنود دست چيني از موافقين و مخالفين در مورد نكاتي كه مطرح شد ارائه بكنم شنونده اي بنام علي از تهران ايميلي زده خيلي كوتاه مي‌گويد براي غربي‌ها اين ها زنداني سياسي‌اند ولي براي ما اين ها عوامل بيگانه‌اند شنونده ديگري به اسم احمدي از مشهد مي‌گويد شما هميشه در مورد اسرائيل دوست انگليسي‌ها كه چند هزار از مردم فلسطين را در زندان كرده هيچ نكته اي نمي‌گوييد يا جرات پرداختن به آن را نداريد ولي در ايران عده‌اي هستند كه هنجارهاي سياسي و اجتماعي را مي‌شكنند به نظر من يكي از راه هاي مبارزه با هنجار شكني همين مجازات و محكوميت زندان است كه شما به عمد شما اين مسئله را بزرگ‌تر از آنچه هست جلوه مي‌دهيد شنونده ديگري از تهران به اسم رضا اخگر مي‌گويد اصولا حاكميتي كه بر حق باشد نبايد از مخالفان سياسي‌اش واهمه داشته باشد حتي اگر آنها عوامل بيگانه باشند. زندان بسان ابزاري زشت هميشه مورد كاربرد حاكمين ستمگر بوده جمهوري اسلامي نيز بنا به ذاتش باز هم زنداني خواهد كرد و زنداني كردن مخالفان در نهايت به زيان حاكميت خواهد بود.
شنونده ديگري به نام عباس ترابي از تهران مي‌گويد به نظر من حقوق بشر درتمام جوامع نقض مي‌شود شايد در جوامع توسعه يافته موارد نقض آن كمتر باشد و در جوامعي مثل ما بيشتر، اما مطلب مهم در ارتباط با ايران اين است كه افراد فرهيخته و نو انديش بيشتر از ديگر اقشار جامعه حقوقشان نقض مي شود زيرا از نظر رژيم اسلامي فكر كردن بزرگترين گناه است. شنونده ديگري بنام علي اكبر محمدزاده از قزوين مي گويد در حكومتهايي كه با سبك و سياق دين و دين سياسي حكومت مي‌كنند هر گونه شكنجه و آزار و حتي اعدام امري طبيعي محسوب مي شود و آن گونه كه افكار عمومي در داخل و خارج بدان فكر ميكنند هرگز دولتمردان به آن نمي‌انديشند. اين گونه تصور براي دستگاه هاي قضايي جريانهاي تندرو مثل حاكمين ايران هست كه مخالفان نظام، كافر، ملحد، ضد انقلاب و مفسد هستند و جان و مال و ناموس آنها را بر خود حلال مي‌دانند.
شنونده ديگري است به اسم كوروش از تهران مي‌گويد موضوع زندانيان سياسي در كشور ما چيز تازه‌اي نيست در كشورهاي ديگر هم وجود دارد اما نكته اي كه در ايران موجب نگراني است نحوه رفتار با اين زندانيان، نحوه برگزاري محاكمات و گاه بي اطلاعي و بي خبري از آنهاست كه اظهار اميدواري مي‌كند كه با مشاركت و فشار سازمان‌هاي بين المللي اين گونه افراد بتوانند از حقوق و پوشش و حمايت قضايي بهتري برخوردار باشند. شنونده ديگري هست بنام م ـ‌ الف از تهران كه مي‌گويد به عقيده من تقسيم بندي حكومت در ايران به دو دسته اصلاح‌طلب و محافظه كار اشتباه است به اين دليل كه اين‌ها در كل در يك حاكميتند و از جمله مسئله زندانيان سياسي همه موضوعاتي فرعي است مسلما كل حاكميت به روال برخورد فعلي‌اش با زندانيان سياسي ادامه خواهد داد تا زمانيكه اصل نظام دچار تهديد نباشد.
بهنود: اين تصوير كلي است و پراكنده از آنچه كه شنوندگان ما در ايميلهاي خودشان بيان كرده بودند.
خانم محمدي: ببينيد يك برخورد دوگانه اي در رابطه با مسئله زندان از سوي مقامات و مسئولان بلند پايه نظام مطرح هست و او هم اينكه اگر نگاهي به موضع گيريهاي مقامات ايران در رابطه با مسئله زندان و سلول انفرادي در همين هفته هاي اخير بيندازيد مي بينيد كه صحبت‌ها و بحث‌ها و موضع‌گيريها به گونه اي هست كه گويي دنياي خواسته‌هاي اينها دنيايي متفاوت از اون چيزي هست كه در جامعه عمل مي‌شد در واقع هيچ كس از سلول انفرادي و از اين ابزار در برخورد با زنداني سياسي حمايت نمي‌كند. هيچكس از زندان حمايت نمي‌كند و هيچ كس از ظلمي كه در حق خانواده‌ها روا داشته مي‌شود حمايت نمي‌كند حتي آقاي ‌شاهرودي (رئيس قوه قضائيه) در موضع‌گيري اخيرشان نسبت به مسئله زندان به عنوان ابزاري در دست قوه قضائيه كه حتي مخاطراتي را براي خانواده‌ها بوجود مي‌آورد ياد كرده و آن را امري مذموم تلقي كرده. در واقع گويي كه در جامعه ايران هيچ كس طالب اين وضعيت نيست و در واقع زندان به عنوان يك پديده و يك شيوه مذموم و غير قابل دفاع مطرح هست در جامعه ايران و در واقع موضع گيري مقامات ايران هم به اين سمت و سو هميشه جهت گيري شده ولي مي بينيد كه اين عمل يعني بهره گيري از اين شيوه در برخورد با نيروهاي سياسي به چشم مي‌خوردو اين يك دوگانگي در حاكميت جمهوري اسلامي ايران هست نسبت به اين برخوردهايي كه انجام مي‌شود.
بهنود: آقاي باقي شما چند ماه پيش بعد از 3 سال از زندان بيرون آمديد بنابراين هم در آن طرف ديوار و هم در اين طرف ديوار تصويري از اين وضعيت زندانيان عقيدتي و سياسي داريد شما چه مي گوييد:
باقي: با توجه به اين كه نقطه نظراتي كه از شنوندگان برنامه پخش شد خيلي پراكنده بود من هم چند تا نكته پراكنده را اشاره مي كنم: يكي اين كه به هر حال درست است كه طرف مقابل از اين ابزار استفاده كرده اما متقابلا استفاده از حربه زندان موجب فرسايش هر چه بيشتر موقعيت او چه در موقعيت اجتماعي و چه در ساخت قدرت شده واز طرفي در واقع زندان همانطور كه قبلا هم گفته‌ام تنها تير در تركش بوده و چون اينها به كرات مورد استفاده قرار گرفته و به تدريج دارد به سويي مي‌رود كه زندان از اثر بيفتد و ديگر كارآمد نباشد بنابراين از اين به بعد ديگر تفنگ نيروهاي ضد اصلاحات خالي است و هيچ كس از تفنگ خالي نخواهد ترسيد اوايلي كه افراد را مي گرفتند و زنداني مي كردند هر يك زنداني موجي مي‌آفريد اما آنها اينقدر اين عمل را تكار كردند كه شما اين روزها هر روزنامه را كه باز مي‌كنيد خبر بازداشت و توقيف مكرر در روزنامه مي‌آيد و آنقدر عادي شده كه به حاشيه خبرها رانده شده چون جنس خبر خيلي تكراري است.
اون‌ها با اين هدف كه زنداني كردن را عادي كنند پي در پي افراد را مي بستند و محبوس مي‌ساختند ولي به روي ديگر سكه نينديشيدند. يعني اينكه متقابلا اين زنداني كردن ها باعث شدن كه زنداني شد هم يك امر عادي شود و ديگر كسي ترس از زندان مثل سابق ندارد يكي از مهمترين چيزهايي كه براي تحقق دموكراسي لازم است همين است كه ابزارهاي ضد دموكراتيك مانند زندان در عرصه سياست بي اثر شوند و اين اتفاق به دست نيروهاي مخالف اصلاحات دارد مي‌افتد البته مشروط بر اينكه اصلاحگرايان و مردم بتوانند از اين موقعيت به خوبي استفاده كنند براي بي اعتبار كردن زندان.
بهنود: بشنويم صداي مريم عبدي را، مريم عبدي دختر عباس عبدي است كه گرچه برخورد زندان با او و برخورد او با زندان از جنس و نوعي ديگر بوده است ولي در ماههاي گذشته يكي از پر سر و صدا ترين و پر تنش ترين زنداني‌ها بوده است عباس عبدي متعاقب آخرين اطلاعاتي كه داده شده بيش از بيست روز است كه در اعتصاب هاي جديدي به سر مي برد اما مريم در مورد وضعيت كل زندانيان، زندانيان سياسي و عقيدتي در ايران صحبت مي‌كند:مريم عبدي: مشكلي كه اين افراد توي زندان دارند و مشكلات ديگري كه در جامعه ما هست برمي‌گردد به سيستم قضايي و سيستم قضايي ما منشعب شده از سيستم حكومتي ما است. يعني تا وقتي كه ما نتوانيم بپذيريم كه يك صداي مخالفي هم در جامعه وجود دارد و ما بايد به آن صداي مخالف احترام بگذاريم اصلا مشكل ما حل نمي‌شود. حالا ما بفرض خيلي خيلي محدود قبول كنيم كه مثلا آقاي عبدي با حمايت دوستانشان و فشار خانواده يا به دليل اين كه در سيستم قضايي ايران... آزاد بشوند باز هم من فكر نمي‌كنم مشكلي از مشكلات جامعه ما حل شود چون هنوز تعداد بسياري زيادي زنداني سياسي در زندانهايمان داريم كه بخاطر شناخته نشده بودن و اينكه خانواده‌هايشان به جايي دسترسي ندارند اينها همون تو مانده‌اند. به نظر من دركوتاه مدت اگر ما بخواهيم سيستم قضايي را بررسي كنيم چون دستگاه‌هاي داخلي ما دو بخش هستند يك بخشي از آنها مخالف اين سيستم هستند يك بخشي هم موافق، بخشي كه مخالفند از جمله مجلس يا چند تا نهاد ديگر اينها كه ديديم زورشان نرسيد توي اين 6 سال كاري را بخواهند انجام بدهند مي‌ماند آن بخش كه آن بخش هم دارد كار خودش را انجام مي‌دهد. من فكر مي‌كنم اگر توي كوتاه مدت بخواهند حركت يا اتفاقي در اين قضيه بيفتد يا فشارهاي خيلي شديد مردمي بايد باشد خيلي شديدتر از 18 تير يا فشارهاي شديد خارجي. چون با اين روال لابي هاي اصلاح طلبها من فكر نمي‌كنم ما به جايي برسيم.
بهنود: بله چند تا از ايميلها را هم بشنويم:
پدرام: شنونده‌اي به اسم مرتضي شيراني از اهواز گفته كه يكي از مسائلي كه در هر جنبش و هر حركتي پيش مي‌آيد رفتن آزاديخواهان به زندان است و هزينه‌اي است كه بايد پرداخت شود. منتها درباره اينكه اميدي به آزاد شدن زندانيان عقيدتي هست يا نه مي‌گويد ممكن است اگر دقت بكنيم به حوادث بعد از سال 1379 متوجه مي‌شويم كه تعدادي از زندانيان در ايران آزاد شدند و بعد اشاره مي كند به مورد آقاي عبدالله نوري و همين‌طور مورد روزهاي اخير محسن سازگارا و احمد زيدآبادي ايشان خوش بين هستند كه ممكن است تحت فشارهايي از اين نوع تعداد ديگري از زندانيان آزاد بشوند.
شنونده ديگري به اسم اختصاري ح از تهران مي‌گويد آزاد كردن زندانيان سياسي در ايران باعث احساس پيروزي و شوق در مردم كشور خواهد شد به نظرم حكومت قصد آزاد كردن زندانيان را ندارد مگر شرايطي پيش بيايد كه تحت فشار مردم يا اعمال دخالت از سوي كشورهاي خارجي و باز شنونده ديگري به نام بابك از مشهد مي‌گويد از زماني كه جنبش اصلاحات آغاز شده براي همه اين مشخص بوده كه تعدادي از پيشروان اين جنبش ممكن است به زندان بيفتند، ولي در شرايط كنوني ايشان نظرشان اين است كه حكومت در شرايطي قرار گرفته كه نمي‌تواند هيچ گونه انتقاد و مخالفتي را از هيچ جناحي تحمل كند و به خاطر همين هيچ نظري و يا طرح و ايده‌اي براي آزادي زندانيان در دستور كارندارد چون اگر محافظه كاران قصد آزادي زندانيان را داشتند از ابتدا اصلا به دستگيري آنها مبادرت نمي‌كردند.
بهنود: به ستون پيام‌گير راديو بي بي سي برويم در آنجا چند نفر از شنوندگان ما در مورد آزادي زندانيان يا بر عكس نااميدي به آزاد نشدن آنها و ادامه پيدا كردن زندانها گفته‌اند اما از آن ميان يكي را بشنويد:
يك شنونده: فشارهاي بين المللي بيش از پيش به ايران وارد مي‌شود و مي‌شود گفت كه به هر حال اينها تاثير گذار است در وضعيت زندانيان سياسي و وضعيت اپوزيسيون در ايران چون همينطور كه مي‌بينيم سازمان عفو بين الملل خيلي پيگيري مي‌كند وضعيت زندانيان را و حقوق بشر سازمان ملل همينطور و اينها همه تاثير گذار خواهد بود اين تحريم‌هايي كه عليه ايران مي‌شود خيلي تاثير گذار خواهد بود تحريم هايي كه از طريق اتحاديه اروپا باشد و الان مي‌شود گفت بزرگترين چالش خودش را جمهوري اسلامي دارد در مورد همان فعاليتهاي اتمي كه واقعا مشكل بزرگي برايشان ايجاد كرده و با گرفتن به فرض چند نفر فعال سياسي، روزنامه نگار و دانشجو مسئله اينها حل نمي‌شود وضعيت اينها به نقطه باريكي رسيده.
بهنود: فشارهاي خارجي موضوعي است كه درباره‌اش فراوان گفته مي‌شود در ميان ايميلها و همينطور در ميان پيامهايي كه شنوندگان روي پيام گير باقي گذاشته بودند درباره اين موضوع مانند پيامي كه مي‌شنويد زياد گفتگو مي‌شود آقاي باقي نظر شما چيست؟
باقي: شما فشارهاي خارجي را بايد به موازات حوادث داخلي و جريانات داخلي ببينيد از يك طرف در داخل وضعيت نيروهاي اقتدارگرا به گونه اي است كه اينها يقينا قادر به سركوب كامل نيستند و اگرتوانسته بودند بدون شك همان 5 ـ‌6 سال پيش اين كار را كرده بودند و هر چه زمان گذشته اين قدرتشان را بيشتر از دست داده‌اند و زندان هم از اثر افتاده و اگر نيروهاي اصلاح طلب همانطور كه قبلا هم گفته‌ام استراتژي پر كردن زندان ها را در پيش بگيرند يعني بگويند كه وقتي ما نمي توانيم كاري بكنيم و فضا بسته است و جامعه به شكل يك زندان بزرگ است به جاي اينكه بنشينند تا اين‌ها را دانه دانه بازداشت كنند خودشان به سمت زندان بروند و خواهان زنداني شدن بشوند اينجوري زندان هر چه بيشتر از اعتبار و ارزش مي‌افتد بنابراين جناح اقتدارگرا بايد برود و فكر ديگري براي خودش و آينده‌اش كند، قطعا اگر اين تحركات داخلي وجود داشته باشد و فشارهاي بين المللي (هم وجود داشته باشد) آن هم در دنيايي كه كشورها مانند جزيره ‌هاي مستقل از هم نيستند مانند يك خانواده بزرگ جهاني هستند كه سرنوشتشان به همديگر پيوسته است و نمي‌توانند نسبت به ناامني‌ها در يكي از اين كشورها بي‌تفاوت باشند بدون شك فشارهاي آنان هم تاثير مثبتي خواهد داشت و در حال حاضر هم شايد وجود اين فشارها است كه كمك مي‌كند به داخل كه گاهي اوقات يك ترمزي بشود براي فشار بيشتر روي منتقدين و روشنفكران.
بهنود: بنابراين دو نظر در پيش آمد يكي آنچه كه آقاي باقي اشاره كردند و يكي آن كه روز چهارشنبه روزنامه ياس‌نو در سر مقاله خودش نوشته بود بااشاره به امواج مثبتي كه آزادي‌هاي محدود چند روز گذشته پيش آورده است در بين مردم اشاره كرده بود به اينكه اين خودش نشاندهنده اين است كه روشهايي وجود دارد كه مي‌شود جامعه را آرام و راضي كرد و خوشحال كرد علاوه بر آن مي‌شود اضافه كرد كه در همين چند ماه حكومتهاي مصر، اردن، سوريه و حتي دولت سابق عراق قبل از فروپاشي با آزاد كردن زندانيهاي خودشان كوشيدند به وفاق و همدلي عمومي در لحظات بحراني تاريخ خودشان نزديك شوند. موضوع زندانيان عقيدتي چنان موضوع پرچالش و گفتگويي است تصور مي‌شود كه با چند ساعت هم نتوان شمايي از آن را بدست داد من از پدرام فرزاد مي‌خواهم كه فقط چند تا از ايميلها را با شما در ميان بگذارند.
پدرام فرزاد: شنونده‌اي هست به اسم فرهاد رجبعلي، من يك قسمت از ايميلشان را مي‌خوانم مي‌گويد كه آنقدر (اشاره به حكومت مي‌كند) مي‌گويد ديكتاتوري در ايران سالهاست حكومت داشته و آنقدر در كور نگاه داشتن دريچه اصلاحات رژيم فعلي سرسختي مي كند كه در فرجامش مجبور است سد شكسته را رها كنند و بعد هم اضافه مي‌كند كه اين مثالي است تاريخي و اعتقاد قلبي وافر به آن دارم روزي مي‌آيد كه در حكومتها نه از زندان خبري باشد نه از ديكتاتوري در كشورما.
شنونده ديگري به اسم علي اميني باز از ايران مي‌گويد رژيم جرم سياسي را مانع از تعريف آن مي‌شود و بارها حكامش و بخصوص رئيس پيشين قوه قضائيه اعلام مي‌كرد كه ما زنداني سياسي نداريم از چنين حكومتي انتظار ديگري نمي‌توان داشت اين حاكميت عنواني به اسم مخالف در هر صورت آن را نمي‌پذيرد زيرا هر برخورد مسالمت آميز از سوي حكومت با زندانيان يك نوع مصحلت انديشي نابخردانه از جانب حكومت بوده و اينها ناشي از نداشتن برداشت صحيح از حكومت است.
شنونده ديگري با نام محمد و فاميلي سين از اصفهان مي‌گويد كه خوش به حالتان كه نفستان از جاي گرم درمي‌آيد. اگر در ايران بوديد و مثل من از لباس شخصي‌ها كتك مي خورديد از اين حرفهاي قشنگ نمي‌زديد حكومتي كه زندانش را براي دانشجويان و معلمان و روشنفكران ساخته باشد و نه براي امثال شهرام جزايري ها عاقبتش معلوم است روزي خواهد رسيد كه مسئولان اين مملكت هم مثل هيتلر خودكشي كنند.
بهنود: گوش بدهيم به نظر مهرانگيز كار كه هم خود زنداني سياسي بوده است و هم همسر ايشان سيامك پورزند يكي از پر سر و صدا ترين زندانيان مطبوعاتي سالهاي اخير است بفرماييد:
مهرانگيز كار: ظرفيت حكومت ديني براي سركوب خيلي بالاست، بالاتر از هر نوع استبداد و ديكتاتوري است ولي در عين حال كه اين ظرفيت‌ها را دارد حكومت ديني واكنشهايي را كه نسبت بهش هست خيلي قوي و نيرومند است و نمي‌تواند به كمك سركوب كردن آن تفكري را كه در جامعه بعد از سالها حكومت ديني شكست‌هايي درهمه زمينه‌ها خورده و رو به رشد است متوقف كند اين هست كه به نظر من اين بگير و ببندها هر چند كه جمهوري اسلامي از همه ظرفيتهايش براي سركوب به نظر من استفاده نكرده اما در هر حال در اين زمينه كاملا مشخص است كه شكست خورده البته مي‌توان گفت كه تا حدودي براي ايجاد سكوت در جامعه توفيق پيدا كرده ولي ايران در مركز توجه جهانيان قرار گرفته و اين بخت ايراني امروز است كه بايد برايش خيلي ارزش قائل شد و همين توجه جهاني و غليان داخلي و اطلاعي كه مردم پيدا كردند از چگونگي رفتار با زندانيان سياسي و مطبوعاتي باعث خواهد شد كه جمهوري اسلامي نتواند از ظرفيت كامل سركوبش استفاده كند و به هر حال هر چند كه مي توانيم آينده را پيش بيني كنيم اما انفجاري در پيش است.
بهنود: آقاي باقي شنوندگان ما مي‌خواهند نظر شما را درباره آينده در يك جمله بدانند.
باقي: مجموعا به آينده خيلي خوش بين هستم و ترديد ندارم كه فرداي ما بهتر از امروز و ديروز خواهد بود و مطمئن هستم تمام اين تلاش هايي كه انجام مي‌شود بذرهايي هستند كه قطعا جوانه خواهند زد زندان غير انساني‌ترين شيوه عليه مخالفان است و بايستي به آن خاتمه داده بشود.
بهنود: برنامه امشب را با وجود اينكه دامنه اين بحث هنوز جمع نشده است با تشكر از سركار خانم محمدي و همينطور آقاي عمادالدين باقي به اتفاق پدرام فرزاد تهيه كننده برنامه به پايان مي‌برم با اميد بسيار شب خوش.





 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 October 2017 [3]
 September 2017 [4]
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1149 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.