یکشنبه 23 اسفند 1383

پاسخ مدير مسيول مجله جامعه نو به جوابيه وزارت ارشاد

روزنامه شرق دوشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۳ - ۳ صفر ۱۴۲۶ - ۱۴ مارس ۲۰۰۵ص2
باسمه تعالي

معاونت محترم مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
با سلام

بيان دغدغه‌هايتان در زمينه آزادي مطبوعات در پاسخ به نامه اينجانب را به فال نيك مي‌گيرم اما ناگريزم گوشه‌اي از حقايق را در باره لغو پروانه جامعه نو بازگو كنم.
1- همانطور كه در نامه مورخ 17 اسفند به وزير ارشاد و در جلسه با جنابعالي و معاون مطبوعاتي و آقاي اژه اي گفته ام آخرين شماره دوره قبلي مجله جامعه نو در آبان ماه 82 منتشر شد و تا آن زمان هيچ تخلفي صورت نگرفته بود. پس از آن به دليل مشكلات مالي و بدهي هاي سنگين مجله موفق نشديم شماره دي و بهمن را انتشار دهيم و در سال 82 نيز بيش از نصف ظرفيت اسمي را عرضه كرده بوديم. در آذر 82 طي نامه اي به وزارت ارشاد مشكلات خود را بيان كرديم و آن وزارت خانه محترم به رغم خيل كمك هاي قانوني كه به همه نشريات دارد( و البته براي برخي نشريات محافظه كار ارقام نجومي آن در مطبوعات هم مطرح شده) از تخصيص كمك هاي قانوني به مجله دريغ ورزيد و لذا در اسفند 82 درخواست 6 ماه توقف انتشار تا شهريور 83 را نموديم . درعين حال پيش از انقضاي اين مهلت يعني در مرداد 83 مجدداً آغاز به كار كرديم و شماره مرداد و شهريور را انتشار داديم. بنابراين تا اينجا هيچ تخلفي صورت نگرفته بود و با وجود قيد تذكر در ماده 16 تاكنون نيز هيچ اخطار كتبي در زمينه انتشار نامنظم دريافت نكرده ايم. هر چند جنابعالي براي توجيه اين مسئله كه اخطاري صادر نشده به دليل ديگري متوسل شده ايد كه نادرست است و در سطور بعد آن را توضيح خواهم داد.
2- ماده 16 قانون مطبوعات صراحت دارد كه هيئت نظارت در صورت فقدان عذر موجه مي‌تواند پروانه يك نشريه را لغو كند. آيا توضيحات بند سابق‌الذكر و بندهاي بعدي براي عذر موجه كافي نيست؟ در غير اينصورت عذر موجه چيست؟
3- در بند پنجم جوابيه خود دلايل سياسي نهفته در پس لغو امتياز جامعه نو را صراحتاً مردود ندانسته‌ايد و عمدتاً بر آن بوده ايد كه ثابت كنيد تصميمات هيئت نظارت ربطي به وزارت ارشاد ندارد ما هم با شما هم عقيده هستيم اما در افكار عمومي اين تفكيك به وضوح صورت نمي گيرد و به همين دليل گفته ام كه مي خواهند به هزينه وزارت ارشاد دولت اصلاح طلب خاتمي جامعه نو را خاموش كنند.
4- گرچه محظورات زيادي وجود دارد كه اجازه نمي دهد همه آنچه را در گفتگو‌هاي دو سه ماهه اخير با تعدادي از مسئولان دست اندر كار اين موضوع داشته ايم بيان كنم و شايد برخي آن را به صلاح خويش ندانند اما اگر هيچ دليل شفاهي براي سياسي بودن موضوع را نتوانم بيان كنم ، نامه مورخ 18 اسفند83 مدير كل محترم مطبوعات داخلي براي آن كفايت مي‌كند:
در ابتداي نامه آمده است: «بنابر مفاد نامه شماره 18713 / 124 به تاريخ 26/12/81 كه طي آن موضوع اخطار نامه شماره 10242/124 به تاريخ 7/8/81 مسكوت شده»
اما تا كنون مطلقا چنين نامه‌اي ابلاغ نشده و به دست اينجانب نرسيده است و خود نيز گفته‌ايد كه اخطار مورد نظر مسكوت شده است. در ادامه گفته‌ايد كه در نامه مسكوت شده «تاكيد شده بود كه چنانچه نشريه كمتر از حداقل قابل قبول (نصف ظرفيت اسمي) منتشر نمايد موضوع بدون اعلام قبلي در جلسه هيئت نظارت بر مطبوعات مطرح و مجوز نشريه لغو خواهد شد».
گرچه چنين نامه‌اي به رويت ما نرسيد اما نكته مهم اين است كه گفته‌ايد نشريه نبايد كمتر از نصف ظرفيت اسمي منتشر شود يعني اگر ماهنامه‌اي در انتشار منظم 12 شماره در سال عرصه مي‌كند، كمتر از شش شماره در سال نبايد منتشر كند.
در دنباله نامه خود آورده‌ايد «به رغم تقاضاي توقف انتشار نشريه تا پايان شهريور 83 و اتمام مهلت مورد نظر از آنجا كه نشريه پس از تاريخ فوق الذكر نيز قادر به انتشار منظم نشده است مراتب در جلسه 12/12/83 هيئت نظارت مطرح و متاسفانه مجوز نشريه لغو شده»
به استناد فقره نخست نامه شما از تاريخ اتمام مهلت (يعني شهريور تا اسفند 83 ) در صورت انتشار نصف ظرفيت اسمي يعني سه شماره مجله، به هيچ وجه ماده 16 قانون مطبوعات در مجله مورد صدق نمي‌كرد. اين در حالي است كه ما از شهريور تا آذر ماه دو شماره انتشار داديم و در سه ماه باقي‌مانده تا آخر سال دو الي سه شماره ديگر را مي‌توانستيم توليد كنيم، اما به محض انتشار شماره دوم دور جديد مجله از سوي جنابعالي و نيز معاونت مطبوعاتي شفاها به ما اطلاع داده شد كه در هيئت نظارت به استناد ماده 16 خواستار توقف انتشار جامعه نو شده‌اند. بلافاصله طي نامه‌اي گزارش سه ساله توليدات خود را ارسال كرده و با استناد به مكاتبات انجام شده نشان داديم كه هيچ تخلفي صورت نگرفته است. علاوه بر آن با جنابعالي، آقاي صحفي و آقاي اژه‌اي ديدار كرده و توضيحات خود را ارائه داديم. جالب اينكه هنوز امكان انتشار سه شماره مجله وجود داشت اما از يك سوماًٌ را به صورت شفاهي از انتشار بازداشتيد و از سوي ديگر در نامه خود گفته‌ايد در جلسه 12/12/83 هيئت نظارت حكم به عدم انتشار منظم جامعه نو داده‌ايد در حاليكه طبق جوابيه خود (در روزنامه شرق 23 اسفند) پيش از آن هم دو جلسه در اين زمينه داشته‌ايد.
نكته در خور توجه اينكه ابلاغ لغو امتياز پس از نامه اينجانب به وزير محترم ارشاد در مطبوعات در مورد بلاتكليفي مجله و در خارج از ساعت اداري و شبانه صورت گرفت.
با توجه به بلاوجه بودن استناد به ماده 16 و با اين همه مشكلات و تناقضات در نامه لغو امتياز آيا دليل ديگري بر سياسي بودن انگيزه‌هاي اصلي در لغو امتياز مجله وجود دارد؟ گرچه شما و ما به هر دليلي نتوانيم آنچه را مي‌دانيم صراحتا بر زبان آوريم.
5 – از اينها گذشته كافيست هر خواننده اي خود قضاوت كند كه اساساً اين چه جرمي بوده كه آنقدر اهميت و حساسيت دارد كه بخاطر آن پروانه يك نشريه لغو شود . آيا اينكه نشريه اي در سال 83 يكماه دير تر از موعد خود منتشر شده باشد آنقدر اهميت دارد كه نابود شود؟ اين موضوع آنگاه روشن تر مي شود كه بدانيم در طول چند سال اخير و تا همين امروز نشريات فراواني بوده و هستند كه اساساً توقف چند ساله در انتشار داشته اند آن هم بدون اطلاع دادن به وزارت ارشاد و يا نشريات متعددي بوده و هستند كه اگر هفته نامه بوده اند به صورت ماهانه و يا اگر ماهانه بوده اند به صورت فصلي منتشر گرديده‌اند اما اينهمه حساسيت و شتاب براي برخورد با آنها وجود نداشته و به صرف اينكه منتشر شده‌اند ادامه حيات داده‌اند و من هم صد البته از اين موضوع بسيار خوشحال هستم اما در ميان اين همه ناگهان مجله‌اي چنين ذبح مي‌شود. چه داوري ديگري جز آنچه قبلا گفته‌ام مي‌توان داشت.
6 – فلسفه ماده 16 قانون مطبوعات اين است كه كساني مبادرت به اخذ مجوز نشريه مي‌كردند سپس از تسهيلات فراوان حمايتي مانند كاغذ دولتي، فيلم و زينك دولتي و وام بهره‌مند مي‌شدند بدون اينكه نشريه‌اي منتشر كنند. قانونگذار براي جلوگيري از سوء استفاده‌ها ماده 16 را وضع كرده است. در حالي كه جامعه نو از بسياري از تسهيلات ياد شده استفاده نكرد و حتي در شرايطي كه با بحران بدهي مواجه بود از تسهيلات اعتباري برخوردار نشد و همواره به صورت منظم انتشار يافت و توقف 6 ماهه آن نيز با استمهال از معاونت مطبوعاتي بود آيا رواست كه يك تلاش فرهنگي بي مزد را در شرايطي با انواع محدوديت‌هاي مادي و سياسي اينگونه مورد تقدير قرار دهند؟
7 – در بند ششم نامه خود متواضعانه هم قانون مطبوعات و هم نحوه عمل به آن را مصون از لغزش و خطا ندانسته‌ايد به همين دليل همانطور كه توصيه كرده‌ايد اينجانب پيگيري‌هاي خويش را از طريق مراجع داوري انجام داده و به ديوان عدالت اداري شكايت خواهم برد. به اميد آنكه عدالت و انصاف را بنگريم. موفق و پايدار باشيد.

با تشكر
فاطمه كمالي احمد سرايي
مدير مسئول مجله جامعه نو
23 اسفند 1383

پاسخ امور
مطبوعاتى ارشاد به مديرمسئول جامعه نو

خبرهاي مرتبط




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 November 2017 [3]
 October 2017 [4]
 September 2017 [4]
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1153 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.