شنبه 10 اردیبهشت 1384

حق خروج از كشور يك حق بشرى است

گفتگو با راديو المانDW 28.04.2005 برابر با8/2/1384
مصاحبه كننده:كيواندخت قهارى

در ايران بسيار پيش مى‌آيد كه فعالان حقوق بشر و حقوق مدنى را ممنوع‌الخروج مى‌كنند. آخرين موردى كه در اخبار آمده بود‌ مورد ممنوع‌الخروج شدن شادى صدر، فعال حقوق زنان بود. ممنوع‌الخروج كردن كسى كه جرمى مرتكب نشده است به منزله حربه‌اى است براى ترسانيدن فعالان سياسى و اجتماعى و كشور را براى ممنوع‌الخروج‌شدگان تبديل به زندانى بزرگ مى‌كند. اين حق هر انسان است كه بتواند كشور خود را ترك گويد يا به كشور خود بازگردد.

شادى صدر، وكيل دادگسترى، روزنامه‌نگار و فعال حقوق زنان در تاريخ ۲۳ بهمن ماه سال گذشته به اداره گذرنامه در تهران مراجعه كرد و متوجه شد كه ممنوع‌الخروج شده است. مامور اداره گذرنامه در پاسخ به اصرار شادى صدر كه مى‌خواست بداند به چه علت او را ممنوع‌الخروج كرده‌اند، وى را به اتاقى فرستاد كه بر سر در آن نوشته شده بود ”بند ۲“. اما ماموران انتظامى‌اى كه در آن اتاق حضور داشتند و به جاى نام تنها شماره‌اى روى يونيفورمشان نصب شده بود هم از دادن هر گونه توضيحى در مورد اين كه چرا او را ممنوع‌الخروج كرده‌اند و چه كسى دستور ممنوع‌الخروج كردن او را داده است، خوددارى كردند. شادى صدر پس از خروج از اداره گذرنامه و مراجعه به قوانين دريافت كه منظور ماموران اداره گذرنامه از بند ۲، بند ۲ ماده ۱۶ قانون گذرنامه مصوب سال ۱۳۵۱ است كه از جمله مقرر مى‌دارد كه به ”كسانى كه مسافرت آنها به خارج از كشور بر حسب اعلام قبلى و كتبى سازمان اطلاعات و امنيت كشور مخالف مصالح ملى باشد“ گذرنامه‌اى براى خروج از كشور داده نمى‌شود. شادى صدر نامه‌اى به على يونسى وزير اطلاعات جمهورى اسلامى نوشت و خواستار روشن شدن مرجع صدور دستور و علت ممنوع‌الخروج شدنش شد. اما پاسخى به نامه وى داده نشد.

آنچه براى شادى صدر پيش آمده و وى آن را در نامه سرگشاده‌ اعتراض‌آميزى به رييس جمهور محمد خاتمى شرح داده است، واقعيتى است جارى كه خبر گوشه‌هايى از آن را هر از چند گاه در مورد اين يا آن فعال حقوق بشر و حقوق مدنى در ايران مىشنويم. عيسى سحرخيز، روزنامه‌نگار فعال در زمينه دفاع از حقوق روزنامه‌نگاران در آذر ماه ۱۳۸۳ هنگامى كه قصد سفر به هلند براى حضور در كنفرانسى در در باره مسائل كشورهاى منطقه قصد خروج از كشور را داشت، در فرودگاه از ممنوع الخروج بودن خود آگاه شد. على مزروعى، رييس انجمن صنفى روزنامه‌نگاران ايران، نيز در فروردين ماه ۱۳۸۴هنگامى كه قصد داشت براى شركت در گردهمايى تشكل‌هاى مطبوعاتى به دعوت فدراسيون بين‌المللى روزنامه‌نگاران به دانمارك سفر كند، از ممنوع‌الخروج شدن خود در فرودگاه مطلع شد. به او نيز دليلى براى اين ممانعت اعلام نكردند. عمادالدين باقى، روزنامه‌نگار پيگير پرونده قتلهاى سياسى زنجيره‌اى و رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان ايران در مهر ماه سال ۱۳۸۳ در آستانه سفر به امريكا و اروپا در فرودگاه مهرآباد آگاهى يافت از اينكه دادگاه ويژه روحانيت او را ممنوع‌الخروج كرده است. مامورانى كه جلوى سفر وى را گرفتند نه دليلى براى ممنوع‌الخروج شدن وى اعلام داشتند و نه حكمى در اين رابطه به وى نشان دادند.

حق خروج از كشور و ورود به آن همچون حق آزادى بيان يك نوع حق بشرى است. ممنوع‌الخروج كردن تضييق حقى بشرى است، پايمال كردن حق بشر است براى سفر كردن وآزادى در حركت. در ماده سيزدهم اعلاميه جهانى حقوق بشر آمده است: ”هر كس حق دارد هر كشورى و از جمله كشور خود را ترك كند يا به كشور خود بازگردد.“ اما در ايران از شيوه جلوگيرى از سفر فعالان حقوق بشر و حقوق مدنى به خارج از كشور به عنوان اهرم فشار و سركوب استفاده مى‌كند. عمادالدين باقى كه از مهر ماه سال ۱۳۸۳ تا‌ كنون ممنوع‌الخروج است در باره پديده ممنوع‌الخروج كردن در ايران مى‌گويد:

”فكر مى‌كنم بيشتر از سر استيصال باشد، يعنى وقتى كه حربه‌هاى مختلفى بى‌اثر شدند، نتيجه اين مى‌شود كه به هر چيزى متوسل مى‌شوند براى اينكه مخالفين و منتقدين را محدود بكنند يا مورد اذيت و آزار به اين شكل قرار بدهند.“

نمونه‌هاى ممنوع‌الخروج شدن شادى صدر، عمادالدين باقى، عيسى سحرخيز و رجبعلى مزروعى اين پرسش را برمى‌انگيزند كه چه نهاد و مرجع تصميم‌گيرنده‌اى در اين ميان عمل مى‌كند؟ اين نهاد، هر چه هست، به روال قانونى توجهى ندارد، چون طبق بند ۲ ماده ۱۶ قانون گذرنامه بايد كسى كه ممنوع‌الخروج شده را به طور كتبى و از قبل از ممنوع‌الخروج شدنش آگاه كرد و نه اينكه تازه در فرودگاه يا اداره گذرنامه وى را از اين تصميم باخبر ساخت. اما اين كدام نهاد است كه چنين بى توجه است نه تنها به اعلاميه جهانى حقوق بشر بلكه به قوانين داخلى كشور هم. عمادالدين باقى در اين باره مى‌گويد:

”اين تشكيلات موازى، دولت پنهانى كه وجود دارد، همان طور كه دو قوه قضاييه و دو دولت وجود دارد، دو دستگاه اطلاعاتى امنيتى وجود دارد، در اين حوزه هم دو دستگاه عمل مى‌كند: يكى دستگاه رسمى قانوني است و يكى دستگاه پنهان. مثلا فرض كنيد وقتى من به فرودگاه رفتم، از قبل تحقيق كرده بودم، ممنوع‌الخروج نبودم. پاسپورت من در همان روال عادى كه مهر خروج مى‌خورد، مهر خروج خورد و من مى‌رفتم كه سوار هواپيما بشوم. اما از يك در ديگر، مامورانى ديگر آمدند و ما را متوقف كردند و من و خانواده‌ام را برگرداندند. اين نشان مى‌داد همان زمانى كه مونيتور در حال كار كردن است و پاسپورت افراد را چك مى‌كنند، در همان زمان در محلى ديگر، در اتاقى ديگر، كسان ديگرى نشسته‌اند و همين مونيتور را كنترل مى‌كنند، يعنى كسانى كه مى‌خواهند خارج شوند و آنها از يك محل ديگر عكس‌العمل نشان مى‌دهند. يعنى وقتى شما داريد خارج مى‌شويد، همزمان دو جا دارد شما را كنترل مى‌كند، يكى آن كنترل رسمى است كه شما چون مشكل نداريد مهر مى‌زنند و خارج مى‌شويد و يكى هم اتاق پنهانى است كه شما نمى‌بينيد، ولى همان موقع كه اسم شما وارد كامپيوتر مى‌شود آنها هم مشاهده مى‌كنند و اقدامشان را انجام مى‌دهند. اين است كه هيچ تصميم‌گيرى متمركزى نيست. مى‌شود گفت كه در اين زمينه الان دو دستگاه عمل مى‌كند، ولى وقتى كه فرض كنيد آقاى مزروعى عكس‌العمل نشان مى‌دهد به ايشان گفته مى‌شود كه تصميم دادگاه نبوده، نيروى انتظامى بوده است. به من مى‌گويند دادگاه ويژه روحانيت بوده است. به هر كس يك چيز مى‌گويند كه به اعتقاد من اينها همه آدرس غلط دادن است. براى اينكه آن مرجع اصلى تصميم‌گيرى , پنهان گذاشته بشود. وگر نه من اعتقاد دارم كه به طور متمركز يك ليست مشخص از افراد مشخصى وجود دارد كه در جايى تصميم گرفته‌اند اينها ممنوع‌الخروج شوند.“

ممنوع‌الخروج كردن چيزى است در مقوله به زندان افكندن. اعلام رسمى اين نكته به فعال سياسى است كه كشور زندان توست و تو بايد بدانى كه در اينجا گرفتاري. فعالان سياسى در ايران معمولا فكر اين مسئله را كرده‌اند. موضوع اما براى خانواده و اطرافيان آنها بسيار ناگوار است چون مي‌دانند به احتمال بسيار پس از ممنوع‌الخروج شدن از كشور فرد را راهى زندان مي‌كنند. ممكن است كار به زندانى كردن نكشد. اما سيستم مي‌خواهد آزار دهد و قدرت خود را به رخ كشد. باقى درمورد تجربه خود چنين مي‌گويد:

”به دليل اينكه من در فضايى زندگى مى‌كنم كه همه گونه تجربه را از سر گذرانده‌ام، بنابراين برايم غيرمنتظره نبود، يعنى تا دقيقه آخر حتى انتظار داشتم روى پلكان هواپيما، حتى روى صندلى هواپيما هم چنين اقدامى از اينها سر بزند. بنابراين چون غيرمنتظره نبود برايم بسيار عادى بود. و خود من فكر مى‌كنم در آن لحظه آرام بودم. اگر چه خانواده من از اين رفتار رنجيدند و بسيار ناراحت شدند. از طرفى چيزى كه باعث شد در آن لحظه من بسيار متاثر شوم اين بود كه فكر مى‌كردم اين اتفاق براى افرادى مثل ما اگر بيافتد اولا اطلاع‌رسانى مى‌شود و به هر حال اقداماتى در مورد آن صورت مى‌گيرد. اما شهروندان بسيارى هستند كه صدايشان به جايى نمى‌رسد، همين رفتار با آنها صورت مى‌گيرد. خود من تجربه كردم كه وقتى مى‌خواهيد سفرى انجام بدهيد، بخصوص سفرهايى كه ممكن است يك يا دو ماه طول بكشد، دو سه هفته وقت وسيع مى‌گذاريد، تمهيد مقدمات، هزينه كردن، تهيه وسايل و امكانات سفر، ولى با يك لحظه و تصميمى كه مى‌توانستند از قبل به شما آن را اطلاع دهند، اما اطلاع نمى‌دهند و در فرودگاه شما مطلع مى‌شويد، همه اينها به هم مى‌ريزد. "

همه چيز به هم مى‌ريزد، حتى مقررات رسمى كشور تا يك چيز ثابت شود: ما قدرت آن را داريم كه از شما آزاديتان را بگيريم. پرسشى ساده اين است: نمى‌شود در خفا به افراد اين را نگويند و در عوض شب و روز اين نكته را از راديو و تله‌ويزيون اعلام كنند؟ اگر چنين كنند بسيار قدرتمندتر به نظر مى‌رسند.




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 April 2017 [2]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1127 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.