چهارشنبه 21 اردیبهشت 1384

اقبال:با دریافت ابلاغیه یک حکم جدید - عمادالدین باقی فردا به زندان می رود

اقبال21/2/1384

گروه سياسي: «عمادالدين باقي» رئيس انجمن دفاع از حقوق زندانيان، روزنامه‌نگار و پژوهشگر با دريافت حكم جديدي، فردا به زندان اوين برمي گردد.
به گزارش خبرنگار «اقبال»، در واپسين ساعات روز 18 ارديبهشت 84 احضاريه‌اي از قوه قضائيه به آدرس باقي ابلاغ شد كه در آن آمده بود وي بايد سه روز پس از رؤيت احضاريه به جهت اجراي حكم دادگاه مبني بر يك سال حبس تعزيري خود را به شعبه پنجم اجراي احكام دادگاه انقلاب معرفي كند و اگر بدون عذر موجه در وقت مقرر حاضر نشود، جلب خواهد شد.
حكم يك سال حبس تعزيري مربوط به پرونده‌اي است كه از يك هفته پيش از پايان حبس گذشته باقي به جريان افتاد. در دادگاه سال 79 باقي به خاطر مقاله «اعدام و قصاص» و نيز مقالاتي كه پيرامون قتل‌هاي زنجيره‌اي نوشته بود توسط شعبه 1410 كه رياست آن را سعيد مرتضوي در دست داشت محكوم به 7 سال و نيم زندان شد. با وجود آنكه 11 تن از علما كه 5 تن آنها مرجع تقليد بودند كتباً اعلام داشتند مقاله اعدام و قصاص اهانت به مقدسات نيست اما 4 سال از 7 سال و نيم محكوميت زندان مربوط به اين مقاله بود. پيش از آن مطبوعات محافظه‌كاران و برخي شخصيت‌ها از جمله مصباح يزدي، طرح آن بحث درباره قصاص را مصداق ارتداد و نويسنده‌اش را «مهدورالدم» خوانده بودند. مستندات اين مواضع در كتاب اعدام و قصاص (جلد اول دفاعيات باقي) آمده است. دادگاه تجديدنظر حكم زندان را به 3 سال تقليل داد و باقي پس از سپري كردن دوران محكوميت خود روز 17 بهمن 81 از زندان آزاد شد. يك هفته پيش از آزادي او دوباره از زندان به دادگاه انقلاب فراخوانده شد و به خاطر مقالاتي كه بخشي از آنها پيرامون قتل‌هاي زنجيره‌اي در دادگاه قبلي به عنوان نشر اكاذيب و تشويش اذهان محكوم شده بود اين بار به عنوان تبليغ عليه نظام و اقدام عليه امنيت مورد رسيدگي قرار گرفت و باقي با قرار كفالت از زندان آزاد شد.
وي پس از آن چند بار در ارتباط با اين پرونده احضار و دادگاه تشكيل شد. باقي اعلام كرد: «چون دادگاه فاقد هيأت منصفه و غيرعلني و بدون حضور وكيل او تشكيل شده و برخلاف اصل 168 قانون اساسي برگزار مي‌شود غيرقانوني است و در آن شركت نمي‌كند» لذا هيج دفاعي نكرد اما قاضي بابايي با وجود آنكه دادگاه برگزار نشده بود، حكم يك سال حبس را صادر كرد و در متن حكم نوشت به دليل موقعيت اجتماعي عمادالدين باقي اين حكم را به تعليق درمي‌آورد. مدتي بعد دادستان تهران به تعليقي بودن حكم اعتراض كرد و با مرجوع شدن حكم به دادگاه بدوي قاضي بابايي تعليق را حذف و حكم را به تعزيري تبديل كرد. اين كار در آستانه سفر باقي به اروپا و آمريكا براي شركت در چند كنفرانس دانشگاهي و سمينار بين‌المللي انجام شد بدون اينكه او هيچ اطلاعي داشته باشد لذا در فرودگاه تهران او را كه به همراه خانواده‌اش عازم سفر بودند ممنوع‌الخروج كرده و پاسپورتش را ضبط كردند و تاكنون به او بازپس نداده‌اند. ممنوع‌الخروج شدن باقي با واكنش فوري سازمان عفو بين‌الملل مواجه شد و پارلمان اروپا هم يك بند از بيانيه خود را به آن اختصاص داد. دو هفته پس از ممنوع‌الخروج كردن باقي، حكم يك سال حبس قطعي تعزيري به او ابلاغ شد و دادگاه تجديدنظر هم آن را تأييد كرد.
پس از آزادي از زندان، باقي علاوه بر نوشتن مقالاتي كه عمدتاً در زمينه حقوق بشر بود و انتشار صد كتاب تازه كمتر در صحنه‌هاي سياسي و عمومي حاضر شد و بيشتر به كار انجمن تازه تأسيس دفاع از حقوق زندانيان همت گماشت. او در حال حاضر رياست هيأت مديره اين انجمن را برعهده دارد.
سرانجام حكم يك سال حبس پس از اين فراز و فرودها ابلاغ شد و باقي روز پنجشنبه با پاي خود به زندان مي‌رود.

ميان تيتر ندارد
«صالح نيكبخت» وكيل عمادالدين باقي است كه چندين بار نيز از حضور در دادگاه وي منع شده است. وي به مانند هنگامي كه در محضر رياست دادگاه به دفاع از حقوق موكل خود مي‌پردازد روز گذشته در گفت‌وگويي با «اقبال» نسبت به حكم اخير درباره باقي اعتراض كرد.
وي با اشاره به اينكه باقي يك دهه است كه از هر گونه فعاليت انتشاراتي به طور متناوب منع شده است احضار او براي روانه زندان شدن را مصداق اين شعر انوري دانست:
«هر بلايي كه از آسمان مي‌آيد گرچه بر ديگري روا باشد
نارسيده بر زمين همي پرسيد خانه انوري (باقي) كجا باشد.»
«صالح نيكبخت» درباره پرونده باقي به ماجراي احضار او در سال 79 اشاره كرد و گفت: «باقي در سال 79 به اتهامات مختلف از طرف رياست وقت كاركنان با عنوان معاون رئيس كل دادگستري تهران و جانشين مدعي‌العموم تحت تعقيب قرار گرفت و در جمع اتهامات او اتهامي با عنوان تبليغ عليه نظام مطرح نگرديد؛ اما رئيس وقت شعبه 1410 پس از رسيدگي سريع به اتهامات او بر اساس مقالات و سخنراني‌هايش نامبرده را به 5/7 سال زندان محكوم كرد كه البته دادگاه تجديدنظر تهران پس از اعتراض اينجانب كه در مرحله تجديدنظر وارد شده بودم، دو فقره از اتهامات وارده او را تبديل كرد و در دو مورد ديگر به علت عدم تناسب مجازات با اتهامات محكوميت او از 5/5 سال به 3 كاهش يافت.»
اما وي در انتقاد به عملكرد دستگاه قضايي تأكيد كرد: «از آنجايي كه آقاي مرتضوي به جاي تفسير مضيق قانون به نفع متهم همواره آن را به صورت موثق و همه جانبه عليه متهمان بررسي مي‌كند و لذا علاوه بر اتهامات وارده عنوان كردند ساير موارد همان مقالات و عناويني است كه از مصاديق تبليغ عليه نظام و توهين به رهبري است و با توجه به شكايتي كه وزارت اطلاعات در آن زمان مطرح كرده بود از مصاديق اقدامات عليه امنيت كشور بوده و در صلاحيت دادگاه انقلاب است و بنابراين قرار عدم صلاحيت دادگاه عمومي را به شايستگي دادگاه انقلاب صادر كردند.»
به گفته وكيل باقي زماني كه دادگاه انقلاب وارد اين پرونده شد ضمن مكاتباتي كه با شعبه 1410 داشته است اعلام كرده كه اين دادگاه در پرونده ارسالي موضوعي كه از مصاديق عناويني مجرمانه مورد نظر مرتضوي باشد، نيافته است.
سپس نيكبخت اظهار داشت كه مرتضوي تعدادي از مقالاتي كه قبلاً در شعبه 1410 مطرح شده بود براي شعبه 6 دادگاه انقلاب اسلامي ايران فرستاد و اين دادگاه پس از احضار متهم (باقي) سرانجام در هشتم آبان ماه 82 وي را براي دادرسي دعوت كرد. نيكبخت كه اجازه حضور در آن جلسه دادرسي را نيافته بود درباره علت ممانعت از ورودش به دادگاه گفت: «علي‌رغم اينكه بيمار بودم دو ساعت قبل از شروع جلسه وكالتنامه خود را تقديم دادگاه كردم ولي رئيس شعبه به من گفت كه وكلا بايد براي وكالت از متهمان 24 ساعت قبل مراجعت كنند و چون شما به اين شرايط عمل نكرده‌ايد وكالت شما پذيرفته نيست.»
البته نيكبخت در آن جلسه با قاطعيت نسبت به اين اقدام رياست جلسه اعتراض و تأكيد كرده: «تأييد صلاحيت وكيل در مسأله وكالت بر عهده مرجع ديگري است و شما فقط مي‌توانيد به بخشنامه‌ها و اقدامات دادسرا و دادگاه‌هاي انتظامي وكلا مراجعه نموده و بررسي نماييد وكيلي محكوميت يا ممنوعيت از وكالت را دارد يا خير.» و اين در حالي است كه علي‌رغم توضيحات وي دادگاه از حضور وكيل در اين جلسه جلوگيري كرده است و همين امر سبب شده تا به گفته نيكبخت باقي اعلام كند «چون وكيل ندارم دفاعي نمي‌كنم، دلايل اتهامم را هم نمي‌دانم، چون به صورت كلي تفهيم شده و به صورت موردي و جزئي تفهيم نشده است و آنچه تفهيم شده كلي‌گويي و خلاف ماده 129 قانون آيين دادرسي كيفري است.» بنابراين باقي در دادگاهي بدون حضور وكيل به يك سال حبس تعليقي محكوم شده است.
اما يك‌سال بعد قاضي مرتضوي به تغيير در حكم تعليقي پرداخت كه نيكبخت در اين‌باره گفت: «يك‌سال بعد از صدور حكم دادسراي عمومي تهران به رياست مرتضوي با اعتراض به اين امر كه آقاي باقي سابقه محكوميت كيفري دارد و نمي‌تواند از تعليق مجازات بهره‌مند گردد تقاضاي تغيير مجازات تعليقي و تبديل آن به مجازات تعزيري وقابل اجرا نمود».
وي افزود: «اين موضوع مورد قبول رئيس دادگاه قرار گرفت و مجازات تعليقي او به مجازات تعزيري تبديل شد.»
اما با توجه به اينكه ذيل حكم تبديل قيد شده بود حكم ظرف بيست‌روز قابل تجديد نظر است صالح نيكبخت از اعتراض نسبت به حكم جديد خبر داد كه البته به گفته او متأسفانه شعبه 36 دادگاه تجديد نظر تهران كه معمولاً اينگونه دعاوي به اين شعبه ارجاع مي‌گردد اعتراض بست به اين پرونده را قبول نكرده و لذا تبديل حكم تعليقي به حكم تعزيري را تأييد كرده است. نيكبخت در ادامه خاطرنشان ساخت: «اينجانب نسبت به اين حكم در شعبه تشخيص ديوان عالي كشور اعتراض كردم كه ظاهراً اين شعبه ديوان پرونده را مطالعه كرده‌اند ولي قبل از آن كه در شعبه تشخيص اين پرونده مورد رسيدگي قرار گيرد و نفياً و اثباتاً به اعتراض من رسيدگي شود اخطاريه سه روزه براي باقي فرستاده شده و از وي خواسته‌اند كه براي اجراي حكم، خود را به دادسراي انقلاب تهران معرفي نمايد.»
وكيل باقي درباره اقداماتش جهت آزادي موكلش گفت: «چون ممكن است شعبه 7 تشخيص اعتراض ما را به علت خارج از مهلت بودن به حكم اوليه نپذيرد اينجانب در نظر دارم با توجه به اينكه هيچ دليلي مبني بر تبليغ عليه نظام در پرونده باقي نيست و از طرف ديگر مجازات يك‌ساله براي نوشتن مقالاتي كه قبلاً به دليل آن محكوم شده سنگين است درخواستي از رياست محترم قوه قضائيه مي‌نمايم تا با استفاده از ماده 2 قانون اختيارات رياست قوه دستور رسيدگي صادر نمايد.
اين در حالي است كه «صالح نيكبخت» در مورد تصميم باقي مبني بر حضور يا عدم حضور در دادسرا اظهار داشت كه وي عزم جدي داشته و دارد كه نه تنها پنج‌شنبه به عنوان آخرين روز بلكه امروز خود را به دادگاه انقلاب معرفي نمايد. به گفته نيكبخت عماد‌الدين باقي در بيان علت حضورش در دادگاه انقلاب اظهار داشته كه «در بيرون نمي‌توانم كاري كنم جايي بهتر از زندان براي مطالعه وجود ندارد.»
اما گفتني است كه باقي از حدود 15 ماه پيش تمام وقت خود را صرف حمايت از زندانيان در قالب انجمن دفاع از زندانيان كرده است و اكنون با دستگيري او عملاً اين اقدامات به عهده ديگر همكاران او در انجمن محول مي‌شود و آنان بايد از حقوق دبير اين انجمن دفاع نمايند.




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 December 2017 [1]
 November 2017 [5]
 October 2017 [4]
 September 2017 [4]
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1156 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.