جمعه 6 خرداد 1384

نامه انجمن دفاع از حقوق زندانيان درباره دو زنداني(سميعي‌نژاد و اعتماد سعيد)

رياست محترم قوه قضاييه
حضرت آيت‌الله سيدمحمود هاشمي شاهرودي


انتقادات مكرر جنابعالي از عملكرد دست‌اندركاران امر قضا، از چنان صراحت و اهميتي برخوردار است كه نمي‌توان از كنار آن بي‌اعتنا گذشت.
ما نيز همانطور كه در اصل 156 قانون اساسي آمده است و جنابعالي متذكر شده‌ايد دو وظيفه ايجاد امنيت و عدالت را از اهم وظايف قوه قضائيه دانسته و در جهت اجراي همين اصول به تشكيل انجمن دفاع از حقوق زندانيان مبادرت ورزيده‌ايم.

تاكيد رياست قوه قضائيه بر اينكه «دستگاه قضايي بايد احساس اجراي عدالت و احقاق حقوق مردم را نهادينه كند» ما را بر آن داشته كه به مهمترين هدف انجمن دفاع از حقوق زندانيان اشاره كنيم كه زنداني نيز انسان است و بايد اجراي عدالت و احقاق حقوق در رابطه با مجازاتي كه به او تعلق مي‌گيرد، نهادينه گردد. نظير انتقادات شما به عنوان رئيس قوه قضائيه قبلا نيز از سوي ستم ديدگان يا مرتبطين با اين قوه اظهار شده بود اما اظهار و تذكار اين نكات از سوي بالاترين مقام قضايي كشور مي‌تواند اين اميد را زنده كند كه مقامات قضايي كشور نسبت به نارسائيها و عملكردهاي غير قانوني بي‌توجه نيستند. با طرح اين انتقادات طبعاً اين انتظار در جامعه برانگيخته شده است كه مي‌توان شاهد تغيير رفتاري مبتني بر اظهارات رياست محترم قوه قضائيه در عملكرد مجريان ومسئولين قضايي بود.
ما ضمن استقبال از اين اظهارات نظر مسئولين سازمان زندان‌ها و ساير مراكز مربوطه را به دستورات رئيس قوه كه در قانون اساسي و ساير قوانين كشوري بر آنها تاكيد شده جلب مي‌كنيم.
در ضمن از آنجا كه قوه قضاييه و سازمان زندان‌ها اعلام كرده‌اند كه سلول‌هاي انفرادي از بين رفته و همچنين رياست محترم اين قوه بارها نسبت به اطاله دادرسي‌ها انتقاد كرده‌اند متذكر مي‌شويم كه آقاي محمد مهدي اعتماد سعيد كه 7 سال در دوره جنگ تحميلي اسير بوده است اكنون به گفته خانواده‌اش مدت 17 ماه است كه به اتهام تباني و گرانفروشي در حبس انفرادي به سر مي‌برد و عليرغم تاكيد اصل 32 قانون اساسي مبني بر تسريع در دادرسي تاكنون محاكمه وي انجام نشده است. ما صرفنظر از نوع اتهام نامبرده خواستار تغيير وضعيت وي از حبس انفرادي به بند عمومي هستيم.
همچنين مجتبي سميعي نژاد كه در جريان پرونده وبلاگ‌نويسان بازداشت شده از تاريخ 10 آبان 1383 تاكنون در حبس بسر برده و عدم رسيدگي به اتهام و پرونده او مصداق ديگري از اطاله دادرسي است. با توجه به اينكه پرونده زنداني به دليل زنداني بودن و آزارهاي رواني ناشي از بلاتكليفي از نظر قانوني و عرف حقوقي در اولويت قرار مي‌گيرد ادامه اين وضعيت براي او فاقد وجاهت قانوني است. با در نظر گرفتن شرايط دشوار خانوادگي وي مستدعي است دستور اقدام عاجل در خصوص نامبرده نيز به عمل آيد. اعمال و اجراي عدالت رمز بقا و صلاح و اعتماد است.
انجمن دفاع از حقوق زندانيان
5/3/1384




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [18]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [8]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 800 مطلب و 505 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.