جمعه 1 مهر 1384

ادامه:جامعه شناسي جنگ (امار شهداي جنگ)

چهارشنبه 12 مرداد 67
تحليل عمليات فروغ جاويدان
به عقيده من مجاهدين هيچ راهي جز اين عمليات نداشتند. آنها با قبول قطعنامه و آغاز حركت صلح غافلگير شدند. چون مي‌دانند كه با صلح آنها ديگر قادر به عمليات نيستند و از طرفي بايد در كشورهاي ديگر پراكنده شوند. زيرا هيچ كشوري آنها را دسته‌جمعي پذيرا نمي‌شود و اصولاً هيچ كشوري آنها را به عنوان گروهي كه در جنگ با ايران بوده نمي‌پذيرد، غربي‌ها هم با نزديكي‌هاي اخير با ايران ديگر آنها را نمي‌پذيرند، احتمال اينكه وجه المصالحه هم قرار بگيرند وجود دارد. لذا آنان ديدند كه اين آخرين فرصت است كه خود را از آينده‌اي تاريك نجات بخشند. هم آخرين فرصت بود و هم از نظر آنها فرصت مناسب زيرا عراق در عمق ايران پيشروي‌هايي كرده و هنوز هم حاضر به ادامه حملات خود است، روحيه نيروهاي ايراني ضعيف است و مانعي بر سر راه وجود ندارد، توده‌هاي مردم هم ناراضي هستند. آنها به خصوص فريب اين جمله امام را خوردند كه گفت قبول قطعنامه جام زهري بود كه سر كشيدم و اين جمله را اعلام رسمي شكست و مرگ جمهوري اسلامي تلقي كردند كه توده‌هاي مردم هم اين شكست را ديده و هواداران جمهوري هم خود را باخته‌اند و الان بايد جنازه اين رژيم زهر خورده و مرده را كنار زد و جاي آن را گرفت.
مجاهدين خلق ديده بودند كه مدتي است در هر كجا عمليات مي‌كنند چه ارتش عراق چه مجاهدين، به راحتي عده‌اي را اسير كرده يا مي‌كشند و با كمترين تلفات و ضايعات براي خودشان به پيروزي مي‌رسند. البته مجاهدين ناجوانمردانه مي‌جنگيدند چون با لباس مبدل و لباس سپاه و بسيج به پشت نيروهاي ارتشي رخنه كرده بودند. ارتشي‌ها اول خيال مي‌كردند كه اينها سپاهي و بسيجي هستند ولي وقتي به اينها حمله كرده و با شعارهاي درود بر رجوي عمليات مي‌كردند معلوم مي‌شد دشمن هستند. بعد هم نيروها را با خود به عقب تخليه مي‌كردند. نيرو‌هاي رجوي اشتباه كردند كه اين قبيل كارها را يك پيروزي نظامي تلقي كردند و حمل بر قدرت خودشان و ضعف حكومت كردند ولي مجموع شكست‌هاي ايران در جبهه‌ها و روحيه اسرا به آنها قبولانده بود كه راه باز است. آنها ديده بودند وقتي خط اول را شكستند ديگر هيچ مانعي نيست و مقاومتي نمي‌بينند و راحت به پيش مي‌روند.
اطلاعات و وضعيت ايران هم اين محاسبه مهم را براي عمليات آنها تاييد مي‌كرد. اشاره مي‌كنم كه در يك حادثه مهم لحظه‌ها و ساعت‌ها و تاريخ روزها به پي بردن به حقيقت آن خيلي ياري مي‌كند. هر چه زمان دورتر مي‌شود از اهميت اين موضوع نيز كاسته شده و بيشتر روزها و هفته‌ها و ماه‌ها معيار تحليل‌ها قرار مي‌گيرند. همين الان كه هنوز چند روز بيشتر نگذشته است اكثراً بدون توجه به جزئيات اين چند روز و... مي‌گويند از وقتي عراق تهاجم به خاك ايران را شروع كرد مردم بسيج شدند. آيا مجاهدين خلق و ارتش عراق فكر نمي‌كردند كه ورود به خاك ايران دوباره مردم را تحريك مي‌كند؟ آيا ورود آنها احمقانه نبود؟ عراق ده، دوازده روز پيش از قبول قطعنامه ورود به خاك ما را آغاز كرده بود و اخبار صدا و سيما ضمن اعلام پيشروي‌هاي عراق از مردم دعوت مي‌كردند كه به جبهه‌ها بروند و هر شب هم اطلاعيه‌اي از سپاه يا بسيج يا ستاد كل خوانده مي‌شد كه از مردم دعوت به حضور در جبهه‌ها براي جلوگيري از پيشروي‌هاي عراق كرده بود ولي كسي نمي‌رفت. امام جمعه اهواز هم اعلام كرده بود عراق قصد تجزيه خوزستان را دارد و خواستار تسليح مردم شده بود كه باز هم استقبالي نشده بود. وضع آنقدر خراب بود كه از دست رفتن خوزستان يا كردستان يا هر دو را ما مسلم گرفته بوديم. آقاي هاشمي هم در سخنراني كه در جلسه غيرعلني مجلس كرده است مي‌گويد شور و شوق جبهه رفتن در مردم از بين رفته و اشاره به نيروي اندك‌ ما در جبهه كرده است و مي‌گويد خوزستان در معرض تهاجم دشمن و تجزيه است. بنابراين اطلاعات آقاي هاشمي و تحليل‌ ما و آنها هم محاسبات مجاهدين خلق را در اين قسمت تاييد مي‌كند.
از طرفي نارضايتي‌هاي داخلي كشور، مجاهدين را فريب داده بود. واقعيت اين بود كه در كوچه و بازار و نزد هر كس مي‌نشستيم بدگويي از وضع موجود بود حتي در بين حزب‌اللهي‌ها كه چه بسا بعضاً شديدتر هم بود. اين مسئله خيلي عمومي شده بود، گزارشات پي در پي اين جو هم به مجاهدين و عراقي‌ها مي‌رسيد، نارضايتي عمومي شده بود به طوري كه مردم مثل بشكه باروت و آماده انفجار شده‌اند. آقاي هاشمي هم در سخنراني خود در جلسه غيرعلني مي‌گويد «مردم هم به زبان آمده بودند» و اين را يكي از دلايل قبول قطعنامه قلمداد مي‌كند. اين تصور مجاهدين كه با اين نيروي اندك كافي است شكافي در حاكميت سراسري به وجود آورند آنگاه مردم به آنها پيوسته و كار رژيم را يكسره مي‌كنند بيراه نبود. آنها هم مثل خود ما مردم را بشكه باروت مي‌دانستند، اصولاً هنگامي كه رييس مجلس مي‌گويد مردم به زبان آمده‌اند، مخالفين كه همه چيز را بزرگتر از حد مي‌بينند غليظ‌تر از ما خواهند گفت. ولي گروه رجوي در يك نكته اشتباه كردند كه بين نارضايتي و براندازي خيلي تفاوت هست.
طبق محاسبات مقامات ما و مجاهدين، كه از جهاتي به هم شبيه بود و اطلاعات آنها همديگر را تاييد مي‌كرد نظام در موقعيت خطرناكي بود و به همين دليل هم قطعنامه قبول شد به شكلي كه مفهومش پيروزي نبود. ولي پارامترهاي پيش‌بيني نشده‌اي محاسبات دشمن را در هم ريخت و آن هم خيزش مردمي بود كه پس از قبول قطعنامه و پيام امام و... به صورت غيرمنتظره‌اي آغاز شد و من هر كس را مي‌ديدم مي‌گفت ثبت‌نام كرده و عازم جبهه است.
البته ممكن است گفته شود كه مردم چون مجاهدين را هم مثل صدام مي‌دانند لذا همزمان براي سركوبي پيشروي‌هاي عراق در جنوب و جبهه مياني و غرب و پيشروي‌هاي مجاهدين در جبهه قصر شيرين بسيج شدند. ولي در طول ده تا دوازده روز بود كه كسي عليه تجاوزات عراقي‌ها هم بسيج نمي‌شد و اعزام‌‌ها آنقدر كم و كند بود كه جوابگوي نياز جبهه‌ها نبود.
هدف من از اينكه ثابت كنم كار مجاهدين آنقدرها هم كودكانه و احمقانه و بي‌حساب نبوده اين است كه نتيجه‌گيري مهمي از آن بكنم و آن اينكه اگر مردمي پشتيبان حكومت نباشند، يك گروه 7 هزار نفره مسلح مثل مجاهدين مي‌توانند موفق شوند و در صورت موفقيت كشتار وسيعي راه بيندازند و از حمايت‌هاي بين‌المللي برخوردار شوند و... كه ديگر نتوان آنها را كنار زد چون آنها تجربه‌هايي اندوخته‌اند و تشكيلاتي دارند كه در ايران نداريم و...
مردم ايران فقط در مدت كوتاهي حكومت تنها را گذاشتند و ديديم كه چه سرنوشتي در حال رقم خوردن بود و البته مسئولين هم در سرد كردن مردم نقش داشتند و...
در هر حال از 8 سال جنگ علاوه بر خسارات مالي و آنانكه همواره محكوم به زيستن در بستر يا رنج معلوليت گرديده اند 200هزار شهيد بر جاي ماند كه در زير داده هاي آماري آن بيان مي شود.

چند نكته
1- آمار مندرج در جداول زير آمار تقريبي و بسيار نزديك به واقع است در نيمه دوم سال 1375 كه سردبيري هفته نامه ياد ياران (ارگان بنياد شهيد) را داشتم به مناسبت سالگرد انقلاب ويژه‌نامه‌اي تدارك ديدم كه حاوي 54 جدول از آمار شهداي انقلاب و جنگ به تفكيك شغل ، جنس، سن، تاهل، تحصيلات، رتبه‌سازماني، داوطلب، سرباز و كادر و سازمان خدمت و توزيع استاني و ... بود. اين ويژه‌نامه به دلايلي از انتشار بازماند اما پس از آن با بررسي بيشتر برخي از اعداد و ارقام آن ويژه‌نامه تصحيح و تكميل شد. آنچه در زير مي‌آيد تنها تعدادي از اين جداول تصحيح شده است كه هنوز نيازمند بررسي و تدقيق‌ افزون‌تر است اما سيمايي كلي و قريب به واقع را ترسيم مي‌كند و اميد است بتوانم در آينده نزديك جداول بيشتر و دقيق‌تري را تقديم كنم‏. اين حق مردم ايران است كه پس از 18 سال از پايان جنگ از كميت شهداي خويش اگاه شوند.‏
2- در اين جداول فقط آمار شهداي سال 1357 تا 1374 كه عمدتا شهداي جنگ هستند ارائه شده. مجموع آمار شهدا از دوران انقلاب تا سال 1374 جمعاً حدود 213255 تن است. از اين تعداد 192930 تن مربوط به جنگ با عراق است كه در جدول زير تعداد آنها به تفكيك درگيري مستقيم در جنگ يا حملات هوايي و موشكي به شهر‌ها و غيره آمده‌است. آمار شهدايي كه مفقود الاثر بودند و پس از سال 1374 شناسايي شدند را بايد به جمع كل شهدا افزود. همچنين ياد‌آور مي‌شوم كه آمار شهدا تا پيروزي انقلاب در جدول زير بدون احتساب ماركسيست‌هايي است كه در دوران مبازره عليه رژيم شاه كشته شدند. مجموع شهداي انقلاب از 15 خرداد 1342 تا 22 بهمن 1357 با احتساب شهداي گروه‌هاي چپ جمعاً حدود 3164 نفر است كه در كتاب «بررسي انقلاب ايران» به صورت دقيق‌تري آمده‌است.
3- در آينده نزديك، فراواني شهدا به تفكيك زمان، نوع حادثه و ويژگي‌هاي مختلف سني ، تحصيلي، شغلي و منطقه جغرافيايي همراه با توضيح و تحليل هاي مشروح ارائه خواهند شد.

مشخصات آماري شهداي جنگ

jang1.jpg


jang2.jpg


jang3.jpg


jang4.jpg


آمارها نشان مي‌دهند كه در روزگار جنگ طولاني عراق عليه ايران، عمده شهدا نه از ميان ثروتمندان و نه از ميان روشنفكران بودند و به قشر متوسط جامعه به پايين تعلق داشتند. بنابراين آنانكه بيش از همه در معرض آثار هر جنگي قرار دارند همين گروهند.
در همه جهان شهدا تقدس دارند. در جوامع غير مذهبي و مذهبي براي شهداي ملي بناي يادبود مي‌سازند. در برخي كشورها نام سربازان را روي بناهاي يادبود حك مي‌كنند. آنان براي همه مردم مورد احترام هستند اما به باور ما آنانكه در اين حد از ظرفيت ديگرخواهانه هستند حيات‌شان سودمندتر است. بايد شهداي زنده را دريابيم و آنانكه فرهنگ و مرام دگرخواهانه دارند را قدر شناسيم.
---------------------------------------------------
پي نوشت ها
1 . انقلاب و بسيج سياسي. دكتر حسين بشيريه. ص 22
2 - همان. ص 133
3 – علل جنگ جهاني سوم. سي رايت ميلز. ترجمه : تلخيص ص 39 - 37
4-از ابتداي مقاله تا اينجا گزيده هايي بر گرفته از بخش نظري و مبسوط رساله فوق ليسانس نگارنده در 8 سال پيش است .
5 - ن. ك. مقدمه كتاب جامعه‌شناسي جنگ. كاستول بوتول. انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1142 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.