شنبه 5 آذر 1384

‎اعتصاب غذاى زندانيان سياسى

راديو المان(دويچه وله) 25/11/2005 برابر با 4/9/1384‏‎

عمادالدين باقى: مشكل اصلى اينجاست كه مسؤولين صداى زندانيان را‎ ‎نمى‌شنوند‎.‎

‏«كميسيون ملى حقوق بشر فرانسه» همراه با تقدير از تلاش‌هاى‎ ‎عمادالدين باقي و ”انجمن دفاع از حقوق زندانيان ايران“ ‏جايزه‌اى را به منظور‎ ‎قدردانى از زحمات اين فعال حقوق بشر اختصاص داد. دويچه وله (صداى آلمان) در مصاحبه‎ ‎با ‏عمادالدين باقى در پى يافتن علل اعتصاب غذاى گروهى از زندانيان سياسى در زندان‎ ‎گوهردشت كرج، واكنش مسؤولان و ‏نقش انجمن دفاع از حقوق زندانيان در اين ميان برآمد‎. ‎
مصاحبه گر: کیواندخت قهاری
دویچه وله: آقای عمادالدین باقی، نخست می‌خواستیم تبریک بگويیم که‎ ‎جایزه‌ی کمیسیون ملی حقوق بشر ‏فرانسه به شما و «انجمن دفاع از حقوق زندانیان» اهدا‎ ‎شده است. تاثیر اینگونه تشویق‌ها را، آقای باقی، بر ‏روى کارتان چگونه‎ ‎می‌بینید؟
عمادالدین باقی: ما برآیند اين تشویق‌ها را مثبت می‌بینیم. یعنی معتقد هستیم که‎ ‎این اتفاقات نشان می‌دهد که عملکرد ما فقط ‏تحت نظارت افکار عمومی در داخل کشورنیست،‎ ‎بلکه نهادها و سازمانهای حقوق بشری خارج از ایران هم نظارت می‌کنند و ‏اهدای چنین‎ ‎جایزه‌ای به معنای اینست که بر عملکرد انجمن صحه گذاشته‌اند. نکته‌ی قابل توجه‎ ‎این است که ما در این مدت ‏نشان داده‌ایم که موضع مان موضع سیاسی نیست و سعی کرده‌ایم‎ ‎عملکردمان را فقط در چارچوب موازین حقوق بشر محدود ‏کنیم و لذا معتقدیم که برای‎ ‎پیشبرد حقوق بشر در ایران بعنوان یک نهاد میانجی باید با دولت و حکومت هم تعامل‎ ‎داشت. با ‏وجود اینکه این مشی را داشتیم فعاليت انجمن ما مورد توجه قرار گرفته است،‎ ‎و اين نشان می‌دهد که از نظر نهادهای ‏بین‌المللی حقوق بشر این مشی، مشی‌ای قابل‎ ‎دفاع است و ما امیدوارتر می‌شویم به کارهایی که انجام می‌دهیم، انگیزه‌ی خود ‏من و‎ ‎همکارانم نیز، برای ادامه‌ی فعالیت‌های مان بیشتر می‌شود‎.‎
دویچه وله: آقای باقی، می‌پردازم به خبرهایی که بدست ما رسیده است، در‎ ‎مورد اینکه چند تن از زندانیان ‏سیاسی در زندان گوهردشت کرج در اعتراض به فشارهایی‎ ‎که به آنها وارد می‌شود، از هفته‌ی پیش در ‏اعتصاب غذا هستند. لطفا اگر اطلاع بیشتری‎ ‎در اینمورد دارید در اختیار شنوندگان ما بگذارید‎.‎
عمادالدین باقی‎: ‎این افراد پیش از اینکه اعلام اعتصاب غذا‎ ‎کنند ، جداگانه از داخل زندان تلفنی با من تماس گرفتند و ‏اطلاع دادند که چنین قصدی‎ ‎را دارند. البته بحث‌های مختلفی شد. مثلا آقای جاوید تهرانی در تماسی که گرفته‎ ‎بودند، ضمن ‏اینکه اعلام کردند قصد اعتصاب دارند، در مورد پرونده‌شان هم صبحت کردند‎ ‎و می‌گفتند که محکومیت سنگینی به ایشان ‏داده‌اند و سخت‌گیری‌های بعدی‌ای که اعمال‎ ‎شده است و همین سخت‌گیری‌هايي كه باعث شده ایشان دست به اعتصاب غذا ‏بزنند، همه ناشی‎ ‎از اتهامی است که به ایشان وارد کرده‌اند و آن اتهام ارتباط با «سازمان مجاهدین‎ ‎خلق» است. ایشان قاطعانه ‏و بشدت این اتهام را تکذیب می‌کرد و مى‌گفت که این اتهام‎ ‎برای بدنام کردن من و برای توجیه این سخت‌گیری‌هایی است که ‏در مورد من اعمال‎ ‎می‌شود. افراد دیگری هم که تماس گرفته بودند هرکدام دلایل خاصی داشتند برای‎ ‎تصمیم‌شان به اعلام ‏اعتصاب. مثلا آقای خالد حردانى، که ایشان و دو برادر زنش، شهرام‎ ‎و فرهنگ پورمنصوری، بیش از ۶ سال است در زندان ‏هستند و مرخصی هیچوقت به آنها تعلق‏‎ ‎نگرفته، حتا در ماه‌های اخیر و خصوصا یکی دوسال اخیر رفتارشان در زندان ‏بگونه‌ای‎ ‎بوده است که تمام مسئولین زندان از رفتارشان راضی بوده‌اند و علی‌رغم این رفتارشان‎ ‎و تلاش‌های زیادی که شد ‏برای دادن مرخصی به اینها، که حتا در یک‌نوبت ما اطلاع‎ ‎داریم که مسئولین زندان با مرخصی اینها موافقت کرده‌اند، اما این ‏اتفاق نیفتاد. لذا‎ ‎اینها باعث رنجش و عکس‌العمل در این افراد می‌شود و اینکه می‌بینند نه تنها به این‎ ‎حقوق‌شان توجه نمی‌شود، ‏بلکه گاه گاهی به مناسبت‌هایی، با دلیل و بی‌دلیل،‎ ‎محدودیت‌هایی هم اعمال می‌شود. از جمله اخیرا خبرش نیز منتشر شده بود ‏که در ملاقاتی‎ ‎که با خانواده‌شان داشته‌اند، زندانبان وقتی که زمان ملاقات به پایان می‌رسد از‎ ‎ایشان با لحن تندی می‌خواهد که ‏ملاقاتش را تمام کند. ایشان هم پاسخ می‌دهد و این‎ ‎پاسخ‌های متقابل باعث کشمکشی می‌شود در حضور خانواده و جلوی چشم ‏خانواده که‎ ‎متاسفانه زندانبان‌ها متوجه بازتاب منفی چنین صحنه‌ای در روحیه خانواده زندانی‎ ‎نمی‌شوند و آقای داراب زند هم ‏مداخله می‌کند برای اینکه این کشمکش به پایان برسد(‏‎ ‎که البته اینها یک روایت است که ما شنیده‌ایم) بعد، باعث می‌شود این ‏کشمکش ادامه‎ ‎پیدا کند و در نهایت هم آقای داراب زند و آقای حردانی برای مدت یکهفته الی ۱۰ روز‏‎ ‎به سلول انفرادی منتقل ‏می‌شوند. متاسفانه در این رابطه مسئولین هیچ تحقیقی نمی‌کنند‎ ‎که ببینند مقصر کیست. چون به هرحال مقصر ممکن است ‏زندانبان باشد یا زندانی باشد و‎ ‎نباید اصل را گذاشت بر اینکه هر اتفاقی بیفتد حتما زندانی مقصر است و بلافاصله‎ ‎تنبیه بشود. ‏بدون اینکه هیچ تحقیقی بکنند اینها را بلافاصله تنبیه کردند. خوب،‎ ‎اینهم یک عامل دیگری شد که باعث عکس‌العمل و رنجش ‏در اینها شد. ضمن اینکه این‎ ‎زندانی‌ها در کرج غالبا خواستشان اين است که به تهران منتقل بشوند. این مسأله مرخصی که‎ ‎قبلا گفتم فقط یکی از دلایل‌اش است. مثلا آقای داراب زند حق‌اش است که مرخصی بیاید‎. ‎رفتارش هم در زندان رفتاری نبوده ‏که توجیهی برای جلوگیری از مرخصی‌شان باشد. حالا‎ ‎ممکن است در مورد یک یا دو زندانی مسئولین بتوانند توجیهی پیدا ‏بکنند. مثلا فرض‎ ‎کنید، زندانی‌ای بود که با مرخصی‌اش هم موافقت شده بود، اما اشتباهی مرتکب‎ ‎شده بودند و یک بیانیه ای، ‏بیانیه‌ای که از لحاظ حقوقی هم قابل دفاع نبود، در مورد‎ ‎حوادث کردستان و خوزستان داده بودند و آن باعث شد که ‏مرخصی‌شان لغو بشود. اما این‎ ‎در مورد اکثر زندانی‌ها اساسا صدق نمی‌کند. در حالیکه خیلی از مجرمین واقعی یا حتا‎ ‎ما ‏اطلاع داریم کسانی که جرائم مالی، سرقت مسلحانه یا حتا جرائمی مثل آدم ربایی و‏‎ ‎اینها داشتند، یا فرض کنید جرائمی مثل ‏فساد و فحشا و اینها، اما به اینها مرخصی‎ ‎تعلق گرفته است. البته این مثبت هم هست و در هرحال نشان‌دهنده یک نوع تسامح ‏و سعه‎ ‎صدر در برخورد با این مجرمین است . اما این تسامح و سعه صدر دامنه اش گسترده تر‎ ‎نمی‌شود و باید شامل حال ‏این قبیل زندانيها هم بشود که متاسفانه نمی‌شود‎.‎
دویچه وله: آقای باقی، می‌خواستم بپرسم که درست است كه یکی دیگر از‎ ‎خواستهایشان جداشدن از ‏مجرمان عادی بوده است؟
عمادالدین باقی‎: ‎بله، یکی دیگر از خواست‌هایشان این است که‎ ‎اینها را جدا کنند. الان چندتا ازآنها در یک بند دیگری ‏هستند و چندتا هم در یک بند‎ ‎دیگر که اینها می‌خواهند با هم باشند و همه‌ی اینها مایل‌اند که در تهران باشند‎. ‎چون خیلی از ‏اینها خانواده‌های شان در تهران هستند، مثل آقای بینا داراب زند، آقای‎ ‎ارژنگ داودی که متاسفانه آقای ارژنگ داودی که در ‏همان زندان رجایی شهر بودند، با‎ ‎وجود اینکه ایشان ساکن تهران هستند، اما حکم محکومیت ۱۴ سال ایشان را برای ‏بندرعباس‎ ‎صادر کرده‌اند. یعنی ایشان زندان در تبعید را باید بگذرانند و الان در بندرعباس‎ ‎هستند‎.‎
دویچه وله: به چه اتهامی محاکمه شده‌اند؟
عمادالدین باقی‎: ‎اتهام ایشان تشکیل گروه غیرقانونی و اقدام‎ ‎علیه امنیت بود. ولى من اصلا وارد ماهیت پرونده نمی‌شوم که ‏این اتهام وارد هست یا‎ ‎نه. بحث من فقط حقوق زندانی است، حتا اگر فرض را هم شما بر این بگذارید که این‎ ‎اتهام وارد است ‏اما یک زندانی حقوقی دارد و این حقوق باید در هر شرایطی رعایت‎ ‎بشود. نمی‌شود در حالیکه خانواده زندانی در تهران ‏ساکن است، حکم ۱۴ سال حبس بدهند،‏‎ ۱۴ ‎سال حبس در تبعید در بندرعباس که خانواده ایشان قادر نباشد به ملاقات برود‎. ‎البته شرایط ایشان هم در داخل زندان بندرعباس شرایط بسیار بدی ست. ما یک نامه‌ای هم‎ ‎نوشتیم به آیت‌الله شاهرودی، که به ‏دلایل مختلفی صلاح دانستیم انتشار عمومی نداشته‎ ‎باشد، و نامه‌ای ضمیمه آن کردیم، ارسال کردیم که مسؤولین مطلع بشوند، ‏تا بلکه‎ ‎تصمیمی برای بهبود شرایط این زندانی و زندانیان مشابه آن اتخاذ بکنند. به هرحال این‎ ‎هم یکی از حقوق طبیعی‌شان ‏است که مایل هستند در شهر محل سکونت‌شان باشند و منهای‎ ‎اینکه اساسا این اتهامات وارد هست یا نیست، که ما کاری به آن ‏نداریم و وارد ماهیت‎ ‎پرونده نمی‌شویم، بهرحال این هم قابل قبول است که اینها در شهر محل سکونت‌شان‎ ‎دوره حبس شان را ‏بگذرانند‎.‎
دويچه وله: يكى ديگر از خواستهايى كه گويا زندانيان اعتصابى دارند اين‎ ‎است كه از مجرمان عادى جدا ‏بشوند و به عنوان زندانى سياسى جايگاهشان را داشته‎ ‎باشند‎.‎
عمادالدين باقى‎: ‎اين چند نفرى كه الان جدا شده‌اند، به بندى‎ ‎رفته‌اند كه در آن در كنار مجرمين عادى قرار دارند. به ‏عبارت ديگر اينها در سال‎ ‎گذشته با آمدن رييس جديد زندان رجايى شهر شرايطشان بهتر شد. يعنى از بندى كه‎ ‎همه‌شان ‏ناراضى بودند– و يك بار هم سال گذشته به عنوان اعتراض اعتصاب كرده بودند‏‎– ‎منتقل به بند ديگرى شدند، شرايطشان ‏بهتر شد، از لحاظ تماس تلفنى امكانات بيشتري‎ ‎داشتند، به نحوى كه برخى از اين زندانيان در تماس تلفنى‌اى كه با ما داشتند ‏از‎ ‎بهبود شرايطشان اظهار رضايت كردند. اخيرا چند تن از اين زندانيان را به بند ديگرى‎ ‎منتقل كردند، كه اين هم يكى از ‏دلايل اعتصابشان است. مى‌گويند ما را نبايد كنار‎ ‎مجرمين خطرناك نگاهدارى كنند و بايد به وضع قبلى برگردانند. البته اين را ‏هم اضافه‎ ‎كنم كه در تماسى كه داشتند، من برايشان توضيح دادم كه از آنجا كه اعتصاب غذا خلاف‎ ‎موازين حقوق بشر است، ‏ما نمى‌توانيم از اعتصاب غذاى شما دفاع كنيم. حتى توصيه كردم‎ ‎به اينكه اعتصاب غذا نكنيد. چون اعتصاب غذا مصداق ‏بارز خشونت عليه خود و آسيب‎ ‎رساندن به خود است. آن هم در زندانى كه امكانات محدود است، رسيدگيها بسيار ضعيف ‏است‎ ‎و زندانى وقتى اعتصاب غذا بكند ممكن است به لحاظ جسمى آسيب ببيند. تقاضاى ما اين‎ ‎بود كه روشهاى ديگرى دنبال ‏بشود. ولى به هر حال زندانى گاه در شرايطى قرار مى‌گيرد‎ ‎كه هيچ راهى به جز اعتصاب غذا برايش نمى‌ماند. حال اين بحث ‏كه چرا فعالان و‎ ‎سازمانهاى حقوق بشرى در سراسر دنيا اعتصاب غذا را مخالف حقوق بشر مى‌دانند، بحث‎ ‎مفصلى است كه ‏من تصميم دارم در مقاله‌اى به آن بپردازم. از نظر ديگرى كه باز ما‎ ‎توصيه مى‌كنيم زندانيان اين كار را نكنند، اين است كه ‏طبق آيين‌نامه زندان مسؤولين‎ ‎زندان مى‌توانند اين را تخلف محسوب بكنند و با زندانى برخورد بكنند. البته اين‎ ‎مخصوص ‏زندانهاى ايران نيست. طبق آيين‌نامه‌ها و مقررات در تمام دنيا اعتصاب غذا‎ ‎تخلف محسوب مى‌شود. ولى متأسفانه در ايران ‏وقتى زندانى دست به اعتصاب غذا مى‌زند،‎ ‎به جاى اينكه به دليل و انگيزه اعتصابش توجه كنند، صداى او را بشنوند و ‏رسيدگى به‎ ‎خواستهايش بكنند و اگر ديدند خواستهايش بجاست به آن ترتيب اثر بدهند، به هيچ وجه‎ ‎اين خواستها شنيده نمى‌شود ‏و فقط مى‌خواهند طبق مقررات آيين‌نامه‌اى رفتار كنند و‎ ‎با آن به عنوان تخلف برخورد كنند. يعنى به جنبه‌هاى ديگر مسأله كه ‏توجه به خواست‎ ‎زندانى است توجه نمى‌شود‎.‎
دويچه وله: انجمن دفاع از حقوق زندانيان در اين ميان براى حل مشكل چه‎ ‎نقشى مى‌تواند داشته باشد؟
عمادالدين باقى‎: ‎مشكل اصلى اينجاست كه مسؤولين صداى زندانيان‎ ‎را نمى‌شنوند. ممكن است بعدا توجيه‌شان اين باشد كه ‏چون صداى‌ زندانيان را نشنيدند‏‎ ‎به حقوقشان توجه نكردند. اما نهادهايى مثل انجمن دفاع از حقوق زندانيان نقش‎ ‎كاتاليزور را ‏در انتقال صداى زندانى ايفا مى‌كنند. با نامه‌نگارى با مسؤولين،‎ ‎نامه‌هاى خصوصى، ديدار و بيانيه كوشش مى‌كند آنها را ‏مطلع كند، به اميد اينكه‎ ‎آنها ترتيب اثر بدهند. اما متأسفانه آنها مى‌شنوند و ترتيب اثر نمى‌دهند و به اين‎ ‎وسيله براى خودشان ‏بحران و دردسر و براى كشور هم بدنامى در افكار عمومى داخل و خارج‎ ‎فراهم مى‌كنند. حال آنكه ما خيرخواهشان هستيم و ‏سعى مى‌كنيم كه با انتقال نظر‎ ‎زندانيان خواهان رسيدگى به وضعيت‌شان بشويم. ولى چنين اتفاقى نمى‌افتد و آنها هم‎ ‎خيرخواه ‏خودشان نيستند. خيلى خونسرد از كنار موضوع و ناراحتى زندانيان مى‌گذرند‎. ‎فقط اگر خود اين آقايان مدتى در حبس گرفتار ‏بشوند، متوجه دشوارى لحظات و ثانيه‌ها و‎ ‎اين دفع‌الوقت كردنها مى‌شوند و اينكه چقدر اين خونسردى دشوار است. به همين ‏دليل‎ ‎است كه در قوانين داخلى رسيدگى به شكايت زنداني در اولويت است. زيرا شرايط زندانى‎ ‎متفاوت از شرايط يك فرد ‏عادى است. اين فقط مخصوص زندانيان سياسى نيست. من در اينجا‎ ‎تأكيد بكنم كه اين قسمت از بحث من بسيار كلى است. ما ‏مدام خبرهاى زيادى از زندانيان‎ ‎عادى مى‌شنويم كه دست به اعتصاب غذا مى‌زنند. البته زندانيان عادى، برخلاف زندانيان‎ ‎سياسى، صدايشان اصلا به جايى نمى‌رسد. يعنى مى‌خواهم بگويم كه حتى زندانيان عادى هم‎ ‎وقتى مى‌بينند كه به شيوه‌هاى ‏قانونى و عادى اعتراضشان توجه نمى‌شود، يا اگر هم‎ ‎توجه مى‌شود، آنقدرزمان سپرى مى‌شود كه شكايتى كه ظرف يك هفته ‏به آن بايد رسيدگى‎ ‎شود، يك سال طول مى‌كشد، آنها هم متوسل به اين شيوه‌ها مى‌شوند كه گفتم ما از اين‎ ‎شيوه دفاع نمى‌كنيم، ‏اما مى‌خواهم از اين عدم توجه مسؤولين را به‎ ‎حساسيت شرايط زندانيان نتيجه بگيرم‎.‎
دويچه وله: آقاى باقى، از شما براى اينكه وقتتان را در اختيار ما قرار‎ ‎داديد سپاسگزاريم




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1125 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.