چهارشنبه 24 خرداد 1385

بررسی مباحث مربوط به قانون قصاص پس از 25 سال: نظر دو کارشناس

راديو فردا23/3/1385

پنجشنبه این هفته 25 خرداد مصادف است با بیست و پنجمین سالگرد تصویب قانون قصاص. در برنامه این هفته دیدگاه ها درباره تفاسیر مربوط به این قانون بحث برانگیز با دو صاحبنظر در این زمینه مصاحبه کردیم؛ عمادالدین باقی روزنامه نگار و موسس نهاد غیردولتی پاسداران حق حیات که به جرم نوشتن مقاله ای در سال 1379 در دفاع از احکام دیگری به جای قصاص و اعدام محاکمه شد و نزدیک به چهار سال زندانی شد و مهرانگیز کار حقوقدان که با تصویب چنین قانونی از آغاز مخالف بود. خانم کار می گوید: برپایه یک قرائت از اسلام و شیعه خیلی از فقها معتقدند هرگونه نقدی بر قانون مجازات اسلامی می تواند مصداق مقابله با اسلام را داشته باشد که این دیدگاه در حال حاضر غالب و حاکم است، اما متناسب با تحولات اجتماعی امروز ایران نیست. عمادالدین باقی معتقد است موضوع قصاص موضوع حساسی است و باید با بحث و استدلال و مفاهمه علمی به آن پرداخت و این نوع بحث ها را با تظاهرات و اکشن های سیاسی نمی شود حل کرد، چون جنبه مذهبی دارند. نکته دوم هم این که باید بین کار سیاسی و حقوق بشری تمایز قائل شد.

امير مصدق کاتوزيان


امیرمصدق کاتوزیان (رادیو فردا): پنجشنبه این هفته 25 خرداد مصادف است با بیست و پنجمین سالگرد تصویب قانون قصاص. جمعه 26 خرداد ماه نیز سالگرد تظاهرات اعتراض سرکوب شده در سال 1360 به این قانو است که موجب شد آیت الله روح الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره دعوت کنندگان آن که سران جبهه ملی بودند و همچنین دکتر محمد مصدق لفظ مرتد را به کار ببرد. در برنامه این هفته دیدگاه ها درباره تفاسیر مربوط به این قانون بحث برانگیز با دو صاحبنظر در این زمینه مصاحبه کردیم؛ عمادالدین باقی روزنامه نگار و موسس نهاد غیردولتی پاسداران حق حیات که به جرم نوشتن مقاله ای در سال 1379 در دفاع از احکام دیگری به جای قصاص و اعدام محاکمه شد و نزدیک به چهار سال زندانی شد و مهرانگیز کار حقوقدان که مانند اکثریت وکلای ایران با تصویب چنین قانونی از آغاز مخالف بود.
مهرانگیز کار: برپایه یک قرائت از اسلام و شیعه خیلی از فقها معتقدند همین است که هست و هرگونه نقدی بر قانون مجازات اسلامی می تواند مصداق مقابله با اسلام را داشته باشد که این دیدگاه در حال حاضر غالب و حاکم است، اما متناسب با تحولات اجتماعی امروز ایران نیست. اما هستند فقها، کارشناسان و حقوقدانانی که با علم بر این که حکومت ایران یک حکومت اسلامی است، کار کردند روی موضوع و مجازات های جایگزین را تعیین کردند، مجازات هایی که در اغلب موارد می تواند یک امکاناتی در اختیار نهادهای قانونگذاری بگذارد که بدون این که نگرانی اضطراب داشته باشند از این که تصمیم گیری کنند در تعارض با احکام شرع، از این مجازات های جایگزین استفاده کنند و برخی از این مجازات های خفت بار، خشونت آمیز و حقیقتا غیرانسانی را از این مجموعه حذف کنند با آن مجازات های جایگزین که اغلب می تواند مجازات های نقدی یا انواع دیگری از مجازات ها باشد.

عمادالدین باقی: آنچه که در 25 سال پیش رخ داد و یک موضوع فقهی حقوقی را تبدیل کرد به یک ماجرای سیاسی، دو درس مهم برای ما دارد. در اوایل انقلاب وضعیت، وضعیت انقلابی بود. وضعیت انقلابی هم وضعیت عدم تعادل است و کنش های سیاسی و غیرسیاسی در هم می آمیزند، لذا درسی که من می خواهم از آن حادثه بگیرم و برای امروز استفاده کنم، یکی این است که آن حادثه نشان داد موضوع قصاص موضوع حساسی است و باید با بحث و استدلال و مفاهمه علمی به آن پرداخت و نقد درون دینی کرد و این نوع بحث ها را با تظاهرات و اکشن های سیاسی نمی شود حل کرد، چون جنبه مذهبی دارند. نکته دوم هم این که باید بین کار سیاسی و حقوق بشری تمایز قائل شد، نباید پروژه های سیاسی خودمان را تحت لوای حقوق بشر پیش ببریم. من همین الان که با شما صحبت می کنم احساس خطر می کنم که مبادا کسانی با روش های خاصی وارد این موضوع و پیکار شوند و فعالیت های ما را نیز در این زمینه بر باد دهند. درواقع من معتقدم کارهایی که شده بود، در آن مقطع بیشتر جنبه سیاسی داشت، در این 25 سال هم اکثرا اعتراض هایی که شده، فقط اعتراض بوده به اعدام ها، اما به عنوان یک بحث علمی حقوقی جدی کارشناسی که به این موضوع به صورت تخصصی بپردازند و نشان دهند که می شود به قصاص نگاه دیگری انداخت، این متاسفانه صورت نگرفته و به همین جهت من مایوس نیستم و معتقدم اگر این بحث انجام شود به صورت علمی نتایجی خواهد داشت.

ا . م . ک: سرسخت ترین مدافعان نظام جمهوری اسلامی می گویند چون جمهوری اسلامی هست، باید قصاص هم باشد؛ اسلام و قصاص با هم همخوانی دارند. از سوی دیگر مخالفان جمهوری اسلامی نیز همین را می گویند که تا جمهوری اسلامی هست، قصاص هم هست. به عنوان یک حقوقدان و نه یک ناظر سیاسی از خانم مهرانگیز کار می پرسم آیا جمهوری اسلامی متصور هست که در آن قانون قصاص نباشد؟

مهرانگیز کار: به نظر من متصور هست، ولی امکاناتش در وضع موجود دستکم بسیار کم است. به این معنا که وقتی همه اعضای شورای نگهبان که منصوب مقام رهبری هستند، دیدگاه و نگرش فقهیشان، همان نگرش فقهی هست که قانون قصاص برپایه آن استقرار پیدا کرده، یا وقتی در مجمع تشخیص مصلحت نظام باز نگرش غالب همان هست، ما چگونه می توانیم در وضع موجود جمهوری اسلامی امیدوار باشیم به این که قانون قصاص تغییر پیدا کند. ولی خب اگر بخواهیم خارج از این دور باطل و سیکلی که در آن قرار داریم، اظهارنظر کنیم، خب بله اگر امکاناتی بوجود می آید که آن فقهایی قرار می گرفتند در نهادهای قانونگذاری تعیین کننده و یا انتخابات آزاد داشتیم و کسانی که وارد مجلس می شدند، نمایندگان همه طیف های عقیدتی مردم ایران بودند، البته می شد با وجود پسوند اسلامی هم در این قانون تعدیل بوجود آورد. ولی به هیچ وجه این تعدیل منجر نمی شد برابری حقوقی همه شهروندان با یکدیگر حتی در بحث مجازات ها. آن برابری خاص نظام سیاسی است که در آن دین و حکومت از یکدیگر جدا باشد.

ا . م . ک: در چارچوب بحث های درون دینی چه استدلال هایی طرح شده که می شود بر اساس آن از قانون قصاص تعبیر جدیدی ارائه کرد یا سازگارش کرد فرضا با اعلامیه جهانی حقوق بشر؟ آیا چنین چیزی امکانپذیر است؟

عمادالدین باقی: به طور رسمی و آشکار چیزی را در این زمینه مشاهده نکردم، اما آن که خودم اطلاع دارم، این است که یک بار در سال 1378 آن مقاله اعدام و قصاص توسط من نوشته شد و بعد عکس العمل هایی ایجاد کرد که منجر به توقیف روزنامه نشاط شد و بعد هم دادگاه و صدور حکم زندان علیه خود من و آقای شمس الواعظین به عنوان سردبیر روزنامه و همچنین مدیرمسئول، از علمای قم استبصار کردیم با توجه به این که حکم دادگاه علیه ما این بود که این مقاله اهانت به مقدسات است، چون نفی قصاص یعنی انکار یکی از نصوص قرآن، ما استبصار کردیم از علمای قم، ده نفر از علما که پنج تن از آنان از مراجع تقلید بودند، به صورت کتبی اعلام نظر کردند و گفتند این مقاله اهانت به مقدسات نیست. نظر آنها در مطبوعات نیز منتشر شد. این یک موضع نسبتا آشکار بود که البته تفاوت هایی هم بین اعلامنظر این آقایان وجود داشت. مورد دوم هم این بود که در بحث هایی که در دو سه سال اخیر مطرح کردم، یکی مواردی بود که در زندان نوشته شد، یک پژوهشی بود که عنوانش بود امکان لغو مجازات اعدام در شریعت و قوانین ایران. بعد از زندان برای سمیناری در دانشگاه استنفرد فرستادم که چون اجازه خروج به خود من ندادند، دکتر عباس میلانی آن مقاله را ارائه کرد. آن را یک زمانی آقای حجاریان بردند قم نزد آیت الله صانعی و ایشان مطالعه کرده بودند و اعلام کرده بودند با این نظریه و ادله ای که ارائه شده موافقند.





 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1142 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.