جمعه 3 شهریور 1385

نگرانى از نوع رفتار با على‌اكبر موسوى خويينى (گفتگوبا راديو المان)

24.08.2006 برابر با 2/6/1385

بيش از ۷۰ روز از بازداشت على‌اكبر موسوى خويينى نماينده پيشين مجلس و دبيركل سازمان دانش‌آموختگان ايران اسلامى «ادوار دفتر تحكيم وحدت» مى‌گذرد. در همين ارتباط «انجمن دفاع از حقوق زندانيان» طى بيانيه‌اى به ادامه بازداشت آقاى موسوى خويينى و نيز رفتار نامناسب با وى اعتراض كرده است.

در اين بيانيه همچنين طولانى شدن بازداشت اين نماينده پيشين مجلس «بدون دليل و فاقد توجيه قانونى» خوانده مى‌شود. در رابطه با اين بيانيه و نيز وضعيت على‌اكبر موسوى خويينى در زندان، عمادالدين باقى رييس «انجمن دفاع از حقوق زندانيان» به پرسشهاى ما پاسخ داده است.

مصاحبه‌گر: بهنام باوندپور

دويچه‌وله‌: آقاى باقى، انجمن دفاع از حقوق زندانيان در بيانيه‌ى اخير خودش اعلام كرده كه در حد توان، فعاليت‌هايى را براى آزادى مهندس موسوى خوئينى انجام داده است. ممكن است، بفرماييد، اين فعاليت‌ها چه مواردى بودند؟

عمادالدين باقى: ما در بيانيه هم اشاره كرديم به اين موضوع كه تا الان موضع‌گيرى نكرده بوديم، علتش اين است كه اساسا خط مشى انجمن دفاع از حقوق زندانيان اين هست كه كوشش كند، مسائل را بدون سر و صدا و به آرامى پيگيرى بكند. انتشار بيانيه و اينجور چيزها در واقع آخرين كارى است كه ما در انجمن انجام مى‌دهيم و ترجيح مى‌دهيم كه بدون سر و صداهايى كه شائبه‌هاى سياسى بودن كار را القا‌‌ء بكند، فعاليت‌هايى را انجام بدهيم، لذا بيشتر متوسل به لابى كردن يا گفتگو به واسطه‌ى افراد مختلف مى‌شديم يا نامه براى مسئولين قضايى مى‌فرستاديم كه اينها اقداماتى بوده كه در اين مدت انجام شده، ولى متأسفانه تا به الان نتيجه‌اى از آن نگرفتيم.

دويچه‌وله‌: در بيانيه اشاره شده كه طولانى شدن مدت بازداشت آقاى موسوى خوئينى شبهات متعددى را به وجود ‌آورده است. منظور چه شبهاتى است؟

عمادالدين باقى: اساسا زندان ماهيتا يك نوع محدوديت است و موجب فشار روحى ـ روانى بر فرد و خانواده است. فرقى نمى‌كند كه اين زندانى چه كسى باشد. فرد، عادى باشد يا سياسى. با اين حال موارد زيادى مشاهده شده كه افراد وقتى به انفرادى فرستاده مى‌شوند، با توجه به اينكه اساسا حبس انفرادي هيچ اساس قانونى در نظام حقوقى ما هم ندارد، بخصوص اگر اين بازداشت انفرادى بصورت طولانى در بيايد، تجربه نشان داده، خصوصا در گذشته بدين شكل بوده و زياد هم اتفاق افتاده كه از انفرادى به عنوان ابزار فشار استفاده مىشده، يعنى اساسا لزومى ندارد كه فرد حتى مورد شكنجه‌ى جسمى قرار بگيرد، كافى است كه او را در انفرادى رها بكنند و گاه‌ گاهى سرى به او بزنند وببينند كه آيا آمادگى دارد، براى چيزهايى كه مايلند اقرار بكند يا كاملا تابع باشد يا خير؟ اگر ديدند كه هنوز اين آمادگى بوجود نيامده، مجددا بعد از اين جلسه( كه اسمش اگر بازجويى باشد، دقايقى هم بيشتر طول نمي كشد، حتى نيم ساعت، يك ساعت) فرد را بمدت طولانى به حال خودش رها مى‌كنند، تا زمانى كه علائم و نشانه‌هايى بروز بكند از اينكه اين فرد مطيع شده، اين استفاده از انفرادى به عنوان ابزار يا حتى استفاده از اصل زندان به عنوان ابزار فشار، اين چيزى است كه بسيار اتفاق افتاده، لذا وقتى كه يك فردى اصل بازداشتش مورد سئوال باشد، به اين معنى كه از نظر آيين دادرسى و قوانين داخلى ما هيچ فردى را نمى‌توان احضار كرد، مگراينكه قبل از احضار مدارك و دلايل اتهام او فراهم شده باشد، يعنى اول بايد مدارك اتهام فرد را بدست بياورند و به محض احضار يا بازداشت به او تفهيم اتهام بشود، نه اينكه ادله و مدارك اتهام را از خود متهم مطالبه بكنند، آن هم در دوره‌ى بازداشت. اينها بايد از قبل تدارك شده باشد. وقتى كه بازداشت مربوط به جرائم سنگين هست، يعنى فقط در مواردى مىشود، فرد را بازداشت موقت كرد كه مثلا مرتكب جرائم جنايى شده باشد كه در اين قبيل جرائم چون حقوق افراد ديگر مطرح هست و محتمل است كه اين حقوق پايمال بشود و امكان امحاء آثار جرم وجود دارد، قانون اجازه داده كه اين افراد بصورت موقت بازداشت بشوند كه اين بازداشت هم باز يك سقف زمانى دارد، نمى‌شود بيش از يك حد زمانى مشخص بازداشت كرد، البته قانون مى‌گويد، ظرف ۲۴ ساعت تفهيم اتهام بشود، پرونده به دادگاه برود، اگر نيازى به تحقيقات بود، تا يك ماه تمديد مى‌شود و اگر باز هم نياز بود، تا دو ماه، ولى حتى در جرائم بسيار سنگين، مثل جرائم جنايى و اينها ممكن است تا چهار ماه هم بازداشت طول بكشد. وقتى كه انسان مشاهده مىكند كه اولا اگر فردى مرتكب جرمى شده باشد، جرمش از اين قبيل جرائم سنگين و جنايى نيست كه نيازمند تحقيقات آنچنانى باشد كه او را بمدت طولانى بازداشت موقت بكنند. از طرفى ما مشاهده مى‌كنيم كه از زندان به عنوان ابزار فشار استفاده مىشود، چرا؟ بدليل اينكه اگر فرض كنيد، اين فرد مرتكب جرمى هم شده و ضرورت دارد، براى تحقيقات مقدماتى او را در بازداشت نگاه دارند، طبق قانون مكلفند، بلافاصله بازجويى را شروع كنند، يعنى بايد در اسرع وقت پرونده تشكيل شده و به دادگاه برود. فرد هر چه زودتر حتى يك روز زودتر هم شده، بازجويى‌اش تمام شده و آزاد شود يا پرونده‌اش به دادگاه برود. وقتى ما مى‌بينيم، اين اتفاقات مى‌افتد و فردى مثل آقاى موسوى يا فرض كنيد، آقاى جهانبگلو يا ديگران در زندان بمدت طولانى بازداشت مى‌شوند و عجيب‌تر اينكه اجازه‌ى حضور وكيل هم در مرحله‌ى بازپرسى داده نمى‌شود، خيلى طبيعى است كه اين شبهه بوجود بيايد كه غرض اين است كه از زندان به عنوان ابزار فشار استفاده بشود تا بوسيله‌ى خود متهم، دلايل و مداركى در دوره‌ى بازداشت از طريق اقاريرى كه تحت فشار بدست مى‌آيد، فراهم بكنند.

دويچه‌وله‌: ‌آيا همانطوريكه از متن بيانيه‌ى انجمن دفاع از حقوق زندانيان برمى‌آيد، حبس آقاى موسوى خوئينى در درگذشت پدر ايشان تأثيرى داشته است؟

عمادالدين باقى: على‌الاصول شما تمام زندانيان را اگر مشاهده بكنيد، حتى زندانيانى كه مرتكب جرم شدند، يعنى زندانيان عادى يا غير سياسى، وقتى فردى مى‌رود زندان، خانواده‌ بشدت تحت فشار است، حتى خانواده‌ها بيش از خود زندانى آزار روحى ـ روانى مى‌بينند. اين يك قاعده‌ى كلى است، حالا ممكن است، افراد خاصى استثناء باشند، ما در محدوده‌ى زندا‌نيان سياسى هم موارد زيادى مشاهده كرديم، مثلا در مورد آقاى عبد‌الله نورى،‌ كسانى كه از نزديك با خانواده‌شان سر و كار داشتند، مى‌دانند كه مادر ايشان تحت فشار و تألمات شديد روحى ناشى از حبس آقاى عبدالله نورى بود كه تاب نياورند و درگذشتند، گرچه سن ايشان بالا بود، ولى اتفاقا افراد در سنين بالاتر معمولا ضعيف‌تر شده و بيشتر متأثر مى‌شوند. پدر آقاى موسوى خوئينى با ايشان در زندان ملاقاتى داشتند. بعد از اينكه اين ملاقات تمام شد و ايشان به خانه رفتند، دچار بيمارى بى‌اشتهايى شدند و اين وضعيت طولانى شد، به نحوى كه به بيمارستان انتقال پيدا كردند و طولانى شدن اين بى‌اشتهايى نهايتا ايشان را از پا در آورد و برخى از اعضاى خانواده ايشان مى‌گفتند كه اين وضعيت بعد از ملاقات ‌آقاى موسوى خوئينى و پدرش بوده و ناشى از همين تأثرات و تألمات روحى بوده و اين البته طبيعى است، چون نمونه‌هاى زيادى ما مشاهده كرديم، مثلا در دوران زندان خود من، پدرم بدليل همين فشارها يك بار سكته كرد و به هر حال اين تألمات و تأثرات روحى عميقى كه براى خانواده بوجود مى‌آيد، بخصوص اگر افراد در سنين بالا باشند، مى‌تواند‌، يكى از عوامل تشديدكننده باشد و منجر به يك چنين وقايع ناگوارى بشود.

دويچه‌وله‌: بيانيه بر اين مسئله‌ هم تأكيد مى‌كند كه بروز شيو‌ه‌هايى از قبيل نوع برخورد با آقاى موسوى، مى‌تواند منجر به تكرار تجارب تلخ گذشته در دستگاه امنيتى در ارتباط با منتقدين بشود. منظورتان از اين تكرار تجارب تلخ گذشته در دستگاه امنيتى چه هست؟

عمادالدين باقى: در گذشته اتفاقاتى از قبيل اخذ اعتراف و برنامه‌هاى تلويزيونى و شوهاى تلويزيونى متداول بود كه آثار تخريبى داشت، هم در بى‌اعتبار كردن قوه‌ى قضائيه و اين اعترافات و هم فشار سياسى ايجاد مى‌كرد، روى فعالين سياسى و روشفكران و غيره، اين خطاها در آن دوران كنترل نشد، مشكل اساسى هم اين بود كه اساسا دستگاه امنيتى تبديل به يك وزارتخانه شده بود، بخاطر اينكه يك بحثى بود كه سازمان امنيت به وزارت اطلاعات تبديل شود، استدلال اين بود كه اگر سازمان امنيت باشد، تبديل به يك نهاد غير پاسخگو مى‌شود و نهاد غير پاسخگو كه خارج از نظارت قرار بگيرد، ممكن است كه خطراتى ايجاد كند و به همين دليل تبديل شد به وزارت تا تحت نظارت مجلس باشد، وزير استيضاح شود، مطبوعات بتوانند، آزادانه نقد كنند. متأسفانه در يك دوره‌ى طولانى، نمايندگان مجلس، حالا بدلايل ترس يا مصلحت‌انديشى و يا به هر دليل ديگرى وظيفه‌ى خود را انجام ندادند و چون دستگاه امنيتى نظارت شايسته و بايسته‌اى در موردش نشد، در حاليكه اين دستگاهى است كه بايد از طرف نهادهاى قانونى حكومتى شديدترين نظارت‌ها در موردش صورت بگيرد، اما اين كار انجام نشد، در نتيجه تخلفات، بزرگتر و بزرگتر شد و رسيد به جايى كه علاوه بر آن بحث اعترافات كه اين اعترافات بعضى از مقام‌هاى حكومتى را هم فريب مى‌داد و آنها را متقاعد مى‌كرد كه بسيارى از اين چيزهايى كه دستگاه امنيتى راجع به ناراضيان مى‌گويد، حرف‌هاى درستى هست، بعد كشيده شد به جايى كه بدليل عدم آن نظارت‌ها، آن فجايع قتل‌هاى زنجيره‌اى رخ داد و براى كشور هم هزينه‌ى سنگينى را ايجاد كرد. به همين دليل ما معتقديم كه بايد با اين شيوه‌هاى نسنجيده برخورد شود و خود نمايندگان مجلس و قوه‌‌ى قضائيه و مقامات و مراجع مسئول در كشور يا مجمع تشخيص مصلحت نظام بايستى با اين قبيل مسائل برخورد كنند، چون اين قبيل مسائل به حقوق شهروندان بازمى‌گردد و بسيار حساس هست، اگر در مورد شبهاتى كه مطرح مى‌شود، پيگيرى، سئوال و اقدام نكنند، ممكن است، افرادى كه دست اندركار اين قبيل اقدامات هستند، احساس مصونيت بكنند و اين احساس مصونيت باعث مى‌شود كه خيلى كارها را انجام بدهند، به هر حل انسانند، انسان خطاكار است، انسان اشتباه مى‌كند و اين اشتباهات ممكن است كه بزرگ و بزرگتر بشود و هزينه‌هايى براى كشور ايجاد بكند.




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 May 2017 [5]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1133 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.