سه شنبه 16 مرداد 1386

«شرق‌»و مجازات‌ عهد باستان‌

(اين مقاله در سال گذشته به مناسبت توقيف شرق تحرير شد واينك به بهانه توقيف مجدد شرق درست يكسال پس از آن فاجعه وپس از توقيف اخير روزنامه وزين هم ميهن بازچاپ مي شود زيرا هرچه با خود انديشيدم سخني جز تكرار آن را مناسب نديدم،يعني هنوز در بر همان پاشنه مي چرخد وما در دور باطل زدن وبستن گرفتاريم)

سيستم‌ مجازات‌ در عهد باستان‌ كه‌ انسان‌ها هنوز در آغاز گذر از بدويت‌ بودند «همه‌ در برابر يك‌ تن‌» بود. اگر فردي‌ از يك‌ قوم‌ يا قبيله‌ مرتكب‌ جرمي‌ مي‌شد تمام‌ آن‌ قبيله‌ را از دم‌ تيغ‌ مي‌گذراندند...در ساليان‌ اخير مجازات‌ به‌ شيوه‌ جامعه بدوي معمول‌ شده‌ و بر فرض‌ احراز مجرميت‌ مقاله‌ يا يك‌ كاريكاتور كه‌ بايد يك‌ شخص معين‌ حقيقي‌ يا حقوقي‌ پاسخگوي‌ آن‌ باشد تمام‌ كاركنان‌ يك‌ روزنامه‌ مجازات‌ و يك‌ نهاد به‌ نابودي‌ و نيستي‌ كشيده‌ مي‌شود..درست‌ شبيه‌ آن‌ است‌ كه‌ اگر كارگر يك‌ كارخانه‌يي‌ مرتكب‌ جرمي‌ شد تمام‌ كاركنان‌ آن‌ موسسه‌ مجازات‌ و كارخانه‌ تعطيل‌ و همگان‌ بيكار شوند

روزنامه اعتمادچهارشنبه 22 شهريور ماه 1385 | 13 سپتامبر 2006ص1و2

خاطره‌ تلخ‌ توقيف‌هاي‌ مكرر مطبوعات‌ باز هم‌ تكرار شد. اين‌ بار 4 نشريه‌ كه‌ روزنامه‌ وزين‌ شرق‌ سرآمد آنها بود، روزنامه‌يي‌ كه‌ رقبايش‌ از قبيل‌ سردبير سابق‌ كيهان‌ (صفار هرندي‌) نيز آن‌ را يكي‌ از دو روزنامه‌ حرفه‌يي‌ و موؤر كشور ناميده‌اند. شرق‌ به‌ استاندارد روزنامه‌ حرفه‌يي‌ چنان‌ قرين‌ شده‌ بود كه‌ از نظر جهاني‌ نيز معتبر و موثر شناخته‌ مي‌شد و به‌ آبرويي‌ براي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ بدل‌ گرديده‌ بود. علي‌رغم‌ انواع‌ محدوديت‌ها و مضيقه‌ها و فشارها باز هم‌ توانست‌ منزلت‌ خويش‌ را نگه‌ دارد و جمهوري‌ اسلامي‌ در برابر اتهامات‌ جهاني‌ تهديد عليه‌ مطبوعات‌ و نقض‌ آزادي‌ بيان‌ به‌ وجود روزنامه‌هايي‌ چون‌ شرق‌ پناه‌ مي‌برد و اكنون‌ شتاب‌زدگي‌ كساني‌ آن‌ را از يك‌ ابزار موؤر و استراتژيك‌ دفاع‌ از دموكراسي‌ محروم‌ ساخته‌ است‌. بدون‌ شك‌ تعطيلي‌ مطبوعات‌ ميانه‌رو به‌ تشديد و تقويت‌ راديكاليسم‌ در كشور مي‌انجامد و گرد ياس‌ را بر دل‌ها مي‌نشاند و دليلي‌ بر صحت‌ ديدگاه‌هاي‌ ديگر و خصوصا راديكاليسم‌ غيرمنطقي‌ مي‌شود. اما من‌ اينك‌ از اين‌ همه‌ درمي‌گذرم‌ و در مقام‌ بيان‌ يك‌ نكته‌ام‌. سيستم‌ مجازات‌ در عهد باستان‌ كه‌ انسان‌ها هنوز در آغاز گذر از بدويت‌ بودند «همه‌ در برابر يك‌ تن‌» بود. اگر فردي‌ از يك‌ قوم‌ يا قبيله‌ مرتكب‌ جرمي‌ مي‌شد تمام‌ آن‌ قبيله‌ را از دم‌ تيغ‌ مي‌گذراندند. با ارتقاي‌ عقلي‌ و اخلاقي‌ بشر اصل‌ شخصي‌ بودن‌ جرم‌ و مجازات‌ نيز پديدار شد و كسي‌ را به‌ جرم‌ ارتكاب‌ ديگري‌ مجازات‌ نكردند.
گام‌ بعدي‌ ارتقاي‌ نظام‌ جزايي‌، سيطره‌ حقوق‌ ترميمي‌ و تلاش‌ براي‌ بازگرداندن‌ مجرم‌ به‌ جامعه‌ و احياي‌ او و برخورد تعالي‌بخش‌ و درماني‌ با پديده‌ جرم‌ بود. اما در عالم‌ حقوق‌ طبيعي‌، آزادي‌ بيان‌ از اركان‌ حقوق‌ بشري‌ و مظهر كرامت‌ انساني‌ است‌ و در اينجا جرم‌ به‌ مفهومي‌ كه‌ در حقوق‌ جزا مطرح‌ است‌ از نوع‌ جنحه‌ و جنايت‌ نيست‌. ماده‌ 19 اعلاميه‌ جهاني‌ حقوق‌ بشر »حق‌ كسب‌ اطلاعات‌ و افكار و اخذ و انتشار آن‌ به‌ تمام‌ وسايل‌ ممكن‌ و بدون‌ ملاحظات‌ مرزي‌« را به‌ رسميت‌ شناخته‌ است‌. حقوق‌ بشر حقوق‌ ذاتي‌ هستند و حتي‌ اگر در قوانين‌ نيز مذكور نباشند، حقوقي‌ پيشيني‌اند و غيرقابل‌ سلب‌ به‌ شمار مي‌آيند. در اين‌ ميان‌ اگر جرمي‌ با استفاده‌ از آزادي‌ بيان‌ رخ‌ دهد، بنابر حقوق‌ بشر و نيز اصل‌ 168 قانون‌ اساسي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ با حضور هيات‌ منصفه‌ احراز مي‌شود و در صورت‌ رعايت‌ تشريفات‌ دادرسي‌ عادلانه‌ و اؤبات‌ جرم‌ فقط‌ فردي‌ كه‌ مرتكب‌ آن‌ شده‌ مجازات‌ مي‌شود. متاسفانه‌ در ساليان‌ اخير مجازات‌ به‌ شيوه‌ جامعه بدوي معمول‌ شده‌ و بر فرض‌ احراز مجرميت‌ مقاله‌ يا يك‌ كاريكاتور كه‌ بايد يك‌ شخص معين‌ حقيقي‌ يا حقوقي‌ پاسخگوي‌ آن‌ باشد تمام‌ كاركنان‌ يك‌ روزنامه‌ مجازات‌ و يك‌ نهاد به‌ نابودي‌ و نيستي‌ كشيده‌ مي‌شود. كاركنان‌ و حقوق‌بگيران‌ مستقيم‌ يك‌ روزنامه‌ را اگر دويست‌ الي‌ سيصد تن‌ بدانيم‌، با افزودن‌ شمار كساني‌ كه‌ در شبكه‌ توزيع‌ و اشتراك‌ و آگهي‌ در سراسر كشور فعالند بيش‌ از دو هزار تن‌ از محل‌ يك‌ روزنامه‌ پرتيراژ امرار معاش‌ مي‌كنند. از اين‌ مي‌گذرم‌ كه‌ در شرايط‌ بحران‌ فزاينده‌ بيكاري‌ و در حالي‌كه‌ دولت‌ جديد شعار مبارزه‌ با فقر و بيكاري‌ و وعده‌ مهرورزي‌ را سرلوحه‌ برنامه‌هاي‌ خويش‌ اعلام‌ كرده‌ قطع‌ معاش‌ صدها تن‌ را چگونه‌ توجيه‌ مي‌كند. نكته‌ اصلي‌ و حقوقي‌ در اين‌ وجيزه‌ اين‌ است‌ كه‌ با چه‌ مبنا و منطق‌ حقوقي‌ و اخلاقي‌ مي‌توان‌ بر فرض‌ ارتكاب‌ جرم‌ از سوي‌ يك‌ تن‌ تمام‌ قبيله‌ مطبوعاتي‌ را مجازات‌ و از شغل‌ محروم‌ كرد* درست‌ شبيه‌ آن‌ است‌ كه‌ اگر كارگر يك‌ كارخانه‌يي‌ مرتكب‌ جرمي‌ شد تمام‌ كاركنان‌ آن‌ موسسه‌ مجازات‌ و كارخانه‌ تعطيل‌ و همگان‌ بيكار شوند. توقيف‌ يك‌ روزنامه‌ نيز معنايي‌ جز آن‌ ندارد. به‌ همين‌ رو در دنياي‌ امروز پديده‌يي‌ به‌ نام‌ توقيف‌ مطبوعات‌ به‌ تاريخ‌ پيوسته‌ و موجب‌ شگفتي‌ ناظران‌ جهاني‌ است‌. بدان‌ اميد كه‌ توقيف‌ موقت‌ شرق‌ پايان‌ يابد. گرچه‌ از نظر قانوني‌ حداكثر توقيف‌ موقت‌ 6 ماه‌ است‌ و اكنون‌ روزنامه‌هايي‌ هستند كه‌ پنجمين‌ سال‌ توقيف‌ موقت‌ را مي‌گذرانند و مفهوم‌ واژگان‌ توقيف‌ را دستخوش‌ ناهنجاري‌ ساخته‌اند، اما دولتيان‌ كنوني‌ وعده‌ پايان‌ آن‌ روزگار را داده‌ بودند. با بستن‌ شرق‌ يا هر جريده‌ ديگري‌ راه‌ گردش‌ آزاد اطلاعات‌ در جهان‌ امروز مسدود نخواهد شد و رسانه‌هاي‌ جايگزين‌ فقدان‌ آن‌ را جبران‌ خواهند كرد و هزينه‌يي‌ بدون‌ كسب‌ فايده‌ براي‌ توقيف‌كنندگان‌ برجاي‌ مي‌نهد اما چاره‌ در تمكين‌ به‌ اصل‌ شخصي‌ بودن‌ جرم‌ و مجازات‌ محتمل‌ است‌ و نبايد يك‌ روزنامه‌ و تمام‌ كاركنان‌ آن‌ را براي‌ جرمي‌ كه‌ هنوز در هيچ‌ محكمه‌يي‌ اؤبات‌ نگرديده‌ است‌، مجازات‌ كرد. پيمودن‌ روشي‌ جز اين‌، شايبه‌ اغراض‌ پنهان‌ سياسي‌ را در لفافه‌هاي‌ ابتر حقوقي‌ در اذهان‌ متبادر و تثبيت‌ مي‌كند.
اگر خوانندگان‌ يك‌ روزنامه‌ را نيز در شمار خانواده‌ آن‌ بينگاريم‌ لازمه‌ احترام‌ به‌ وقت‌ و مغز اين‌ گروه‌ شهروندان‌ رعايت‌ حق‌ انتخاب‌ آنان‌ است‌. به‌ نهادهاي‌ مدني‌، به‌ پيشه‌ و معاش‌ روزنامه‌نگاران‌، به‌ وقت‌ و مغز شهروندان‌ احترام‌ بگذاريم‌ كه‌ اگر جز اين‌ باشد مشمول‌ قاعده‌ خداوندي‌ «جزاء سيئه‌ سيئه‌ مثلها»خواهيد‌ شد.






 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [18]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [8]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 800 مطلب و 505 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.