یکشنبه 19 آذر 1385

روزنه هاي دموكراسي را نبنديم


آينده نو19/9/1385ص1

همزمان باروز جهاني حقوق بشر در آستانه انتخابات شوراها و خبرگان (24 آذر ) هستيم. انتخابات آزاد يكي از مواد سي‌گانه اعلاميه جهاني حقوق بشر است كه جزو حقوق ذاتي بشر بشمار مي آيند يعني حقوقي كه غير قابل سلب هستند و مانندحق تنفس و غذا براي انسانند. از اينروست كه حكومت‌ها مكلف به اجراي اين حقوق‌اند و هر تقصيري در اجراي اين حقوق، مشروعيت آنها را مي‌تاراند. همچنين حكومت ها مكلف‌اند مواد اعلاميه جهاني حقوق بشر را در قوانين اساسي و عادي خويش بگنجانند. معادله انتخاباتي دو سو دارد. يك سوي آن مردمي هستند كه بايد حق خويش را بستانند و سوي ديگرش حكومت است كه بايد آن را مراعات كند. بنابراين شركت در انتخابات پيش‌رو يك حق غير قابل صرفنظر كردن است به ويژه كه انتخابات شوراها و خبرگان از جهاتي مهم‌تر از ساير انتخابات( مانند مجلس شوراي اسلامي و رياست جمهوري) است در عين حال كه هر كدام از آنها اكنون با محدوديت‌ها و مشكلاتي از نظر يك انتخابات آزاد و استاندارد مواجه هستند. و اما چرا مهم‌ترند؟
مجلس خبرگان رهبري: براي درك چرايي اهميت مجلس خبرگان رهبري بايد فلسفه وجودي آنرا شناخت. واضعان قانون اساسي ايران در آغاز انقلاب، مجلس خبرگان رهبري را براي جلوگيري از بازگشت ديكتاتوري پيش‌بيني كردند و اگر اين مجلس چنانكه آنان پيش‌بيني كرده بودند تحقق نيابد جمهوريت و اسلاميت از نظام سياسي رخت بر‌مي‌بندد. واضعان قانون اساسي در آغاز انقلاب با نگاهي به تجارب ديكتاتوري‌هاي پيشين بر اين باور بودند كه نيروهاي مسلح به عنوان سازمان يافته‌ترين قواي قهريه همواره ابزار سركوب بوده اند و تجربه كشورهاي پيراموني مانند تركيه، پاكستان، عراق، سوريه كه داراي تفكيك قوا هستند (كويت، عربستان، بحرين و ... فاقد پارلمان و نظام تفكيك قوا بودند) و يا حتي آلمان هيتلري نشان مي دهد كه ارتش در اختيار هر قوه‌اي قرار داشته باشد، استبداد به وسيله آن ظهور مي نمايد و چون غالبا ارتش در اختيار قوه مجريه بود پارلمان و قوه قضاييه نيز قادر به حفظ استقلال خويش نبوده اند. هر نيرويي كه قواي قهريه را در اختيار داشته باشد مافوق ساير قواست و وسوسه خود برتربيني و اعمال قدرت و سرانجام پيدايش استبداد محصول طبيعي آن است. بنابراين براي جلوگيري از ديكتاتوري بايد نيروهاي مسلح را از دست هر سه قوه خارج كرد تا آنها بتوانند استقلال و كارآمدي خويش را پاس دارند. اما قواي قهريه را به كجا بايد سپرد؟ قانون‌گذاران، راه خلع استبداد قوا را واگذاري نيروهاي مسلح به شخص يا نهادي مستقل از قواي سه گانه كه واجد صفات تقوي و علميت است (به نام ولي فقيه )يافتند. اما به قول امام خميني حب‌جاه آخرين چيزي است كه از قلب اولياءالله بيرون مي‌رود لذا حتي اگر فردي در مرتبه اولياءالله هم باشد استبداد او بعيد نيست. پرسش اين بود كه اگر اين فرد نيزخود به نيرويي براي استبداد تبديل شود تكليف چيست؟ قانون بايد اين احتمالات مهمه‌ را پيش‌بيني و چاره‌انديشي كند. هر قدرت غير پاسخگويي فسادآور و طغيانگر مي‌شود. بنابر اين قانون‌گذاران، سازوكاري به نام مجلس خبرگان رهبري را پيش‌بيني كردند كه بر رهبري نظارت كرده و هر گاه گامي به سوي استبداد برداشت وي را عزل كنند. قانون گذاران به صراحت نقش نظارتي و عزل و نصب را براي اين مجلس پيش‌بيني كردند و آنرا فراتر از ولي فقيه نشاندند. خود مجلس خبرگان رهبري بايد از طريق انتخابات آزاد و راي مستقيم مردم براي مدت 8 سال برگزيده شوند و اگر نمايندگان و مجلس خبرگان وظيفه‌ خويش را به درستي انجام ندادند در دوره بعدي توسط مردم انتخاب نخواهند شد. اين انتخابات بايد آزاد باشد تا افراد مستقل و آزاد كه بتواند بدون بيم و هراس نقش قانوني خويش را ايفاء نمايند نامزد و برگزيده شوند. دقيقا به همين دليل است كه آيت الله خميني در دوره حيات خويش با نظارت استصوابي شوراي نگهبان به ويژه در مورد نامزدهاي خبرگان رهبري مخالفت كرد و نقش شوراي نگهبان را محدود به نظارت بر برگزاري سالم انتخابات مي دانست. شوراي نگهبان كه خود منصوب رهبري است اگر قرار باشد صلاحيت نامزدهاي مجلس خبرگان را تاييد كند بدين معناست كه نمايندگان خبرگان، غير مستقيم منصوب خود رهبري بوده و در ذيل آن قرار خواهند گرفت و فلسفه وجودي اين مجلس را منتفي خواهد ساخت. اگر هم قرار باشد صلاحيت نامزدهاي خبرگان تعيين و تاييد شود بايد توسط نهادي ديگر كه شائبه«دور»را به وجود نياورد صورت گيرد اما بارها از سوي صاحبان نفوذ و قدرت مي شنويم كه مي‌گويند «مجلس خبرگان رابط مردم و رهبري است» نه ناظر بر آن و يا اينكه نظام و حتي مجلس خبرگان مشروعيت خود را از ولي فقيه مي‌گيرند.
همچنين اعضاي اصلي شوراي نگهبان كه منصوب رهبري هستند صلاحيت نامزدها را رد يا تاييد مي‌كنند و شگفت‌‌تر آنكه در حالي تاييد صلاحيت ها را بر عهده گرفته اند كه خود نيز نامزد مجلس خبرگان هستند يعني كساني كه صلاحيت رقباي خويش را براي انتخابات تعيين مي نمايند. در نتيجه در حالي‌كه مجلس خبرگان رهبري 86 نماينده مي‌خواهد تنها 166 نفر در كل كشور نامزد مي‌شوند و اصل رقابت و اينكه خبرگان رهبري نماينده افكار عمومي باشند زير سوال مي‌رود.پيش‌بيني مجلس خبرگان رهبري يكي از دموكراتيك‌ترين سازو كارها در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران است مشروط به آنكه به نحو مطلوب اجرا شود.
انتخابات شوراها:انتخابات شوراها تنها انتخاباتي است كه وسيع‌ترين پيوند را با بدنه اجتماعي دارد و ضمن اينكه نظارت بر آن و تاييد صلاحيت نامزدهايش توسط نهادهاي انتخاباتي است نه شوراي نگهبان، از تعداد و تنوع فراواني برخوردار است. اگر براي رياست جمهوري يك نفر و براي مجلس خبرگان 86 نفر و براي مجلس شورا 290 نماينده برگزيده مي‌شوند براي شوراهاي شهر و روستا در سراسر كشور130000 نماينده برگزيده مي‌شوند و طبعا دو يا چند برابر آن نامزد انتخاباتي رقابت خواهند كرد. بنابراين امكان حضور افراد مستقل و آزاد در آن بيشتر است و شوراها بيش از آنكه نهادي سياسي و مرتبط با قدرت باشند نهادي مدني و مرتبط با جامعه مدني به شمار مي‌آيند. دغدغه اصلي يك فعال سياسي اين است كه چه كساني در انتخابات برنده مي‌شوند اما دغدغه اصلي يك فعال حقوق بشر بيش از همه در مورد چگونگي برگزاري انتخابات است. آنچه اهميت دارد انتخابات آزاد است و هر فرد يا گروهي كه از دل يك انتخابات آزاد بيرون ‌آيد مشروعيت قانوني دارد چه موافق مرام سياسي ما و چه مخالف آن باشد. در عين حال يك فعال حقوق بشر نمي‌تواند نسبت به ماهيت كلي گروه‌ها و جريانات بي تفاوت بماند. براي مثال آنانكه به صراحت اعتبار آراء اكثريت را زير سوال مي‌برند و آنانكه آشكارا مي‌گويند انتخابات، اسلامي نيست و يا نظام از سر مصلحت آنرا برگزار مي‌كند،كساني هستند كه از نردبان دموكراسي و انتخابات بالا مي‌آيند و اين نردبان را برمي‌اندازند. اصلاح‌طلبان اعتقاد راسخ خويش را به سازوكارهاي انتخاباتي در جابجايي قدرت اعلام مي‌دارند. محافظه‌كاران سنتي حتي اگر به اعتبار آراء اكثريت باور نداشته باشند اما به انتخابات تمكين مي‌كنند ولي بنيادگرايان، دموكراسي را فقط تا زماني كه در خدمت اقتدارشان باشد برمي‌تابند.در برابر اينان كه از درصدمعيني آرائ ثابت و سازمان يافته برخوردارند فعال بودن نافع‌تر از منفعل بودن است. نبايد بگذرايم روزنه‌هاي دموكراسي را ببندند!مگر از كِشته هاي پيش در عدم مشاركت ،چه درويديم؟ و امروز در چه موضع و موقع ايم؟
در وضعيت فقدان شرايط كامل يك انتخابات آزاد نيز حتي اگر نامزدهاي مستقل و قابل قبولي وجود داشته باشند به تعبير خاتمي بايد فرصت را براي توسعه اين روزنه‌ها غنيمت شمرد. تيغ مشاركت از تيغ تحريم تيزتر است. بايد با مشاركت خويش حقوقمان را بستانيم و اگر راي ما كه حق ماست را پايمال كردند از آن دفاع كنيم.




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 December 2017 [1]
 November 2017 [5]
 October 2017 [4]
 September 2017 [4]
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1156 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.