یکشنبه 1 بهمن 1385

مقدورات ايراني بودن

به قلم محمد حيدري
عضو هيات موسس و هيات امنا

به نقل ازخبرنامه داخلي انجمن دفاع از حقوق زندانيان شماره 22 ديماه 1386 ويژه سومين سالگشت اعلام موجوديت

امروز فعالان سياسي و اجتماعي در ايران دچار وضعيت بغرنجي شده‌اند. از يک طرف خواستار تغييرات اساسي در وضعيت کشور و زندگي مردم هستند و از سوي ديگر با حکومت مرکزي مشکل دارند و آنرا ناموجه و حتي نامشروع مي‌دانند. اين نگرش منجر به دوري آنان از حکومت شده و حتي هرگونه همکاري و نزديکي با حکومت - حتي اگر مربوط به اصلاح امور مردم باشد- گناهي نابخشودني است. فراموش نکرده‌ايم که در همان چند سال رياست جمهوري سيد محمد خاتمي يکي از گناهان او و همراهانش اين بود که «اصلاح‌طلب حکومتي» بودند. گويي هرگونه انتساب به حکومت منجر به مزدوري و همپالگي بودن همه ارکان آن با هم است. با چنين نگاهي امکان کمترين تحولي از درون حکومت بوجود نمي‌آيد و بجزتغيير زيربنايي راه ديگري نمي‌ماند.
بايد توجه کرد که چنين نگرشي نسبت به حاکميت پس از دهه چهل در ايران تشديد شد و با آغاز جنگ چريکي «خندقي» ميان حاکميت و فعالان سياسي حفر شد که ديگر امکان پرشدن آن از بين رفت. پس از آن اگر يک ناراضي سياسي فرصت سخن گفتن هم پيدا مي‌کرد متهم به خيانت بود، چرا که لابد سوپاپ اطمينان حکومت است که اجازه داده شده حرف بزند! نمونه چنين اتهامي پيش از انقلاب به مرحوم دکتر علي شريعتي وارد شد و پس از انقلاب نيز به بسياري ديگر از جمله مرحوم فروهر و همسرش. اين نگاه چنان تاريک است که حتي پس از مرگ فروهرها نيز گويندگان آن سخنان را شرمنده نکرد. در واقع نمونه‌اي از فعاليت سياسي توسط راديکالترين فعالان بوجود آمد که هر حرکت کم‌خطرتري نوعي باج دادن به حاکميت محسوب مي‌شد. اين ماجرا پس از انقلاب به اوج خود رسيده است.
اما اين وضعيت آنگاه متناقض‌تر مي‌شود که ‌بينيم مهمترين تغييرات تاثير گذار در سرنوشت مردم توسط تحول‌طلباني صورت گرفته است که اتفاقا از درون يا کنار حکومت قرار گرفتن نگران نبوده‌اند. اولين آنها ميرزاتقي خان امير کبير است و پس از او دوران مشروطه و تشکيل حکومت مشروطه خواهان است و سپس نيز شاخص‌ترين چهره سياسي رفورميست ايران مرحوم دکتر مصدق که از همان ابتداي فعاليت سياسي‌اش يا استاندار و وزير است يا نماينده مجلس و در نهايت نيز نخست وزير. البته اين روش منحصر به مرحوم مصدق نبود. در آن دوران مدرس(و البته مصدق نيز) از جمله سرسخت‌ترين مخالفان تغيير سلطنت از قاجار به پهلوي بودند. اما با وجود تلاشهاي بسيار نهايتا مخالفت آنان بي‌ثمر ماند، با اينهمه از تلاشهاي درون حکومتي خود دست نکشيدند. ملک الشعراي بهار درباره‌ي موضع مدرس پس از حکومت رضاخان مي‌نويسد: «بعد از پادشاهي او مدرس خود را با امري واقع شده برابر يافت و گفت: اين كار نبايد بشود، ولي سستي و اهمال هم‌وطنان كار خود را كرد، ما هم تا جايي كه بشر بتواند تقلا كند، سعي كرديم و حرف خود را گفتيم و كشته هم داديم. ديگر ديني بر عهده نداريم و حالا بايد با دولت و شاه موافقت كرد، بلكه خوب بشود و خدمتي كند» مدرس گويا در آن زمان و در يک دوره چند ماهه پنج‌شنبه‌ي هر هفته با رضاشاه ملاقات و گفت‌وگو مي‌كرده است.
با اين مقدمه طولاني مي توان درباره برنامه انجمن دفاع از حقوق زندانيان ايران بهتر توضيح داد. بي‌ترديد تاسيس اين انجمن با اميد به تغيير در وضعيت حقوق ملت ايران و بهبود آن صورت گرفته است. ليکن نگرش موسسين و فعالان درون آن نگرشي حداکثري نسبت به استفاده از شرايط موجود است و به همين دليل هم اجازه سخن گفتن دارند و هم اجازه فعاليت! پس اگر براي برخي افراد همين‌که يک جريان اجتماعي يا سياسي اجازه تنفس دارد، نشانه سازشکاري اوست؛ بايد عرض شود که اين انجمن سازشکار است و از همان ابتدا کوشش خود را صرف اعتماد سازي با حکومت کرد تا شايد بتواند از حقوق کساني که در زندانها صداي‌شان بجايي نمي‌رسد دفاع کند. و تفاوتي نيز ميان اين زندانيان گذاشته نشد. انجمن به همان اندازه که وضعيت زندانيان غيرسياسي را پي‌گيري کرد به وضعيت زندانيان سياسي نيز توجه نمود.
از اواسط سال 1382چند تن از فعالان سياسي فرهنگي و همچنين دو تن از روزنامه نگاران به دعوت عمادالدين باقي گردهم آمدند تا زمينه تاسيس نهاد غير دولتي جديدي را فراهم کنند. در ابتدا محسن کديور و احمد قابل نيز در جلسات شرکت مي کردند. بحث‌هاي اوليه درباره گستره فعاليت نهادي بود که مي خواست وظيفه حمايت از حقوق زندانيان را بر عهده گيرد. آقاي کديور معتقد بود که عنوان کلي حمايت از زندانيان بحث را گسترده مي‌کند و از آنجا که تعداد زيادي از زندانيان با اتهامهاي متنوع را دربر مي‌گيرد تشکيل چنين انجمني و فعاليت آن نياز به کاري بزرگ خواهد داشت که در مقدورات چنين انجمني نخواهد بود. او پيشنهاد مي‌کرد که با اولويت بندي نسبت به زندانيان و ضرورتهاي جامعه ايران، تنها وظيفه حمايت از حقوق زندانيان سياسي در اين انجمن مورد اهتمام قرار گيرد. نهايتا از آنجا که اکثريت افراد حاضر، خصوصا خود آقاي باقي معتقد بودند که بهتر است يکبار هم که شده انجمن غير دولتي و غير سياسي جديدي که وظيفه حمايت از حقوق همه شهروندان در يک زمينه خاص را بر عهده دارد، تشکيل گردد، پيشنهاد آقاي کديور پذيرفته نشد و ايشان نيز با توجه به اولويت‌هايشان در ادامه جلسات اوليه شرکت نکردند. دغدغه آقاي کديور از طرف آقاي قابل نيز مطرح بود و ايشان در هيات امنا قرار گرفتند. ليکن قرار شد که همه آقايان تا جاي ممکن در کار انجمن کمک کنند. و البته انجمن با اين هدف تاسيس شد که اول تبديل به حزبي سياسي نشود و فعاليت صرفا حقوق بشري داشته باشد و دوم از حقوق همه زندانيان-سياسي و غير سياسي – دفاع کند.
پس از آن و از اواخر زمستان سال 1382 جلسات نسبتا منظمي‌بين هيات موسس تشکيل شد و مباحث اوليه مربوط به انجمن در آن مطرح گرديد. در اين جلسات فاطمه کمالي، محمد جواد مظفر، عمادالدين باقي، مرتضي فرجي، محمد جواد روح و محمد حيدري شرکت مي کردند. در همين زمان بود که مجوز تاسيس انجمن با پيگيريها و مذاكرات متعددي كه توسط باقي صورت گرفت از طرف وزارت کشور صادر شد . در اين مذاكرات گفته شد كه ما احتراماً و براي رعايت تشريفات قانوني اقدام به درخواست مجوز كرده‌ايم. اگر پروانه فعاليت ندهند نيز ما فعاليتي را كه حق قانوني خود و به سود كشور مي‌دانيم انجام خواهيم داد و اگر در آن را ببنديد در خانه‌هايمان جلسات را تشكيل مي‌دهيم و اگر در خانه‌ها نيز نتوانيم در كنار خيابان. بنابراين بهتر است پروانه صادر شود و دولت هم مي‌تواند همين فعاليتي را كه در هر صورت انجام خواهد شد به جاي اينكه در مقابل خود قرار دهد فعاليتي كه با موافقت دولت انجام مي‌شود قلمداد كند. سرانجام روز سه شنبه 18 آذر 1382 در آستانه روز جهانى حقوق بشر و در يک جلسه مطبوعاتي «انجمن دفاع از حقوق زندانيان» اعلام موجوديت کرد. چند ماه طول کشيد تا مقدمات انتخابات هيات مديره انجمن فراهم شود. در طرحي که عمادالدين باقي براي انجمن تهيه کرده بود تعداد هيات امناي انجمن بالغ بر 60 نفر مي شد.كثرت اين اعضا كه مي تواند از يك منظر مثبت باشد بعدها در عمل موجب مشكلاتي گرديد. نهايتا در اواخر فروردين 1383 اولين انتخابات هيات مديره انجمن در حسينيه ارشاد برگزار شد.
انجمن دفاع از حقوق زندانيان با وجودي که انجمني نوپا است برخلاف بسياري از انجمن‌هاي مشابه که صرفا هرچند وقت يکبار دور هم جمع شده و بيانيه اي صادر مي‌کنند، کوشيده است تا بطور جدي فعاليتهايي عملي در زمينه دفاع از حقوق زندانيان در ايران انجام دهد.
تلاش تمام وقت اعضاي هيات مديره براي ارائه خدمات به زندانيان و خانواده‌هاي آنان بي ترديد مهمترين عامل اين موفقيت بوده است و البته در کنار آن حمايتهاي ملي و بين‌المللي نيز کمک بزرگي کرده است. با اينحال گرچه فعاليت انجمن در مقايسه با نمونه هاي مشابه در ايران مناسب است، ليکن اقدامات آن مي‌تواند بسيار تاثير گذارتر و گسترده‌تر نيز باشد. فرضا تاسيس دفاتري در شهرستانها و ارائه خدمات به کساني که در شهرهاي ديگر زنداني شده‌اند ضرورتي انکار ناپذير است که نيازمند همکاري بيشتر در اين زمينه است. همچنين انجمن بايد بتواند مانند نهادهاي مشابه بين‌المللي بصورتي سرزده از زندانها بازديد کرده و گزارش آنرا منتشر کند و چنانچه حکومت اين خواسته را بپذيرد، روند عادلانه‌تري در حکومت‌داري پيش گرفته و در برابر نهادهاي بين المللي نيز سربلند‌تر خواهد بود. شايد تهيه مجموعه‌اي از پيشنهادهاي عملي و نظري براي ادامه کار انجمن لازم باشد و اين اقدام مي تواند دورنماي آينده کار انجمن را نيز روشن‌تر کند





 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1136 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.