سه شنبه 6 شهریور 1386

گفتگو با شنوندگان برنامه روزهفتم بي بي سي

برنامه روزهفتم-راديو بي بي سي جمعه26مرداد1386برابربا17آگوست2007
مهمان امشب مهمانی هستند اهل اندیشه و فکر و یکی از محققان و پژوهشگران برجسته ایران به نام جناب آقای عمادالدین باقی در تهران،رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان در حال حاضر.
آقای عمادالدین باقی به شما خیلی خوشامد می گویم.
باقی: سلام عرض می کنم خدمت شما و متشکرم از شما و همکاران تان و شنوندگان محترم
مجري: آقای باقی اگر بخواهیم طبق روال منطقی شروع کنیم معمولاً باید از اول بگوییم که شما چکار می کردید؟تحقیقات و پژوهش های شما از کجا شروع شد تا به اینجا رسید؟ولی بگذارید از الان شروع کنیم و به عقب برگردیم.شما الان رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان هستید.یک ذره برای ما توضیح دهید که وضع زندان های ایران مگر چگونه است که نیازی به چنین انجمنی در ایران احساس می شود.
باقی: در واقع اصل انگیزه پیدایش انجمن برمی گردد به همان ایام حبس خود من در آن چندسالی که در زندان بودم.قبلش البته به این ضرورت رسیده بودم ومقدمات این کار را هم چیده بودم(مجري:اجازه بدهيد من میان صحبت های باي شنوندگان شما یادآوري می کنم که وقتی آقای عمادالدین باقی زندان رفتند زندانی اي که در خارج می گویند زنداني فکری و عقیدتی بودند یا در ایران مي گويند زندانی سیاسی،جرم ايشان غیر فکری وغير سیاسی نبود ) آنجا وقتی شرایط زندان ها و زندانی ها را دیدم به این نتیجه رسیدم که وقتی که بيرون هيچ نهاد حمايتي یعنی حمایت از حقوق آنها وجود ندارد به هر حال بیرون که آمدم بنابر این گذاشتم که فراموش نکنم زمانی آنجا بودم و کسانی را در آن وضعیت دیدم. از توی زندان تصمیم گرفته بودم که چندنهاد مدنی راه اندازی شود.یکی از آنها انجمن دفاع از حقوق زندانیان بود یکی دیگر انجمن حق حیات. که این دومی اختصاصاٌ در مورد اعدام کار می کند. لذا از یکی دوماه بعد از بیرون آمدن از زندان آستین بالا زدم و کار شروع شد و الان چهارمین سال فعالیت انجمن دفاع از حقوق زندانیان است.موضوعش هم عام است و منحصر به زندانی سیاسی نیست،هر زندانی با هر اتهام و یا هر جرمی موضوع کار ماست.وکلای برجسته و فرهیخته ای در انجمن کار می کنند البته در کمیته حقوقی.انجمن کمیته های مختلفی داردو همه دوستان با انگیزه کار می کنند.
مجري:آقای باقی شما خلاصه فعالیت های انجمن را گفتید.از همین جا از تمام شنوندگان که سوال دارند درباره حقوق زندانیان،نحوه کار انجمن و یا خود آقاي باقي كه به هر دلیلی مدتی در زندان بسر رسانده اند می خواهند اطلاعات کسب کنند الان موقعیت خوبی است که با ما تماس بگیرند و سوالات خودشان را با آقای باقی در میان بگذارند شما یا می توانید به ما sms بزنیديا با نوشتن کلمه تماس ما با شما ارتباط برقرار می کنیم و شما می توانید سوال خودتان را مستقیماً از آقای باقی بپرسید یا اینکه صرفا سوال خودتان را در sms بفرستید و ما سوال شما را با آقای باقی در میان می گذاریم.شماره sms 00447786202223 می باشد.
آقای باقی حالا شما یک تصویری از اوضاع زندان های ایران برای ما ترسیم کنید که دقیقا برگردیم به همان سوال اول که چرا احساس می شد زندانیان باید حق و حقوقشان مورد حمایت قرار بگیرد.
باقی: آن چیزی که من از نزدیک مشاهده کردم این بود که بسیاری از زندانیان-چرا بگویم بسياري- در واقع تمام زندانیانی که من با آنها برخورد کردم،اساساً نمی دانستند که چیزی به اسم حقوق زندانی دارد يعني نمي دانستند چيزي به نام آیین نامه زندان ها داریم که حقوق زندانیان در آن برشمرده شده است.
مجري:مثلاً چه حقوقی؟
باقی: در آیین نامه زندان ها حقوقی در مورد بهداشت ، درمان، تغذیه، حقوق فرهنگی مثل استفاده از رادیو،تلویزیون ، ارتباطات، ملاقات، مرخصی وتمام اینها به تفکیک ذکر شده و زندانیان اساساً نمی دانستند که چنین چیزی داریم.وقتی حتی با آنها بدرفتاری شده بود،ضرب و شتم نسبت به آنها صورت گرفته بود،فکر می کردند که حق شان بوده که اینجوری با آنها رفتار شود و کسی هم که با آنها اینگونه رفتار کرده محق بوده این کار را با آنها انجام دهد. جالب است که زندانیان سیاسی هم من دیده ام يعني اغلب کسانی که با آنها سرو کار داشته ایم كه اساساً اطلاع نداشتند ویک دور آیین نامه زندان را نخوانده بودند بنابر اين من فکر کردم که ما بایستی...
مجري:آقاي باقي بين صحبت تان عرض مي كنم يعني هيچ زنداني ارتباطی ندارد که جرمش چه بوده،یک قاتل،جانی بالفطره همان حق و حقوقی را در زندان دارد که مثلا یک دزد و یا سارق آن حق و حقوق را دارد؟
(ارتباط تلفني قطع شد ومجري پس از اعلام قطع تماس گفت تا برقراري ارتباط توضیح بیشتري در رابطه با سابقه کار آقاي باقي مي دهم وادامه داد:قبل از اینکه آقای باقی رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان باشند در کارهای پژوهشی و تحقیقاتی بودند،مدتی هم كه در حبس بودند بخاطر چاپ چند مقاله ای بود که در دوران اولیه روی کار آمدن محمد خاتمی،آن موقع که تب اصلاحات خیلی قوی بود، این مقاله را نوشتند در رابطه با بحث اعدام كه الان گفتند.انجمن پاسداران حق حیات هم وآقاي باقي کلاً مخالف اعدام هستند و در آن مقاله بحث کرده بودند که الزاماً اعدام یکی از ضروریات دین نیست،اعدام یکی از از مباحثی است که در قرآن فقط قصاص آمده اعدام چیزی است که نمی شود گفت یکی از ضروریات دین است به همین دلیل مورد اتهام واقع شدند و مدتی در زندان گذراندند.(تماس برقرار شد) آقای باقی سوال من این بود که تمام زندانیان صرفنظر از اینکه چه جرمی مرتکب شدند چه قتل کردند یا سرقت،همه حق و حقوق مساوی در دوران حبس دارند؟
باقی: ببینید هم طبق موازین بین المللی حقوق بشر، هم طبق تمام قوانین داخلی ایران ، هم طبق شریعت اسلام ، اساساً هر کسی که وارد زندان می شود با هر جرمی اعم از قتل وغيره حق و حقوقی داردو اگر محکوم شود فقط در رابطه با آن جرم مجازات می شود وساير حقوق او ساقط نمي شودبنابراین تمام زندانیان از حقوقی برخوردارند با هر جرمی این حقوقشان باید محفوظ باشد،حقوقي در زمینه های ملاقات، مرخصی، فرهنگی، استفاده از روزنامه، رادیو، تلویزیون یا حق حفظ حرمت و شخصیت شان که طبق قانون اساسی ممنوع است که حتی اگر کسی مجرم است و فرض کنید به دلیل قتل محکوم به اعدام است کسی نمی تواند هتک حرکت نسبت به حیثیت او انجام دهد.
مجري:آقاي باقي شما كه مدتي در زندان گذرانديد بدترين چيزي كه ممكن است اتفاق بيفتد چه بوده است؟
باقي: از نظر من بدترين چيز با توجه به تجربه شخصي و تجربه بسياري از افراد ديگر در زندان،شكنجه سفيد يا سلول انفرادي است يعني وقتي كه افراد ايزوله مي شوند اينها از لحاظ...
مجري:فقط زندانيان سياسي نيستند نه؟
باقي: نه،خيلي از افراد هستند كه شرايطي بدتر از زندانيان سياسي دارند ولي مورد توجه و حساسيت نيستند.سلول انفرادي،آنهم در مدت طولاني،روان افراد را از هم مي‌پاشاند.
مجري:يعني اين يك عمل غير انساني است و شما در مبارزاتتان مي خواهيد كاري كنيد كه اين اتفاق ديگر نيفتند؟
باقي: به هر حال تمام تلاش فعالان حقوق بشر اين است كه پديده زندان انفرادي از مصاديق بارز شكنجه است و بايد به هر نحوي موقوف شود.
مجري:هيچ جا در آيين‌نامه سازمان زندان‌ها نيامده كه مي توان زنداني را در سلول انفرادي گذاشت؟
باقي: نه خير. در آيين‌نامه سازمان زندان‌ها نيامده،در قانون اساسي هم اين تعبير آمده كه شكنجه به هر نحو ممنوع است،هر گونه شكنجه، اعم است از روحي و جسمي.
مجري:آقاي باقي اجازه بدهيد برويم سراغ اولين شنونده كه راجع به كار انجمن مي خواهد سوال كند.داوود از كازرون. آقاي داوود بفرماييد:
داوود:سلام عرض مي‌كنم خدمت شما . من با توجه به اينكه از ايران ليسانس حقوق دارم و تا حدودي در مورد مسايل زندان‌ها آشنايي دارم مي خواستم بپرسم آقاي باقي شرايطي كه الان در كشور ما هست آن بازده را دارد كه شما بخواهيد كاري كنيد؟به نظر مي رسدكشورهايي صاحب اينگونه انجمن ها هستند كه حداقل پاي خود را به مرحله دمكراسي گذاشته باشند كه افكار عمومي به گونه اي آنها را حمايت كند.با توجه به اينكه شما خودتان به عنوان دبير انجمن بازداشت مي‌شويد و اجازه فعاليت نداريد شما چطور مي‌توانيد حمايت كنيددر شرايطي كه شرايط فراهم نيست ؟
.مجري:به زبان ساده كار شما آب در هاون كوبيدن نيست آقاي باقي؟
باقي: چون صدا خيلي ضعيف بود پرسش دوستمان راخيلي خلاصه بگوييد.
مجري:گفتند ايشان خودشان ليسانس حقوق هستند و گفتند با توجه به شرايط ايران و جو بسته كه خود شما هم در مظان اتهام قرار داريدو امكان دارد زندان برويدكار كردن در چارچوب اينگونه نهادهاي مدني مي‌تواند موثر واقع شود در شرايطي كه اساس و پايه دمكراتيك در كشور ريخته نشده چه اميدي مي توان داشت كه شما در اينگونه كارها موفقيت داشته باشيد؟
باقي: بدون شك همانطور كه ايشان هم تشخيص دادند كاركردن دراين شرايط خيلي سخت است منتهي هنر ما اين است كه بتوانيم درهمين شرايط سخت كار كنيم و به ديگران بفهمانيم و بباورانيم كه ما واقعا هدفمان يك كار انساني است و جالب اين است كه فقط از روي حكومت احساس فشار نمي كنيم اصولاً فضا آنقدر آلوده است كه در كشور ما كساني كه مي خواهند به صورت مستقل كار كنند همان اندازه كه از ناحيه حكومت تحت فشارند از ناحيه ديگران هم.
مجري:آقاي باقي فرمودند در شرايط ايران اتفاقا هنر اين است كه با توجه به همين شرايط آدم كار كند اگر قرار باشد پيشرفتي حاصل شود وشرايط مطلوب در مجموع فراهم شود هنر اين است كه آدم با همين كارهاي كوچك شروع كند وباهمين دستاورد‌هاي خيلي جزئي بتواند خوشحال باشد.آقاي روزبهاني از تهران.
(ارتباط تلفني قطع شد ومجري تا برقراري مجدد ارتباط به گفتار خود چنين ادامه داد:صحبت‌هايي در مورد مقاله آقاي باقي و افشاگري قتل‌هاي زنجيره‌اي داشتيم.در واقع چند مقاله بود.يكي درمورد اعدام بود و بعضي هم در مورد قتل هاي زنجيره اي بود واينكه چه كساني در آن دخيل بودند.در ابتداي روي كار آمدن آقاي محمد خاتمي تعدادي از منتقدان و مخالفان كه در ايران بودندوبه طرز مشكوكي كشته شدند و بعد وزرات اطلاعات اعتراف كرد ما اين كار را كرديم و عناصري در داخل خود وزارت اطلاعات بودند كه با آنها برخورد مي‌كنيم آن موقع ديگر همه شروع به افشاگري كردند و اطلاعاتي كه داشتند بيرون ريختند و آقاي باقي در اين مورد تحقيقات خاصي كرد و افشاگري‌هاي ايشان تا حدي پيش رفت كه در مظان اتهام قرار گرفت وبعد بخاطر آن زنداني شد.)
آقاي روزبهاني از تهران: الو سلام البته برادر من اسم مرا اشتباهي به شما گفتند. برادرم مي خواهد با شما صحبت كند.من آدينه هستم كه در دانشگاه تربيت معلم از همكاران آقاي باقي بودم.نمي دانم مرا يادشان مي آيد يانه؟
باقي: در سال 1367 تا 1374 در دانشگاه تدريس مي‌كردم سه چهار سال اولش دانشگاه تربيت معلم بود كه خدمت دوستان بودم.
روزبهاني:سوالم اين بود كه شما با اين افكارتان و كارهايتان وهمفكرانتان نمي خواهيد مملكت را دو دستي تقديم امريكا كنيد اين را مي‌خواستم جواب بدهيد؟
باقي: كشور را تقديم آمريكا كنيم؟به هر حال اين حرف هايي است كه مخالفان ما مي گويند.ولي من فكر مي‌كنم كه امريكا خيلي استقبال مي‌كند از كساني كه با مرام و انديشه ما مخالفند چون هر چه نيروهاي خشن‌تر مسلط شوند بيشتر كمك به اهداف ضد ايراني آمريكايي ها مي‌شود ولي وقتي كه نيرهاي اصلاح‌گر در ايران موقعيت پيدا مي‌كنند آنها ديگر هيچ بهانه‌اي براي محكوم كردن ايران به عقب‌ماندگي، به ضد دمكراتيك بودن و به نقض حقوق بشر پيدا نمي‌كنند و در نتيجه دست شان براي پروژه‌هاي سياسي شان در كل منطقه بسته مي‌شود.
مجري:بسيار خوب دوست عزيز بفرماييد سوال ديگر نداريد؟
روزبهاني:مگر كشور مادمكراتيك نيست؟
باقي: به هر حال اين چيزي است كه بايستي مردم قضاوت كنند ما حرفمان رامي زنيم و طرف مقابل ما هم كه رسانه هاي بيشتري در اختيار دارند،مردم بايد بشنوند كه كي واقعا معتقد به دمكراسي است و كي نيست.
مجري:بسيار خوب دوست عزيز اجازه بدهيد برگرديم سراغ داوود از كازرون،سوالش تمام نشده و مطلب ديگري مي خواهد بگويد خيلي خلاصه بفرماييد:
داوود:جسارتاً در مورد دوستي كه تماس گرفت كاملا به عقيده شان احترام مي گذارم فقط مي‌خواستم بپرسم به نظر شما دوره اين حرف‌ها تمام نشده ؟چطور مي توانيم با آقاي باقي همكاري كنيم اگر امكان داشته باشد به اطلاع ما برسانيد چرا كه شرايط طوري است كه اطلاع رساني بايد دقيق باشد.
مجري:آقاي باقي اگر اطلاعات يا شماره تلفني داريدكه بشود با شما يا انجمن ارتباط برقرار كرد بفرماييد.
باقي: شماره تلفن دفتر انجمن 88951952 است و غالباً از ساعت 30/8 صبح تا 30/4 به طور معمول و گاهي اوقات تا 8-9 شب دفتر باز است دوستان مي توانند تماس بگيرند.
مجري:تلفن از تهران،مي رويم سراغ آقاي وحيد از همدان
وحيد:سلام خدمت شما و آقاي باقي. آقاي باقي سوالي دارم كه با بلي و خير جواب بدهيد.شما با حكم اعدام مخالفيد يا موافق؟
باقي: با حكم اعدام در هر شكلش مخالفم.
وحيد:مي خواستم ببينم آيا آن همان نظري نيست كه از مباني دمكراسي غرب گرفته ايم ولي خيلي كاتوليك تر از پاپ شده ايم با اينكه آمريكايي‌ها خودشان دارند حكم اعدام را اجرا مي كنند ولي شما مي گوييد كه اصلا نبايد اجرا شود و آيا ممكن است؟از آقاي باقي اين سوال را دارم كه آمريكايي ها خودشان دارند اين كار را مي كنند كه كشوري دمكراتيك هستند پس چطور مي تواند صحبت از مباني دمكراتيك كنند.
باقي: پاسخ اصولي ايشان برمي‌گردد به اينكه اساساً ما حقوق بشر را ارمغان غرب مي‌دانيم يا يك دستاورد بشري مي دانيم؟چون كه من دستاورد حقوق بشري مي دانم با اين نظريه كه ما داريم مباني آن را از غرب مي‌گيريم موافق نيستم.دوم اينكه من در تحقيقي كه انجام داده ام و به صورت كتابي تحت عنوان«حق حيات»در آمده نشان داده ام كه اساسا حق حيات در شريعت هم تضمين شده و اين تفكر غلط و برداشت سنتي مخالف دين بوده كه مجازات مرگ را تجويز مي‌كند.
وحيد:ايشان مي‌گويند كه در شريعت،حكم اعدام نداريم در صورتي كه اگر ايشان فقط يكبار نص صريح قرآن را ديده باشند كه ما سنگسار داريم و اين جزء احكام اوليه است كه غير قابل تغيير است.جواب ايشان چيست؟
باقي: من يك پژوهش‌ كوتاهي را اخيرا منتشر كردم كه روي سايت خودم هم موجود است و به فارسي و به انگليسي هم منتشر شده كه آنجا نشان دادم كه مطلقاً در قرآن هيچ جا هيچ دليل ونصي در مورد سنگسار وجودندارد حتي در فقه و سنت هم با مناقشات جدي روبرست.خوب است دوستمان آن مقاله را ببيند و بداند كه نصي در اين زمينه نيست و جزء احكام اوليه هم نيست.
مجري:آقاي باقي شما درآن مقاله‌اي كه مدتي پيش براي آن به زندان رفته‌بوديدگفته بوديد اعدام از ضروريات دين نيست و آدم مي تواند اعتقاد اسلامي داشته باشد ولي الزاماً طرفدار اعدام نباشد درست است؟
باقي: بله-بله
مجري:اس ام اس آمده،چند سوال فهرست وار پرسيده‌اند جواب بدهيد.گفته‌اند كه چرا از شما مطلبي در روزنامه ها نمي‌بينيم اول پرسيده‌اند كه آيا شما ممنوع القلم هستيد؟
باقي: من ممنوع‌القلم نيستم اولاً خيلي مطالب را روزنامه‌ها امكان ندارند چاپ كنند بخاطر محدوديت‌هايي كه دارند دوم اينكه يك مقدار كارم محدود به حوزه حقوق بشر شده كه مطلب سياسي خيلي كمتر از گذشته مي‌نويسم سوم اينكه متاسفانه همين مقدار محددي هم كه در روزنامه‌ مي‌نويسم به شكل‌هاي مختلف روي آن حساسيت نشان مي دهند از طرف بعضي از مراجع.
مجري:سوال ديگري كه پرسيده‌اند اين است كه آيا بند 209 با بندهاي ديگر فرقي داشت؟
باقي: بند 209 رامن هميشه تشبيه مي كردم به يك قبرستان. بخاطر اينكه جايي بود كه اسرائيلي ها ساخته‌بودند و درواقع ما وارث سلول‌هايي هستيم كه در كشور ما اسرائيلي‌ها ساخته‌اند و يك بندي با ديوارهاي سيماني كه مساحت مفيد هر سلول يك متر و هفتاد در يك مترو نود است كه البته به اين دليل مي‌گويم مساحت مفيد كه قسمتي از آن سرويس بهداشتي گذاشته بودند و به نظر من به گورستان زندگان شباهت دارد.
مجري:در خبري آمده بود كه رئيس سازمان زندان‌ها يا يكي از مقامات قضايي گفته بود كه زندان اوين يكي از مجهزترين زندان هاست و قابل رقابت و از استاندارد بين المللي هم بالاتر است اين را مي توانيد تاييد كنيد؟
باقي: البته اگر بنا به مقايسه باشد،زندان كرمان است كه با استانداردهاي بين المللي خيلي نزديك است.زندان اوين نسبت به اكثر زندان هاي شهرستان‌ها كه بيغوله اند بدون شك خيلي بهتراست اما نسبت به استانداردهاي جهاني هنوز خيلي فاصله دارد ولي نسبت به اكثر زندان‌هاي شهرستان‌هاي ديگر وضع بهتري دارد.
مجري:آقاي باقي يك سري كتاب و مقاله نوشته بوديد و تحقيقات كرده بوديد درباره زندان‌هاي پيش از انقلاب چون درمورد زندانيان سياسي آن موقع كه تب انقلابي بالا بود خيلي‌ها حرف هايي مي‌زدند شما سعي كرديد مقداري از آنها را سعي كرديد روشن كنيد يك جمع بندي خيلي كلي بفرماييد كه قضيه چه بود؟
باقي: كتابي داشتم تحت عنوان«بررسي انقلاب ايران» كه متن سلسله درس‌هايي بود كه در دانشگاه تدريس مي‌كردم.در قسمتي از آن آمار زندانيان سياسي و آمار قربانيان انقلاب درج شده بود كه نشان مي داد آمار قبل از انقلاب بسيار اغراق‌آميز بوده مثلاً مي‌گفتند 110 هزار زنداني سياسي داريم در حالي كه ظرفيت كل زندان‌هاي ايران بيش از 36 هزار نفر نبود (براي انواع زنداني ها).سال‌هاي سال بود كه گفته مي‌شد در سال 57 ما 65 هزار شهيد تقديم كرديم و من در اين آمار نشان دادم در طول 15 سال از 1342 تا بهمن 1357 كل شهداي انقلاب 3164 نفر بوده اعم از آنهايي كه در درگيري هاي چريكي يا ...
مجري:آقاي باقي پس كلا درباره تعداد كساني كه در زمان شاه به دلايل سياسي كشته شدند از اعدامي ها و زنداني‌هاي سياسي خيلي غلو شده بود.تمام اين صحبت‌هايي كه كرده‌ايد باعث نشد كه هيچ تجديدنظري كنيد يا به نوعي فكرتان عوض شود درباره فلسفه انقلاب و دليلي كه مردم انقلاب كردند؟
باقي: نه اساساً من از اين تحقيق داشتم نتيجه ديگري مي گرفتم و موضوع بحث من اين بود كه نشان بدهم انقلاب اسلامي ايران يكي از انقلاب‌هاي غير خشونت‌آميز بوده و اين تحقيق را انجام دادم تا يكي از دلايل اين ادعا را اقامه كنم كه انقلاب ايران يكي از نادر انقلابات در قرن بيستم بودكه غير خشونت‌آميز بوده است.
مجري:بسيار خوب خيلي ممنون از شما. بعضي از شنوندگان با سوالي كه مي‌پرسندوبحث هايي كه پيش مي آورند باعث مي‌شوند وقت ما خيلي تنگ شود ولي در مجموع الان شما دوران حبس را گذرانده‌ايد اگر اشتباه نكنم در پايان مي خواهم بپرسم كه گويا الان هم يك حكم زندان بالاي سرتان است و هر لحظه امكان دارد اجرا شود درست است؟
باقي: بله دو حكم زندان دارم.يك حكم يكسال كه تجديدنظر تاييد كرده ويك حكم سه سال است كه الان در مرحله تجديدنظر است.در عين حال خيلي نتيجه براي من مهم نيست چون به هر حال من معتقدم كه اگر انسان كارش را با قصد و نيت درست انجام بدهد در هر شرايطي اين طرف و يا آن طرف ماجور است.
مجري:يعني الان شما يك حكم قطعي يكساله زندان داريد و اينكه هر آن امكان دارد كه بيايند شما را ببرند؟
باقي: بله
براي خانواده شما اين ناراحت كننده ؟نيست فشار زيادي به آنها وارد نمي كند؟
باقي: به هر حال سال‌هاي سال است كه با اين شرايط زندگي كرده‌اند و ناچارند خودشان را تطبيق بدهند.
مجري:حالا اگر شما زندان برويد مي خواهيد از فرصت استفاده كنيد و بيشتر آشنا شويد با بحث حقوق زندانيان كه بيرون آمديد در انجمن ادامه فعاليت دهيد؟
باقي: به هر حال من فكر مي‌كنم كه انسان مي تواند بدترين شرايط را براي خودش تبديل به فرصت كند حتي زندان را.
مجري:خيلي خوب با اين نكته ،بحث خيلي تيره و تار بود.آقاي باقي اميدوارم كه اين اتفاق براي شما پيش نيايد شمامهمان برنامه ما بوديد و اميدوارم كه بتوانيد در صحت و سلامت و‌آزادي باشيد ولي اگر شنوندگان در اخبار شنيديد ما اينجا خبرش را اعلام مي كنيم. با نكته مثبت تمام كنيم. آقاي باقي در زندان شما به موزيك ـ آهنگ گوش مي‌داديد؟
باقي: من در زندان كه بودم چند تا آهنگ راهميشه دوست داشتم.
مجري:چه آهنگي دوست داريد الان برايتان بگذاريم؟
باقي:من فقط مي‌گويم چه آهنگي دوست دارم شما يكي از آنها رابگذاريد. شجريان ، آهنگ «دل مجنون» و آهنگ« از در درامدي من از خود بدر شدم» مختاباد شعر«مقصود تويي كعبه وبتخانه تويي تو»و از شهرام ناظري هم« اندك اندك جمع مستان مي‌رسند» و از عليرضا افتخاري هم شعر «خدايا بي پناهم ز تو جز تو نخواهم» را
مجري:تشكر مي‌كنيم موفق باشيد.
با پخش آهنگي از شجريان برنامه پايان يافت.




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1134 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.