دوشنبه 11 آذر 1387

در فعالیت‌های حقوق بشری دچار فقر نظری هستیم

رادیو آلمان(دویچه وله)
حقوق بشر | 10.12.2008
عمادالدین باقی: در فعالیت‌های حقوق بشری دچار فقر نظری هستیم


روز جهانی حقوق بشر بهانه‌ای شد تا با عمادالدین باقی پژوهشگر و روزنامه‌نگار که به مدت یکسال در زندان بوده، در مورد فعالیت‌های حقوق بشری او و نیز بایدهایی که در این زمینه ایران بدانها نیاز دارد به گفت و گو بنشینیم.
باقی، رئيس انجمن دفاع از حقوق زندانیان، موسس انجمن پاسداران حق حیات (فعال در زمینه لغو مجازات اعدام) و از پایه‌گذاران جمعیت زیتون (کانون صلح‌جویان) است. او پیش از این نیز از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۱ به مدت سه سال به دلیل نوشتن مقالاتی در مورد قتل‌های زنجیره‌ای در روزنامه خرداد، در زندان به سر برده‌ بود.
دویچه‌وله: آقای باقی امروز روز جهانی حقوق بشر است. شصت سال پیش در چنین روزی اعلامیه جهانی حقوق بشر به تصویب رسید و بسیاری از کشورها و مدتی بعد از تصویب این اعلامیه هم ایران آن را امضا کردند. الان با گذشت شصت سال از این واقعه وضعیت حقوق بشر را در ایران، به طور خلاصه، چگونه ارزیابی می‌کنید؟
عمادالدین باقی: پر واضح است که اگر اعلامیه جهانی حقوق بشر را استاندارد بین‌المللی حقوق بشر بدانیم، هنوز جامعه جهانی به طور کلی با این استاندارد خیلی فاصله دارد. منتها فاصله کشورهای مختلف با این استاندارد کم و بیش فرق می‌کند. بعضی کشورها خیلی فاصله دارند و بعضی کمتر. کشور ما هم جزو جوامعی‌ست که هنوز در آن خیلی از این استانداردهای حقوق بشر رعایت نمی‌شود. بخشی از آن باید در قوانین ما در نظر گرفته بشود، بخشی هم به قوانین ما وارد شده، ولی در عمل و اجرا متاسفانه به آن توجه نمی‌شود.
برخی از فعالان حقوق بشر به تازگی با صدور بیانیه‌ای خواستار آن شده اند که یک هیات بین‌المللی غیردولتی برای نظارت بر وضعیت حقوق بشر و رسیدگی به آن به ایران اعزام بشود. این ایده را تا چه حد قابل اجرا و مفید می‌دانید؟
واقعیت این است که قابلیت اجرایی‌اش بستگی به این دارد که حکومت بپذیرد یا نپذیرد. اگر حکومت نپذیرد، حتی اگر خیلی از کشورهای دنیا و مجامع جهانی هم بخواهند، این اتفاق نخواهد افتاد و قابلیت اجرایی‌اش با توجه به موانع عملی و حقوقی‌ای که وجود دارد، خیلی کم است. از طرفی من خودم اعتقادم این است که ما بیشتر باید سعی کنیم نهادهای داخلی را تقویت کنیم و آنقدر تقویت کنیم که این نقش نظارتی را نهادهای بومی و داخلی به‌عهده بگیرند و نه نهادهای بیرونی. در عین حال، این نکته هم قابل تذکر است که من در اولین جلسه‌ی اعلام فعالیت رسمی انجمن دفاع از حقوق زندانیان گفتم، مادامی که نهادهای حکومتی اجازه ندهند که نهادهای حقوق بشری و مدنی داخلی و بومی، نقش نظارتی ایفا کنند و برای پیشبرد حقوق بشر و جلوگیری از تخلفات با دستگاه حکومتی تعامل داشته باشند، خودبه‌خود این راه را برای چنین ایده‌هایی باز می‌کنند. یعنی در واقع اگر این ایده‌ها مطرح می‌شوند، بخاطر احساس انفعال در داخل است. ولی اگر حکومت مجال بیشتری به این نهادهای مدنی و حقوق بشری که قانونی هستند و با مجوز رسمی فعالیت می‌کنند، بدهد، طبیعتا این ایده‌ها هم به حاشیه می‌رود.
شما یک سال گذشته را در زندان بودید و به تازگی از زندان آزاد شده‌اید. یکی از اولین فعالیت‌های شما تاسیس «انجمن دفاع از حقوق زندانیان» و بعد هم «انجمن دفاع از حق حیات» بوده است. الان بعداز آزادی از زندان برای ادامه‌ی فعالیت‌تان، در این دو انجمن، آیا برنامه‌ی خاصی را درنظر دارید یا همان فعالیت‌های گذشته را به همان روال می‌خواهید ادامه بدهید؟
طبیعتا موضوع‌ فعالیت‌هایم خیلی فرق نخواهد کرد، اما دامنه‌ی فعالیت‌های عملی وNGO یی کمی محدودتر خواهد شد. بیشتر الان علاقه دارم به کار اصلی‌ام، که کار پژوهشی‌و مطالعاتی بوده است، بخصوص در حوزه‌ی حقوق بشر بیش از گذشته بپردازم و کتاب‌هایی که در این زمینه به صورت ناتمام در دست من مانده بود، تمام کنم. به دلیل این که در کنار فعالیت‌های مطالعاتی و نظری، درگیر کارهای عملی‌هم بودم و این کتاب‌ها با تاخیر زیادی به ثمر می‌رسیدند، برنامه‌ی کاری‌من الان این است که بیشتر وقتم را بر این حوزه‌های مطالعاتی و به‌پایان رساندن کتاب‌هایی که چندسالی‌ست در دست داشته‌ام متمرکز کنم.
آیا این می‌تواند به این معنا باشد که شما از فعالیت‌های به‌قول خودتان ¬NGO یی و به ثمر رسیدن آن حداقل برای مدتی ناامید شده‌اید؟
نه، معنایش این نیست که ناامید شده‌ام. در مقطعی، نهادهایی را که فکر می‌کردم وجودشان ضرورت دارد و نیاز مبرمی به آن‌ها احساس می‌شد، با کمک دوستانم راه‌اندازی کردم و فکر می‌کنم الان دوستانی که در این نهادها درگیرند، شایستگی این را دارند که این کار را به‌خوبی بر‌عهده بگیرند و ادامه بدهند و نیازی نمی‌بینم که به وسعت گذشته درگیر بشوم. این است که دامنه‌ی آن نوع فعالیتم طبیعتا محدودتر می‌شود، چون حرفه‌ی اصلی من در تمام ۲۸ـ ۲۷ سال گذشته کارهای پژوهشی و نوشتن بوده است. تجربه‌ی عملی‌من هم در چندسال گذشته نشان داد که ما در فعالیت‌های مدنی و اجتماعی و حتا فعالیت‌های حقوق بشری دچار فقر نظری هستیم. فکر می‌کنم در حوزه‌یی که کار اصلی من است و بیشتر مورد علاقه‌ام است، خودم نیاز دارم که بیش از گذشته وقت بگذارم. بهرحال خلاءهایی حس می‌شود که به نظر من بایستی محققین بیشتر وقت صرف کنند. مثلا فرض کنید این چالش‌هایی که میان بعضی از احکام شریعت، آموزه‌های دینی و حقوق بشر در جهان اسلام وجود دارد و مشکل‌‌آفرین شده است. این‌ها بایستی حل شود. یکی همین بحث اعدام و قصاص است. در این زمینه‌ها ما خلاء بسیاری داریم و علاوه براین، من در عمل هم متوجه شده‌ام که اگر پایه‌های نظری و تئوریک محکمی برای این فعالیت‌های عملی داشته باشیم، این فعالیت‌ها موفقیت‌شان بیشتر خواهد بود که یک نمونه‌اش را من یکبار در مقاله‌یی توضیح دادم. مثلا فرض کنید این بحث مرزبندی فعالیت‌های سیاسی و فعالیت‌های حقوق بشری نشان می‌دهد که اگر این مباحث ظریف نظری کاویده نشوند و به نتیجه‌ی مشخصی نرسند، ما را در عمل دچار اضطراب می‌کنند و با یک‌سری مشکلات و چالش‌ها مواجه خواهیم شد. یک‌جاهایی مثلا این کارهای حقوق بشری و سیاسی درهم‌آمیخته می‌شوند و این فعالیت‌های ما را آسیب‌پذیر می‌کند. این یک نمونه از مثال‌های زیادی‌ست که می‌شود زد مبنی بر این که ما نیاز به کار تئوریک بیشتری داریم.
آقای باقی کتاب‌های شما بیشتر به زبان عربی ترجمه می‌شود. اخیرا هم آخرین مورد آن کتاب «حق حیات» در مورد مسئله‌ی اعدام بوده که به زبان عربی ترجمه شده است. آیا علتش این است که این مسئله بیشتر در کشورهای عربی وجود دارد و این چیزی که الان هم به آن اشاره کردید، یعنی مسئله‌ی تقابل یا تطابق قوانین اسلامی با حقوق بشر؟
همان طور که گفتم پاره‌ای از این مشکلات، مشکل ما یا جامعه‌ی ایران نیست. پاره‌ای از این مشکلات را جوامع دیگر هم دارند. فرق نمی‌کند ایران باشد، اروپا باشد یا کشورهای اسلامی. برخی از این‌ها جنبه‌ی منطقه‌یی دارند، از جمله برخی از موضوعات مثل بحث مجازات اعدام که در کشورهای اسلامی و میان جهان اسلام و غرب الان یکی از کانون‌های نزاع است. چون دیدگاه حقوق بشری قائل به لغو مطلق مجازات اعدام است. در دیدگاه اسلامی چون در مورد قصاص، نصح صریح در قرآن وجود دارد، در برابر لغو کامل مجازات اعدام مقاومت می‌کنند. لذا این یکی از مهم‌ترین کانون‌های نزاع است و این مربوط به ایران نیست. مسئله‌‌ای‌ست در جهان اسلام و این نیاز به یک اجتهاد و نیاز به بازتفسیر برخی از حوزه‌های دینی دارد. طبیعتا اگر کتاب‌های من در ایران هم اجازه‌ی چاپ پیدا نکنند، چون مسئله، مسئله‌ی ایرانی نیست و مسئله‌ی جهان اسلام است، در کشورهای عربی ممکن است مورد توجه قرار بگیرند و به همین جهت ترجمه و منتشر بشوند. البته در اصل ، کتاب من به زبان فارسی نوشته شده است و در طول چند سال گذشته این کتاب به بهانه‌های مختلف، بخش‌های مختلفش در مجلات و روزنامه‌ها انتشار عمومی پیدا کردند، ولی همین کتاب وقتی یک‌جا به وزارت ارشاد رفت که مجوز انتشار بگیرد، اجازه‌ی انتشار به آن داده نشد اما در جای دیگر تمایلی بوده یا زمینه‌یی داشته است که به زبان دیگر منتشر بشود.
قوه قضاییه در آخرین موضع‌گیری‌اش اعلام کرد که اعدام کودکان لغو می‌شود، به شرط این که جرمی غیراز قتل عمد مرتکب شده باشند که در حقیقت مجازاتش قصاص است. یعنی قصاص چون حقی شخصی‌ست، همچنان پابرجا می‌ماند. کمااینکه بعداز این دستورالعمل، یک کودک دیگر اعدام شد. نظرتان را راجع به این مسئله بفرمایید، از نظر فقهی یا از نظر تحقیقاتی که شما کرده‌اید?
این بحث خودش یکی دیگر از نمونه‌های همان فقر نظری و مشکلات تئوریکی است که قبلا گفتم. به نظر من اگر در این زمینه به اندازه‌ی کافی پژوهش بشود، صاحب‌نظران تحقیق کنند، اجتهاد کنند و نوآوری کنند، این مسایل حل خواهد شد و چه مسئولین قضایی چه نمایندگان مجلس، در صورتی که ببینند دلایل فقهی وجود دارد مبنی بر این که می‌شود اعدام و قصاص نوجوانان را متوقف یا از آن جلوگیری کرد، احتمالا موافقت خواهند کرد و به چنین قانونی رای می‌دهند. این کتابی که شما اشاره کردید به زبان عربی ترجمه شده است در واقع دو جلد است و جلد دومش هم همان‌طور که وعده داده‌ام بزودی منتشر خواهد شد. البته نسخه‌ی فارسی‌اش در ایران تکثیر شده و در طول یکسال گذشته در اختیار عده‌یی از علمای قم، تهران یا مسئولین قضایی و پارلمانی قرار گرفته است. جلد دوم «حق حیات» اختصاص دارد به همین بحث مجازات اعدام برای نوجوانان. در آنجا دوازده دلیل و قاعده‌ی فقهی و حقوقی بیان شده است مبنی بر این که اعدام و قصاص اطفال زیر هجده سال جایز نیست و این مسئله، نقطه‌ی قابل اتکایی از لحاظ شریعت ندارد.

مصاحبه‌گر: میترا شجاعی
http://www.dw-world.de/dw/article/0,,3864417,00.html




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1142 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.