دوشنبه 4 آذر 1387

مقاله ای از بیژن صف سری د ارتباط با کتاب حق حیات

Sunday، December 21، 2008
قطعنامه ای بر علیه ایران و اسلام
این مطلب در روز آنلاین شد برای خواندن آن اینجا را کلیک کنید و یا در ادامه همین پست بخوانید

اینکه امروز چنین گرفتار آمدیم که به هرسو مینگریم جز قهر و غضب و تهدید جهانیان را نمی بینیم ، نه از حسادت دنیا به ثروت بر باد رفته ی خدادیمان ، نفت است ، و نه از غبطه مردم جهان بر رفاه و آسایش نداشته مان ، بلکه در کلامی کوتاه همه از نابلدی سکاندارانی است که این سفینه را بی قطب نما و با رمل و اسطرلاب راهبرند
دکتر سعید نفیسی در خا طرات خود می نویسد ، خداوند ذوق مخصوصی برای تماشا به ملت ایران داده است ، نیاکان ما هم تماشاگر بودند ، گویا چند قرن دیگر هم فرزندان ما سرگرم همین تماشا باشند چرا که وضع جغرافیای ایران ، کشور ما را تبدیل به تماشاخانه جهان کرده است ، حال گر تو نمی پسندی ، تغیر ده قضا را نه فضا را.
صدور اخبار پي در پي ومنفي از ايران وحضور روزانه اخبار توقيف مطبوعات ونيز اخبار بازداشت هاي فعالان مدني،حقوق بشري،زنان وروزنامه نگاران و سياسيون، عاقبت افكار عمومي را براي اعمال فشارهاي بيشر عليه ايران متقاعد ساخت تا برخي قدرت هاي جهاني با اهداف سياسي خاص و براي تشديد فشار هاي جهاني عليه ايران و همراه ساختن افكار عمومي موضوع موارد نقض حقوق بشر در ايران از جمله وجود شکنجه در زندانها، اعدامهای وسیع و اعدام نوجوانان، پیگرد فعالان حقوق زنان، تبعیض علیه اقلیتهای قومی و مذهبی و نقض وسیع حقوق سیاسی ایرانیان را در سطح مسئله هسته اي ایران مطرح سازد و با اتخاذ مواضع شديدي عليه ايران ترغيب نماید که عاقبت در روز پنجشنبه (28 آذر ماه ) این مجمع در شصت و سومین نشست خود بر اساس گزارش یان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد در باره ایران ، با تصویب قطعنامه ای، از نقض حقوق بشر در ایران، ، ابراز نگرانی کرد

اما آنچه این نوشته را باعث آمد وجود دو نکته قابل تعمق دراین قطعنامه است

اول آنکه عجبا که این قطعنامه به دولت سرزمین کهنسالی ابلاغ می گردد که مهد نخستین اعلامیه حقوق بشر در جهان است یعنی در بیست و پنج قرن پیش از این، وقتی توحش بر زندگی انسان ها غالب بود ، در این کهنه دیار بیانیه ای انسان مدارانه و متمدنانه بر کتیبه ای حطاب به مردم چهار گوشه جهان نوشته شد که به مسایلی مهم در ارتباط با حقوق انسان ها می پرداخت ، مسایلی که نه تنها در آن زمان که قرن های قرن پس از آن و حتی امروزه نیز می تواند الهام بخش همه کسانی باشد که به انسان ، و حقوق او باور دارند ، این بیانیه که امروز جهانیان آن را به نام " منشور کوروش بزرگ " می شناسند بر الغای تبعیضات نژادی و ملی ، آزادی انتخاب محل سکونت ، الغای برده داری ، آزادی دین و مذهب و تلاش برای صلح پایدار میان ملت ها تاکید کرده است ، بیانیه ای که از سوی ملت ایران زمین و از زبان رهبر سیاسی عصر خود ، کوروش کبیر بنیان گذار اولین و بزرکترین امپراطوری جهان، به بشریت هدیه شد و بر همین اساس در سال 1971 این اعلامیه از سوی سازمان ملل متحد بعنوان اولین اعلامیه حقوق بشر جهان شناخته می شود .
اگر چه این کهنه دیار خود مهد نخستین اعلامیه حقوق بشر است اما شناخت حقوق انسانی به معنای جدید آن ( حقوق بشر) در بین مردم این گستره تاریخی ، نخستین بار در عهد ناصری بود که از آن سخن به میان آمد آن هم در قالب شعر که منتسب به میرزا آقا خان کرمانی است :
کنون ای مرا ملت هوشمند
چرائید در چاه غفلت نژند
بر آئید و ببینید از خیر و شر
ببایست خواندن حقوق بشر
...
و ایضا در همان عصر ناصری بود که از سر اغراق و درد مندی " یک کلمه " ، یعنی قانون ، راه نجات و حلال همه مشکلات شناخته شد و کتابی به همین نام در ان دوره منتشر گردید و نویسنده ی آن یعنی میرزا یوسف خان مستشارالدوله ، مواد اصلی حقوق بشر مندرج در مقدمه قانون اساسی فرانسه را ، برای ملت ایران ترجمه و باز گویی کرد و شگفتا که از پس گذشت آن همه سال و بعد از 150 سال تلاش برای قانون خواهی ، هنوز ساکنان این پهنه تاریخی در آرزوی ایجاد یک دولت ملی و قانونی ، در آتش اشتیاق دست پایی به ابتدایی ترین ، اما اساسی ترین حقوق خویش می سوزند ، گویی زمان از حرکت باز ایستاده است و در همچنان بر همان پاشنه که بود ، می چرخد ، و از این رو این شعر فرخی یزدی را باید همچنان پرسش روز از ملت ایران دانست که :
دولت هر مملکت در اختیار ملت است
آخر ای ملت به کف کی اختیار آید ترا؟
و اما نکته دومی که در قطعنامه حقوق بشر اخیر سازمان ملل قابل تعمق است اشاره ویژه گزارش دبیر کل سازمان ملل به اجرای "قانون مجازات اسلامی" و مجازاتهایی است که به عنوان "حدود اسلامی" در کشورمان اجرا می گردد که در بسیار موارد مجازات مرگ در پی دارند مانندزنای محصنه، ارتداد، همجنسگرایی، رابطه جنسی مرد غیرمسلمان با زن مسلمان که مشمول چنین مجازاتهایی میشوند ، غافل آنکه این مجارات ها همگی ناشی از تفسیری از شریعت اسلامی است ، که نه تنها با قوانین روز مدنی کشور های مترقی غیر مسلمان در تعارض است ، بلکه با روح حلیم و بخشنده شریعت واقعی اسلام مغایرت دارد و ازهمین رو با روحیه و فرهنگ مردم مسلمان چون ایرانیان هم ناسازگار است طرفه آنکه تا کنون چهره ای از اسلام به نمایش گذاشته شده است که سنخیتی با واقعیت دین نیز نمی تواند داشته باشد
امروزه بر کسی پوشیده نیست که به دلیل رادیکالیسم بودن دولت وقت ایران ، و نوع عملکرد بد برخی از دول اسلامی ، افکار عمومی جهان ، اسلام را دین خشن و به دور از رحم و شفقت می شناسند و شاید به دلیل همین شناخت غلط که ناشی از قلب واقعیت اسلام است ، امروزه پژوهشگران و عالمان دین پژوه مسلمان برای زدودن پیرایه ها از چهره اسلام حقیقی کمر همت بسته اند ، خاصه در معرفی و شناساندن احکام و حدود اسلامی دست به تحقیق و پژوهش هایی زده اند تا اسلام را آنچنانکه شایسته و بایسته است به افکار عمومی جهانیان بشناسانند ، از جمله اخیرا در این خصوص ، کتابی به نام "حیات " از عماد الدبن باقی به زبان عربی منتشر یافته که شرح جامعی است از پژوهشی كه وی در زمینه امكان تعلیق و لغو مجازات اعدام در ایران و سایر كشورهای اسلامی به انجام رسانده است. این كتاب كاوشی در بحثهای مذهبی، سیاسی و جامعه مدنی در ایران و سایر كشورهایی است كه مجازات اعدام در آنها بهخاطر تفسیری از شریعت اسلامی، همچنان اجرا میشود.
در کتاب " حیات " که در دو مجلد منتشر یافته نویسنده با دو رویكرد به موضوع قصاص در اسلام نظر داشته است: «رویكرد تضییقی و محدود كننده» و «رویكرد حلی و رادیكال». در روش تضییقی كه محدودكننده است، مجازات قصاص را فقط موقوف به نظر اولیای دم نمیداند و بر اساس آرای برخی از فقها و استناد به ادله شرعی و براساس رأی هیات منصفه به علاوه جمعی از كارشناسان جرمشناسی و روانشناسی دخیل دانسته كه در این رویكرد مجازات قصاص محدود میشود. همچنین در رویكرد «حلی» با استناد به آیات و گفته برخی فقها نشان داده شده که مجازات قصاص، یك مجازات تخیری است و در واقع قصاص سه گزینهای است كه در صورت وقوع قتل نفس فرد بیگناه، مقرر شده است. همچنین در مورد اعدام افراد زیر 18 سال ،. 12 دلیل فقهی و حقوقی وجود دارد كه این گونه اعدام ها را شرعا نفی و جایز نمی گرداند.
اگر چه چنین تلاش هایی برای زدودن پیرایه ها از چهره اسلام تا کنون مانع از عملکرد های بد آنانیکه دین را وسیله رسیدن به قدرت ساخته اند نگردیده اما برای نسل آگاه مسلمان لااقل این
ارمغان را به همراه خواهد داشت که اسلام مانند همه ادیان الهی به ذات خویش ندارد هیچ عیبی هر عیبی که هست از مسلمانی ماست .
http://bijan-safsari.com/2008/12/blog-post_21.html




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 October 2017 [3]
 September 2017 [4]
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1149 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.