یکشنبه 30 فروردین 1388

حقوق شهروندی یا بشری؟(گشت ارشاد و تعهد متقابل)

حقوق شهروندی یا بشری؟
گشت ارشاد و تعهد متقابل

سرمقاله روزنامه اعتماد ملی یکشنبه30فروردین 1388

دیباچه: گاه کاربرد اشتباه برخی واژگان و اصطلاحات به حدی شیوع می یابد که کمتر کسی در درستی یا نادرستی آن درنگ را روا می دارد. در چند سال اخیر به وفور از زبان نخبگان شنیده یا خوانده ایم که واژه "گفتمان" را به جای "گفتگو" بکار می برند و گویی "گفتمان" اصطلاح مد شده و به روز تر و شکیل تر همان گفتگو است. موج مدها فقط اختصاص به پوشاک ندارد و در حیطه های گوناگون می توان نمونه هایش را نشان داد. بی حاصل بودن تذکرات اهل فن در این زمینه حکایت از فقر مطالعه نخبگان دارد زیرا در صورت مطالعه کردن، این اشتباهات روزافزون نمی شد. یکی دیگر از این اشتباهات، آمیختگی حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه و یکسان پنداری آنها بود و دیگری نیز حقوق بشر و حقوق شهروندی . از اینرو در جایی که کاربرد این دو ممکن است اشتباه شود ناگزیر باید پیش از کاربرد به ایضاح آن پرداخت. در این جا از مقولات مهمی چون شهروند فعال و غیر فعال ،شهروند دموکراتیک و غیر دموکراتیک و مسائل و فروع گوناگون این بحث فارغ هستیم و به برخی از وجوه تفاوت که به مدد مقصودمان می آید می پردازیم.

تفاوت ها
در باب تفاوت این دو، بحث ها و اختلاف نظرهای فراوانی وجود دارد و حتی برخی یکی را اعم از دیگری می انگارند اما علیرغم مشابهت های زیاد تفاوت هایی که می توان برشمرد این است که : حقوق بشر ناظر بر حقوق ذاتی بشر است که غیرقابل سلب و وضع کردن هستند و مانند قوانین موضوعه نیست که در صورت وضع شدن توسط پارلمان اعبتار می یابد. اساسا حقوق بشر از اصول پیشینی قوانین اساسی و عادی است و اگر قوانین موضوعه اعم از قانون اساسی یا عادی با آن مغایر باشند از درجه اعتبار ساقط هستند اما حقوق شهروندی ناظر به حقوق مدنی و سیاسی است که ممکن است پاره ای از آنها از حقوق ذاتی نشأت بگیرند و پاره ای از حقوق موضوعه. دو دیگر اینکه حقوق بشر کلی و عام و حقوق شهروندی جزیی هستند. سه دیگر اینکه شهروند در درون جامعه ملی تعریف می شود حال آنکه حقوق بشر فرا ملی است.چهارمین تفاوت در این است که قانون دارای وجهی دوگانه است و در ازای هر حقی، تکلیفی را بر عهده شهروندان می داند. متقابل بودن حقوق چنان است که نه تنها دولت در برابر ملت(که خالق دولت است) بلکه خداوند عالم نیز آن را در رابطه خود با مخلوقاتش دوطرفه می داند و می گوید«اوفوا بعهدی اوف بعهدکم» به پیمانم وفا کنید تا به پیمانتان وفا کنم.(بقره44). قانون اساسی نیز که در بردارنده حقوق بشر و حقوق شهروندی است میثاقی است میان دولت و ملت و برای هر دو حقوق و تکالیف متقابلی را مقرر داشته است. به همین دلیل است که حکومت نمی تواند از شهروندان انتظار عمل به تکالیف خودشان را داشته باشد ولی از حقوق آنها دریغ کند زیرا اهمال در استیفای حقوق شهروندان به طور طبیعی کفه دیگر معادله را سست می کند. برای مثال حکومت نمی تواند شهروندی را برای درذی مجازات کند در حالی که وظیفه خود را در ایجاد اشتغال و فقر زدایی انجام نداده است. شروط 16 یا 18 گانه فقه سنتی برای مجازات سارق نیز کنایه از همین سخن است.(بنگرید به حق حیات.ج1). پایه نظری حقوق شهروندی را نظریه قرارداد اجتماعی تشکیل می دهد.

کاربرد و استنتاج

در نظام خلافت و سلطنت، حاکم، قدرت خود را از مردم نمی گیرد و مردم رعیت خلیفه و پادشاه اند اما در نظام جمهوری، زمامداران، نماینده و وکیل مردم هستند وهر نفر یک شهروند است یعنی واحدی مستقل و دارای حقوق برابر با زمامداران و سایر مردم. تنها آنچه میان مردم و زمامداران تفاوت ایجاد می کند تکالیفی است که بر عهده آنهاست.طبق اصل6قانون اساسی در جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ امور كشور بايد به‏ اتكا آرا عمومي‏ اداره‏ شود. امام علي نیز حاكمان را صريحاً وكلاي مردم مي‌خواند و مي‌گويد:«فانصفوا الناس من انفسكم و اصبر و لحوائجهم فانكم خزّان الرعيه و وكلاء الامه»‌ (نامه 51)

»خداوند براي من به موجب اينكه ولي امر شما هستم حتي بر شما قرار دادهاست و براي شما نيز بر من همان اندازه حق است كه از من بر شما».
تفصیل بحث پیش گفته مجال وسیع تری می طلبد. غرض از مقدمه بالا تذکار تفاوت دو مفهوم حقوق بشر و حقوق شهروندی بود. سومین بند از مقدمه از اینرو ست که منهای اشکالات وارد بر مداخله دولت در حوزه خصوصی شهروندان و الزام آنان به سبک کنش و کوشش و پوشش، اساسا آیا حکومت به وظایف خود عمل کرده است که از شهروندان انتظار رفتار دلخواه خود را دارد؟ برای مثال آیا مکان های تفریحی به اندازه کافی، اوقات فراغت مناسب برای مردم ، شرایط لازم برای تشکیل خانواده جوانان، امکان اشتغال و رهایی از عاطل و باطل ماندن شهروندان به ویژه جوانان، و راستگویی و شفافیت با مردم از سوی زمامداران و... وجود داشته است که از شهروندان انتظار رود هنجارهای القاء شده در زمینه نوع رفتار و در زمینه های اخلاقی را کاملا رعایت کنند. تمام کنش ها و رفتارهای مدیران در تمام سطوح ، به صورت خواسته و ناخواسته به خلق یا تغییر الگوهای رفتاری در جامعه کمک می کنند. برای مثال اگر مردم در انتخابات احساس کنند که با رأی آنان بازی می شود و واقعا اراده آنها در تعیین سرنوشت خویش، تعیین کننده نیست خود را ملتزم به رعایت هنجارهای رسمی نمی بینند. تئوری های علمی ثابت کرده اند که همیشه میان پرخاشگری و ناکامی رابطه مستقیم وجود دارد. اگر جامعه برای ایجاد تغییرات ضروری و قانونی احساس ناکامی کند دچار پرخاشگری یا سرخوردگی و افسردگی می شود و هر دو وضعیت در درازمدت برای کل نظام اجتماعی خطرساز است. بنابراین تعهد ارباب قدرت به رعایت دقیق موازین قانونی مهم ترین راه اصلاح امور است و نیازی به روش های پلیسی و فیزیکی در سطح راه اندازی گشت های گسترده خیابانی نیست. در حقیقت فروپاشی اخلاقی دارای شبکه ای از علل و دلایل آشکار و پنهان است که سوء مدیریت و برنامه خود حکومت یکی از آنهاست و با گشت ارشاد نمی توان به مقابله با هنجار شکنی ها رفت. تجربه سال های گذشته نشان می دهد که این روش ها افاقه نکرده و سبب کاهش این ناهنجاری نشده اند و بارها مقامات قضایی و امنیتی نیز خود بدان معترف بوده اند. تصمیماتی که بر مبنای روش های علمی و پژوهش اتخاذ نشده و تجارب عملی پیشین در آن ملاحظه نمی شوند به جای جلوگیری از خشونت، به رواج آن و به جای کاهش هنجار شکنی به افزایش آن و به جای ارتقای امنیت اجتماعی به دوام آن می انجامند و کاهش احتمالی موقت یا پنهان شدگی کوتاه مدت آنها نباید ما را گمراه کند.
نکته دیگر اینکه رابطه میان شهروند و نهادها و مأموران دولتی باید با قوانین مشخص تعریف شود و هیچ نهادی نمی تواند براساس تشخیص خود و بدون مجوز قانونی مبادرت به ایجاد محدودیت هایی برای شهروندان کند در غیر اینصورت امنیت شهروندان رخت برخواهد بست و قدرت، مجال نادیده گرفتن حقوق مردم را پیدا خواهد کرد. این در حالی است که گشت ارشاد و مراحل مختلف طرح امنیت اجتماعی فاقد پشتوانه های قانونی صریح بوده و حتی در مواردی مغایر با نص صریح قانون بوده است که حقوقدانان به قدرکافی از آن سخن گفته اند.




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 May 2017 [5]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1133 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.