جمعه 1 آبان 1388

گفتگو با راديو آلمان:وقتی حق حیات به اولیای دم سپرده می‌شود

براي شنيدن متن كامل گفتگو كه خلاصه آن در زير آمده است به ادرس زير مراجعه كنيد:

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4817251,00.html

دويچه وله(راديو آلمان) 22.10.2009
اعدام پنج نفر دیگر:وقتی حق حیات به اولیای دم سپرده می‌شود

سحرگاه روز چهارشنبه ۲۹ مهرماه چهار مرد و یک زن در زندان اوین به دار آویخته شدند. این در حالی است که اعتراضات به اعدام بهنود شجاعی در هفته گذشته که در نوجوانی مرتکب قتل غیرعمد شده بود همچنان ادامه دارد.

بهنود شجاعی، صفر انگوتی، محمدرضا حدادی و امیر امراللهی چهار نامی هستند که مدتهاست بر سر زبانها افتاده‌اند. این چهار نفر زمانی که هنوز به سن بلوغ عقلی بر اساس معیارهای بین‌المللی نرسیده بودند، در دعواهای نوجوانی ناخواسته مرتکب قتل شدند. اگر این چهار نفر در ۱۷۵ کشور دیگر دنیا غیر از ایران بودند به اعدام محکوم نمی‌شدند. اما ایران در کنار دو کشور دیگر تنها مکان‌هایی هستند که کودکان را به اعدام محکوم می‌کنند.

از میان این چهار نفر، پرونده یکی برای همیشه بسته شد. بهنود شجاعی سحرگاه روز یکشنبه ۱۹ مهر به دست مادر مقتول اعدام شد. بهنود تا آن زمان چهار مرتبه پای چوبه دار رفته و هربار به علتی اعدام او متوقف شده بود. وی همچنین چهار سال بود که در زندان به سر می‌برد.

پس از اعدام بهنود موج اعتراضات و مخالفت‌های داخلی و بین‌المللی با اعدام نوجوانان در ایران شدت گرفت. کار بدانجا رسید که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز فیلم مستندی در مورد بهنود پخش کرد. در این فیلم نشان داده شد که اولیای دم مقتول به طور شفاهی رضایت داده‌اند اما با این وجود مادر مقتول در روز اجرای حکم بهنود خود شخصا صندلی را از زیر پای او کشید.

این اعتراضات همچنان ادامه دارد. اما بی اعتنا به آنها روز چهارشنبه ۲۹ مهر پنج تن دیگر نیز در زندان اوین به دار آویخته شدند. خوشبختانه هیچ مجرم کمتر از ۱۸ سالی میان این پنج تن نبود اما نام ’’سهیلا قدیری‘‘ در این میان نام آشنایی بود.

سهیلا قدیری زنی خیابانی بود که نوزاد پنج‌روزه‌اش را در خیابان فرمانیه تهران کشته بود. تلاش مینا جعفری وکیل او برای اثبات ابتلای سهیلا به جنون پس از زایمان که شرایط ناهنجار زندگی او نیز آن را چند برابر کرده بود به نتیجه نرسید و علیرغم اعتراضات فراوان، سهیلا اعدام شد.

عمادالدین باقی بنیانگذار موسسه حمایت از حق حیات، پس از اعدام این پنج نفر و نیز بهنود شجاعی نامه‌‌ای به رئیس قوه قضائیه نوشت و در آن خواهان توقف اجرا و صدور حکم اعدام به خصوص برای نوجوانان شد.

باقی در این نامه ابتدا به موضوع قتل عمد و غیرعمد اشاره کرده و با مقایسه نمونه‌هایی چون خفاش شب و بیجه با بهنود شجاعی و صفر انگوتی این پرسش را مطرح کرده که آیا وقتی این دو گروه به یکسان مجازات می‌شوند می‌توان گفت عدالت اجرا شده؟

باقی در گفت و گو با دویچه‌وله به توضیح انواع قتل در قانون مجازات کیفری ایران پرداخت و گفت طبق همین قانون، قتلی که بدون نیت قبلی و بدون برنامه صورت گرفته باشد مجازاتش قصاص نیست.

عمادالدین باقی بنیانگذار موسسه حمایت از حق حیات معتقد به کمرنگ کردن نقش اولیای دم در سیستم قضایی است.
وی در پاسخ به این پرسش که چرا سیستم قضایی ایران بر خلاف تمام دنیا تمایل به اعمال مجازات‌های سنگین دارد و برای قتل‌هایی که تشخیص عمد و غیرعمد بودنشان مشکل است بنا را بر عمد گذاشته و حکم قصاص صادر می‌کند گفت: «عوامل مختلفی دارد، یک بخش آن به خود قضات بر می‌گردد و اینکه این قضات در چه پروسه‌ای آموزش دیده و تربیت شده‌اند و اساسا به این منصب رسیده‌اند. بخش دیگر به جامعه و فرهنگ آن و روحیه خشونت و انتقامی که در آن وجود دارد بر می‌گردد و یک بخش مهمی هم به بحث اولیای دم بر می‌گردد که نظام قضایی کنونی ما برای اولیای دم، حقوق و اختیارات بسیار زیادی در حد اختیار مطلق قائل شده است».

عمادالدین باقی در بخش دیگری از نامه خود به رئیس قوه قضائیه از وی خواسته با قرار دادن یک راه دیگر به اولیای دم اجازه دهند که بین قصاص، عفو و یا زندان طولانی یکی را انتخاب کنند. وی نوشته: «وجود چنان قانونی سبب شده كه برخی اوليای دم كه تمايل به كشتن مجرم ندارند به دليل اينكه اگر رضايت به عدم قصاص دهند مجرم پس از مدت كوتاهی آزاد می‌شود و عواطف بازماندگان مقتول را جريحه‌دار می‌سازد، مجبور به قصاص می‌شوند زيرا مجبور شده‌اند ميان قصاص و آزادی انتخاب كنند در حالی كه اگرمجازات منحصر به قصاص نبود و امكان مجازات زندان طولانی را داشتند، از قصاص سرباز می‌زدند».

از باقی پرسیدم اصولا سپردن حق حیات و یا سرنوشت محکومیت یک فرد به یک انسان دیگر که خود ضربه‌خورده و داغدیده است تا چه حد درست و منطقی است و آیا بهتر نیست فعالان حقوق بشر تلاششان را برای حذف اولیای دم از سیستم قضایی معطوف کنند؟ باقی گفت من در نوشتن این نامه شرایط موجود و شرایط مطلوب را از یکدیگر تفکیک کردم. در شرایط موجود باید آهسته و با منطق پیش رفت. او گفت: «همه اولیای دم خواهان قصاص نیستند در طی سال‌های اخیر که ما درگیر جلب رضایت اولیای دم بودیم متوجه شدیم که برخی از آنها تمایلی به قصاص ندارند اما به دلیل اینکه قوانین ما به گونه‌ای تنظیم شده که فرد اگر قصاص نشود آزاد می‌شود و اولیای دم برایشان قابل پذیرش نیست که قاتل فرزندشان آزادانه جلوی چشمان آنها راه برود در نتیجه مجبور می‌شوند تن به قصاص دهند. اگر قانون به گونه‌ای تعریف می‌شد که بتوانند به جای قصاص، حبس مطالبه کنند بسیاری از این قصاص‌ها اتفاق نمی‌افتاد».

عمادالدین باقی در بخش‌هایی از نامه خود به رئیس قوه قضائیه بحث مصلحت جامعه و ملت و نظام را پیش کشیده و به این نکته اشاره کرده است که به علت اینکه اجرای این احکام موجب وهن نظام می‌شود بهتر است متوقف شوند.

این در حالی است که در مورد حکم سنگسار نیز چنین چیزی وجود داشت و به همین علت رئیس سابق قوه قضائیه دستور توقف اجرای آن را داد اما با این وجود حتی پس از این دستور نیز چندین حکم سنگسار صادر و حتی اجرا شد.

از باقی پرسیدم که آیا به جای استفاده از این ابزار بهتر نیست که نوک پیکان حمله را متوجه تغییر قوانین کنیم؟ وی چنین پاسخ داد: «واقعیت این است که نمی‌شود مسئله قوانین و مشکلاتی را که در مملکت ما وجود دارد به صورت انتزاعی و مجرد از جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم نگاه بکنیم. یک رابطه‌بین نظام قانونی و فرهنگ و شرایط اجتماعی وجود دارد و گاهی می‌شود گفت قوانین انعکاس و بازتابی از خود جامعه و سطح فرهنگ جامعه هستند. مشکلی که ما الان داریم این است که جامعه از لحاظ فرهنگی از سطح قوانین ما جلوتر است یعنی نمی‌شود گفت که در حال حاضر قوانین ما بازتاب فرهنگ جامعه ما هستند اما الان هنوز هم در جامعه ما روحیه خشونت هست البته نه مانند گذشته. تا حد زیادی رقیق شده و سطح آگاهی و سواد و تحمل بالا رفته اما واقعیت این است که هنوز این مشکل اجتماعی وجود دارد و هنوز نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که نیمی از جامعه به اجرای این نوع احکام تمایل دارند. بنابراین کار فرهنگی و آموزشی کار مهمتری است که باید به موازات تلاش برای اصلاح قوانین صورت بگیرد».

عمادالدین باقی در پایان نامه‌اش خواستار کمرنگ‌شدن نقش اولیای دم در مسئله قصاص و اعدام شده و نوشته است: «مصلحت جامعه بر خواست فرد مقدم است و نمی‌توان مصلحت يك ملت و نظام را قربانی خواسته افرادی كرد كه حس انتقام و حق مجازات مجرم را به نحو ديگری هم می‌توانند ارضا كنند و اين راه عبارت است از خلع يد از اوليای دم و وضع مجازات جايگزين حبس برای اعدام. در واقع بايد حق اولياي دم مقيد به شروطی شود كه اجازه ندهد اين حق مطلق شده و با مصالح عمومی در تعارض قرار گيرد».

گفت و گو با عمادالدین باقی را از طریق لینک زیر بشنوید

http://www.rfi.fr/actufa/articles/118/article_9042.asp

نویسنده: میترا شجاعی
تحریریه: عباس کوشک جلالی




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 December 2017 [1]
 November 2017 [5]
 October 2017 [4]
 September 2017 [4]
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1156 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.