شنبه 20 آذر 1389

اگر قوه قضاییه مستقل بود خیلی از این اتفاقات رخ نمی داد

عمادالدين باقی، در تاريخ ٧ دی ۱۳۸۸ ماه از سوی وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران، بازداشت و به زندان اوين انتقال يافت. وی در اول تيرماه سال جاری از زندان با سپردن وثيقه آزاد شد. وی از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران در ارتباط با پرونده انجمن دفاع از حقوق زندانيان به يک سال زندان و پنج سال محروميت از فعاليت‌های مطبوعاتی و مدنی، و از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب انقلاب اسلامی تهران، برای مصاحبه با آيت‌الله منتظری و پخش آن از سوی تلويزيون فارسی بی بی سی به شش سال زندان محکوم شده است. باقی در دوره گذشته بازداشت و دوره اخیر به دلیل قرار گرفتن در سلول بسته دچار عارضه تنفسی و تشدید بیماری دیسک کمر شد که به همین دلیل با نظر بهداری زندان اوین چند نوبت به بیمارستان منتقل شد.متن مصاحبه آقاي عمادالدین باقی، بنیان گذار انجمن دفاع از حقوق زندانیان در خصوص عدم اجرای قانون و سیستم قضایی کشور به گفتگو پرداخته که متن آن در پی می آید:

آقای باقی گویا برای اجرای حکم باید خودتان را به اجرای احکام معرفی کنید می توانید در این خصوص توضیح بفرمایید و اینکه آیا احضاریه کتبی هم در این مورد دریافت کرده اید؟

در واقع ما بدون اینکه از دادگاه تجدید نظر باخبر شویم و بدانیم چه شعبه ای رفته و قاضی چه کسی بوده است و حتی بدون اینکه احضار شویم، تلفنی گفتند خودم را باید به اجرای احکام معرفی کنم. معمولا دادگاه تجدید نظر هم همانطور که از اسمش برمی آید دادگاهی است که باید به اعتراض رسیدگی شود و متهم فرا خوانده شود. در حالیکه بارها مشاهده شده که در دادگاه تجدید نظر افراد دوباره تجدید محاکمه شده اند بدون اینکه به متهم و وکلا اطلاع داده و احضار شوند و جلسه ای تشکیل شود تا به اعتراض آنها رسیدگی شود و یا حتی اطلاع داده شود که پرونده در کدام شعبه رفته و کجاست، فقط بطورناگهانی توسط دادستان اعلام می شود که این حکم تایید شده و آماده اجرا است. تمام اینها مواردغیرمنتظره ای هستند که از نظر حقوقی و قضایی "غیرمتعارف" هستند.

آیا وکلا در جریان نتیجه دادگاه تجدید نظر گذاشته شده اند؟

نخیر، به وکلا هم اطلاع داده نشده است و احضاریه در تماس تلفنی با من بوده و زمان معرفی را اعلام کردند که خود این مسئله هم یکی از امور نامتعارف قضایی است. البته گفتند ما تصور می کردیم که شما در زندان هستید و می خواستیم حکم را در آنجا ابلاغ کنیم که متوجه شدیم شما بیرون هستید. ظاهرا ما گم شده بودیم!

چه زمانی باید خودتان را به اجرای احکام معرفی کنید؟

تلفنی گفتند که بعد از تعطیلات آخر هفته خودم را معرفی کنم البته چون مشکل دندان داشتم و برای درمان وقت پزشکی داشتم روز یکشنبه خودم را معرفی خواهم کرد.

در تیرماه سال جاری دو حکم برای شما صادر شد لطفا در خصوص آن برایمان بگویید و اینکه این تایید حکم مربوط به کدام حکم می باشد؟

به فاصله سه هفته دو حکم صادر شد. یکی از آنها حکم مربوط به پرونده انجمن دفاع از حقوق زندانیان بود که در شعبه 15 توسط قاضی صلواتی صادر شد که مشتمل بر یک سال حبس و پنج سال محرومیت از فعالیت با ان جی او ها، احزاب و انجمن ها بود که ناگفته نماند دادگاه آن دو سال پیش برگزار شده بود که باز این هم مسئله است چون از نظر قانون قاضی باید حداکثر ظرف یک هفته رای را صادر کند اما دو سال بعد این رای صادر شد.

مورد دوم هم مربوط به پرونده مصاحبه با مرحوم آیت الله العظمی منتظری است که در شعبه 26 توسط قاضی پیر عباس رسیدگی شد و شش سال حبس دادند. آن هم البته برای این بود که رئیس دولت در یک صحبتی گفته بود کشور ما آزادترین کشور دنیاست و افراد می توانند آزادانه حرف بزنند و انتقاد کنند. بنابراین برای اثبات این صحبتها چنین احکامی هم لازم است داده شود و برای یک مصاحبه چنین حکمی مقرر است.

با توجه به اینکه احضاریه های تلفنی دارد جای احضاریه های کتبی در سیستم قضایی کشور را می گیرد و حقوقدانان نسبت به این قضیه هشدار داده و آنرا خلاف قانون دانسته اند نظرشما نسبت به اینگونه رویه ها چیست؟

در این مورد خاص، به علت اینکه پیش از احضاریه تلفنی، دادستان در یک مصاحبه ای این مسئله را اعلام کرده بود ما زیاد سخت گیری نداشتیم و گفتیم تصمیمی است که اتخاذ شده است. اما واقعیت این است که در تمام این سالهای گذشته، من به اقتضا کار و مسئولیتی که بعنوان دفاع از حقوق زندانیان دارم اینقدر این موارد "نقض" قانون را گفته ام که دیگر از تکرار آن خسته شده ام. یعنی رفتارهایی که هم در دنیا از نظر حقوقی و قضایی نامتعارف است و هم خلاف قوانین داخلی است. حرف ما این است که اصلا حقوق بشر پیش کش، حداقل قوانین و مقرارت داخلی را که توسط همین شورای نگهبان تایید شده و معتقدید که مقدس است پایبند باشید. اگر قرار بر این باشد ما به قوانینی که خودمان تایید می کنیم و برایش مشروعیت قائل هستیم پایبند نباشیم، دیگر چه می توان گفت؟ متاسفانه مدت هاست این جریان که در سال گذشته به اوج خود رسیده است ادامه دارد و گوش آقایان هم از این انتقاداتی که کاملا حقوقی، منطقی و مسالمت آمیز هستند، پرشده است و اثری ندارد.

با تمام این اوصافی که ذکر فرمودید چشم انداز آینده ایران را چگونه می بینید؟

بعضی از دوستان به من می گفتند شما چرا در سکوت هستید؟ البته من دلایل خاصی داشتم اما یک مورد این بود که اگر به سایت من مراجعه شود مشاهده می کنید که در تمام این سالها بحث های اعدام، سنگسار، زندانیان، حقوق زندانی از جمله مرخصی، تلفن و ملاقات و غیره تحت قالب مقاله و بحث های حقوقی کرارا مطرح شده است. تمام این موارد را در روزنامه ها چاپ کردیم و در انجمن دفاع از زندانیان بصورت نامه و گزارش برای مسئولین ارسال کردیم و به اندازه کافی و کرارا اینها را مطرح کرده ایم اما متاسفانه فایده ای نداشته است.

چیزی که دردآور است این است که هر مسئول قضایی که می آید و سکان این دستگاه را بدست می گیرد اولین چیزی که اعلام می کنند این است که ما می خواهیم قانون گرایی را پیشه کنیم و به قانون عمل کنیم. خوب انتظار این است که حداقل گوشه کوچکی از این عمل به قانون دیده شود. من حتی می خواهم بگویم اگر به قانون هم پایبند نیستید به کلام، وعده خودتان که باید پایبند باشید، این طور که نمی شود انسان به هیچ چیزی مقید نباشد.

به نظر جنابعالی آیا اساسا دستگاه قضایی کشور استقلال دارد؟

اگر مستقل بود که خیلی از این اتفاقات رخ نمی داد. جالب است بدانید که بعضی از این قضات که این احکام را علیه ما صادر می کنند، خودشان شخصا و خصوصی در مورد اعمال نفوذهایی که می شود مسائلی را مطرح می کنند. قضیه از این واضحتر که حتی خود قاضی که حکم را صادر می کند به علت اینکه کمی نفس لوامه تحریکش می کند، دچار عذاب وجدان می شود و اینگونه احکام را توجیه می کنند اما ناگزیرند بر اساس آن اعمال نظرها عمل کنند.

علی رغم این فضای بسته سیاسی کشور، آیا به آینده جنبش سبز خوش بین هستید؟

از هر منظری که بخواهیم نگاه کنیم اگر کسی موحد باشد در جهان بینی انسان موحد یاس راه ندارد. همیشه باید امیدوار بود زیرا اعتقادات انسان موحد به خدا و سرای آخرت، دیدگاهی را بوجود می آورد که یاس در آن نمی تواند راه یابد. انسان اگر موحد هم نباشد اما بخواهد انسانی بیاندیشد و انسانی بنگرد، یاس به خود راه نمی دهد. یاس یعنی تسلیم شدن در برابر این انسان شکنی ها، انسان کشی ها و نقض حقوق انسانها، بنابراین یاس پذیرفتنی نیست. ما همیشه "امیدوار" هستیم و معتقدیم همه مسائل را باید بعنوان بخشی از واقعیتهای تلخ و تحمیلی زندگی تحمل کرد و تلاش کرد برای تغییر دادن آن، خلاصه راه رفتنی را باید رفت. در هیچ برهه ای از تاریخ این گونه برخوردها و رفتارها همیشگی نبودند و به پایان رسیده اند.

با تشکر از فرصتی که در اختیارمان قرار دادید.
مژگان مدرس علوم

سايتهاي مرتبط با اين خبر:
http://news.gooya.com/politics/archives/2010/12/114355.php

http://www.norooznews.info/news/2010/12/7/578




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 December 2017 [1]
 November 2017 [5]
 October 2017 [4]
 September 2017 [4]
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1156 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.