یکشنبه 14 اسفند 1390

وکالت حقوق بشری چبست؟


مجله آسمان شماره پیاپی105 شنبه13 اسفند1390 ص53
تحت عنوان: وظایف و حقوق وکیل حقوق بشری
اگر جامعه ای اسیر ساخت دو قطبی و شکاف دولت- ملت باشد مفاهیم نیز معانی شان تحت تاثیر این شرایط دستخوش تغییر می شوند برای مثال در چنین جامعه ای هنگامی که از ظلم سخن گفته می شود به حکم تبادر صحت معنایی که مستفاد می شود ظلم دولت بر رعیت است و این تحریف معانی خود ظلم مضاعفی است که از آن ظلم دولت بر رعیت بر می خیزد حال آنکه مستقل از تاثیر این واقعیت ها در تصرف معانی الفاظ، معنای ظلم، عام تر است. ظلم ممکن است از سوی حاکمان نسبت به شهروندان باشد و ممکن است از سوی رعیت بر زمامدار باشد و ممکن است ظلم شرّوندان به شهروندان یا ظلم شهروند به شهروند باشد. تحریف دیگر اینکه مفهوم "ظلم" به آزار حکومت تقلیل یافته حال آنکه ظلم ممکن است به نحو زدن باشد و یا دروغ نسبت دادن و یا غیبت کردن و.. و یکی از اقسام ظلم نیز تضییع حق دیگران است حال چه از طریق کتمان یا نادیده گرفتن حقوق آنها باشد چه از طریق دیگر.
در باب آنچه در مقام بیانش هستیم من اما گمان می کنم ظلم موحشی به دسته ای از وکیلان روا می شود. بد رفتاری با وکلا در محاکم و نادیده گرفتن منزلت شان جای خود دارد.
وکالت یک واژه عام است و با افزودن پسوندها، ممکن است نقش ها و کارکرها و وظایف نیز دیگرگون شوند. برای مثال پسوند" وکیل امور خانواده"، بیانگر خارج شدن برخی وکالت ها از شمول وظایف مورد علاقه آن وکیل است. این پسوندها برخی وظایف را بلحاظ حرفه ای و تخصصی و برخی را بلحاظ اخلاقی از حوزه کار وکیل خارج و یا داخل می نمایند. از این رو پسوند حقوق بشر برای یک وکیل(وکیل حقوق بشری) نیز انتظارات و کارکردهایی را ایجاد می کند. اگر تعریف درست و مورد توافقی از وکیل حقوق بشری وجود نداشته باشد ممکن است افعالی از سوی برخی سر زند که تصور از وکیل حقوق بشری را منفی سازد.
1- نخستین وظیفه یک وکیل حقوق بشری التزام به قوانین داخلی است. او حتی اگر نسبت به برخی قوانین انتقاد داشته باشد اما پیش فرض اخذ پروانه وکالت او پذیرش عملی( نه لزوما پذیرش نظری) قوانین بوده است. او باید به همین قوانین استناد کند. حتی اگر اعتنایی به استنادات او نشد به دلیل اینکه "قانون" میثاق مورد قبول دو طرف بوده ، مشروعیت قانونی طرفی زیر سوال می رود که به قانون بی اعتنایی کرده است. یک وکیل باید از تمام ظرفیت های قانونی موجود به نحو حداکثری به نقع حقوق موکل و متهم استفاده کند.
2- هدف مرکزی یک وکیل حقوق بشری منافع موکل است و او نباید از پرونده مطروحه به عنوان نردبانی برای کسب شهرت و اعتبار استفاده کند. از این رو "پروپاگاندا" و بهره برداری های تبلیغی تا جایی که اطمینان حاصل شود زیانی برای جریان حقوقی پرونده و حقوق موکل ندارد پذیرفتنی است.
3- یک وکیل حقوق بشری میان رفتار حقوقی خود با یک کنشگر سیاسی تمایز قائل شده و می کوشد از موضع اپوزیسیون درگیر پرونده نشود. عدم دخالت در سیاست به مفهوم نداشتن دیدگاه سیاسی نیست بلکه به معنای عدم کنشگری سیاسی در حوزه حرفه ای خود و یا دخالت ندادن نگرش سیاسی خود در کار وکالتی است. به عبارت دیگر شخصیت حقیقی و حقوقی خود را در نیامیزد.
تقابل سیاسی یافتن در هنگام دفاع ممکن است برخاسته از رفتار و عقاید سیاسی وکیل باشد و محتمل است ناشی از اصطکاک های ناگزیر باشد. از آنجا که سیاست "اولا و بالذات" جزو وکالت نیست در صورت بروز اصطکاک های ناگزیر "ثانیا و بالعرض" خواهد بود.
4- انگیزه و انگیخته: وکیل در امر وکالت در جستجوی "انگیزه ها نیست و با نیاتی که چه بسا واقعا وجود دارند و در پرونده موثر هستند کاری ندارد و با انگیخته ها سر و کار دارد یعنی با اتهامات مطرح شده و مدارک و دلایل قانونی ارائه شده سروکار دارد صرفنظر از اینکه او گمان کند انگیزه دیگری پشت طرح اتهامات باشد.
5- تفکیک سه مقوله"متهم"، "اتهام" و " حقوق متهم": وکیل از حقوق متهم دفاع می کند نه از اتهام او و نه از خود متهم و شخصیت او. به همین دلیل است که ممکن است یک وکیل حتی وکالت یک مجرم را برعهده گیرد اما برای دفاع از حقوقی است که قانون حتی برای مجرم پیش بینی کرده است.
6- یکی از مهم ترین ضوابط در کار حقوق بشری تبرعی و داوطلبانه بودن دفاع است. ممکن است کسی در یک نهاد حقوق بشری دانشگاهی(کرسی حقوق بشر و صلح دانشگاهها) یا ان.جی اُ ها کارمند و حقوق بگیر باشد . کار او کار حقوق بشری است اما او فعال حقوق بشر به مفهوم حرفه ای نیست زیرا فاقد شرط داوطلبانه بودن و انتفاعی نبودن کار حقوق بشری است. در صورت انتفاعی بودن می توان گفت که هر کس دیگری هم ممکن بود داوطلب انجام آن کار باشد زیرا همه افراد در پی منافع بوده و اساس جدال ها بر آن است و وجه فارق ارزشگذاری بر کنش افراد، کار کردن برای انسانیت بدون چشمداشت منفعتی است.
این شروط و ضوابط با وجود اینکه ممکن است از نظر برخی بدیهی به نظر آیند اما در عمل محتاج ظرافت هایی بوده و گاه رعایت آنها بسیار دشوار می شود. افزون بر این در عالم واقع با نادیده گرفتن همین امور بدیهی از سوی برخی وکلا مواجه هستیم. البته رعایت این شروط گاهی زیان هایی هم در پی دارد و عدم رعایت این ضوابط از سوی عده ای فرصت های نابرابری را ایجاد می کند و موجب می شود وکلایی که پرونده های زیادی را بدون پروپاگاندا برعهده گرفته اند به محاق روند و وکلایی که کارنامه کم بارتری دارند چنان به چشم آیند که گویی فقط آنها در این عرصه حضور دارند. برای مثال وکلای پرسابقه ای چون بهمن کشاورز،فریده غیرت ، یوسف مولایی، صالح نیکبخت، علیزاده طباطبایی، محمد علی دادخواه،محمد شریف، منیژه محمدی و میان سال هایی چون سعید خلیلی ، خالقیان، فرشید یداللهی، مهرداد قربانی، نسرین غنوی و وکلای جوان تری چون سعید دهقان و لیلا حیدری و علی مجتهدزاده، که از تلاش های آنها برای موکلان به صورت تبرعی آگاهی دارم و معدود افرادی دیگر که وکالت های تبرعی متعددی داشته اند که اطلاع آماری از آنها نیافته ام، کم و بیش کارنامه پرباری داشته اند.
این تعداد البته در میان تعداد حدود سی هزار وکیل دادگستری در کشور رقم ناچیزی است واز یکسو ارجمندی این وکلا را نشان می دهد و از سوی دیگر نشان می دهد که همین امر یکی از دلایل ضعف منزلت وکالت در ایران است زیرا در جوامع پیشرفته تعداد وکلای فعال در نهادهای مدنی و فعالیت های مدنی و داوطلبانه قابل مقایسه با ایران نیست. برای مثال انجمن وکلای کیفری در امریکا که تنها یکی از این نهادها است تعداد 90 هزار عضو دارد که حق عضویت می پردازند.
نکته درخور ملاحظه دیگر اینکه این دست از وکلا به شهادت نتیجه ای که از پرونده ها گرفته اند به دلیل عدم حساسیت آفرینی بیهوده نسبت به پرونده ها و اطلاع رسانی در حد ضرورت و بدون اغراض سیاسی و گاهی پیگیری چراغ خاموش پرونده ها به نتایج حقوقی مطلوب تری دست یافته اند و در موارد زیادی موفق به تخفیف های چشمگیر در احکام یا اخذ برائت موکل شده اند زیرا دستگاه ذیربط را به تقابل و واکنش نخوانده اند.
افزایش سهم وکالت های تبرعی در میان وکلا به نسبتی که اخلال در معیشت آنها در پی نداشته باشد یکی از راه های ارتقای منزلت وکیل در ایران است. از نظر قانونی و نیز عرف بین المللی منزلت و جایگاه وکیل در حد قاضی است و استقلال و قدرت او در دفاع از حقوق متهم راهکار تضمین عدالت است اما فقدان این منزلت در ایران نیازمند پژوهشی آسیب شناسانه است. به عبارت دیگر تنها عامل این وضعیت، حکومت و یا موی دماغ بودن وکیل و مزاحم بودنش در بسط ید قضات و کوشش آنها برای کمرنگ کردن نقش وکیل و... نیست بلکه رفتار جامعه وکلا نیز در شکل دهی به این وضعیت تعیین کننده است. برخی از وکلا به گونه ای رفتار می کنند که گویی با جان و مال و حیثیت شهروندان تجارت کرده و در مخمصه افتادن شهروندان را فرصتی برای رونق کار و دریافتی های خویش می پندارند. تصویر وکیل در چشم شهروندن باید تصویر حامی باشد نه گرگ.
فقدان نظارت فعال و موثر درون سازمانی بر جامعه وکلا موجب می شود معدودی از آنها منزلت و وجاهت اکثریت را با شائبه هایی مواجه سازند. وجود جامعه مدنی و نهادهای صنفی قدرتمند و متعدد می تواند سازوکار نظارتی درونی وخودانگیخته را فربه تر نماید. ضعف جامعه وکالت نه فقط به زیان خود وکلا که به زیان متهمان و حتی قضات و دستگاه قضا خواهد بود زیرا تصویر عدالت را دچار ضعف و کم فروغی می سازد. بنابراین همیاری حکومت و قضات و دستگاه قضایی و قانونگذاری و خود وکلا برای ارتقای منزلت وکیل به احساس امنیت و رشد سرمایه اجتماعی انجامیده و یکی از عوامل کاهش ناهنجاری ها خواهد شد. از مهم ترین کارکردهای وکلای حقوق بشری( به معنایی که در پیش آمد) بهبود سیما، جایگاه و منزلت وکیل در جامعه و در نتیجه رشد سرمایه اجتماعی است.

جدول خدمات تبرعی برخی از وکلا
Download file




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1125 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.