شنبه 13 دی 1393

پیامبر مدارا و صاعقه داعش

روزنامه مردم امروز، ش7 شنبه13دی1393 ص1 و 2 سرمقاله
پنج شنبه گذشته همایش«پیامبر مدارا» با هدف دفاع از گفتمان ضد خشونت و تبری پیامبر اسلام از جنایاتی که داعش و القاعده به نام اسلام انجام می دهند به مناسبت هفته وحدت در تهران برگزار شد. عمق هفته وحدت هنگامی به درستی فهمیده می شود که نیم نگاهی به جنگ های خونین دویست ساله صفویه و عثمانی داشته باشیم. در زمانه ای که غرب پس از شکست در جنگ های دویست ساله صلیبی از مسلمانان وارد دوره رنسانس شده و زایمان تاریخی اش را آغاز کرده بود و به گفته مورخان غربی نفوذ دانش و فنون مسلمانان به غرب در دوران نبردهای صلیبی، شالوده این دگرگونی و پیشرفت بزرگ بود، در خاورمیانه جنگ های صفویه و عثمانی آغاز شد. همزمان با برآمدن تمدن غرب افول شرق آغاز شد(مجموعه مقالات کنفرانس بین المللی فرهنگ و تمدن اسلامی،1372: 161). کشته ها، ویرانگری ها و دشمنی های ناشی از دویست سال جنگ شیعه و سنی کافی بود تا مصلحان دو نحله مذهبی راهی برای پیشگیری از تکرار این فجایع بیندیشند. یکی از واپسین تلاش های ستودنی، تقریب مذاهب بود که با همت دو مرجع بزرگ شیعه و سنی در جهان اسلام کلید خورد. شیخ شلتوت رئیس الازهر مصر و آیت الله بروجردی رئیس شیعیان در ایران.
پس از انقلاب اسلامی 1979(1357ش) نیز تفکر مسلط بر رهبران انقلاب، تداوم همان شیوه بود. آیت الله منتظری که در آن هنگام دوم شخص انقلاب شناخته می شود با توجه به اینکه میان شیعه و سنی در خصوص ولادت پیامبر اختلاف نظری بود و اهل سنت ۱۲ربيع الاول و شیعیان ۱۷ ربیع الأول را تاریخ ولادت پیامبر اسلام می دانستند، همین عامل اختلاف را به عامل اتحاد تبدیل و هفته وحدت را اعلام کرد که مورد حمایت امام خمینی نیز قرار گرفت. آیت الله منتظری دست پروده آیت الله بروجردی و تنها کسی بود که آیت الله بروجردی در درس خود رسما از وی به عنوان امید آینده حوزه تجلیل کرده بود. پس باید راه بروجردی را ادامه می داد. پس از آن هرساله کنفرانس وحدت تشکیل شد و تا زمانی که مبتکر هفته وحدت در جایگاه خود قرار داشت از وی بخاطر این تدبیر در رسانه ها و کنفرانس ها تجلیل می شد و پس از آن هفته وحدت ماند و نام مبتکرش نادیده گرفته شد اما این مسئله چندان اهمیتی نداشت زیرا آنچه اهمیت داشت تحقق هفته وحدت و اهداف آن بود.
اگر هفته وحدت کماهوحقه پیگیری شده بود و به همان معنایی که مبتکر آن می خواست دنبال می شد قطعا امروز نقشه جغرافیایی منطقه خاورمیانه و شرایط پر تنش موجود به گونه دیگری بود و بلاتردید اینهمه جنگ و خشونت و خونریزی در منطقه نبود و پدیده هایی مانند القاعده و داعش و طالبان و ... نداشتیم یا اگر داشتیم در چنین قدرتی نبودند. امروز از عراق و سوریه و لبنان و پاکستان اخبار ترور و انفجار و سربریدن و جنگ و آوارگی میان شیعه سنی روح هر انسانی را می آزارد. پرسش این است که 35سال است از زمان برقراری نظام جمهوری اسلامی شعار وحدت سر می دهیم و هرسال به درستی گفته می شود که هر کسي و هر اقدامي که موجب تحريک احساسات و اختلاف شيعه و سني شود، به دشمنان کشور و به وجود آورندگان جريان جاهل، متحجر و وابسته تکفيري کمک مي‌کند. اما چرا علیرغم این سخنان، شاهد ستیزه های فزاینده مذهبی به ویزه میان سنی و شیعه هستیم؟ چرا هرچه این وحدت خواهی ها بیشتر است ستیزه ها نیز افزون تر است؟ آیا این شعار معیوب است؟ آیا مسلمان ها معیوبند؟ آیا این سخن به گوش شان نرسیده است؟ آیا ارزش و اهمیت آنر ا درک نمی کنند؟و آیا های دیگر؟
بی گمان برخی پدیده ها صرفا ماهیت اقتصادی دارند و برخی صرفا ماهیت سیاسی دارند اما بسیاری از رخدادها مانند جنگ ایران و عثمانی و پدیده القاعده و داعش هم ریشه های طبقاتی و اقتصادی دارد و هم آبشخور معرفتی و وزن این عوامل در آفرینش همه پدیدها یکسان نیست ولی تحلیل موضوع با رویکرد معرفت شناختی و ریشه یابی فکری بدون تحلیل طبقاتی و آبشخورهای مادی و اقتصادی ناقص است و تحلیل طبقاتی و اقتصادی آن بدون فهم عقبه فکری آن ناقص و حتی اغواگر خواهد بود اما این گفتار کوتاه عمدتا ناظر به ریشه یابی عوامل غیر مادی بوده و این امر به معنای انکار یا کم اهمیت پنداشتن سایر عوامل نیست.
در تحلیل کلان موضوع می توان گفت مناسک، صورت های عینیت بخش آیین ها هستند اما مناسک گرایی آیین ها را می میراند و داعشیگری را می زاید. رابرت مرتن و سایر جامعه شناسان به تفصیل درباب مناسک گرایی سخن گفته اند و نیازی به تکرار آن نیست. مناسک گرایی بلایی است که بر سر راه مذاهب، آیین ها، قوانین و ... کمین کرده است. حتی قانون گرایی اگر تبدیل به مناسک گرایی شود یعنی خود قانون و لفظ آن اصالت و قداست یابد و فلسفه قانون نادیده گرفته شود و هنگامی که قانونی، کارکرد خودش را از دست دهد و به جای اصلاح و تغییر آن، بر دوامش اصرار شود، قانون به ضد خود تبدیل خواهد شد. هدف قانون انتظام زندگی و ساختن زندگی بهتر است اما مناسک گرایی پوسته را چسبیدن و مغز را رها کردن.
اما در تحلیل خُرد از مسئله در یک کلام می توان گفت داعش محصول خود ماست. ما هیچگاه باور نمی کنیم که حتی کنش های فردی و شخصی و محدود خود ما ممکن است سهمی در پیدایش این نوع پدیده ها داشته باشند و مجموعه این کنش های فردی به ظاهر بی اثر و نادیده است که یک پدیده جمعی را می آفریند. پس از بروز یک حادثه ما نمی دانیم در چه روزی و چه تاریخی چه کرده ایم که واکنش امروزش چنین حادثه ای بوده است و خیر یا شر آن گریبان مان را گرفته است؟ شکاف مذهبی که یکی از چند شکاف فعال و خطرساز در جامعه ماست درست است که پیشینه دراز تاریخی دارد اما در هر دوره ای برآیند کنش های انسان های همان دوره است. کسی که در گوشه ای و خانه دربسته ای مراسم عمرکشان می گیرد، آن یکی که کتابچه ای می نویسد، آن دیگری که لعنتی به خلفا می فرستد و آن مفتی یا شیخی که در مسجدی، شیعه را تکفیر می کند تک دانه های برفی به ظاهر بی اهمیتی هستند که وقتی روی هم انباشته می شوند حتی می توانند بهمن بیافرینند و امروز بهمن داعش محصول خود ما (اعم از شیعه و سنی) است. هفته وحدت برای این نبود که اختلافات را معدوم سازد برای این بود که سیلاب اختلاف را زهکشی کند تا به جای ویرانگری، منبع فایده شود. این هدف اما لوازمی داشت. 1- اینکه وقتی پرچمدار هر شعاری محبوب باشد شعارش هم جذابیت دارد و نافذ است اما اگر شعاردهنده و پرچمدارش منفور باشد هرچه این شعار را بیشتر سر می دهد ولو اینکه شعار درستی باشد اما برخلاف آن عمل می کنند چون راه شکستن او را در شکستن شعارهایش می بینند. این یک عامل روانشناختی و سیاسی است نه معرفتی
اما عامل ریشه ای تری هم وجود دارد و آن عامل معرفتی است. شعار وحدت لوازمی دارد که اگر وحدت را بخواهیم و به لوازمش متعهد نباشیم وحدتی محقق نخواهد شد. شعار راستین وحدت در بستر عمل به این لوازم معنا می دهد. آیت الله منتظری که مبتکر هفته وحدت بود دقیقا ملتفت این معنا بود. آیا می شود شعار او را اخذ اما از محتوا تهی کرد ولی نتیجه عکس نگرفت؟.
نمی شود که از یکطرف شعار وحدت شیعه و سنی بدهیم از طرف دیگر اقداماتی انجام دهیم که نفرت و دشمنی را در آنها برانگیزانیم. دو لازمه شعار وحدت عبارت است از: 1- «مروت با هم اندیشان» به مصداق «اشداء علی الکفار رحماء بینهم» که می گوید بر کفار حربی سختگیری کنید و میان خود رحمت و مروت و مدارا داشته باشید یعنی لازمه اشداء علی الکفار بودن رجماء بینهم بودن است. و 2- «مدارا با دگر اندیشان» که در سنت پیامبر مدارا عبارت از مدارا با مشرکان و کافران و ... بود.. اگر ما نتوانیم حتی شیعیان و همکیشان خویش را تحمل کنیم و به محض اینکه تفسیر و قرائتی متفاوت از ما یافتند طردشان کنیم و از دایره حضور در قدرت و تعیین سرنوشت شان برانیم دیگر تکلیف بقیه روشن است. اگر توانستیم مدارا و تساهل در بین خود داشته باشیم(رحماء بینهم باشیم) می توانیم با دیگران هم مدارا کنیم.
چنانکه آیت الله منتظری بارها توضیح داد تعبیر وحدت برای یکی کردن شیعه و سنی نبود که نه ممکن بود نه مفید بلکه مراد از آن همگرایی شیعه و سنی و مدارا در عین اختلاف بود. او راه شلتوت و بروجردی را دنبال می کرد. راه آنان چه بود؟ در حالی که قرن ها بود پاره ای از علمای اهل سنت شیعه را رافضی یا خارج از اسلام و کافر می خواندند و عالمان شیعه هم اصول فقه خود را بر تقابل با آنها نهاده بودند شیخ شلتوت مذهب شیعه را به رسمیت شناخت و در مطالعه کتاب فقهی«الاسلام عقیده و شریعه» دریافتم که او برخلاف رویه معمول فقهای اهل سنت که در هر مسئله فتاوای چهارمذهب خود را نقل و نقد می کردند شلتوت از پنج مذهب سخن می گفت و در هر موضوعی نظر مذهب شیعه را هم نقل می کرد. آیت الله منتظری نیز در مباحث فقهی به آرای آنها توجه کرد. و لازمه پایبندی به هفته وحدت دایر کردن کرسی های فقه اهل سنت در حوزه های شیعه بود که افزون بر اینکه از نظر علمی طلاب را با فقه اهل سنت آشنا می کند زمینه های همگرایی را فراهم نماید و در حوزه های سنی هم با همین سلوک راه برای آشنایی با آرا و عقاید شیعه فراهم می شد و دست کم اینکه دو طرف یقین می کردند که هیچکدام مستحق کفر و ارتداد نیستند که در نتیجه آن به این سادگی بتوانند کارد بران بر حنجره یکدیگر گذاشته و سر ببرند. بدون شک دایر کردن کرسی فقهی اهل سنت در میان برخی از سلفی های شیعه مقاومت هایی را بر می انگیخت اما پیروزی انقلاب اسلامی به معنای لزوم غلبه این مرام و روش در حوزه ها بود که می تواست راه را برای حضور مسالمت آمیز آراء و عقاید شیعیان در حوزه های اهل سنت نیز بگشاید.
تجربه اخیر دایرکردن بی سر و صدا و بی خبر مدرسه خوارج در قم تجربه گرانسنگی بود. خوارج جزو فرقه هایی بودند که در تاریخ اسلام از نظر اغلب فقهای سنی و شیعه خارج از اسلام شناخته می شدند. آنان همه جا را دارالکفر می دانستند زیرا بر این باور بودند که هر جا آنان حاکم نباشند دارالکفر است، خوارج امام علی و عثمان و معاویه و اصحاب جمل و اصحاب تحکیم (کسانی که به حکمیت رضا دهند) را تکفیر کرده و علی و عثمان را واجب القتل می دانستند و خلفا را لعن می کردند و در سال های اخیر جریان نئوخوارج که تعدیل شده خوارج سنتی است برای خلیفه سوم فقط در حد کاربرد رضی الله عنه انعطاف نشان داده اند ولی هنوز امام علی(ع) را سَبّ می کنند. در عین حال به دلیل اینکه عمان با دو و نیم میلون جمعیت تنها کشوری است که خوارج در آن تحت عنوان فرقه اباضیه که میانه رو شده خوارج است، اکثریت و قدرت دارند و این کشور دارای روابط حسنه ای با ایران بوده و در چند مورد میانجی حل اختلافاتی میان ایران و امریکا شده است برای نخستین بار در تاریخ شیعه، مدرسه خوارج(اباضیه) در قم بازگشایی شده و طی مراسمی با حضور نماینده عمان افتتاح و کتابخانه مفصلی حاوی منابع فقهی خوارج راه اندازی شده که منبع بزرگی برای آگاهی از عقاید و اندیشه های این فرقه مذهبی است اما چرا با وجود اینکه بیش از سه دهه است هفته وحدت جزو راهبردهای ایران تعریف شده و نماینده ایران در اجلاس سالانه مجمع افتای فقهای اهل سنت شرکت می کند و در ایران نهادی به نام «مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی» به وجود آمده است، چنین اقدامی در خصوص اهل سنت صورت نگرفته است. اگر این قبیل اقدامات انجام می شد و سازوکارهای همگرایی عملی و نظری( نه ادغام و یکی شدن) به کار بسته می شد فضایی برای رشد داعشیگری جنایت پیشه به وجود نمی آمد. هنوز دیر نیست و می توان با راه اندازی کرسی تدریس همه مذاهب (و حتی به قول مطهری مارکسیسم که مخالف مذهب است)، فضای گفتگوهای علمی را گشود تا گفتگو جانشین خشونت شود؟ امروز جریان داعش فقط قربانی نمی گیرد بلکه به یکی از علل دیگر عقب ماندگی دنیای اسلام و دنیای شرق تبدیل شده و حیثیت خاورمیانه و مردم و آیین هایش را بر باد می دهد و پیشرفت حقوق جهانی بشر را با دشواری های عظیم روبرو می سازد..




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 November 2017 [3]
 October 2017 [4]
 September 2017 [4]
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1153 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.