پنجشنبه 2 بهمن 1393

پاسخ به یک دروغ بزرگ و سازمان یافته از سوی فاشیست ها

مقاله ای از اکبر منتجبی روزنامه نگار برجسته و آزاده ایرانی با عنوان:
در دفاع از برادرم محمد قوچاني

برگرفته از صفحه فیس بوک نویسنده

در دفاع از برادرم محمد قوچاني
اکبر منتجبی
در چند روز گذشته تندروهايي كه چشم مي بندند و دهان مي گشايند ، و در هرزه نويسي شهره آفاق هستند حملاتي را به برادرم محمد قوچاني آغاز كرده اند. حملات سخت و تند و غيرمنصفانه و البته كينه ورزانه اي. در ميان دوستان جاهلي نيز كاسه داغتر از آش شده و درفشاني مي كنند و بر مظلوميت برادرم محمد قوچاني مي افزايند تا صداي رساي او را مردمان امروز نشنوند.
بر اين باورم آنچه درباره مردم امروز رخ داد مطمئنا يك عمل سياسي بود. یک انتقام شخصی از او که بهترین و موثرترین روزنامه نگار ایران است.
خبر جرج كلوني و انچه او گفته بود را در ابتدا خبرگزاري مهر و فارس و شبکه خبر صداوسیما و ... منتشر و اغلب سايت ها و روزنامه ها نيز از اين سو و آن سو آن خبر را بازنشر كردند.
چرا هيچ كس به آن موارد اشاره اي نكرد؟ اگر عده ای معتقدند که به محمد پیامبر آسمانی ما توهيني صورت گرفته، ديگر چه فرقي دارد كه اين توهين در صفحه اول باشد يا دوم يا آخر؟ يا در اين سايت باشد و در آن خبرگزاري؟
اگر توهين به پيامبر مجازات دارد چرا بايد گزينشي برخورد كرد و فلان خبرگزاري و بهمان سايت را در حاشيه امنيت قرار داد ولي روزنامه اي را به اين اتهام ذبح كرد؟
اگر داعیه دفاع از پیامبر گرامی را داریم و اینقدر متعصب هستیم، چرا آنگاه که خبرگزاری اصولگرای فارس در وهن پیامبران و ائمه شعری سراسر توهین را منتشر کرد و ماهها بر سایت آن خود نمایی می کرد کسی واکنشی نشان نداد؟
پس آنچه اتفاق افتاد نشان مي دهد فرايندي را خبرگزاري فارس و جهان نيوز و... آغاز كردند يك رفتار سياسي براي تعطيلي مردم امروز بود و نه هیچ نشریه دیگری.
طبق مصوبه شورای عالی امنیت ملی توهین به رهبران جهان مستوجب توقیف است. رسانه ای توهین می کند و رسانه های دیگر حمایت و تذکرات مکرر هیات نظارت بر مطبوعات را به سخره می گیرند و باکی از آنچه هیات می گوید ندارد.
واقعا جای همه چیز عوض شده است.
خب البته حسادت درجاتي دارد. گروهي با بودجه هاي كلان اين نهاد و آن يكي نهاد نمي توانند كاري را عرضه کنند. حسادت واقعا درجاتی دارد. نمی توانند خلاقیت یک روزنامه نگار را ببینند پس تلاش می کنند گوری برای روزنامه او بکنند. نمي توانند همراهي مردم را با خود داشته باشند و به همين سبب عصباني مي شوند و افرادی پیدا می شوند و شريعت را زير پا مي گذارند و هرزه نويسي را آغاز می کنند.
حيرتا و عجبا . در دوره اي كه عده اي فرق تابلوي نوفل نوشاتو و فرانسه را نمي دانند از تاريخ انقلاب بي خبر هستند و سوار بر موج می شوند ، طبیعی است که مخالف انتشار مردم امروز باشند. اصلا ناراحتی آنها با مردمان امروز است. با کسانی است که دل به خواسته آنها نمی دهند. در این وادی البته محمد قوچانی مظلوم است. قوچانی همه مظلومند.
مظلوم است چون نسبت توقیف 8 نشریه را به او می دهند که گویی او منتشر می کند تا ببیندد. آنها می خواهند بار اتهامات مرتضوی ها را کم کنند. یادشان رفته قاضی مرتضوی که امروز اتهامات ریز و درشت اقتصادی او زبانزد همه شده، چه بر سر مطبوعات می آورد. یادشان رفته که مجله همشهری ماه تعطیل شد زیرا هییت نظارت بر مطبوعات در ان وقت فرمود که چون این ضمیمه روزنامه همشهری مجوز نشر جداگانه ندارد باید متوقف شود
آقایان یادشان رفته و دچار فراموشی مفرط هستند که در سه سال سردبیری او در روزنامه شرق، یک بار به خاطر نامه نمایندگان مجلس و یک بار به خاطر یک کاریکاتور که شایبه توهین به محمود احمدی نژاد شد توقیف شد. و البته او در دو توقیف بعدی ان روزنامه نقشی نداشت....
آقایان یادشان رفته و دچار فراموشی مفرط هستندکه او پس از توقیف اولیه روزنامه هم میهن (که در ان نقشی نداشت)به مدت دو ماه سردبیر هم میهن بود و بعد سعید مرتضوی ان را به علت مقاله ای از علی مطهری و عکسی از یک بازیگر سینما و مقاله ای از حسن یوسفی اشکوری توقیف کرد و با وجود صدور قرار منع تعقیب در دادسرای هشت سال است نه حکمی اجرا میشود،نه محکمه ای برگزار می شود ،نه تجدید نظری اعلام میشود و...
آقایان یادشان رفته و دچار فراموشی مفرط هستندکه هفته نامه شهروند امروز پس از دوسال انتشار ، توقیف شد اما در دادگاه رفع توقیف شد و بعدا دوباره در دورانی که او سردبیر ان نبود،توقیف شد و برادرم قوچانی در توقیف مجدد ان نقشی نداشت...
آقایان یادشان رفته و دچار فراموشی مفرط هستند وقتی روزنامه اعتماد ملی توقیف شد، او در زندان بود و در توقیف ان نقشی نداشت...
یادشان رفته وقتی محمد علی رامین هفته نامه ایران دخت را به علت رای هییت نظارت بر مطبوعات به بهانه ی سلب شرایط مدیر مسولی خانم فاطمه کروبی لغو کرد ،
قوچانی هیچ نقشی در آن نداشت.
آقایان یادشان رفته و دچار فراموشی مفرط هستند که آن همه سر و صدا راه انداختند برای تویقف کردن آسمان و دادگاه مطبوعات، روزنامه اسمان را بعد از هشت ماه توقیف تنها به دومیلیون جریمه نقدی محکوم کرد. و اکنون که در استانه انتشار است او در ان نقشی ندارد ...
البته جامعه ما از این طوفان اتهامات می گذرد. چنانکه در گذشته نیز گذشت. چنان که سعید نفیسی ادیب بزرگ فرمود جامعه ما مانند نیزار است. هرگاه طوفان می آید، سر خم می کند و تا بادهای خانه برانداز برگذرد.
اکنون ما نیز سرخم می کنیم تا طوفان بگذرد. توفات اتهامات بی اساس. زمستان درگذر است. بهار می آید و روی سیاه را خواهیم که برچهره چه کسی نشسته است.
www.cgie.org.ir
akbar.montajabi@gmail.com

بازنشرشده در سحام نیوز
http://sahamnews.org/1393/11/273962/




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 November 2017 [3]
 October 2017 [4]
 September 2017 [4]
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1153 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.