سه شنبه 9 آذر 1395

موانع مذاکرات حقوق بشری ایران و غرب

در گفت‌وگوی همدلی با عمادالدین باقی مطرح شد
موانع مذاکرات حقوق بشری ایران و غرب
روزنامه همدلی شماره 457 سه شنبه9آذر 1395 ص1و2
http://hamdelidaily.ir/index.php?year=1395&month=09&day=09&category=1&
http://hamdelidaily.ir/index.php?newsid=22792

همدلی| کیاوش حافظی: سه سال از دولت روحانی گذشته است اما هنوز منشور حقوق شهروندی به عنوان یکی از وعده‌های رئیس جمهور محقق نشده‌است. برخی در همان ابتدا می‌گفتند نیازی به منشور حقوق شهروندی نیست، فقط کافی است بر اجرای دقیق و صحیح قوانین نظارت شود. اما سوال اینجاست منشور حقوق شهروندی که هنوز محقق نشده است، به انتخابات آینده و کاندیداتوری دوباره روحانی ارتباط دارد؟ در نمایشگاه مطبوعات که ماه گذشته برگزار شد فرصت شد تا در باره این مسائل با عمادالدین باقی، روزنامه‌نگار و پژوهشگر حقوق بشری به گفت و گو بنشینیم. او معتقد است زمان انتشار این منشور مهم نیست و کیفیت را ارجح می‌داند. باقی همچنین در بخش دیگری از این گپ‌وگفت،گفت‌و‌گوهای حقوق بشری ایران و غرب را تحلیل می‌کند. او معتقد است این گفت‌وگوها به جایی نمی‌رسند. در ادامه متن این گفت و گو را می خوانید:


+ یکی از وعده های آقای روحانی منشور حقوق شهروندی بود که بنا به گفته ایشان قرار است به زودی یا بهتر بگوییم در آخرین سال دولت ایشان منتشر شود. به نظر شما این تاخیر در انتشار حقوق شهروندی به خاطر استفاده انتخاباتی ایشان صورت گرفته؟
من نمی دانم علت این تاخیر چه بوده اما اطلاع دارم که بخشی از این تاخیر به خاطر بررسی گروه های کارشناسی بوده که قرار بوده بر روی آن اظهار نظر کنند. ظاهرا به آقای روحانی هم ارائه شده و ایشان آن را برگردانده اند. یعنی استنباط ایشان این بوده که منشور نیازمند کار بیشتر بوده است. اتفاقا من معتقدم در منشور حقوق شهروندی نباید شتابی صورت بگیرد. حضرت علی (ع) در نهج البلاغه می فرمایند کلام تا زمانی که در دهان شماست اسیر شماست، اما هنگامی که از دهان شما خارج شد شما اسیر آن هستید. بالاخره وقتی این منشور منتشر شود به اسم آقای روحانی و دولت ایشان ثبت خواهد شد. بنابراین به اعتقاد من نباید ایشان شتاب کنند و بیشتر باید به پختگی آن بپردازند تا سرعت انتشار آن.

+ یعنی شما معتقدید این تاخیر در خدمت دولت خواهد بود؟
به نظر من اگر این منشور پخته تر و بدون نقص آماده شود بهتر از این است که زودتر بیرون بیاید.

+ به نظرتان با تکمیل شدن منشور حقوق شهروندی چه ضمانت اجرایی برای آن وجود دارد؟ در همان اوایلی که آقای روحانی این بحث را مطرح کردند انتقاد می شد که اگر قانون اساسی اجرا شود ما بی نیاز از منشور حقوق شهروندی هستیم. به نظرتان کلیت حاکمیت با این منشور همراه می شوند؟
مشکل حقوق شهروندی و حقوق بشر در ایران «دولت» نیست. در این باره باید اجماع حاکمیتی به وجود بیاید. بسیاری از این موارد و مصادیق نقض حقوق بشر که چالش بین المللی ایجاد کرده اصلا به دولت ربطی ندارد بلکه به قوه قضاییه برمی گردد. البته یک بخش از آن به دولت مربوط می شود مثلا وزارتخانه های مختلفی هستند که وظایف شان بطور مستقیم با مردم و حقوق شهروندی در ارتباط است. اتفاقا در خیلی از وزارتخانه ها حقوق شهروندی نقض می شوند. اما حقوق بشر و حقوق شهروندی به عنوان یک مساله کلان نیازمند عزمی حاکمیتی است. فقط مساله دولت نیست. بسیاری از مسائل چالش برانگیز خارج از حوزه قوه مجریه است.

+ ما چند وقتی هم هست که شاهد گفت و گوهای حقوق بشری ایران و غرب هستیم. شما این گفت و گوها را چطور می بینید؟
من معتقدم نفس گفت و گو بسیار خوب است. اما واقعیت این است که یک سری تناقضات جدی وجود دارد. این تناقض ها در داخل حاکمیت، سیاست های کلان و در سیاست های خرد است. به نظر من تا زمانی که این تناقض ها یا پیش فرضهای نادرست حل نشوند این گفت و گوها حاصلی ندارد. مثلا فرض کنید بعضی از مسئولان کلیدی که مسئولیت هایشان مرتبط با حقوق بشر است می گویند ما با غرب گفت و گو می کنیم تا حقوق بشر اسلامی را به آنها تفهیم کنیم. یعنی خاستگاه ما برای گفت وگو آن طور که ادعا می کنند این است که ما می خواهیم به دنیا حقوق بشر خودمان را یاد بدهیم. در حالی که اولا گفت وگوهای حقوق بشری یک بحث های تئوریک و تئولوژیک نیست که شما بخواهید در آنجا به طرف مذاکره، حقوق بشر اسلامی یاد بدهید. در کشورهایی که با ایران مشکل دارند، از دو قرن پیش بحث های تئوریک به نحوگسترده و سیستماتیک مطرح بوده و کم و بیش به بلوغ رسیده و این مرحله را پشت سر گذاشته اند که ماحصل آن ساختارهای حقوقی مثل اعلامیه جهانی حقوق بشر و اسناد بعدی است که در دهه های پسین در سازمان ملل به تصویب رسیده اند. بنابراین غربی ها اصلا در مقام بحث های تئوریک نیستند. گفت و گوی آنها با ایران بر سر یک سری مصادیق و موارد عینی حقوق بشری است. اینکه مسئولان کشور این حرفها را می زنند خود نشان می دهد که ما در یک عالم و غربی ها در یک عالم دیگری هستیم لذا این نوع گفت و گوها با مشکل مواجه خواهند شد. به این ترتیب بخشی از این عدم موفقیت به یک سری تناقضات و پیش فرض های نادرست برمی گردد. جنبه دیگر هم جنبه اجرایی مساله است. بالاخره در این گفت و گوها دولت طرف گفت و گوست. اما کسانی که باید کمک کنند تا موارد مربوط به حقوق بشر تعدیل شود، قوای دیگری هستند که آنها باید متعهد باشند و دولت خیلی نفوذی درباره تصمیمات آنها ندارد. البته مسئولان دیپلماتیک عادتا می گویند که مثلا قوه قضاییه در ایران مستقل است در واقع آنها به زبان دیپلماتیک دارند می گویند این بحث ها به ما ربطی ندارد. طبیعی هم هست هیچکس نمی تواند مسئولیت کارهای دیگری را برعهده بگیرد. وقتی ما به کنه این حرف دیپلمات ها می رویم، از بعد آسیب شناسی حرف مهمی است. چطور می شود دولتی که کشور را نمایندگی می کند و با رای مستقیم مردم بر سر کار آمده در این حوزه اختیار نداشته باشد؟ به همین جهت می خواهم بگویم گفت و گوهای حقوق بشری مسائل و مشکلاتی دارند که باید پیشاپیش حل می شدند. اما در مجموع معتقدم نفس تن دادن به این گفت و گو خوب است. نکته دیگری هم که وجود دارد آن است که ما به حکومت پهلوی ایرادات زیادی داشتیم و داریم. با این حال این حکومت هیچ وقت نمی گفت که مثلا حقوق بشر را قبول ندارد و یا حقوق بشر یک پدیده غربی و توطئه است. چالش پهلوی تنها در مصادیق بود نه درتئوری ومصداق. آن حکومت، حقوق بشر را به عنوان یک پارادایم جهانی پذیرفته بود. در نتیجه وقتی که اعتراض های جهانی به وجود می آمد سعی می کرد که در رفتارش تعدیل کند. اما هنوز در جمهوری اسلامی پذیرش این پارادایم با تناقض و گاه امتناع روبه روست. بخشی آن را قبول دارند و بخشی آن را برنمی تابند. لذا این گونه است که مواضع دوگانه در این باره گرفته می شود. به همین خاطر من معتقدم این مسائل باید حل شود و به مطبوعات و محافل علمی اجازه داده شود که در این باره بحث های جدی مطرح کنند تا به یک جمع بندی برسیم. تا زمانی که حکومت به یک جمع بندی در این رابطه نرسد گفت و گوهای حقوق بشری خیلی آخر و عاقبتی ندارد.

+ آیا مسئولیت حل این تناقضات بر عهده قوه قضاییه است؟
این تناقضات باید در سیاست های کلان کشور حل شود. قوای سه گانه و همه بخش های مختلف کشور باید به عزم واحدی در این زمینه برسند. لازمه این مساله آن است که اول بپذیرند این تناقضات وجود دارد و سپس آنها را به برنامه پژوهشی تبدیل کنند تا تکلیف آن مشخص شود. من فعلا در این شرایط چنین عزمی نمی بینم.

+ فرمودید نفس این مذاکرات خیلی خوب است. به نظرتان همین گفت و گوها می تواند متاثر از اتفاقی مثل برجام باشد که دولت توانست با غرب به توافق برسد؟
تن دادن به این گفت و گوها مساله جدیدی نیست. ایران از دوره قاجار و از زمان امیرکبیر به بعد دائم با این چالش ها رو به رو بوده است. در زمان امیرکبیر دولت انگلیس بیانیه صادر کرد و موارد نقض حقوق بشر، اعدام ها و مجازات های خشن قاجاری را محکوم می کرد که امیرکبیر و وزارت خارجه نیز به آن جواب می دادند. می خواهم بگویم این بحث ها همیشه وجود داشته است. اینکه بعضی ها تا موضع حقوق بشری گرفته می شود آن را توطئه علیه جمهوری اسلامی عنوان می کنند نشان می دهد این افراد هم تاریخ نمی دانند و هم دانش لازم در این مباحث را ندارند. همیشه هم این پیشروی ها و پسروی ها در صد سال گذشته وجود داشته، گاهی حکومت ها تسلیم می شدند و در رفتار خود تعدیل می کردند و گاهی مقاومت می کردند. اما به نظر من برجام در باز شدن مجدد باب گفت و گو موثر بوده است. چون در یک دوره باب این گفت و گوها بسته شد و برجام به خصوص با توجه به اینکه به مسائل حقوق بشری بی ارتباط نبود، بعضی تحریم های اعمال شده علیه ایران فقط به خاطر برنامه هسته ای نبود بلکه بخشی از آنها به حقوق بشر برمی گشت لذا طبیعتا حکومت باید این مساله را هم حل می کرد. یعنی حکومت باید عقلانیت می ورزید که اجازه ندهد تجربه برنامه هسته ای درباره حقوق بشر هم تکرار شود. اگر در مورد برنامه هسته ای گفت و گوها بعد از آقای خاتمی ادامه پیدا می کرد این همه هزینه و خسارت تحریم به وجود نمی آمد. فکر می کنم حکومت به این نتیجه رسیده است که ما نگذاریم این تجربه اشتباه دوباره تکرار شود. لذا باب گفت و گو بعد از برجام دوباره باز شد.

+ اگر فرض کنیم که در ایران اصلا تناقضی نسبت به پارادایم حقوق بشری وجود ندارد و همه یک حرف واحد می زنند و آن حقوق بشر اسلامی است، مختصات این حقوق بشر اسلامی کدام است؟
تمرکز اصلی من بیش از یک دهه است که بر مباحث حقوق بشری است. در این مدت سعی کرده ام مبحث حقوق بشر را از حیث تاریخی و همچنین پشتوانه های فکری و کلامی در منابع اصلی انگلیسی، فارسی و عربی دنبال کنم و به این جمع بندی رسیده ام که ما بیشتر از یک حقوق بشر نداریم. اولین ویژگی حقوق بشر هم این است که خصلت جغرافیایی، نژادی، قومی و مذهبی ندارد. اگر کسی با موارد حقوق بشری آشنا باشد می داند که حقوق بشر نمی تواند وصف غربی بگیرد. خانم میشله اشی رئیس دپارتمان حقوقی در یک دانشگاه آمریکایی کتابی درباره هزار سال حقوق بشر دارد که اصلا نشان می دهد حقوق بشر چه پیشینه ای دارد و رگ و ریشه های این ایده در دنیای شرق و غرب کجاست. اسم کتاب او نیز « تاریخ حقوق بشر از عهد باستان تا دوران جهانی شدن» است. اساسا تفکیک حقوق بشر اسلامی و حقوق بشر غربی یعنی لاحقوق بشر، یعنی نفی حقوق بشر. این تقسیم بندی ها هیچ مبنای علمی ندارند و هیچ مدعی ای در این زمینه به لحاظ علمی قادر به اثبات این ادعا نیست. به نظر من این ادعاها تنها شعار است و برای من محرز است که کسانی که چنین ادعاهایی می کنند دانش کافی در این رابطه ندارند.

+ چقدر به حل شدن تناقضات امیدوارید؟
ببینید متاسفانه ما سالهاست که همچنان مسیر آزمون و خطا را طی می کنیم. این درحالی است که مبنای سیاست ها و مدیریت ها در دنیای امروز «پژوهش» است. با پژوهش و پیش بینی علمی می شود جلوی خیلی از ضرر و زیان های ناشی از آزمون و خطا را گرفت. اما کشور ما هنوز اسیر روش منسوخ آزمون و خطاست. مثلا آقای شاهرودی در دوره دوم ریاست شان بر قوه قضاییه به این نتیجه رسیدند که سیاست حبس زدایی را پیش ببریم و برای همین مطالعات و برنامه ریزی هایی صورت گرفت. در قوه قضاییه به این نتیجه رسیدند که بیش از سه هزار عنوان کیفری داریم که مجازات حبس می آورد و آن را به 800 مورد رساندند. روش هایی هم برای کاهش جمعیت کیفری زندان پیش بینی شد. اما بعد از اینکه آقای شاهرودی از قوه قضاییه رفتند سیاست های دوره آقای شاهرودی کنار گذاشته شد. اخیرا آقای آملی لاریجانی بخشنامه ای دادند که بخشنامه ای مهم بود و متاسفانه مورد توجه مطبوعات قرار نگرفت. این بخش نامه به همان راهبردهایی که در دوران آقای شاهرودی تعیین شده بود برگشته است. بعد از آقای شاهرودی قاطعیت و شدت مجازات ها برای جلوگیری از تکرار جرم در دستور قرار گرفت که در نتیجه باعث جلوگیری از برخی مرخصی ها، صدور احکامی سنگین و جلوگیری از آزادی های مشروط شد. نتیجه هم این شد که جمعیت کیفری زندان به حدی انفجاری رسید که نظام را به این نتیجه رسانده که این مساله در حال تبدیل شدن به یک بحران است. البته این فقط درباره زندان نیست چرا که این قبیل مسائل سرریز اجتماعی دارند. وقتی جمعیت کیفری زندان مثلا از 200 هزار نفر به 400 هزار نفر می رسد ضمن آنکه برای خانواده ها عوارض دارد، خودش جرم زاست. می خواهم بگویم بعد از هزینه های بسیار دوباره به سیاست های قبل برمی گردیم. من از این جهت می توانم امیدوار باشم که با طی کردن روش های منسوخ آزمون و خطا می فهمیم این روش غلط بوده و باید اصلاح شود. اما این هزینه های زیادی دارد.





 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 April 2017 [2]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1127 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.