شنبه 27 خرداد 1396

پاسداری از حقوق مخالفان رمز ماندگاری علی(ع) است

روزنامه ایران، شماره : 6521 شنبه ۲۷ خرداد۱۳۹۶ صفحه اخر(عبارات داخل کروشه برای روزنامه حذف شدند).
http://www.iran-newspaper.com/Newspaper/Page/6521/Last/24/0
عمادالدین باقی
امروز می گویند جهان بسوی سکولاریسم می رود. گفتاری از فیل زاکرمن در صفحات مجازی دست به دست می شود که به زبان آمار از سیر نزولی گرایش به دینداری سخن می گوید اما علی به عنوان نماد یک آیین خود و آیین اش ماندگار خواهند بود حتی اگر به دروغ چهره خونین داعش و القاعده را به دروغ به عنوان نماد اسلام آزادیخواه تبلیغ کنند
اما در چنین جهانی علی کجاست؟ میراث او نشان می دهد که حکمت او وابسته به جغرافیا و به دوره خاصی نیست. او چه بسا در عصر سکولار بیشتر بدرخشد. همانطور که ارسطو، افلاطون، کانت، دکارت و صدها متفکر بزرگ دیگر یونانی یا اروپایی و از یک قوم و کشوری خاص بودند اما امروز متعلق به بشریت اند علی(ع) هم عرب نیست. گرایش های ناسیونالیستی و افراطی ضد عرب که این روزها ترکتازی می کنند جز آنکه بلحاظ امنیتی دراین منطقه حساس خاورمیانه خطرساز هستند منطقی ضد علمی را ترویج می کنند که طبق آن باید همه متفکران و شخصیت های بزرگ تاریخ را به خانه خودشان بازگرداند و جهانی عاری از انان ساخت. علی(ع) عرب بود اما امروز متعلق به بشریت است. آنچه او را درخور چنین جایگاهی می نماید اندیشه های انسانی اوست. او از حکمرانی خوب، از حقوق انسان ها و از شفقت با خلق می گوید که اصولی جهانشمول هستند و تعلق به قوم و قبیله و زمان خاصی ندارند.
رمر ماندگاری علی همه ابعاد وجودی و کمالات اوست اما به گمان من بزرگترین میراث او که علی 1400 سال پیش را در عصر حقوق بشر درخشش می دهد و رمز ماندگاری و ستایش برانگیزی نسبت به او در زمانه ما است احترام او برای مخالف و حتی دشمن خویش است [چیزی مدعیان علی هم امروز از ان بی بهره اند]. اینکه علی اجازه نمی دهد حتی در لحظه صف آرایی در جنگ با کسانی که قرار است تا دقایقی دیگر خون همدیگر را بریزند دشنام داده شود و هتاکی کنند و می گوید: بدم می آید نفرین کنید، آنها را دعا کنید و خودش نیز دعا می کند. اینکه علی اجازه می دهد در مسجد و کوچه و بازار علیه او سخن بگویند و مانع می شود کسی به آنان اسیب برساند و اینکه حتی درباره انانکه در جنگ مسلحانه با حکومت کشته شده اند اجازه نمی دهد به خانواده های شان کمترین آزاری برسد و حقوق آنها از بیت المال قطع شود نه اینکه اعضای یک خانواده را با وجود مخالفت شان با حکومت و بخاطر اینکه عضوی از انها کشته شده از طرف حکومت تحت نظر یا آزار قرار دهند. اینهاست که علی را بزرگ و ابدی کرده است.رمز ماندگاری علی(ع) این است که در سده های پیش، خودی و غیر خودی را در حکمرانی نفی می کرد با گفتن «الناس صنفان اما اخ لک فی الدین و اما نظیر لک فی الخلق» پس با انها با مهربانی رفتار کن.
عصر ما دوره پارادایم حقوق بشراست و جنگیدن با آن هیچ سودی ندارد و فرجامی جز فرجام مبارزه با خزینه و دوش و دوچرخه و رادیو و ... پیدا نخواهد کرد و مقاومت ها و مصادره ها بیهوده اند. در چنین زمانه ای علی(ع) ماندگارتر و درخشش فزون تر خواهد بود زیرا او با پارادایم حقوق بشر نه تنها همنوایی دارد که در برخی اصول، سده ها پیشتازتر است [اما برخی از مدعیان دلبستگی علی که بخاطر منافع و قدرت حقوق بشر را تخطئه می کنند از گردونه بیرون خواهند افتاد].
علی به دلیل احترامی که برای دشمن خود داشت حتی قاتل اش برای او احترام قایل بود. می گویند ضِرارُ بنُ ضَمرَه، از عاشقان علی پس از شهادت او نتوانست در کوفه بماند، از شهر بیرون و بیابانگرد شد.روزی به شام رسید؛ معاویه خبردار شد و گفت او را بیاورید. آوردند، معاویه دشمن علی به ضرار گفت: شنیدم خیلی علی را دوست داری! ضرار گفت: آری. معاویه گفت: قدری از علی برای من بگو. گفت: معاویه مرا رها کن. من نمی توانم از علی سخن بگویم. وقتی از او صحبت می کنم گریه امانم نمی دهد. معاویه او را مجبور کرد که از علی بگوید. ضراره پس از ذکر سجایای علی گفت: خدا را شاهد می گیرم که شبی از بیابانی می رفتم، دیدم از یک خرابه ای ناله ای به گوش می رسد. گوش دادم دیدم کسی با خدا مناجات می کند و می گوید: خدایا تو بزرگی و من کوچکم، تو کریمی و من بخیلم. اى دنیاى پست و زبون! آیا خودنمایى مى‏كنى تا مرا بفریبى یا خود، شیفته و دلباخته من شده‏اى؟! هرگز! برو و کس دیگرى را بفریب و غیر على را گول بزن كه من به تو احتیاجى ندارم و تو را سه طلاقه كرده‏ام. من گوش دادم ببینم او کیست تا فرمود: آه از كمى زاد و توشه و دور و درازى سفر آخرت و بیم و هراس این جاده طولانى و خطرناك و بزرگى مقصد كه دیدار حق است بعد ناله ای زد و خاموش شد. فکر کردم مُرده است. جلو آمدم دیدم او علی(ع) است. سرش را به زانو گرفتم تا به هوش آمد. وقتی ضرار به اینجا رسید، معاویه گریست وگفت: به خدا قسم علی همینطور بود. ضرار بگو ببینم در غم مرگ علی علیه السلام چه می کنی؟
گفت: صبر می کنم، صبر مادری که سر فرزندش را بر روی زانوانش بریده اند، که اشك از دیده‏اش، بند نیاید و غمش تمام نشود. ضرار این را گفت و از جا برخاست و رفت آنگاه معاویه به اطرافیانش گفت: اگر شما مرا از دست بدهید یک نفر هم در میانتان پیدا نمی شود که مرا اینگونه تعریف کند.





 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 November 2017 [3]
 October 2017 [4]
 September 2017 [4]
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1153 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.