دوشنبه 9 مرداد 1396

زیست جانکاه مطبوعات و روزنامه نگاری در ایران

گفتگویی است با نشریه دانشجویی وقایع اتفاقیه(نشریه دانشجویی ارگان انجمن اسلامی دانشجویان علوم پزشکی کرمان ) به مناسبت روز جهانی آزادی بیان و مطبوعات که در بحبوحه انتخابات اخیر ریاست جمهوری منتشر گردید اما به دلایلی از بازنشر آن خودداری شد. در این گفتگو به مسایلی مانند تاریخچه مطبوعات، تاثیر و اهمیت مطبوعات در جامعه، محدودیت های کار مطبوعاتی و قلم زدن در ایران، ارزیابی وضع کنونی مطبوعات، نارسایی ها و مشکلات قانون مطبوعات، سانسور و پیدایش سایت ها و شبکه های مجازی پرداخته شده است. فرازهایی از گفتگوبه شرح زیر است:
- برخلاف اینکه می گویند قانون بد از بی قانونی بهتر است در خصوص وضعیت مطبوعات من معتقدم بی قانونی در آن مقطع بهتر از قانون بد بعدی است. زیرا در دوره بعدی با تمسک به قانون به محدود سازی آزادی بیان مشروعیت داده شد. ما پس از سال 57تا60 دیگر هیچوقت از آن همه آزادی برخوردار نبودیم. اگر آن آزادی های پس از انقلاب از بین نمی رفت و به جای معدوم شدن، مدیریت می شد امکان رفع نواقص و بهبود و تعامل و اصلاح درطول زمان وجود داشت اما وقتی آزادی ها از بین رفت دیگر موضوعی برای اصلاح نمی ماند.
- اساسا قانونی که اجازه توقیف روزنامه و نشریه را بدهد ضدقانون است و ارزش و اعتبار قانونی ندارد زیرا با اصول پیشینی قانون در تضاد است. حفظ آزادی و امنیت از اصول پیشینی است.
- دولت دوم روحانی مهم ترین کاری که در این زمینه می تواند انجام دهد این است که با کمک مجلس معتدل فعلی قانون مطبوعات را اصلاح و تخم لق تعطیلی مطبوعات را برداشته و هیات منصفه ای واقعی را در قانون پیش بینی کنند و راه تشکیل شرکت سهامی توسط خود روزنامه نگاران برای راه اندازی روزنامه و تامین امنیت شغلی شان ر ا باز کنند. طبعا آنان بخاطر اعتبار خودشان و سرمایه گذاری شان دغدغه بیشتری در رعایت چارچوب های قانونی خواهند داشت.
- هر رسانه ای که از زدن و بستن و کشتن و نفرت پراکنی دفاع کند اصولا رسانه نیست. شبیه کلاهبرداری است که مثلا لباس پزشک یا روحانی پوشیده و با این ظاهر سازی می خواهد دیگران را فریب دهد و از امتیازات و اعتبارات این اصناف سوء استفاده کند. اولین شرط رسانه بودن یک رسانه این است که تمام معیارهای حقوق بشر را بدون استثنا پذیرفته باشد. این شرط آنقدر مهم است که می توان گفت طبق معیارهای حقوق بشر نیز تنها موردی که مهار کردن و اگر نشد، سرکوب، جایز است درباره نیروهای سرکوبگر و ضد آزادی بیان و دشمن حق حیات و طرفدار قتل و غارت است. اگر حال تصور کنید کسانی که چنین ویژگی هایی دارند رسانه منتشر کنند و توقیف آن را اقدام علیه آزادی بیان تلقی نمایند. من سوال می کنم: امروز نشریه دابق و رومیه دو نشریه داعش که عقاید آنها را بیان می کنند آیا مصداق برخورداری از آزادی بیان می شوند و اگر توقیف شوند باید متهم به سرکوب آزادی شوید؟
کانال گفتارهای باقی
https://t.me/emadbaghi

گفتگو با وقایع اتفاقیه(نشریه دانشجویی ارگان انجمن اسلامی دانشجویان علوم پزشکی کرمان ) شماره 30 ص3 به مناسبت روز جهانی آزادی بیان و مطبوعات
-در ابتدا از اینکه وقت خودتان را در اختیار نشریه دانشجویی وقایع اتفاقیه قرار داده اید سپاس گزاریم . چیزی که مشخص است شما یکی از شناخته شده ترین و فعال ترین روزنامه نگاران کشور مخصوصا در دهه هفتاد و هشتاد هستید. با توجه به تعیین روز جهانی آزادی مطبوعات در اردیبهشت ماه برآن شدیم تا به تاثیرواهمیت مطبوعات در جامعه و محدودیت های کار مطبوعاتی و قلم زدن در ایران بپردازیم درابتدا این سوال مطرح می شود به نظر شما اهداف کلی فعالیت مطبوعاتی چیست ؟ چه زمانی یک نوشته موثر واقع می شود؟
مایلم از طریق بیان تفاوت کتاب با روزنامه و مجله که همه شان مطبوعه به شمار می آیند به پاسخ این سوال برسیم. نقش آگاهی بخشی کتاب از جنس آگاهی های بنیادی و ماندگار و غیر مشروط به زمان است ولی مطبوعات وظیفه انتشار آگاهی های فوری تر را دارند اما آنچه مطبوعات را از کتاب متمایز می کند نقش نظارتی و بازرسی اعمال کارگزاران حکومت و نقد مستمر کارنامه آنها و کمک به جلوگیری از تمرکز قدرت و فساد است به همین دلیل رکن چهارم لقب گرفته است. شرط اثر گذاری یک نوشته در مطبوعات این است که چنین کارکردی داشته باشند به همین دلیل در کشورهای دیگر به میزانی که آزادی مطبوعاتی وجود دارد شمارگان آنها هم بالاتر است. در جامعه ما نیز هر زمان که آزادی مطبوعات وجود داشته تیراژ بالا گرفته و هر وقت آزادی افول کرده، مطبوعات هم از رونق و رمق افتاده اند. نمونه اش مقایسه دوره اول اصلاحات با پیش و پس از آن است.

-با نگاهی به تاریخ ایران معاصر آغازفعالیت های موثر مطبوعات در کشور را از چه زمانی می بینید؟ تحولات مطبوعات تا پیش از انقلاب چگونه بوده است؟ نحوه نظارت و برخورد ها و حدود آزادی مطبوعات در این دوران چگونه بوده است؟
جواب این پرسش نیازمند تالیف یک کتاب است. کتاب های تحقیقی متعدد و سودمندی هم درباره تاریخ مطبوعات نوشته شده و در اندازه ای محدودتر از آنها در فصل اول کتاب «بهار رکن چهارم» به تاریخ مطبوعات در ایران پرداخته ام. نخستین روزنامه به نام کاغذ اخبار در سال1253 قمری در زمان محمدشاه قاجار انتشار یافت. بعد از آن «وقایع اتفاقیه» در زمان امیر کبیر منتشر شد. روزنامه های برون مرزی فارسی زبان مانند «قانون» که با وجود شمارگان بسیار اندک، اثرگذار بودند نیز منتشر می شدند ولی در دوره مشروطه، حوالی 1907 میلادی تعداد نشریات فوران کرد و به 84 مورد رسید. مطبوعات پس از آن، فراز و نشیب های زیادی داشته اند. در دوره پهلوی به دلیل محدودیت های موجود، مطبوعات فروکش کردند اما در پی انقلاب سال57 دوباره اوج گرفت و به حدود 200 نشریه رسید. پس از سال 60 و ورود به فاز امنیتی بر اثر آغاز ترورها دوباره مطبوعات افول کردند و با وجود پایان بهانه های امنیتی هم به کنترل مطبوعات و تحمیل محدودیت ها ادامه دادند. پس از روی کار آمدن خاتمی در سال 1376 آزادی مطبوعات دوباره اوج کوتاهی گرفت. نکته مهم در تاریخ مطبوعات ایران، ناپیوستگی شدید آن است. تنها روزنامه های کیهان و اطلاعات به دلیل دولتی بودن توانسته اند 80 و 90 سال دوام بیاورند اما مطبوعات غیردولتی نتوانسته اند استمرار داشته باشند. اگر در طول تاریخ مطبوعات، دولت و سیاست عامل اصلی فراز و نشیب مطبوعات بوده اما در دهه اخیر عامل تازه ای وارد شده و آنهم رسانه های مجازی و شبکه اینترنت است. آنها گرچه خودشان از جنس مدیا یا وسایل ارتباط جمعی هستند اما با توجه به حذف صنعت چاپ و سرعت اطلاع رسانی شان موجودیت رسانه های سنتی و چاپی را در معرض تعطیلی قرار دادند اما رسانه های چاپی با بازتعریف کارکرد خود کوشیدند به حیات خود ادامه دهند. ضمنا رسانه های چاپی چون از جهت آرشیوی و سندیت تاریخی جایگاهی منحصر بفرد دارند ماندگار هستند.

وضع کنونی مطبوعات را چگونه ارزیابی می کنید؟
مطبوعات فعلی با همه فوایدی که دارند و به قدر کافی اندر محسنات اش گفته شده و می شود اما بهتر است ما بیشتر به آسیب شناسی اش بپردازیم. آسیب شناسی کلان درباره رسانه ها در همه دنیا نشان می دهد که رسانه ها همانقدر که اگاهی می بخشند جهالت تولید می کنند یا بعضی مسایل را بسیار بزرگنمایی و برخی را کوچک می کنند و در برآوردها و تحلیل ها اغواگری می نمایند. مصطفی مستور در رمان «روی ماه خداوند را ببوس» می‌گوید: «من روزنامه نمی‌خونم، به کسانی هم که اینجا میان میگم نخونند. نه فقط روزنامه، بلکه معتقدم هر چیز دیگه‌ای که بخواد اطلاعات پراکنده و دسته بندی نشده رو یکجا به مخاطبش منتقل کنه "مضره". رادیو، تلویزیون، ماهواره و... تنها کارشون اینه که باران اطلاعات پراکنده و اغلب بی‌خاصیت رو سر ما بریزند. قهوه‌ام را هم می‌زنم و به شوخی می‌گویم : "بالاخره باران خبر از خشکسالی جهل که بهتره."
می‌گوید: موافق نیستم. بارانِ خبر، دانایی انسان رو آشفته میکنه و وقتی آگاهی کسی آشفته شد خود او هم درمانده می‌شه. داناییِ پریشان از جهل بدتره»
اما در آسیب شناسی رسانه ها در داخل ایران، مطبوعات حکومتی خصوصا ستایش پیشگان آنها به شهادت تیراژشان در جامعه اثری ندارند. یکی از آنها که در 12 هزار نسخه چاپ می شود به شبکه توزیع به صورت رایگان داده شده و نه تنها از تک فروشی و توزیع، دریافتی ندارد حتی بابت توزیع، هزینه ای می پردازند و بخشی از آن را خمیر می کنند فقط برای اینکه بر اساس تیراژ چاپ از وزارت ارشاد یارانه بگیرند. بسیاری از روزنامه ها نیز به بنگاه معاملاتی و زدوبندهای سیاسی و اقتصادی تبدیل شده اند.
سرقت ادبی و مونتاژ مطالب دیگران در مطبوعات همواره وجود داشته و دارد. حتی چند سال پیش در روزنامه صدای عدالت فردی به طرز شگفت آوری بخشی از یک کتاب مرا بدون کم و کاست در چند شماره به نام خود چاپ کرد و وقتی به مدیرمسئول آن نامه نوشتم تا تصحیح کنند ترتیب اثر ندادند. امروز با پیدایش اینترنت این ربایش ها وسیع تر شده است. در خود اینترنت هم به عنوان یک رسانه، دزدی های بی شماری مشاهده می شود. دهها بار دیده ام یک مقاله را افراد زیادی به نام خود گذاشته اند و شما نمی دانید صاحب اصلی اش کیست! امکان اصلاح هم آسان نیست زیرا اغلب نویسندگان نمی توانند هر روز در اینترنت جستجو کنند تا سارق یابی کنند و بعد هم نامه بنویسند و پیگیری کنند.

3-پس از سال 57 اولین بار مجلس دوم در سال 64 قانون مطبوعات ایران را به عنوان یکی از چالش برانگیزترین قوانین کشور تصویب کرد. در این قانون به مواردی از جمله رسالت حقوق وحدود مطبوعات پرداخته است . در فاصله سال 57 تا 64 وضعیت نظارت و کنترل مطبوعات کشور وحوزه فعالیت مطبوعات چگونه بود؟
در دوره بی قانونی و هرج و مرج پس از انقلاب تعداد دویست نشریه منتشر می شد که اغلب وابسته به گروه های مختلف سیاسی بودند و در پیشانی شان دشنام و حمله به یکدیگر و تندکردن فضای سیاسی حک شده بود. محصول آن نیز خشونت های خرداد1360 به بعد شد اما برخلاف اینکه می گویند قانون بد از بی قانونی بهتر است در خصوص وضعیت مطبوعات من معتقدم بی قانونی در آن مقطع بهتر از قانون بد بعدی است. زیرا در دوره بعدی با تمسک به قانون به محدود سازی آزادی بیان مشروعیت داده شد. ما پس از سال 57تا60 دیگر هیچوقت از آن همه آزادی برخوردار نبودیم. اگر آن آزادی های پس از انقلاب از بین نمی رفت و به جای معدوم شدن، مدیریت می شد امکان رفع نواقص و بهبود و تعامل و اصلاح درطول زمان وجود داشت اما وقتی آزادی ها از بین رفت دیگر موضوعی برای اصلاح نمی ماند.
طبق قانون اساسی نمی توان به بهانه استقلال آزادی را سلب کرد. در اصل‏ نهم آمده است: «در جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ آزادی‏ و استقلال‏ و وحدت‏ و تمامیت‏ اراضی‏ کشور از یکدیگر تفکیک‏ ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه‏ دولت‏ و آحاد ملت‏ است‏. هیچ‏ فرد یا گروه‏ یا مقامی‏ حق‏ ندارد به‏ نام‏ استفاده‏ از آزادی‏، به‏ استقلال‏
سیاسی‏، فرهنگی‏، اقتصادی‏، نظامی‏ و تمامیت‏ ارضی‏ ایران‏ کمترین‏ خدشه‏ ای‏ وارد کند و هیچ‏ مقامی‏ حق‏ ندارد به‏ نام‏ حفظ استقلال‏ و تمامیت‏ ارضی‏ کشور آزادی های‏ مشروع‏ را، هر چند با وضع قوانین‏ و مقررات‏، سلب‏ کند». با اینحال قانون مصوب سال 1364 با همه نواقص اش گامی بود برای مدیریت قانونی آزادی مطبوعات و باید این قانون پس از یک دوره طولانی اجرا که اشکالاتش شناسایی شده بود اصلاح می شد و ارتقا می یافت اما آنچه ضربه اساسی تری را به آزادی مطبوعات وارد کرد نه قانون 1364 بلکه قانونی بود که در آخرین روز مجلس راستگرای پنجم تصویب و محدودیت را از قانون سال 64 هم بیشتر کردند و بعد هم اجازه بازنگری به آن را به مجلس ششم ندادند.

4- پس از تصویب این قانون و محدودیت های اعمال شده بیشتر و چه بسا سلیقه ای تر شد . و شاهد توقیف بسیاری از مطبوعات و دستگیری و بازداشت تعدادی از مدیر مسئولان یا ممنوع الکاری آنها بودیم تا اینکه به توقیفات گسترده ی سال 79 رسیدیم چیزی که میتوان آن را مهندسی مطبوعات نامید.
اساسا قانونی که اجازه توقیف روزنامه و نشریه بدهد ضدقانون است و ارزش و اعتبار قانونی ندارد زیرا با اصول پیشینی قانون در تضاد است. حفظ آزادی و امنیت از اصول پیشینی است. قبلا نوشته ام که توقیف روزنامه و نشریه مانند این است که کارخانه ای را بخاطر خطا یا جرم یک کارگر یا مدیر آن، تعطیل و وزارت خانه ای را بخاطر جرم یک کارمند یا مسئول آن منحل کنند. این قانون به حکومت، دست برتر می دهد و قدرت دستکاری در اطلاع رسانی و دخالت در «حق دانستن مردم» می بخشد و رکن چهارم را متزلزل و بی خاصیت و دچار احساس عدم امنیت می کند و بستری می شود برای رانت خواری و اینکه افرادی مجوز بگیرند و اجاره بدهند و روزنامه نگاران را به برده بدل کنند چون از ترس توقیف و برباد رفتن سرمایه گذاری فقط کسانی می توانند این کار را انجام دهند که قدرت پولی دارند. در حال حاضر اگر خطر بستن روزنامه نبود خود روزنامه نگاران باهم سرمایه گذاری کرده و روزنامه منتشر می کردند و ارزش افزوده ای که ایجاد می شد متعلق به خودشان بود اما در حال حاضر درآمد آگهی ها و سوبسیدها و تک فروشی و... همه به جیب صاحب امتیاز و سرمایه گذار می رود و طبق محاسبات من درآمد آنها دست کم صد برابر روزنامه نگارانی است که تولیدکننده و صاحب اصلی هستند. تئوری مارکس در اقتصاد و بحث استثمار و تصاحب کامل ارزش افزوده توسط صاحبان سرمایه و امتیاز، تنها جایی که دقیقا منطبق است حوزه روزنامه نگاری در ایران است.
دولت دوم روحانی مهم ترین کاری که در این زمینه می تواند انجام دهد این است که با کمک مجلس معتدل فعلی فانون مطبوعات را اصلاح و تخم لق تعطیلی مطبوعات را برداشته و هیات منصفه ای واقعی را در قانون پیش بینی کنند و راه تشکیل شرکت سهامی توسط خود روزنامه نگاران برای راه اندازی روزنامه و تامین امنیت شغلی شان ر ا باز کنند. طبعا آنان بخاطر اعتبار خودشان و سرمایه گذاری شان دغدغه بیشتری در رعایت چارچوب های قانونی خواهند داشت.

5- کمی جلوتر می آیم در سال 88 که برخورد های گسترده ای با افراد و مطبوعات سطح کشور به اتهاماتی همچون تشویش اذهان عمومی وسیاه نمایی و تبلیغ علیه نظام صورت گرفت. این که هرگاه تفاوت دیدگاه و اختلاف نظرات در کشور بالا می گیرد مظلوم ترین قشر روزنامه نگار و نویسنده واقع می شود نشان از چیست؟ چه می شود که ایران به عنوان یکی از سرکوبگرترین حکومت ها در آزادی مطبوعات قلمداد می شود؟ ریشه آن چیست و چگونه باید آن را حل کرد؟
از صدر مشروطه این مشکل وجود داشت. به دو دلیل یکی اینکه آزادی مطبوعات را یک امتیار تلقی کرده اند، امتیازی که حکومت به شهروندان می دهد دوم اینکه آن را با حکم فقهی کتب ضلال تطبیق داده اند. در مجلس اول مشروطه هنگام تدوین قانون اساسی همین بحث ها جریان داشت. در مجلس خبرگان قانون اساسی پس از انقلاب 57 و پس از آن هم این بحث ها وجود داشته است که گزارش مختصری از آن را در کتاب بهار رکن چهارم ارائه داده ام. درباره چالش های پس از انقلاب نیز درهمان جا و در کتاب حقوق مخالفان گزارشی آمده است و در این مجال کوتاه نمی توان به آنها پرداخت.
اولا خود حکم فقهی کتاب ضلال باید حلاجی شود به ویژه در دنیای امروز و با وجود صنعت چاپ، حکم به ما لایطاق است. دوم اینکه حتی در همان فقه سنتی هم کتب ضلال به معنای جلوگیری از نوشتن یا انتشار یا مطالعه آرای دگر اندیشان نیست. سوم اینکه اساسا جنس مطبوعات با کتاب فرق می کند و موضوعاً از بحث کتب ضلال خارج است. مطبوعات یک پدیده مدرن برای کنترل قدرت افسار گسیخته و فساد اعم از فساد سیاسی یا اقتصادی است به همین دلیل داخل موضوع دیگری می شود که منجر به وجوب آزادی و استقلال مطبوعات می گردد نه نهی آنها. مادامی که با این نگاه در قانون فعلی تجدید نظر نشود ایران همچنان در صدر ناقضان آزادی مطبوعات خواهد ماند.
حالا به آن مسئله بیفزایید خطری را که مطبوعات مستقل و آزاد برای منافع صاحبان قدرت دارد. تا زمانی که این اصل پذیرفته نشود که آزادی بیان هیچ خط قرمزی ندارد جز افترا و توهین اعم از توهین به اشخاص و به مقدسات که باید توهین و ملاک های آن هم در قانون روشن شود به نحوی که اصل آزادی بیان را مخدوش نکند، بازار اتهاماتی مانند تشویش اذهان عمومی و سیاه نمایی و تبلیغ علیه نظام همچنان گرم و پر رونق خواهد بود.

با این حال می شود گفت الان با وجود تعداد فراوان سایت ها و مطبوعات در ایران ما جزو کشورهای آزاد هستیم؟
وضع ما پیچیده تر و مشکل تر از این است که می گویید. ما امروز با پدیده دیگری مواجه هستیم که نشان می دهد تعداد رسانه های ضد آزادی بیشتر از رسانه های طرفدار آزادی است و برخی افراد و نهادها دفاع از آزادی مطبوعات را به معنای دفاع از آنها تلقی می کنند طوری که اگر آنها توقیف شوند می شود مصداق نقض آزادی بیان. اما پرسش این است که آیا به صرف این که وسیله ای، هیات و ظاهر رسانه را داشت می توان آن را رسانه تلقی کرد؟ ممکن است بگویید این منطق شبیه منطق کسانی است که روزنامه ها را به جرم وابستگی توقیف می کنند. بنابراین ابتدا باید ما تکلیف خود را با آنها روشن کنیم. باید شاخص های رسانه و مطبوعات را تعریف کنیم. به نظر من هر رسانه ای که از زدن و بستن و کشتن و نفرت پراکنی دفاع کند اصولا رسانه نیست. شبیه کلاهبرداری است که مثلا لباس پزشک یا روحانی پوشیده و با این ظاهر سازی می خواهد دیگران را فریب دهد و از امتیازات و اعتبارات این اصناف سوء استفاده کند. اولین شرط رسانه بودن یک رسانه این است که تمام معیارهای حقوق بشر را بدون استثنا پذیرفته باشد. این شرط آنقدر مهم است که می توان گفت طبق معیارهای حقوق بشر نیز تنها موردی که مهار کردن و اگر نشد، سرکوب، جایز است درباره نیروهای سرکوبگر و ضد آزادی بیان و دشمن حق حیات و طرفدار قتل و غارت است. اگر حال تصور کنید کسانی که چنین ویژگی هایی دارند رسانه منتشر کنند و توقیف آن را اقدام علیه آزادی بیان تلقی نمایند. من سوال می کنم: امروز نشریه دابق و رومیه دو نشریه داعش که عقاید آنها را بیان می کنند آیا مصداق برخورداری از آزادی بیان می شوند و اگر توقیف شوند باید متهم به سرکوب آزادی شوید؟

6-به هر حال در کشور شاهد یک سانسور وسیع نوشتاری هستیم چه فضای مجازی چه مطبوعات و چه کتاب .این انسداد سیاسی که انباشت تضاد ها را در پی دارد در نهایت به چه می انجامد؟
سخنی از امام علی(ع) وجوددارد که بدون ذکر گوینده اش برای افراد مختلف خوانده ام و پرسیده ام از کیست؟ یکی می گفت از جان لاک، دیگری گفت: از ولتر و یا روسو و بعضی هم گمان کرده اند از متفکران آزادی در میهن خودمان است. بنابراین اگر یکی از اندیشمندان غربی در 1400 سال پیش این حرف را زده بود سندی می شد بر یک تمدن و فرهنگ ریشه دار مدنی و آزادیخواهی. جمله این است: «مدیریت بی‌کفایت و ظالمانه موجب مهاجرت نخبگان و قیام مسلحانه مردم می‌شود». این عین عبارت امام علی است در در نامه‌ای به‌یکی از استانداران خود: «اِستَعمِلِ العَدلَ و َاحذَرِ العَسفَ وَالحَيفَ فَاِنَّ العَسفَ يَعودُ بِالجَلاءِ وَالحَيفَ يَدعوا اِلَى السَّيفِ.»( نهج‌البلاغه، حکمت، قصار۴۷۶). «عدالت را اجرا كن و از زورگويى(بیراهه‌روی) و ستمگرى بپرهيز؛ زيرا زورگويى‌ (و مدیریت فاقد کفایت) مردم را به‌ترك وطن وا می‌دارد و ستمگری، مردم را به‌قيام مسلّحانه می‌کشاند.
بنابراین انسداد سیاسی که انباشت تضاد ها را در پی دارد به گفته امام علی قطعا به مهاجرت و در نتیجه فقر فرهنگی و علمی و اقتصادی و نیروی انسانی و نهایتا به فروپاشی می انجامد.

7-به گفته خود شما در دنیا دوران حکومت رسانه هاست .این افکار عمومی هستند که به مطبوعات جهت می دهند و مطبوعات حکومت ها را شکل می دهند اما انگار در ایران برعکس آن شاهد یک سیکل معیوب هستیم مطبوعات از حکومت خط می گیرند و سعی بر شکل دهی افکار عمومی دارند. و این باعث بی اعتمادی مردم به رسانه های داخلی شده است.
چون در ایران مطبوعات از قدرت کافی برخوردار نیستند. مطبوعات به جایگاه رکن چهارم دست نیافته اند. مطبوعات مقهور اراده حاکمیت هستند و به سادگی می توان نشریات را توقیف و برای همیشه تعطیل کرد. دلیل دیگرش اینکه چون نهادها و فعالان مستقل حوزه عمومی قادر به تاسیس و راه اندازی مطبوعات نیستند بسیاری از رسانه های موجود مستقیم و غیر مستقیم وابسته به حکومت یا نهادها و اشخاص ذینفوذ هستند و مطبوعات مستقل کم شمار و ضعیف اند و به عنوان مطبوعاتی که خودشان برخاسته از حوزه عمومی اند قادر به جریان سازی و شکل دهی مستمر افکار عمومی نیستند.
کانال گفتارهای باقی
https://t.me/emadbaghi

یادآوری:
در این گفتگو از تکرار برخی از مباحث که در نوشته های دیگر نگارنده به تفصیل بیان شده بود پرهیز شده است. کتاب «بهار رکن چهارم» درباره تاریخ و توسعه مطبوعات و کشاکش های مطبوعات در دوره اصلاحات که در سال 1381 از سوی انتشارات سرایی روانه بازار شده، یکی از آنهاست. پس از انتشار آن کتاب نیز گفتارهای متعددی درباره مسایل مطبوعات منتشر شده اند که به برخی از آنها با لینک های زیر می توان دسترسی پیدا کرد:
پاشنه آشیل آزادی بیان(به مناسبت پاسداشت روزجهانی آزادی بیان). سرمقاله روزنامه اعتماد ملی13/2/1388
http://www.emadbaghi.com/archives/001041.php
و بحث فنای اصلح در مطبوعات را در اینجا
http://news.gooya.com/politics/archives/2008/04/070146print.php
و اینجا
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/-c30b7d80cb.html
و بحث فنای اصلح و نیز مسئله استمرار مطبوعات در اینجا
http://www.emadbaghi.com/archives/2007/05/000883print.php




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 November 2017 [3]
 October 2017 [4]
 September 2017 [4]
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1153 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.