سه شنبه 30 آبان 1396

پادزهر زلزله

عمادالدین باقی
هفته نامه سازندگی ش14 دوشنبه29آبان1396 ص32 (برای نشریه یاد شده برخی کلمات بخاطر مصلحت حذف شدند)
در دهه های اخیر صدها زلزله کوچک و بزرگ در ایران روی داده اند که چند مورد آن ویرانگرتر بوده و جزو زلزله های بزرگ برشمرده می شوند. در دوره همه دولت ها در چهل سال اخیر نیز زلزله ای رخ داده است. گویی قرار بوده همه آزمایش شوند تا سرانجام معلوم شود کدامیک از دولت ها تدبیری اساسی می اندیشند.
بزرگی / تلفات انسانی / نام رسمی زلزله / سال وقوع و دوره

۷٫۳ / اعلام شده تا روز سوم دست کم 450 نفر/ زمین‌لرزه ۱۳۹۶ کرمانشاه/ دولت دوم حسن روحانی
21 آبان96

۶٫۴ و ۶٫۳ / ۳۰۶ نفر/ زمین‌لرزه‌های اهر و ورزقان/ دولت دوم محمود احمدی نژاد/ 21 مرداد1391

۶٫۱ /۷۰ نفر/ زمین‌لرزه بروجرد / دولت دوم سیدمحمد خاتمی
11 فروردین 1385


۶٫۴ / حداقل ۶۰۲ / زمین‌لرزه زرند/ دولت اول سیدمحمد خاتمی/ 4اسفند1383

۶٫۶ / دست کم ۳۰٫۰۰۰ / زمین‌لرزه بم/ دولت اول سیدمحمد خاتمی/ 5دی 1382

۶٫۵ / ۲۶۲نفر/ زمین‌لرزه بوئین‌زهرا /دولت اول سیدمحمد خاتمی/ 1تیر 1381

۷٫۳ / ۱۵۶۷ نفر/ زمین‌لرزه قائن/ دولت دوم هاشمی رفسنجانی/ 20 اردیبهشت1376

۷٫۴ / حداقل ۴۰۰۰۰ / زمین‌لرزه رودبار و منجیل/ دولت اول هاشمی رفسنجانی/ 31 خرداد1369

۷٫۸ / ۱۵۰۰۰نفر/ زمین‌لرزه طبس/دز بحبوجه دولت شریف امامی در اواخر حکومت پهلوی شهریور1357

مروری بر رسانه ها نشان می دهد پس از هر زلزله و سانحه ای مانند سیلاب و آتش سوزی پلاسکو و... سیل تسلیت گویی از سوی مسئولان کشوری تا مردم روان می شود. عزای عمومی اعلام می گردد. برخی انتقاد می کنند که چرا چنین و چنان است. درباره اینکه سازه ها مشکل دارند و باید از تکرار آن جلوگیری شود و درباره سوء مدیریت ها و دهها مسئله دیگر بحث راه می افتد اما با کمال شگفتی هربار این داستان تکرار می شود و حالتی کمیک- تراژیک به خود گرفته است. گویی اساسا همه این حوادث روی داده بودند تا چند صباحی سوژه رسانه ها و مسئولان و شعر سرودن و مقاله نوشتن و خودنمایی ها و غیره گردد. انسان یاد روایتی از پیامبر در جریان جنگ احد می افتد که می گوید «مؤمن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود»(لا یلدغ-يلسع- المومن، من جُحْرٍ مرتين). از امام صادق نیز نقل شده است که: انسان عاقل از يك سوراخ مار دو بار گزيده نمي‌شود. این در واقع ضرب المثلی است شبیه آنچه که در زبان فارسی گفته می شود «آزموده را آزمودن خطاست». انسانی که دوبار از یک سوراخ گزیده شود دچار کاستی عقل و ایمان است. خردمندی و مؤمن بودن او هم زیر سوال است زیرا اگر مؤمن یا عاقل باشد نباید دوبار گزیده شود.
اینهمه تلفات و ضایعات انسانی و اقتصادی ناشی از تکرار حوادث را چه کسانی باید پاسخگو باشند. این که هنر نیست و مدیریت به شمار نمی آید که وقتی فاجعه رخ داد اعلام همدردی کنیم و فراخوان جمع آوری کمک های مردمی بدهیم و این کار را هر بار تکرار کنیم. این کار نیازی به هیچ نبوغ و سرمایه ای ندارد آنچه نیاز داریم پیشگیری است. اگر در ژاپن و کره چنین حادثه ای رخ می داد مسئولان کشور خودکشی می کردند چون خود را مسئول آن می دانند. تاکنون بارها در اخبار شنیده ایم که این کشورها وزیری بخاطر خراب شدن یک پل یا سازه ای خودکشی کرده یا استعفا داده است.
اما چرا این حوادث در ایران تکرار می شوند؟ چون پاسخ دادن به آن دشوار و نامیسور است. اخیرا در پاسخ به نشستی با عنوان:« اصلی ترین مساله جامعه ایران چیست؟» پس از ذکر مسایل گوناگون رسیدم به منطقه های ممنوعه! یک نمونه دیگرش همین است که حتی درباره اینکه چه کنیم تا از یک سوراخ دوبار گزیده نشویم نمی توانیم نظر خود را شفاف بازگو کنیم و باید سخنی بگوییم که قابل چاپ باشد و نشریه را با مشکل مواجه نکند یا باید آنقدر سخن را آنقدر بپیچانیم که مطمئن شویم خطری برای نشریه پیش نمی آید و یا در نهایت ناگزیر شویم در شبکه های اجتماعی منتشر کنیم که اگر هزینه ای داشت خودمان متحمل شویم و به دیگران آسیبی نرسانیم. اما اکنون از دست اندرکاران امور درخواست دارم باور کنند در سخن ما هیچ قصدی جز مسئله شناسی و راهکاریابی وجود ندارد. در این حد به رسمیت بشناسند سخن گفتن مان را تا ناگزیر نشویم به رسانه های خارج از کنترل کوچ کنیم و با بردباری شان ذهنیت و مدعای ما را باطل کنند و نشان دهند فضا برای سخن گفتن بدون اهانت و افترا باز است.
من به تصور اینکه امکان چاپ پیدا نمی کنم پیش از این یادداشت در صفحه تلگرام و اینستاگرام خود ضمن تسلیت به هموطنان غرب کشور( که این روزها حجم تسلیت ها بیش از حمایت عملی است چون تسلیت دادن هزینه ای ندارد و جنبه نمایشی اش بیشتر است) نوشتم:
وقتی زلزله کرمانشاه(یکشنبه21آبان96) آمد، آن شب در تهران هم خیلی ها خواب خوشی نداشتند و نگران بودند. یاد ژاپن افتادم که یکی از زلزله خیزترین نقاط جهان است و اگر تعداد و شدت زلزله هایی که آنجا رخ می دهد در ایران می امد اینجا را با خاک یکسان می کرد اما چرا نه تلفات چندانی می دهند نه مردم نگران زلزله اند؟ (البته زلزله همراه با سونامی توهوكو در سال 2011 یک استثناست و اگر برای برخی کشورهای دیگر رخ داده بود از جغرافیا محو می شد). چرا در آن کشورها مردم با خوف زلزله نمی خوابند؟
زیرا حکومت همت اش را وقف سازندگی و رفاه مردم خویش کرد. حتی وقتی که امریکایی ها به ناکازاکی و هیروشیما حمله اتمی کردند و ژاپن را در ازای تعهد تامین امنیت آن، از داشتن ارتش ممنوع ساختند، ژاپنی ها تمام بودجه ای که قرار بود صرف جنگ افزار شود، صرف تولید و صنعت کردند به گونه ای که به یک قطب جهان صنعت و تکنولوژی پیشرفته بدل شدند و تویوتا در درون آمریکا غول جنرال موتورز را شکست داد. در ژاپن هم شهرهای فوق پیشرفته با سازه های ضد زلزله(به جای مسکن بی مهری) و رفاه ملی را برای مردم شان به ارمغان آوردند. پیشگیری بسیار کم هزینه تر است و نیازی به اینهمه فراخوان برای کمک نمی افتد و نفوس محترمی از میان نمی روند و صحنه های دلخراش مرگ کودکان مشاهده نمی شوند و....
نمونه دیگر، تجربه ویتنام است. کشوری که 16 سال با آمریکا جنگید(تا 1975 یعنی چهارسال پیش از انقلاب ایران) و نزدیک یک میلیون و دویست هزار کشته از جنگجویان داد(غیر از 59000هزار کشته امریکایی و 220هزار کشته ویتنام جنوبی و نیز کشته های غیر نظامی دیگر) و حجم بمب هایی که بر سر ویتنام ریخته شد بیش از دو برابر بمب هایی بود که توسط امریکا و انگلیس در جهانی دوم استفاده شد و این کشور با خاک یکسان گردید اما بلافاصله پس از جنگ راه توسعه را در پیش گرفت و با همه جهان از جمله دشمنان دیروز خود تعامل با حفظ عزت و حکمت و مصلحت پیشه کرد و هیچ سفارتخانه ای را تعطیل نکرد و امروز در همین فاصله زمانی انقلاب چهل ساله ما شهرهایی در قواره پیشرفته ترین کشورهای جهان دارد و رشد اقتصادی آن به 8ونیم درصد رسیده و از چین پیشی گرفته است و هیچکس هم در دنیا این کشور را مزدور و دست نشانده و نوکر غرب و امپریالیسم نمی داند بلکه جزو کشورهای مستقل و غیر متعهد به شمار می آید.
پادزهر زلزله، توسعه است. توسعه نیاز به پول و سرمایه و جذب سرمایه نیاز به عقلانیت و مدارا دارد. ما نیاز به سرمایه و نیز نگاه به درون داریم. ما باید ضرب المثل« چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است» را درست درک و پیاده کنیم. نیاز داریم که بهبود معاش و امنیت و زندگی همین امروز مردم را اصل بدانیم. نیاز داریم که درد محرومان را با پوست و گوشت خود لمس کنیم و اگر خودمان سیریم این را معیار قرار ندهیم. کشوری که ثروتش در فساد و جدال نابود شود فرصتی برای سازندگی و ساخت و سازهای سریع و ایمن به دست نمی آورد.
اینستاگرام
emadeddinbaghi
کانال گفتارهای باقی
https://t.me/emadbaghi




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 December 2017 [1]
 November 2017 [5]
 October 2017 [4]
 September 2017 [4]
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1156 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.