چهارشنبه 6 دی 1396

بودجه فقیر

عمادالدین باقی
روزنامه سازندگی پیش شماره2 شنبه2دی1396
لایحه بودجه1397 لایحه بودجه رفع فقرنام گرفته و به دیده برخی از کارشناسان نیز چنین است اما چه از نظر ریالی و چه از نظر رهیافتی بطور کلی لوایح بودجه ما از سال های گذشته تاکنون خیلی فقیر بوده و هستند. کل بودجه عمومی سال1397 در کشوری 80 میلیونی برابر است با ۴۲۴ هزار میلیارد تومان است که با فرض دلار3500 تومان می شود در حدود 121میلیارد دلار یعنی نیمی از اقتصاد اپل و البته نیمی از همین مبلغ هم محقق نمی شود. پیشتر نوشته بودم:«کل اقتصاد ایران در اندازه اقتصاد یکی از صدها شرکت اقتصادی در دنیا است. اقتصاد ایران از اقتصاد شرکت سامسونگ هم کوچکتر است. گردش مالی 5 غول فناوری در سال 2015 حدود 2/2 تریلیون دلار بوده است. شرکت اپل با 120 هزار کارمند در سراسر جهان در سال 2015 در مجموع 233 میلیارد دلار درآمد و 39/53 میلیارد دلار سود کسب کرد. گوگل با بیش از 60 هزار کارمند حدود 80 میلیارد دلار ، مایکروسافت با 120 هزار کارمند 93 میلیارد دلار و شرکت آمازون صاحب بزرگترین فروشگاه اینترنتی جهان با 222 هزار کارمند امسال موفق به کسب درآمد 89 میلیارد دلاری شده اند. شرکت کره ای سامسونگ 177 میلیارد دلار درآمد و 16.5 میلیارد دلار سود داشته ولی کل بودجه عمومی سال 1395 معادل ۲۶۷هزار میلیارد تومان یعنی در حدود 85 میلیارد دلار است.(فسادی هولناک تر از قتل های زنجیرهای: هفته نامه صدا، دوره جدید، شماره98شنبه28شهریور1395) این بودجه نشانه فقر ملی است. نشانه سوء مدیریت است که کشوری «با دارا بودن حدود ۶۸نوع ماده معدنی غیرنفتی، ۳۷بیلیون تن ذخایر کشف شده و ۵۷بیلیون تن ذخایر بالقوه»(ویکی پدیا) و 700 میلیارد دلار ذخیره معدنی»(عصر ایران) جزو15یا 20 كشور ثروتمند جهان از لحاظ معدن است، دارای چنین وضعیتی باشد اما این تنها فقر بودجه نیست. بودجه از اینها هم فقیرتر است.
فقر شعاع و آثار دور و نزدیک دارد. آدم های فقیر به هر سو می نگرند آثار فقر را در همه شئون زندگی شان می بینند. این فقط حکایت فقر اقتصادی نیست. فقر فرهنگی نیز در رفتار و کردار، در رانندگی، معاشرت با دیگران، نحوه تربیت فرزند، رفتار با همسر و در همه چیز حتی در رؤیاهای خواب و بیداری انسان، آثار خودش را نشان می دهد. این مقدمه را گفتم برای اینکه برخی به شوخی یا جدی می گویند چرا اینطور به حقوق بشر بند کرده اید و از هرچیز حرف می زنیم پای آن را هم به میانه باز می کنید و به روضه خوانی تشبیه می کنند که به هر مناسبتی روضه ای می خواند. اگر به گستره این معنا آگاهی داشتند و بنیان های معرفتی اش را می شناختند درمی یافتند که وقتی سخن ازفقر حقوق بشر و ادبیات حقوق بشر می گوییم یعنی فقدان چیزی که آثارش در همه جا هست. در مطالعه تاریخی، در مطالعه و فهم مذهبی، در اجتهاد، در سیاست، در قانونگذاری و.... اصلا حقوق بشر یعنی زندگی. هرجا شادی بود حتما به این دلیل است که حقوق بشر وضعیت بهتری دارد و اگر افسردگی بود نشانه فقدان ان است.
فمیسنیت ها می گویند تاریخ ما تاریخ مذکر و همه چیز بر مدار نگاه مردانه بوده است ولی اگر به تاریخ، جامعه، سیاست، فرهنگ و همه امور از چشم زنان هم نگریسته شود با جهانی متفاوت روبرو می شویم، جهانی که در آن دیدگاه انسان کامل تر و واقعی تر می شود. به همین قیاس واقعا اگر ما از دریچه حقوق بشر به همه مسایل و موضوعات بنگریم همه چیز رنگ دیگری به خود می گیرد. نه تنها در تاریخ قانونگذاری و بودجه نویسی مان جای بینش حقوق بشری خالی بوده بلکه در زمانه ای که حقوق بشر به پارادایم جهانی بدل شده نیز انگار هنوز هیچ نسیمی از آن به این سو نوزیده است. از قضا این روزها که بحث بودجه داغ بود، دیده بانی دقیقی داشتم. هزاران یادداشت و سخن موافق و مخالف گفته شد اما ندیدم یک نفر بگوید اگر در بودجه بندی این نگاه هم وجود داشت چه اتفاقی می افتاد. در شبکه های اجتماعی مقایسه زیر وسیعا دست به دست می شد:« اعداد به میلیارد تومان: مرکز خدمات حوزه‌های علمیه: ۶۰۰/ شورای عالی حوزه‌های علمیه: ۴۴۰/ جامعه المصطفی العالمیه: ۳۰۳/ شورای سیاست‌گذاری حوزه‌های علمیه خواهران: ۲۵۸/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی: ۲۱۰/ سازمان تبلیغات اسلامی: ۱۶۹/ نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه: ۱۲۹/ نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه:۹۴/ شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی: حدود ۴۸/ مجمع جهانی اهل بیت: حدود ۴۸/ شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه:۴۲/ مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی:۳۷/ موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی( مصباح یزدی): ۲۸/ ستاد اقامه نماز: ۱۹/ پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی: حدود ۱۴ و چندین نهاد غیر دولتی دیگر مانند بنیاد سعدی ، دائره المعارف و فرهنگستان مربوط به آقای حداد عادل (۱۲۳ میلیاردریال) و راهیان نور و غیره.

بودجه فصل «دين و مذهب» 209ميليارد تومان است يعني: تقريبا 2برابر بودجه مسكن، 3برابر بودجه كاهش آلودگي هوا، 9برابر بودجه تحقيق و توسعه امور محيط‌زيست، 13برابر بودجه مديريت پسماند، 23برابر بودجه تحقيق و توسعه امور رفاه اجتماعي». اقلام بالا را مقایسه کنید با بودجه ای که برای مثال برای پژوهشگاه زلزله شناسی و مهندسی زلزله در نظر گرفته شده (۱۰۸میلیاردریال) و یا بودجه سازمان مدیریت بحران که فقط ۲۸ میلیاردریال و بودجه سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور که ۱۱میلیارد می‌باشد و بودجه سازمان تبلیغات اسلامی و ضمائم آن از بودجه سازمان اورژانس کشور جلو می زند، و "جامعه المصطفی العالمیه" بیشتر از مجموع سه وزارت خانه سهم می برد: وزارت کار و رفاه اجتماعی ۱۶۲میلیارد +وزارت راه و شهرسازی ۸۱ میلیارد +وزارت سازمان غذا و دارو ۲۶ میلیارد».
این ارقام در شبکه های اجتماعی مورد بحث قرار گرفته و بعضا اعداد گرد شده اند. فارغ از میزان دقت شان، این ارقام دو نکته را نشان می دهند. یکی اینکه برای چه اشخاص و نهادهایی ردیف بودجه گذاشته اند ولی حتی یک مورد برای نهادی، کتابی، و تلاشی در زمینه صلح و حقوق بشر و حقوق شهروندی یک ریال هم منظور نشده است. بودجه اختصاص یافته به حوزه دین و نهادهای دینی، چند برابر سازمان ها و نهادهای خدماتی، عمرانی و آموزشی دیگر است در حالی که برای خود انسان به ماهو انسان که باید موضوع اصلی بودجه باشد و اساسا دین برای خدمت به انسان و اعتلای زندگی اوست جایگاه شایسته ای دیده نمی شود. اگر حقوق بشر در بودجه نویسی محوریت داشته باشد ساختار آن دگرگون می شود. در تمام نقدهایی که به این ردیف های بودجه صورت گرفته، هیچکس متعرض این نکته شده است که چرا چنین بودجه هایی به نهادهای حقوق بشری، نوعدوستانه و صلح دوستانه، انجمن های مبارزه با بیماری ها، انجمن های دفاع از حقوق کودکان، تقویت نهادهای مدنی، انجمن های حامی حقوق زندانیان و قربانیان خشونت، انجمن های حمایت از شفافیت و مبارزه با فساد، انجمن های سلامت بهداشت روان، انجمن های ترویج دانش حقوقی شهروندان، نهادهای مقابله با نقض حقوق بشر در ایران و در جهان، تأمین اوقات فراغت و شادی و نظایر اینها، تعلق نگرفته است. پیشتردر گفتاری نمونه های دیگری از عملیاتی کردن دیدگاه حقوق بشری و شهروند مدار را در بودجه نویسی بیان کرده ام(شرق، یکشنبه24خرداد1394 ش2323 ص1و10و روزنامه آرمان، سه شنبه18 شهریور1389 ص 1 و 6) و اگر این دیدگاه بر بودجه نویسی حاکم بود چه می شد؟ این فقری است بینشی، رویکردی و فراگیرتر در بودجه و در میان موافقان و مخالفان، که آثار خود را در همه شئون برجای می گذارد. نکته دوم اینکه نه تنها بودجه نویسان بلکه منتقدان آن و نیز نظردهندگان در شبکه های اجتماعی، همانند بودجه نویسان هیچ گوشه چشمی به غیبت حقوق بشر در بودجه نداشتند.
نه رئیس جمهور نه نمایندگان و نه اعضای دولت و نه حتی مطبوعات و رسانه و منتقدان بودجه، انسی با آن ندارند و جایی برای آن باز نمی کنند. در سوی دیگر اصولگرایانی قرار دارند که نه تنها انسی با مقوله حقوق بشر ندارند که دشمنی هم دارند.
کانال گفتارهای باقی
https://t.me/emadbaghi
اینستاگرام emadeddinbaghi




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 October 2018 [3]
 September 2018 [6]
 August 2018 [8]
 July 2018 [6]
 June 2018 [8]
 May 2018 [5]
 April 2018 [6]
 March 2018 [8]
 February 2018 [10]
 January 2018 [8]
 December 2017 [7]
 November 2017 [5]
 October 2017 [4]
 September 2017 [4]
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [3]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1230 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.