جمعه 30 آذر 1397

مرگ در زندان و ده پرسش

* واقعا چه فرقی است بین اینکه خاشقچی به سفارت کشورش برود و مرده برگردد با زندانیِ ولو گناهکار، که سالم به زندان می رود و مرده برگردد؟
* ادعای عضویت مرحوم صیادی در گروه تندر برای توجیه مرگ او، وحشتناک تر از اصل خبر مرگ صیادی در زندان است
* زندانی در حکم امانت است... طبق آیین نامه سازمان زندان ها نیز مسئولیت زندانی از بدو ورود با سازمان زندان ها است
* چرا نمایندگان مجلس طرح تحقیق و تفحص از زندان ها و درباره مرگ در زندان ر ا کلید نمی زنند؟
مقاله زیر در سایت جماران منتشر شده است:

مرگ در زندان و ده پرسش
عمادالدین باقی
سالهاست درباره زیادتی مرگ در زندان هشدار می دهیم و گوش شنوایی نیست.یکی از چندین هشدار، گفتاری بود در دهسال پیش، با عنوان «حق حیات یا امنیت جانی زندانی» (روزنامه اعتمادملی25خرداد88).در آن گفتار استدلال شده بود که زندانی امانت است و مسئولیت آن با حکومت است. واقعا چه فرقی است بین اینکه خاشقچی به سفارت کشورش برود و مرده برگردد، با زندانیِ ولو گناهکار، که سالم به زندان می رود و مرده برگردد؟. در فرازی از مقاله «حق حیات یا امنیت جانی زندانی» در دهسال پیش، آمده بود:
«خون هايی به ناحق ريخته شده و ديگر نمی توان آنها را بازگرداند...در سه سال اخير نام چند زندانی که در زندان ها جان باختند در فضای رسانه های غير دولتی و مجازی بر سر زبان ها افتاد.برخی مشهورتر بودند و انعکاس بيشتری يافت و برخی ناشناخته تر بودند و کمتر بازتاب يافت به ترتيب ولی الله فيض مهدوی وعبدالرضا رجبی در زندان رجايی شهر کرج، ابراهيم لطف اللهی دانشجو در سنندج، زهرا کاظمی خبرنگار عکاس در اوين، اکبر محمدی در اوين،زهرا بنی يعقوب دانشجوی پزشکی در همدان، حشمت امير ساران در رجايی شهر، اميدرضا مير صيافی در اوين». اما این نام ها آخرین نبودند و پس از آنهم ادامه داشتند.
مرگ زندانیان عادی غالبا گزارش نمی شود بجز موارد خاصی چون بابک قربانی کشتی گیر عضو تیم ملی کشتی ایران در زندان کرمانشاه. اما چند مورد از زندانیان امنیتی یا سیاسی که در چند سال اخیر افشاء شده و هزینه های سنگینی تحمیل کرده، عبارتند از:
هدی صابر- زهرا کاظمی- روح الامینی- امیر جوادی فر- محمد کامرانی- رامین قهرمانی- احمد نجاتی کارگر- دکتر رامین پوراندرجانی(پزشک بازداشتگاه کهریزک)- ستار بهشتی - محسن دکمه چی- ناصر خانی زاده- محمدمهدی زالیه- افشین اصانلو- سینا قنبری(در قرنطینه اوین)- وحید حیدری در اراک، دکتر سید امامی و به تازگی هم وحید صیادی نصیری در زندان قم.
دو روز پیش مجلس ختم مرحوم صیادی بود. در واکنش به انتشار خبر درگذشت وی بر اثر اعتصاب، یک مقام آگاه به ایسنا اعلام کرد: صیادی عضو گروهک تروریستی تندر(انجمن پادشاهی) بوده و به جرم توهین به مقدسات به 5سال حبس محکوم شده بود.
این واکنش، وحشتناک تر از اصل خبر مرگ صیادی در زندان است زیرا به گونه ای القاء می کند که گویی اگر کسی مرتکب جرم شده بود مرگ او در زندان یا براثر اعتصاب، اهمیتی ندارد. این تلقی بجز آنکه از لحاظ انسانی، خطرناک است به نوعی اعلام بی اعتباری همه قوانین رسمی کشور است زیرا مباحث مربوط به آیین دادرسی در قانون اساسی و قانون آیین دادرسی کیفری و قانون حقوق شهروندی و غیره، درباره بیگناهان و اولباء الله نیست، درباره گناهکاران و مجرمان است. حقوق مجرمان انقدر در اسناد حقوق بشری و قوانین در دنیا و در ادیان و فقه اسلامی، بدیهی است که حتی رهبر فقید انقلاب اسلامی می گوید مجرمی که محکوم به اعدام است اگر در راه اجرای حکم کسی به او اهانت کرد باید اجرای حکم متوقف شود و اهانت کننده قصاص شود(تعبیر قصاص از ایشان است) حال چگونه می توان با ادعای عضویت یک زندانی در یک گروه ضدحکومتی، مرگ وی در دوره محکومیت را بی اهمیت جلوه داد؟
اینها نمونه هایی از زندانیان سیاسی یا امنیتی یا عادی بوده اند که با فرض مجرم بودن( در حالی که برخی شان مانند دکتر سیدامامی فقط متهم بوده اند) اما جان خود را در زندان از دست داده اند. افزون بر آنها عده زیادی در زندان به دلیل اهمال های پزشکی سلامت خود را از دست داده اند که علیرضا رجایی نمونه ای از انهاست. درباره انهایی که افشا نشده اند نیز از نظر انسانی و مسئولیت اخروی باید جوابگو بود.شخصیت شناخته شده و موجهی مانند احمد قابل نیز به دلیل تأخیر زیاد در اعزام به درمان، سرطان مغزی اش غیر قابل کنترل و موجب مرگ وی در بیرون از زندان شد.
در اینکه خودکشی یا مرگ بر اثر بیماری در زندان های دنیا امری طبیعی است تردیدی نیست اما پرسش های ما درباره مرگ های غیرطبیعی و اتفاقات قابل اجتناب و ناشی از بی مبالاتی است و بدتر از آن بی جواب گذاشتن سوالات و اقناع نکردن مجلس و افکار عمومی و مصون ماندن مقصرین، که خودش از عوامل اصلی تکرار این مصائب است.
مطابق شریعت اسلامی زندانی در حکم امانت است. آیت الله منتظری در کتاب «دراسات فی ولایت الفقیه» به نقل از شیخ طوسی، فقیه بزرگ شیعه در المبسوط و کتاب المنهاج نووی و احکام السجون ابواسحاق شیرازی از فقیهان شافعی، از لزوم وارسی حال زندانیان توسط قاضی سخن گفته اند و نیز از اینکه چون زندان یک کیفر و عذاب است نباید کسی که جرم او ثابت نشده در زندان باشد (مبانی فقهی حکومت اسلامی، ج4 ص127-125) و براساس دلایل روایی و فقهی می گویند اگر زندانبان در تأمین امنیت جایگاه زندانی یا هوا و خوراک و دیگر نیازمندی های ضروری زندگی او کوتاهی کند و زندانی در اثر این کوتاهی بمیرد ظاهر این است که او ضامن است و باید قصاص شود و در صورت عمدی نبودن این کوتاهی باید دیه بپردازد( ص135-130)
طبق آیین نامه سازمان زندان ها نیز مسئولیت زندانی از بدو ورود با سازمان زندان ها است به نحوی که طبق ماده ۱۱۳ آئین نامه اجرائی سازمان زندان ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور «محكوم به محض احساس كسالت جريان را به مسئول امور نگهباني زندان اطلاع داده و با اخذ معرفي‌نامه به بهداري مؤسسه يا زندان اعزام و دارو و دستورهاي لازم پزشكي را دريافت مي‌دارد».
اما متاسفانه تاکنون گزارشات فراوانی از بدرفتاری در زندان به ویژه در دوره بازجویی منتشر شده اند. این گزارشات منتشر شده غیر از موارد زیادی است که یا دسترسی برای انتشار ندارند یا از اعلام عمومی واهمه می کنند و یا آنچه رخ می دهد را طبیعی می دانند و از مخالفت آنها با قانون اگاه نیستند. پرسش هایی که مطرح اند این است که:
1- چرا به شکایات وکیل و خانواده قربانیان رسیدگی نمی شود؟ و اگر رسیدگی شده چرا نتیجه آن اعلام نگردیده و اگر رسیدگی شده چرا بدون حضور مدعیان بوده است؟ تحقیق ما از تعدادی از مدعیان بدرفتاری ها نشان می دهد تاکنون در هیچ مرجعی به شکایت آنها رسیدگی نشده است.
2- آمار مرگ در زندان ها در ایران نسبت به سایر کشورها بالا است اما غالبا پوشیده نگه داشته می شود. ایا همین امر از دلایل تکرار این اتفاقات نیست؟
3- قوه قضاییه بجز پرونده کهریزک و زهرا کاظمی که نحوه رسیدگی به آنها به شدت به اعتماد عمومی ضربه زده است درباره سایر مصادیق یاد شده چه کرده است؟
4- در پی تحقیق و تفحص مجلس ششم درباره بازداشتگاه ها، ریاست وقت قوه دستور تعطیلی بازداشتگاه های خارج از نظارت سازمان زندان ها و نیز سلول های انفرادی را صادر کرد. چرا اولا این بازداشتگاه ها تداوم یافته اند و بعضی از آنها با انتقال به زیر چتر زندان اوین برای خود پوشش درست کرده ولی عملا خارج از نظارت عمل می کنند؟ در حالی که طبق ماده 22 آیین نامه سازمان زندانها« مراجع قضايي، اجرايي، اطلاعاتي، نظامي و انتظامي از داشتن زندان و بازداشتگاههاي اختصاصي ممنوع مي‌باشند» و دیگر اینکه چرا همچنان سلول های انفرادی وجود دارند؟
5- طبق ماده237ق.آ.دک«صدور قرار بازداشت موقت جایز نیست...»مگر در موارد خاص مندرج در قانون. قرار بازداشت موقت باید مستدل و موجه باشد و مستند قانونی و ادله آن و حق اعتراض متهم در متن قرار ذکر شود(ماده239) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مدت بازداشت موقت را حداکثر 24 ساعت دانسته و قانون آیین دادرسی در صورت اجازه تمدید آن را برای مدت محدود و معینی آنهم در موارد بسیار استثنایی(حداکثر دوماه) داده است اما ضابطان خاص، به بهانه ادامه تحقیقات، متهمان را در طولانی ترین مدت و گاهی تا ماهها در بازداشت، نگهداری می کنند. طولانی شدن بازداشت یکی ازعلل فروپاشی روانی متهمان است و سازمان زندان ها و قوه قضاییه با وجود اینکه بارها خود از حجم بالای آمار بازداشتی ها و طولانی بودن آن شکایت کرده اند اما به نظر می رسد نسبت به این مهم به عنوان یک عامل حیاتی و مخاطره انگیز برای جان و سلامت روان زندانیان بی اعتنا هستند. قوه قضاییه و سازمان زندان ها تاکنون چه تلاش مؤثری برای توقف این روند پرخطر داشته اند؟
6- بازداشتگاه ها فقط مجازند در دوره تحقیقات متهمان را نگهداری کنند اما بازداشتگاه 2-الف در درون زندان اوین افرادی را ماهها و سال ها حبس می کند و اجازه انتقال به بندعمومی زندان را نمی دهد که برخلاف صریح قوانین است. نگهداری بهزاد نبوی به مدت 5سال و محمدعلی طاهری به مدت 7سال و نگهداری طولانی مدت سعید ملک پور نمونه هایی از آن است.
7- یکی از دلایل بروز فاجعه مرگ در زندان، عدم حضور وکیل در تحقیقات مقدماتی است. طبق ماده 48قانون آیین دادرسی« با شروع تحت نظر قرار گرفتن، متهم میتواند تقاضای حضور وکیل نماید» و در ماده 190«متهم می تواند در مرحله تحقیقات مقدماتی، یک نفر وکیل دادگستری همراه خود داشته باشدو سلب حق همراه داشتن وکیل یا عدم تفهیم این حق به متهم موجب بی‌اعتباری تحقیقات می شود».علیرغم نص صریح قانون مبنی بر لزوم حضور وکیل در کلیه مراحل دادرسی و به ویژه در تحقیقات مقدماتی که اساس پرونده در آن شکل می گیرد به بهانه یک تبصره اصل حق دفاع و انتخاب وکیل مطلوب متهم را نقض و مانع حضور وکیل اختیاری شده و راه را برای این فجایع باز کرده اند. آیا زمانی که این محدودیت ها را به قانون تحمیل کردند به فکر چنین عواقبی بودند؟ آیا جان شهروندان اهمیتی نداشت؟
8- با وجود اینکه در چهل سال گذشته بارها گزارشات مختلف از وضع زندان ها منتشر شده و در دوره رهبری فقیدانقلاب نیز منجر به دستوراتی برای نظارت و مراقبت بیشتر در زندان ها شد و پس از آن هم این مشکلات ادامه داشته است، اولا چرا این وضعیت ادامه دارد و دیگر اینکه چرا قوه قضاییه و سازمان زندان ها اجازه نظارت مستمر و منظم به نمایندگان قوه مجریه(برابر با اصل 113 ق.ا.ج. در خصوص وظایف رئیس جمهور در پاسداری از قانون اساسی) و کمیسیون اصل نود قانون اساسی در مجلس و همچنین سازمان های مرد نهاد را نمی دهند که هم موجب اعتماد سازی و ترمیم اعتماد از دست رفته در افکار عمومی شود و هم جلوی تکرار این فجایع دردناک گرفته شود؟
9- فارغ از اینکه به گمان نگارنده اعتصاب از نظر حقوق بشری قابل دفاع نیست، چرا شرایطی به وجود می آید که زندانی برای شنیده شدن حرف خود و یا احقاق حق خویش ناگزیر از اعتصاب می شود و چرا مسئولان مربوطه عزم کرده اند نسبت به ان بی تفاوت باشند ولو اینکه جان زندانی به خطر بیفتد؟
10- چرا نمایندگان مجلس که وظیفه تحقیق و تفحص دارند هربار خبر ناگواری از زندان می آید تور بازدید از زندان تدارک می بینند که تاکنون هیچ تأثیری نداشته است و در عوض، طرح پرسش یا تحقیق و تفحص از زندان ها را که طبق قانون اساسی برعهده آنها است کلید نمی زنند؟
پرسش های فراوانی است که وقتی بی پاسخ می ماند، وجدان عمومی جریحه دار می شود و پیامدهای امروز و فردایش مطلوب نخواهد بود.
کانال گفتارهای باقی
https://t.me/emadbaghi
اینستاگرام emadeddinbaghi
وبسایت www.emadbaghi.com
فیس بوک Emadbaqi@
پایگاه خبری جماران
https://www.jamaran.ir/fa/tiny/news-1076909




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 June 2019 [4]
 May 2019 [10]
 April 2019 [7]
 March 2019 [8]
 February 2019 [14]
 January 2019 [5]
 December 2018 [12]
 November 2018 [6]
 October 2018 [4]
 September 2018 [6]
 August 2018 [8]
 July 2018 [6]
 June 2018 [8]
 May 2018 [5]
 April 2018 [6]
 March 2018 [8]
 February 2018 [10]
 January 2018 [8]
 December 2017 [7]
 November 2017 [5]
 October 2017 [4]
 September 2017 [4]
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [4]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1298 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.