چهارشنبه 17 بهمن 1397

بخش سوم گفت و گوی «پروژه تاریخ شفاهی ایران ایرنا»: فقر جریان شناسی فکری و سیاسی

گفتگوی تفصیلی خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران( ایرنا) که در چند شماره پیوسته در خروجی ایرنا قرار گرفته است.
کانال گفتارهای باقی
 https://t.me/emadbaghi
بخش سوم گفت و گوی «پروژه تاریخ شفاهی ایران ایرنا»
http://www.irna.ir/fa/News/83199909

باقی: نه مصباح یزدی، حجتیه ای است نه احمدی نژاد

تهران-ایرنا- عماد الدین باقی پژوهشگر و روزنامه نگار در بخش سوم گفت و گوی خود با «پروژه تاریخ شفاهی ایران ایرنا» روایت خود از سه تشکل انجمن حجتیه، موسسه در راه حق و جریان ولایتی می پردازد و می گوید مصباح یزدی و احمدی نژاد ربطی به حجتیه ندارند.

ایرنا: در قم مالک بودید یا مستاجر؟
باقی: از همان اول که به قم رفتم خانه ای خریدم که هنوز محله اش آسفالت نشده بود.

ایرنا: پس قدرت خرید خانه داشتید؟
باقی: دستمایه اصلی اش زمینی بود که مادرم در اواسط دهه50 در مسگرآباد برای من و برادرم خریده بود که آن زمان دور از شهر بود. کارخانه سیمان اراضی منطقه را غصب کرد و چندسال بعد که انقلاب شد به صدها نفری که اراضی شان غصب شده بود اعلام کردند بیایند سازمان مسکن عوض بگیرند که به جای دو قواره ما یک قواره دادند.

ایرنا: از کوپن هم استفاده می کردید؟
باقی: بله. کوپن دولتی، آن زمان عمومی بود. من هم مثل همه می گرفتم. البته من شهریه حوزه را نمی گرفتم اما آیت الله مرعشی نجفی کوپن هایی ویژه نان می داد که طلبه ها با آن نان سنگک رایگان از یک نانوایی مجاور حرم می گرفتند.
دوست طلبه ای داشتم که با معرفی من این کوپن های نان از دفتر آقای مرعشی را برای خودش می گرفت. اما کوپن هایی که دولت برای ارزاق عمومی می داد من هم مانند همه مردم می گرفتم. سفره ما هم از همین کالاهای کوپنی تشکیل می شد. بیشتر از کوپن هم مصرف نداشتیم. زندگی مان ساده بود. البته در مقطعی که من از نظر مالی خیلی تحت فشار قرار گرفتم کمک های مرحوم پدرم خیلی موثر بود. من هیچ وقت مشکلاتم را به ایشان منتقل نمی کردم ولی گاهی ازحمایت ایشان بهره مند بودم همانطور که از بقیه فرزندانش حمایت می کرد.

ایرنا: شغل مرحوم پدر چه بود؟
باقی: ایشان در کارخانه نیک کالا حسابدار و مدیر داخلی بود. اولین ماشینم را که یک فولکس واگن بود اوایل ازدواج و پیش از قم رفتن خودم به قیمت25هزارتومان خریدم.چند سکه هدیه ازدواج هم در خرید ماشین کمک مان کرد.ماشینم موتورش سوخت و من مدتی بی ماشین شدم. از تهران بدون ماشین با ساک و بچه بغل باید به ترمینال جنوب می رفتیم. یک بار پدرم قبل از رفتن مان به ترمینال مرا صدا زد و سوییچ یک رنوی ساخت فرانسه را به من داد.
من در دوره مجردی هم سعی می کردم از پدر پولی نگیرم. آن موقع من درس می خواندم و برادر بزرگترم مکانیک بود. اما پول توحیبی را از پدر می گرفت ولی من خجالت می کشیدم. قبل از رفتن به قم در سال1359 همزمان در آموزش و پرورش در مقطع دبیرستان تدریس می کردم و در بخش فرهنگی و بعد دفتر سیاسی سپاه هم اشتغال داشتم اما در قم فقط در سپاه بودم و درس می خواندم. در آن مقطع که از سپاه بیرون آمده بودم و در تنگنا قرار داشتم به صورت پاره وقت در بنیاد تاریخ کار می کردم. همچنین کتاب«کاوشی در روحانیت» را نوشتم که چاپ اول آن 20 هزار نسخه بود و بابت این تیراژ حق التالیف گرفتم که در آن مقطع کمی گره گشا بود. ولی چون نه شهریه حوزه را می گرفتم نه حق التالیف مقاله از روزنامه اطلاعات می گرفتم، زندگی ام سخت می گذشت.

ایرنا: فعالیت حرفه ای مطبوعاتی تان در دهه 70 به چه صورت بود؟
باقی: تا سال 65 برای روزنامه اطلاعات مطلب می نوشتم. بعد از آن همکاری ام با اطلاعات کم شد اما با کیهان اندکی کار کردم. کیهان آن موقع دست آقای رضا تهرانی بود. آقای شمس الواعظین و خانیکی و رخ صفت و مسعود غفاری هم بودند ولی ارتباط من بیشتر با خود آقای تهرانی و غفاری بود. بعد از این روزنامه ها هم چند مطلب به روزنامه سلام دادم.

ایرنا: انتقادات شما به انجمن حجتیه چه بود؟
باقی: وقتی این کتاب را نوشتم 22سالم بود. جوان و تحت تأثیر جو انقلاب. اشکالاتم به طور مشخص در فصل بندی کتاب قاعدین زمان آمده بود. محورهای اساسی اش این بود که انجمن با انقلاب و انقلابیون و انقلابیگری مخالف بود. محور دوم، مخالفتِ انجمن با دخالت در امور سیاسی بود. محور سوم، دیدگاه انجمن درباره امام زمان بود. چون از اساس با انقلابیگری مخالف بودند تلقی شان این بود که انتطار مهدی، مبارزه نیست بلکه کسب آمادگی برای ظهور امام زمان است. یعنی ما باید فقط شمشیر را تیز کنیم و در غلاف بگذاریم تا امام زمان ظهور کند.
محور چهارم هم نگاه آنها به ولایت فقیه بود. در آن مقطع ما مدافع ولایت فقیه بودیم. اما حجتیه ای ها چنین اعتقادی نداشتند. محور پنجم کتاب هم درباره فعالیت تشکیلاتی انجمن بود.
اما برای اولین بار در سال 76 در روزنامه جامعه این دیدگاه خود درباره انجمن حجتیه را نقد کردم. بعدها هم گفت و گوی مفصلی در این باره با من انجام داد. آن جا گفتم وقتی انجمن حجتیه را به خاطر مخالفت با ولایت فقیه نقد می کردم مبنای آن باور به نظریه ولایت فقیه امام خمینی بود. در آن زمان ما بیشتر مقلد بودیم و مبنای قضاوتمان هم نظرات ایشان بود. بعدها هرچه بیشتر تحقیق کردیم و محققانه تر قضاوت کردیم از مواضع قبلی دور شدیم. برای همین در مورد مساله ولایت فقیه دیگر آن انتقاد سابق به حجتیه را نداشتم.

ایرنا: از چه سالی عقایدتان نسبت به انجمن حجتیه تغییر کرد؟
باقی: سال 70 وقتی کتاب بررسی انقلاب ایران را منتشر کردم در مقدمه اش اشاره ای به تالیفات قبلی خود کردم و گفتم به کتاب های 'کاوشی درباره روحانیت' و در شناخت حزب قاعدین زمان' انتقاد دارم. منتهی در فضای سال 70 نمی شد این حرف ها را سربسته گفتم. سال 76 که دوم خرداد پیش آمد و فضا بازتر شد این موضوع را به شکل مفصل در روزنامه جامعه نوشتم. اتفاقا انعکاس وسیعی هم پیدا کرد. مثلا خانم فاطمه رجبی همسر آقای غلامحسین الهام همان موقع مقالاتی علیه من به خاطر این تغییر مواضعم نوشت. ایسنا هم بعدا مصاحبه ای با من ترتیب داد تا بگویم چرا با کتاب قاعدین زمان خود مخالفم.

ایرنا: سال 76 مصادف شد با فوت شیخ محمودحلبی. رهبر و بانی انجمن حجتیه. شما تا قبل از آن دیداری هم با ایشان داشتید؟
باقی: خیر. در کلاس های انجمن پیش از انقلاب و اول انقلاب نوار بحث های ایشان را می گذاشتند و گوش می دادیم. بعد از اختلافات و انشعابات اول انقلاب دیگر ارتباطی نداشتم تا سال 84 که با تعدادی از مسوولین انجمن حجتیه جلسه ای داشتیم. آنها یک سری انتقادات به مطالب من وارد کردند. البته مهندس تولایی از من حمایت کردند. من هم چند انتقادی از آنها کردم. برخی جاها انتقاداتشان را به کتابم پذیرفتم. من نتوانستم از خود آقای حلبی حلالیت بطلبم اما از مهندس تولایی فرزندشان حلالیت طلبیدم.

ایرنا: چه کسانی از حجتیه در آن جلسه بودند؟
باقی: آقایان حسین تاجری، منصورپهلوان، پسر مرحوم حلبی و یک نفر دیگر.

ایرنا: به نظر اشتباهی در فضای سیاسی کشور رخ داده است. مثلا آقای مصباح یزدی از سوی منتقدان خود به طرفدار حجتیه بودن شده اند. در حالیکه مصباح یزدی معتقد به ولایت مطلقه فقیه و تشکیل حکومت اسلامی است. ایشان جمهوریت را نفی می کند. اما تفکر انجمن حجتیه مشکلی با جمهوریت ندارد اما بعد اسلامی نظام را قبول ندارد. چون معتقد است قبل از ظهور قائم نباید حکومت اسلامی تشکیل داد. نظر جنابعالی چیست؟
باقی: بسیاری از حرف هایی که زده می شود مطالعه نشده و سطحی است. متاسفانه جریان شناسی سیاسی و اندیشه ای در ایران فوق العاده ضعیف است.
البته درباره جریان شناسی سیاسی نشریه عصرما در دهه70 درباره جریان شناسی گروههای سیاسی مطالبی را منتشر کرد که راهگشا بود. ولی در حوزه جریان شناسی اندیشه هیچ کار شایسته ای نشده است. دکتر حبیب الله پیمان در دهه 60 سلسله جلساتی را برگزار کرد و جریانات فکری کشور را تا حدودی بررسی کرد که متن پیاده شده ان تحت عنوان' جریان های عمده فکری در ایران' به صورت پلی کپی تکثیر محدود شد ولی هیچکدام از این جریان شناسی ها امروز نمی توانند شرایط فعلی جامعه ایران را تبیین کنند چون شرایط اجتماعی و ذهنی دچار دگردیسی های فراوانی شده است. در همان مقعطی هم که دکتر پیمان این بررسی ها را انجام دادند باز بخش هایی از جریان های فکری و مذهبی ایران از دید ایشان مغفول مانده بود ولی اصل کارشان نوآورانه بود.
جریان های فکری بعد از دهه 60 به قدری دچار تغییر شده است که حتما نیازمند کارهای جدی و تازه در این زمینه هستیم.
کاری که ما در مرکز تحقیقات عقیدتی-سیاسی در سال61 می خواستیم انجام دهیم و آقای محمدی عراقی اجازه اش را نداد همین جریان شناسی فکری و مذهبی در ایران بود.
من از سال 60 درباره حزب برادران شیراز، انجمن حجتیه، فداییان اسلام و گروه تشیع مشهد، تحقیقاتی را شروع کرده بودم که همان طور که گفتم ادامه پیدا نکرد.
جای این جریان شناسی فکری و مذهبی در ایران خالی است. شاهدش هم همین صحبت شماست. خود من به کرات شنیده ام که به اشتباه می گویند شیخ حسین لنکرانی حجتیه ای است، مصباح یزدی حجتیه ای است یا حتی احمدی نژاد حجتیه ای است.
همان زمان که احمدی نژاد آمده بود تلویزیونی به نام هما بود که داریوش سجادی آن را اداره می کرد.برنامه ای پخش کرد تا نشان دهد حجتیه ای ها باعث روی کار آمدن احمدی نژاد شده اند.
در همان سال اول روی کار آمدن احمدی نژاد این تلویزیون با من مصاحبه کرد. به آنها توضیح دادم که احمدی نژاد هیچ ربطی به انجمن حجتیه ندارد. مگر هر فردی دم از امام زمان و ظهور زد انجمن حجتیه ای است. یکی از اشتباهات رایج همین است که هر فرد صحبت از امام زمان می کند انجمن حجتیه ای خوانده می شود. در حالی که همان زمان من اطلاع داشتم که انجمن حجتیه در جلسات داخلی خود و همین طور جلسه ای که با آنها داشتم نسبت به احمدی نژاد موضع داشت و از او اعلام برائت می کرد. انجمن حجتیه معتقد بود احمدی نژاد و گروه اش به جایگاه امام زمان در جامعه ضربه می زند.
در واقع ما در حوزه سه جریان مذهبی داشتیم. جریان ولایتی ها که سردمدارش حسین لنکرانی بود و جریانی به شدت سیاسی بود.
جریان انجمن حجتیه که سیاسی نبود. جریان موسسه در در راه حق که چهره معروفش مصباح بود. البته فقط ایشان نبود و در موسسه در راه حق نیروهای دیگری هم بودند.
این سه جریان با هم اشتراکات و اختلافاتی داشتند.
مساله اصلی ولایتی ها و شیخ حسین لنکرانی اهل سنت بود. ایشان به شدت ضد اهل تسنن بود. مساله اصلی موسسه در راه حق. مسیحیت و مقابله با حرکت های تبشیری بود. مساله اصلی انجمن حجتیه هم بهاییت بود. یعنی این سه به ترتیب برای جلوگیری از بسط تفکر اهل سنت، مسیحیت و بهاییت به وجود آمده بودند. از این رو همسان پنداری جریان مصباح با انجمن حجتیه اشتباه است.
البته برای هر سه گروه مهم بود که نگذارند جوان ها مارکسیست و لاییک شوند ولی مساله اصلی هر کدام همان چیزی بود که گفتم.

ایرنا: انجمن حجتیه چقدر در مبارزه با بهایت موفق بود؟
باقی: با دیدگاه های انقلابی آن زمان می گفتند انجمن حجتیه در این مبارزه موفق نبود. انقلابیون می گفتند این ها ریشه را رها کرده اند و با شاخه ها مبارزه می کنند. علت را رها کرده و با معلول می جنگند. می گفتند بهاییت معلول وجود حکومت پهلوی است و این نظام شاهنشاهی است که مدافع و مروج بهاییت است. انجمن حجتیه به معلول چسبیده و علت را رها کرده است اما هم انتقادشان به بهاییت هم انجمن حجتیه دقیق نبود.
اما اکنون که به گذشته نگاه می کنم می بینم که تفکر انقلابی باعث تحریف واقعیت می شد. یعنی واقعیت را آن جوری که دوست داشتیم می دیدیدم. در حالی که هم انجمن حجتیه غیرسیاسی بود هم بهاییت خود را غیرسیاسی می خواند. اما ما می گفتیم انجمن حجتیه سیاسی است چون ساواک از تفکر آنها در مقابل انقلابیون مسلمان حمایت می کند.
از سویی چون چند رجل سیاسی پهلوی بهایی بودند می گفتند بهاییت هم سیاسی است.

ایرنا: این سوال برای شما پیش نیامد که چرا ساواک و حکومت شاه که متهم به حمایت از بهاییت بود از حجتیه ای ها که فلسفه وجودیشان ضدیت با بهاییت بود دفاع می کرد؟
باقی: الان که نگاه می کنم می بینم حکومت شاه مخالفتی با فعالیت مذهبی در اشکال مختلفش نداشت اما از گره خوردن هر گونه فعالیت مذهبی با سیاست ابا داشت. به همین دلیل با انجمن حجتیه مشکل نداشت.
مطلبی را هم باید عرض کنم و آن اینکه بسیاری از چهره های سیاسی و فرهنگی ایران به نوعی صابون انجمن حجتیه به تن شان خورده است از چپ گرفته تا راست. از محمد حیاتی و مهدی ابریشم چی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق، تا برخی سران گروههای کمونیستی مانند چریک های فدایی خلق، تا شهید رجایی و بسیاری از کسانی که در انقلاب بودند همه روزگاری در انجمن حجتیه عضو بودند.

ایرنا: انجمن حجتیه اصلا موافق مبارزه با شاه نبود. سوال اینجاست افرادی مثل آیت الله خزعلی و شهید دیالمه انجمن حجتیه ای بودند. پس چطور بعد از پیروزی انقلاب پست گرفتند؟
باقی : این چیزی است که حکومت باید جواب دهد. همزمان علیه انجمن موضع می گرفتند ولی آقای خزعلی عضو شورای نگهبان هم بود. آقای خزعلی رسما و به صراحت به نفع حجتیه موضع می گرفت. این سوال ما هم هست.

ایرنا: چرا اسم کتابتان را قاعدین زمان گذاشتید؟
باقی: این بیشتر متاثر از آیه95 سوره نسا بود که می گفت:
لاٰ یَسْتَوِی اَلْقٰاعِدُونَ مِنَ اَلْمُؤْمِنِینَ غَیْرُ أُولِی اَلضَّرَرِ وَ اَلْمُجٰاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اَللّٰهِ بِأَمْوٰالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اَللّٰهُ اَلْمُجٰاهِدِینَ بِأَمْوٰالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَی اَلْقٰاعِدِینَ دَرَجَةً وَ کُلاًّ وَعَدَ اَللّٰهُ اَلْحُسْنیٰ وَ فَضَّلَ اَللّٰهُ اَلْمُجٰاهِدِینَ عَلَی اَلْقٰاعِدِینَ أَجْراً عَظِیماً
مؤمنان خانه نشین که زیان ندیده اند با آن مجاهدانی که با مال و جان خود در راه خدا جهاد می کنند یکسان نیستند. خداوند، کسانی را که با مال و جان خود جهاد می کنند به درجه ای بر خانه نشینان مزیت بخشیده. خداوند همه را وعدهء پاداش نیکو داده، ولی مجاهدان را بر خانه نشینان به پاداشی بزرگ، برتری بخشیده است.
منتهی نکته من جمله "کُلاًّ وَعَدَ اَللّٰهُ اَلْحُسْنی" بود که قرآن برای قاعدین هم فضیلتی قائل است. قرآن نمی گوید قاعدین جهنمی هستند. فقط مجاهدین را برتر می داند.
گفت و گو از: ناصرغضنفری
پژوهشم 3081**
لینک بخش اول مصاحبه http://www.irna.ir/fa/News/83193567
لینک بخش دوم مصاحبه http://www.irna.ir/fa/News/83197023




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 July 2019 [5]
 June 2019 [5]
 May 2019 [10]
 April 2019 [7]
 March 2019 [8]
 February 2019 [14]
 January 2019 [5]
 December 2018 [12]
 November 2018 [6]
 October 2018 [4]
 September 2018 [6]
 August 2018 [8]
 July 2018 [6]
 June 2018 [8]
 May 2018 [5]
 April 2018 [6]
 March 2018 [8]
 February 2018 [10]
 January 2018 [8]
 December 2017 [7]
 November 2017 [5]
 October 2017 [4]
 September 2017 [4]
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [4]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1304 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.