چهارشنبه 11 اردیبهشت 1398

در فقه حقوق بشر کافر هم کرامت ذاتی دارد

عمادالدین باقی
پاسخ به پرسش های روزنامه سازندگی
* رویکرد آیت الله منتظری به حقوق انسان چگونه است و رویکرد ایشان با دیگر فقها چه تفاوت هایی دارد؟
در رویکرد آیت الله منتظری یک تفاوت ظاهرا کوچک اما با پیامدهای بسیار بزرگ در مقایسه با رویکرد اغلب فقهای دیگر وجود دارد و آنهم جابجایی میان جایگاه «انسان» و «مؤمن» و تقدم و تأخر آنهاست. در دیدگاه فقهای سلف مؤمن تقدم دارد و اصل بر حرمت و کرامت مؤمن است. ایمان، حرمت می آورد لذا غیرمؤمن اعم از کافر و فاسق حرمت ندارند. در نتیجه، حقوق افراد تابع عقیده انهاست. کسی که مؤمن نیست یا حقوق او ساقط است یا حداقلی و اعطایی است نه ذاتی و حداکثری. این بحث در ابواب ارث، دیه، قصاص و غیره خودش را نشان می داد و الزاماتی داشت که تا سب هم کشیده شد و می گفتند کافر چون حرمت ندارد سب او و دشنام دادن و تهمت بستن و دروغ بستن به او جایز است اما همین عمل نسبت به مؤمن حرام است. وقتی که انسان معیار نباشد ومؤمن بودن ملاک باشد در مرحله بعد هم به سادگی مؤمنان از گردونه خارج می شوند و مثلا ملاصدرا که قائل به معاد جسمانی نبود تکفیر می شود و به همین ترتیب هرکس حتی با وجود اینکه عالم بزرگی بود به دلیل یک نظر متفاوت تکفیر می شد.
به دلیل چیرگی همین تفکر در فقه سنتی، در صدر مشروطه در نخستین مجلس شورا اختلافات از اینجا آغاز شد که وقتی گفتند همه مردم در برابر قانون مساوی هستند شیخ فضل الله نوری گفت این اصل یعنی مساوی بودن مسلمان و کافر، و جدل ها آغاز شد و به جنگ های خونین 14 ماهه مشروطه خواهان و مشروعه طلبان انجامید. هنوز هم این کشمکش وجود دارد هرچند ان تفکر مشروعه خواهان مشروطه بی رمق شده اما ابزارهای موثری در دست دارد. از طرف دیگر فقهایی هم که این نظریه حرمت نداشتن غیرمسلم را بر نمی تابیدند دچار مشکل شهرت و تواتر بودند و دست به اجتهاد اصولی و بنیادین نمی زدند و با رفوکاری و منطق مصلحت و وهن اسلام و این قبیل امور، مسئله را حل می کردند نه اینکه اصل حکم و مبانی آن را به چالش بکشند. در برابر این جریان، آیت الله منتظری وقتی به بحث «سَبّ» در کتاب درسی «مکاسب» رسیدند در موضوع جواز سب کافر توقف کردند و در ادله موجود مناقشه کردند و گامی فراتر نهاده و گفتند ریشه بحث سب در فقه این است که در فقه ما اصل بر حق مؤمن است نه انسان، در حالی که این رویکرد مبنای استواری ندارد. ایشان با نقد ادله و مستندات آن فتوای رایج در فریقین، سستی اش را برملا کردند و با ذکر ادله و مستندات گفتند اصل در قرآن و سنت بر حرمت و کرامت انسان است و به همان دلیلی که سب مؤمن جایز نیست سب کافر هم جایز نیست. ایشان مسئله فضیلت و حق را تفکیک کردندو گفتند اینکه مؤمن افضل است و ایمان فضیلت دارد غیر از این است که مؤمن واجد حق است و کافرواجد حق نیست.

*این رویکرد برگرفته از چه موارد فکری و اصولی است؟
به عقیده من یکی از آبشحورهای اندیشه متفکران، در شخصیت و تربیت و خلق و خوی آنان است. یعنی من و شما اگر پیرو کیش دیگری هم بودیم چه بسا همین گونه بودیم که هستیم اما تبدیل آن به یک منظومه فکری و عبور از تناقضات میان اندیشه و شخصیت افراد، نیازمند مبانی معرفتی است. بنابراین از شخصیت و تربیت آیت الله منتظری که بگذریم این تفکر انسانگرایانه ایشان ریشه های قبلی داشت. در دوره ای از اندیشه ورزی ایشان تناقضاتی دیده می شود و در دستگاه فکری شان همزمان عناصر فقه سنتی و عناصر انسانگرایانه دیده می شود اما به مرور این اندیشه ها هارمونی پیدا کرد. در دهه 60 ایشان با مبانی اخلاقی به نفی دیدگاه های خشک و جزمی می رفتند و همانطور که در کتاب «فلسفه سیاسی اجتماعی آیت الله منتظری» هم توضیح داده ام مثلا به استناد روایتی از امام صادق از نسبی بودن ایمان افرادو اینکه انسان ها در درجات گوناگونی از ایمان هستند و انکه در درجه بالاتری است نباید کسی را که در درجات پایین تر است تخطئه کند، می گفتند اما در آینده این نگاه جنبه حقوقی به خود گرفت.

*مفاهیم مدرنی چون حقوق بشر چه تاثیری در رویکرد ایشان داشته است و ایشان چقدر به این موارد توجه داشته اند؟
بحث خارج فقه ایشان ازاین جهت که نشان می دهند در حدیث «باهتوه» این کلمه معنی بهتان زدن نمی دهد بلکه معنایش این است که طرف مقابل را مبهوت کنید یعنی با بدعت گزار و کافر چنان بحث کنید که مبهوت شود و این کار نیازمند قوت فهم و منطق و استدلال است و دعوت به ارتقای اندیشه می کند و یا اینکه ایشان نشان می دهند «اکثرو من سبهم» را فقط یک نفر روایت کرده، مهم است و بیان می کنند که چند روایت دیگر با مضمونی مشابه اما بدون اکثرو من سبهم وجود دارد. در اینصورت چرا باید آن یک روایت ملاک قرار گیرد؟ همچنین رد ادله پیشینیان و بیان ادله جدید بر مبنای قران و نهح البلاغه و روایات نیز مهم هستند اما به نظر من این کتاب از جنبه «متدلوژیک» خیلی مهم تر است چون ایشان با منطق درون دینی و همان اسلوب اجتهادی سنتی به یک نتیجه اخلاقی و انسانی و حقوق بشری رسیده است. معنی اش این است که چنین نیست که منحصرا با مبانی مدرنیته مصطلحِ امروزِ بتوان به حقوق بشر رسید.
این روزها برخی روشنفکران می گویند حقوق بشر محصول مدرنیته است و فقط در کانتکست مدرنیته باید فهم شود و یا می گویند این کلمات در ادبیات مدرنیته معنای دیگری غیر از انچه در متون قدما بود دارد. این سخن البته درباره بعضی واژگان درست است ولی حتی حقوق بشر هم سیر تطور داشته و در همین دوره مدرنیته، حقوق بشر دویست سال پیش با حقوق بشرصد سال پیش و حتی امروز بسیار فرق می کند اما نکته مهم این است که روشنفکرانی که آن حرف ها را می زنند گویی دست کم پنجاه- شصت سال از زمان خود عقب هستند چون شادوران بازرگان در کتاب «راه طی شده» می گفت انسانی که از پایگاه عقل و علم حرکت می کند و او که از پایگاه وحی حرکت می نماید سرانجام هر دو به یکجا می رسندِ یعنی می توان با دو مبنا و پایگاه عزیمت، به یک مقصد رسید لذا این ادعای گزافی است که برخی می گویند فقط با مبانی مورد نظر ما، حقوق بشر را بپذیرید. کتاب تازه آیت الله منتظری از این جهت اهمیت دارد که مصداقی برای نظریه قدیمیِ امکانِ تعددِ پایگاهِ عزیمت برای رسیدن به نقطه واحد است.در عین حال رابطه این دو دیدگاه و پایگاه، گسیخته و همچون دو خط موازی نیست بلکه دادوستد دارند و در طول تاریخ همدیگر را برکشیده اند و گاه به سبب جدال های شخصی ومنفعتی و یا خو گیری افراد به شرایط ورسوم اجتماعی، این دو دیدگاه در تضاد افتاده اند.

*این کتاب همان طور که از نامش مشخص است بیشتر بر موضوع حقوق انسان و سب و بهتان استوار است، در مورد اهمیت این بحث به ویژه اینکه این مباحث در آخرین درس های خارج فقه ایشان ارائه شده است، توضیح بفرمایید.
این درسها نقطه عطف سیر تفکر ایشان است. قبلا هم گفته ام که در سال 82 وقتی این درس ها را خلاصه کردم تا منتشر کنم ابتدا به رؤیت ایشان رسید و بعد خدمت شان رسیدم و گفتم این نظریه لوازم و پیامدهایی دارد و چون با بسیاری از آرای فقهی در تعارض می افتد مستلزم بازنگری در آنها است که ایشان هم ان را منطقی دانستند. این بحث نه فقط از لحاظ مباحث فقهی مدرسه ای بلکه بلحاظ کاربردی اهیت فوق العاده ای دارد. در جریانات سیاسی، اینکه کسانی به خود اجازه دهند حریف را مورد اتهام و تهمت قرار دهند و به اودروغ ببندند و برایش پرونده سازی کنند با یک توجیه شرعی انجام می شود. زمانی دوستی از من پرسید چگونه انسانی می تواند انسان دیگر را شکنجه کند یا مثلا داعش افراد را می سوزاند؟ گفتم به دلیل اینکه انها ابتدا با یک توجیه این افراد را از دایره انسانیت خارج می کنند و خودشان را اشرف و برتر می بینند ولی وقتی قائل به کرامت ذاتی باشیم همه افراد، حتی مجرم و کافر هم انسانند و حرمت دارند و مجرم فقط به اندازه جرم خود آنهم طی یک تشریفات عادلانه و قانونی مجازات می شود بدون اینکه سایر حقوق او ساقط شوند. مباحث آیت الله منتظری در کتاب«حقوق انسان و سب و بهتان» در تبعیضات حقوقی بین مسلم و غیرمسلم و ارث و دیه و...هم بسیار تعیین کننده است و خلاصه اینکه موجب تحولی در فقه است. به همین دلیل چندین سال است اصطلاح فقه حقوق بشر را به کار می برم که معنایش تحول در فقه با رویکرد حقوق بشر اما از پایگاه درون دینی است.

*در انتها اگر نکته ای را در ارتباط با انتشار این کتاب مفید می دانید، بفرمایید.
این کتاب گرچه درس خارج فقه است اما آیت الله منتظری به اینکه درس های شان ضمن پربار و تخصصی بودن، بسیار روان بود شهرت دارند. این ویژگی را در درس شرح نهج البلاغه ایشان هم می بنیم که در 15 جلد تحت عنوان «درس هایی از نهج البلاغه» منتشر شده اند. به دلیل همین سادگی وروان بودن، این کتاب برای عموم هم مفید است و نکته های اخلاقی ارزشمندی دارد. در عین حال خواننده را با سبک اجتهادی و روش تدریس حوزوی آشنا می کند و از طرفی نشان می دهد روشنفکران دینی و غیر دینی و سیاسیونی که این مباحث را اعم از سب و قصاص و سنگسارو حجاب و غیره به صورت سطحی و شعاری و بیانیه ای و سیاسی مورد نظر قرار می دهند در اشتباه هستند و این مقولات باید به نحو بنیادی، معرفتی، علمی و اجتهادی حل شوند که تغییری ماندگار و اصولی باشند.
روزنامه سازندگی، ش356 چهارشنبه11 اردیبهشت1398 ص11و12(در روزنامه سازندگی با حذف پرسش ها به صورت مقاله و با عنوان فقه بشرمنتشر شده است).





 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 May 2019 [6]
 April 2019 [7]
 March 2019 [8]
 February 2019 [14]
 January 2019 [5]
 December 2018 [12]
 November 2018 [6]
 October 2018 [4]
 September 2018 [6]
 August 2018 [8]
 July 2018 [6]
 June 2018 [8]
 May 2018 [5]
 April 2018 [6]
 March 2018 [8]
 February 2018 [10]
 January 2018 [8]
 December 2017 [7]
 November 2017 [5]
 October 2017 [4]
 September 2017 [4]
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [4]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1290 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.