پنجشنبه 18 مهر 1398

واکنش روزنامه جوان به مقاله تتلو: این بدترکیبی شوم از کجا آمد

WhatsApp Image 2019-10-11 at 14.51.06.jpg

دو تن از اصلاح طلبان جامعه‌شناس، دیروز و پریروز در روزنامه‌های اعتماد و سازندگی درباره پدیده تتلو نوشته‌اند و به نوعی بروز این پدیده را به ناکارآمدی نظریه «مهندسی اجتماعی» مربوط دانسته‌اند؛ اینکه ۴۰ سال پس از انقلاب با این همه منبر و تلویزیون و آموزش و پرورش دولتی، کار به جایی رسیده‌است که به قول ایشان «چنین موجودی» (تتلو) وقتی از دنبال‌کنندگانش می‌خواهد کامنت‌هایش را زیاد کنند تا رکورد جهانی را بشکند، آن‌ها هم چنین می‌کنند!
غلامرضا صادقیان
دو تن از اصلاح طلبان جامعه‌شناس، دیروز و پریروز در روزنامه‌های اعتماد و سازندگی درباره پدیده تتلو نوشته‌اند و به نوعی بروز این پدیده را به ناکارآمدی نظریه «مهندسی اجتماعی» مربوط دانسته‌اند؛ اینکه ۴۰ سال پس از انقلاب با این همه منبر و تلویزیون و آموزش و پرورش دولتی، کار به جایی رسیده‌است که به قول ایشان «چنین موجودی» (تتلو) وقتی از دنبال‌کنندگانش می‌خواهد کامنت‌هایش را زیاد کنند تا رکورد جهانی را بشکند، آن‌ها هم چنین می‌کنند!

اگرچه هردو ایشان تلاش کرده‌اند نوشته خود را با نگاهی علمی و جامعه‌شناسانه ابراز کنند، اما «رویکرد سیاست‌زدگی» در هر دو نوشته موج می‌زند و این از اثر نقدی که ممکن است مورد توجه قرار گیرد، کم می‌کند. اگر پدیده شومی مثل تتلو در جامعه رشد می‌کند، اولین اشکالش همین است که وقتی می‌خواهیم از او بنویسم، نگاه فرهنگی خود را از رویکرد‌ها و خط و ربط‌های سیاسی حفاظت نمی‌کنیم ولذا هیچ‌گاه به نتیجه درخور علمی و پیداکردن راه‌حل هم نمی‌رسیم. هرچند در هر دو نوشته ادعا‌هایی هست که محل تردید است و مثال نقض فراوان دارد.

پرسش دقیق‌تر و منصفانه‌تر درباره ظهور این گونه پدیده‌ها باید کاملاً عاری از دغدغه‌های جناحی باشد. پدیده‌های دیگری هم درفضای مجازی هستند که سرشاخ شدن مستقیم آن‌ها با اصول اخلاقی و دینی آشکارتر است، اما، چون در دایره اصلاح طلبی بروز و ظهور یافته‌اند و در زمان انتخابات به کمک اصلاح طلبان می‌آیند، چیزی درباره آن‌ها نوشته نمی‌شود! به این ترتیب وقتی شما می‌خواهید یک «پرسش جامعه‌شناسانه» مطرح کنید، ولی فقط از تتلو که به زعم شما «عکس زمان انتخابات با نامزد رقیب دارد.»، نام می‌برید، دیگر اثر حرف و پرسش علمی خود را تضعیف می‌کنید و از راه یافتن این پرسش به عنوان «یک حقیقت» به محافل تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر، خود به خود ممانعت می‌کنید.

اگر آقای باقی می‌گوید با این همه منبر، آخرش به تتلو رسیدیم، بهتر است برای رفع شائبه غیرعلمی و جناحی شدن حرف خود بگوید «با این همه منبر آخرش به تتلو و آن دو یا چند سلبریتی خانم هم رسیدیم که در زمان انتخابات، کمک‌حال اصلاح طلبان هستند، اما در اینستاگرام برخلاف تعالیم منبری‌ها ترویج ضد ارزش‌های دینی از کشف حجاب تا همجنس‌بازی می‌کنند.» اگر چنین انصافی وجود داشته باشد، به نظرم شاید همین فردا برخی محافل تصمیم‌ساز ایشان را برای پیداکردن یک راه‌حل بر آن آخوند منبری که نتوانسته جلوی این پدیده‌ها را بگیرد، ترجیح دهند، اما وقتی حرف علمی را آلوده با غرض‌ورزی سیاسی می‌کنید، آن وقت صرفاً می‌توانید به دعوا‌های سیاسی دامن بزنید نه راه‌حل‌های فرهنگی.

اجازه بدهید ببینیم دغدغه آقایان عبدی و باقی چیست.

عباس عبدی در روزنامه اعتماد ۱۵ مهر ماه نه‌فقط از «مجموعه اصولگرایان» که به عنوان یک پرسش کلی از «همه» می‌خواهد سکوت خودشان را درباره «تتلو» بشکنند و «علت بروز (پدیده تتلو) و نقش سیاست‌های رسمی را در تقویت این فرهنگ و عوارض آن و شیوه حل آن بیان کنند.»

عمادالدین باقی هم یک روز قبل از آن در روزنامه سازندگی با طرح مسئله «رکوردشکنی کامنت‌های پیج اینستاگرامی تتلو» می‌نویسد: «این‌ها (پدیده تتلو) برای چندمین بار نشان می‌دهند نظریه مهندسی اجتماعی نظریه‌ای شکست خورده است. نشان می‌دهد همانطور که راست روی افراطی حکومت شاه به چپ روی افراطی دامن زد، چگونه چهاردهه چپ روی افراطی حکومت کنونی منجر به پیدایش راست افراطی در جامعه می‌شود. ۴۰ سال است از در و دیوار و کتاب درسی و رادیو و تلویزیون و منابر و تریبون‌ها، ارزش‌های رسمی می‌بارند، اما جامعه قانونمندی مستقلی دارد و جدای از این مهندسی راه خودش را می‌رود.»

بدون انکار برخی تندروی‌ها در گذشته یا برخی رویه‌های غلط فرهنگی در گذشته و حال، معلوم نیست که بتوان به سادگی با ادعای «پیدایش راست افراطی» در جامعه امروز همدلی و همراهی کرد. اولاً می‌توان در مقابل این ادعا که بن‌مایه آن بر واکنش‌های فضای مجازی و صورت ظاهر اجتماع گذاشته‌شده‌است، از همین مسئله شگفتی‌آفرین اربعین هم نام برد و پرسید آیا در شرایط امنیتی فعلی عراق و افزایش هزینه‌های زیارت و تبلیغات وسیع رسانه‌های خارجی برای برهم زدن الفت دو ملت مسلمان ایران و عراق، رکوردشکنی ثبت نام اربعین را هم در برابر رکوردشکنی کامنت‌های فلانی می‌بینید و می‌توانید با آن هم نظریه‌پردازی کنید یا نه؟!

اگر در مقابل، کسی «پدیده اربعین» را به عنوان تأثیر درست کار منبر و رسانه ملی و آموزش و پرورش بداند، شما به او نمی‌گویید «پس تتلو چه؟! پس این فضای فرهنگی چه؟!» چرا می‌گویید و البته پرسش قابل تأملی است، پس اگر کسی در مقابل هشدار تتلویی شما به برخی رخداد‌های فرهنگی دیگر که همسو با جریان اصلی انقلاب است، اشاره کرد، باید بپذیرید که ادعای شما درباره فضای فرهنگی کشور مثال یا مثال‌های نقضی دارد.

از نکته ظریفی هم نباید غفلت کرد؛ آن کسان که عازم اربعین هستند، بسیار عینی‌تر و واقعی‌تر هستند تا آن کسان که کامنت می‌گذارند. اصولاً بروز و ظهور در فضای مجازی، به تنهایی و بدون پژوهش‌های دیگر از قدرت اثبات چیزی به خوبی برنمی‌آید. فضای مجازی چیز تازه‌ای است و غرب خود هنوز در چندوچون آن مانده است و پژوهش‌های دانشگاهی درباره این پدیده بسیار ناچیزتر از آن است که بتوان درباره وقایع آن نظریه داد، اما مسئله اربعین، یک حقیقت عینی است و ندیدن آن در برابر دیدن یک سلبریتی شوم، بی انصافی علمی است.

حتماً به خاطر دارید که چندی پیش فرد ناشناسی در اینستاگرام عکس یک تخم مرغ را منتشر کرد و از کاربران اینستا خواست تا او را برای این پست، لایک کنند. به فاصله کوتاهی ۵۳ میلیون نفر از سراسر جهان او را لایک کردند و بعداً ۸ میلیون نفر عضو پیج او شدند.

آیا می‌توان به آسانی و قطعیت قضاوت شما درباره این پدیده هم قضاوت کرد؟!

به هر حال اگر برای پدیده‌ای مثل کامنت گذاشتن چندصدباره دنبال‌کنندگان فلانی برای رسیدن به یک رکورد میلیونی، نام «زلزله اجتماعی» و «رفراندوم ناخواسته» می‌گذارید نمی‌توانید پدیده‌ای عینی و مردمی مثل اربعین را در فرضیه‌سازی‌های خود مکتوم نگه دارید.

ثانیاً همه چیز در منبر‌ها و تلویزیون خلاصه نشده‌ا ست، آقایان عبدی و باقی به جناحی تعلق دارند که به‌جز دو دولت نهم و دهم، بقیه دولت‌های پس از جنگ را در اختیار داشته‌اند و زمان قبل از جنگ نیز همگی از کارگزاران اصلی بوده‌اند، حتی می‌توان ادعا کرد که دست‌کم شخص رئیس دولت‌های نهم و دهم هیچ‌گاه در حوزه فرهنگ مروج سیاست‌های کلی نبود و همواره می‌خواست ملتزم نبودن خود را به مهندسی اجتماعی نشان دهد و البته در برخی بروز و ظهور‌ها مثل موافقت با ورود زنان به ورزشگاه‌ها و مخالفت با گشت ارشاد از اصلاح‌طلبان هم جلوتر حرکت می‌کرد! یعنی حتی این دولت که از شما نبود هم در جا‌هایی با شما بود! پس اگر ایرادی به وضع موجود دارید، بهتر است این پرسش را از خودتان که در قدرت بودید، بپرسید.

آقای باقی می‌نویسد: «دهشتناک‌تر از همه اینکه متولیان هنوز به همان شیوه ادامه می‌دهند و بلکه دستگاه‌های رسمی رسانه‌ای همچنان بسته‌تر، فرقه‌ای‌تر و واقع‌گریزتر عمل می‌کنند، ولی معلوم نیست در گام بعدی مانور قدرت مجازی در حد اتمام اعلام موجودیت و اتمام حجت بماند.»

اینکه چگونه از «بسته بودن» دستگاه‌های رسمی، پدیده‌های مورد مناقشه ظهور می‌کند، در نوشته ایشان تبیین نشده است. برعکس بسیاری ظهور این پدیده‌ها را نتیجه مستقیم تساهل و تسامح فرهنگی می‌دانند. دیگر آنکه اگر بپذیریم فضای رسانه‌ای رسمی، بسته و جزمی‌اندیش است، فضای رسانه‌ای غیررسمی که باز و کاملاً لیبرال است و حضور روشنفکران با دنبال‌کننده‌هایی گاهی بیشتر از میانگین مخاطبان یک برنامه رسانه ملی در آن موج می‌زند چرا در فضای غیررسمی خودتان با آن همه کیا و بیا نتوانستید مانع بروز این پدیده‌ها شوید و شاید حتی به آن دامن هم زدید؟!

و بالاخره آیا آنقدر که از اتمام‌حجت مانور فضای مجازی نگرانید، دلخوش به مانوری مثل مراسم‌های مذهبی و از جمله اربعین هستید یا نه؟

کسی البته منکر تا حدی حقیقی بودن فضای مجازی و تأثیرات آن نیست، اما این بزرگنمایی یک رخداد مجازی و سکوت مقابل یک رخداد فرهنگی، مذهبی در فضای واقعی، بیش از حد رمانتیک به‌نظر می‌رسد.

لابد می‌گویید بله ما اهل تسامح فرهنگی بودیم و وزارت ارشاد‌های زیادی را در اختیار داشتیم و رسانه‌های مکتوب ما نیز زنجیره‌ای و همه‌گیر شده بود و در دانشگاه‌ها و مراکز علمی و فرهنگی هم سیطره داشتیم و ده به یک کارگردانان و هنرمندان و نویسندگان پرکار جامعه از جناح مقابل ما نیستند و فیلسوفان بسیاری پرورش دادیم و جامعه‌شناسان اصلی و پرکار دانشگاه‌ها همه از ما بودند و همه جا حرف ما بود و ما دولت سازندگی را اداره و حماسه دوم خرداد را خلق کردیم و قدرت فرهنگی و سیاسی خود را بار‌ها به رخ رقیب کشیدیم و در برهه‌هایی از دوران چهل‌ساله اسناد بالادستی فرهنگ را هم ما تنظیم کرده‌ایم و با داشتن قدرت سیاسی و نفوذ فرهنگی، با آن دسته از اسناد بالادستی فرهنگ و سیاست که در تنظیم آن نقشی نداشتیم، مقابله کردیم و البته در این دوره چهل‌ساله در تطور و تحول فرهنگی خود از چپ افراطی به راست افراطی، سابقه درخشانی از خود برجا گذاشتیم! و بودیم و بودیم و بودیم، اما در رسیدن جامعه به پدیده تتلو نقشی نداشتیم و اگر عنصر مبارزات انتخاباتی ما تبلیغ همجنس‌گرایی می‌کند، به ما ربطی ندارد!

به همین خاطر اگر دلسوزی آقایان عبدی و باقی را برای فرهنگ کشور جدی بدانیم-که شخصاً چنین فرضی دارم- باید از ایشان بخواهیم در مواجهه با این پدیده‌ها اول علمی‌بودن ادعای خود را با بی‌طرفی جناحی ثابت کنند که در غیر این صورت این چله اول که هیچ، درچله دوم انقلاب هم کاری از پیش نخواهد رفت.
منبع:روزنامه جوان شماره5766 سه شنبه16مهر1398
لینک کوتاه: http://www.Javann.ir/0044yr

https://www.javanonline.ir/fa/news/972461/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%A2%D9%85%D8%AF




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 December 2019 [4]
 November 2019 [7]
 October 2019 [12]
 September 2019 [10]
 August 2019 [9]
 July 2019 [6]
 June 2019 [5]
 May 2019 [10]
 April 2019 [7]
 March 2019 [8]
 February 2019 [14]
 January 2019 [5]
 December 2018 [12]
 November 2018 [6]
 October 2018 [4]
 September 2018 [6]
 August 2018 [8]
 July 2018 [6]
 June 2018 [8]
 May 2018 [5]
 April 2018 [6]
 March 2018 [8]
 February 2018 [10]
 January 2018 [8]
 December 2017 [7]
 November 2017 [5]
 October 2017 [4]
 September 2017 [4]
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [4]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1347 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.