شنبه 16 آذر 1398

آقای رئیس جمهور حقوقدان بمانید

#عمادالدین_باقی
روزنامه سازندگی، ش 540 شنبه16 آذر1398 ص2

دیروز چهارشنبه13 آذر مطالبی در رسانه ها از قول رئیس جمهور منتشر شد که به دلیل وسعت دستکاری و تحریف و جعل خبر در #فضای_مجازی، نخست تردید کردم که ایشان چنین سخنانی گفته باشد.
البته در برخی از کانال ها و رسانه های برون مرزی آورده بودند که #آقای_روحانی از قوه قضاییه خواسته است که اعترافات این افراد گرفته و پخش شود و... اما هنگامی که به متن اصلی و کامل اظهارات ایشان مراجعه کردم جمله زیر با کلی مقدمه و مؤخره امده بود مانند اینکه بسیاری از معترضین از مردم عادی بودند و مردم حق اعتراض دارند و اگر کسی لاستیک هم آتش زده جرمی مرتکب نشده، و... سپس درباره انها که سازماندهی شده از خارج کشور بودند و اقدامات خشونت بار انجام دادند آمده است:
"رئیس جمهور با بیان اینکه آن افرادی که به صورت سازمان یافته در این حوادث حضور پیدا کرده‌اند و اعترافات آنها در آینده پخش خواهد شد و برنامه‌ریزی‌شان برای این اقدامات بیش از 2 سال بوده است"
این عبارت با آنچه از ایشان نقل شده بود تفاوت بسیاری دارد اما به گمان من حتی در همین اندازه هم موافقت کردن با پخش اعترافات است و شایسته ایشان به عنوان رئیس جمهور نیست. در روزهای داغ مناظره های انتخاباتی جمله کلیدی ای که در ذهن ها ماند و یکی از عوامل مؤثر رای آوری آقای روحانی بود این بود که در برابر یکی از رقبای تندخو گفت" #من_حقوقدانم سرهنگ نیستم.
مردم نشان دادند یک حقوقدان را بر کرسی ریاست ریاست جمهوری می پسندند نه یک عنصر نظامی و امنیتی را زیرا همین مردم می دانند که نظامی و امنیتی اگر در خدمت حقوق باشند خیرآفرینند نه بر آن. آقای #رئیس_جمهور اما در موضوع اعترافات سخنی گفت که هرچند فقط در حد خبر دادن از پخش آنها بود اما دور از شأن یک حقوقدان بود.
آقای رئیس جمهور چند روز پیش در یزد از مسئله مهمی پرده برداری کرد و صراحتا به خریداری و استفاده از تجهیزات #شنود انتقاد کرد و گفت: «اینکه با پول مردم تکنولوژی شنود خرید و دو سال زندگی و کارشان را شنود کنید، خب یک خطا هم پیدا می‌کنید…». کسی که در برابر شنود از زندگی مردم چنان موضعی دارد چگونه می تواند با اعتراف گیری مخالفت نکند؟ رئیس جمهوری که در انتخابات وعده حقوق شهروندی می دهد و ما به همین خاطر به او رای داده ایم که چنین وعده ای داده و او دستور تدوین منشور حقوق شهروندی می دهد و این منشور را منتشر می کند آیا اعتراف گیری و پخش اعتراف با منشور حقوق شهروندی سازگار است؟
به گمانم اصل مشکل اینجاست که مسئله بلحاظ معرفتی وجدان نشده و برای ایشان و هرکسی که به هر نحوی از اعتراف گیری دفاع می کند حل نشده است. جای افسوس و دریغ است که باید سخنی را که سی و پنج سال پیش استاد عالیقدر ما در درس های خارج خود(دراسات فی ولایت الفقیه) گفت امروز تکرار کنیم. ایا معنایش درجا زدن و بدتر از آن پسرفت نیست؟ آن روز او درباره پخش مصاحبه تلویزیونی اعضای گروهی اعتراض کرد که رسما مشی جنگ مسلحانه داشتند و کتاب او مورد استناد و اعتبار حکومت بود و رئیس جمهور وقت آیت الله خامنه ای در مراسم اهدای جایزه کتاب سال ان را کتابی استثنایی در فقه شیعه خواند. مطلبی را که چندسال پیش در گفتگویی با "مجله #مهرنامه" و چند روز پیش به مناسبت حوادث ناگوار و خونین آبان 98 در گفتگو با یوروز نیوز از همین کتاب بیان داشتم باز هم تکرار می کنم:
«آیت_الله_منتظری درباره اعتراف حتی غیر اجباری اما در زندان و پخش آن می‌گفتند این #اعتراف‌‌گیری‌ها خلاف کرامت انسان است. حتی بردن آن‌ها با رضایت خودشان به مجالس جشن یا نماز جمعه را خلاف کرامت انسان و خلاف شرع می‌دانست. در کتابی که در دهه ۶۰ منتشر شد و مورد تائید نظام بود و جایزه گرفت و رییس جمهور وقت در ارزش بی‌نظیر این کتاب سخن گفت آمده است: «بر پایه مطالبی که مطرح کردیم آشکار گردید که نمی توان شخص زندانی را مجبور به انجام دادن اموری ساخت که منافی با سلطه بر جان و نفس خویش باشد؛ مانند شرکت در مراسم و بعضی از جشن‌ها یا بر عهده گرفتن برخی از مسئولیت‌ها یا کارها یا کمک به اطلاعات و امثال این‌ها. این بحث بسیار شایسته‌ تعمق و دقت است» این عبارت را در کتاب ایشان کسی می‌تواند متوجه شود که بازگردد به دهه ۶۰. ایشان بر اساس همین نظرشان، یعنی اینکه قائل بودند به سلطه‌ی شخص بر جان و نفس خودش، در جای دیگر در صفحه ۸۱ که اصلا یک تیتر دارد تحت عنوان: «اجبار زندانی برای مصاحبه‌ تلویزیونی» بحث می‌کنند که «مجبور ساختن زندانی برای مصاحبه تلویزیونی به سبکی که در زمان ما رایج می‌باشد»، (این‌ها اشاره به آن زمان دارد) از نظر شرع حرام است چون موجب تحقیر و در هم شکستن شخصیت اجتماعی آنان می‌گردد و شارع مقدس هم به این امر رضایت ندارد". این حرف، با توجه به اینکه این درس‌ها ، سال ۶۳، ۶۴ و ۶۵ گفته می‌شد؛ زمانی که زندانی‌های همین گروه‌ها را دسته دسته به نماز جمعه می‌بردند و در تلویزیون نمایش می‌دادند، یک سری مراسم و جشن‌هایی برگزار می‌کردند و زندانیان را به آنجا می‌بردند یا فرد را #تواب می کردند و می‌گفتند باید به وزارت اطلاعات کمک کنی. هیچ کس اهمیت این جمله را متوجه نمی‌شود مگر اینکه تصویری از آن شرایط در آن زمان داشته باشد.#آیت‌الله_منتظری می‌گویند که منافی با سلطه بر جان و نفس خویش باشد مانند شرکت در مراسم و بعضی از جشن‌ها یا بر عهده گرفتن برخی از مسئولیت‌ها یا کارها یا کمک به اطلاعات و امثال این‌ها. با وجود اینکه نفس توبه کردن از گناه، عمل نیکویی است آیت الله منتظری می گویند: «شما حق ندارید زندانی را مجبور کنید به توبه کردن، بعد بگویید باید با ما همکاری کنی، بعد بیاوریدش پشت تلویزیون، مصاحبه کنید.» (مبانی فقهی حکومت اسلامی، جلد چهارم صفحه ۸۴). من همین مطلب را درباره فردی که اعترافاتش از تلویزیون پخش شد نوشتم و عده‌ای در جواب گفتند وقتی کسی دروغ گفته و یا آبروی نظام را برده است دیگر حرمت ندارد و نمی توان به استناد حرمت و حیثیت او مخالف پخش مصاحبه‌اش بود. اگر فرض کنیم همه مقدمات این ادعا درست باشد اما نتیجه‌اش باطل است زیرا مدعی این را نفهمیده است که ممنوعیت شکنجه و وجوب حرمت و حیثیت درباره افراد بی‌گناه که محل نزاع نیست و جزو بدیهیات است. بحث درباره ممنوعیت شکنجه و وجوب رعایت حرمت و حیثیت متهم و مجرم است. حتی بردن افراد به جشن هم اگر موجب آسیب رساندن به شخصیت‌شان شود خلاف شرع است. از منظر حقوق بشری بعضی از مجازات‌ها که با تصویب مجلس، و بدون توجه به اجتهادهای جدید، قانونی شده هم مصداق شکنجه است. بنابراین گرفتن مصاحبه تلویزیونی خلاف اخلاق، خلاف قانون، خلاف شرع، خلاف حقوق بشر و جرم است».
با توجه به اهمیت و حساسیت این بحث که از زمان مجلس خبرگان قانون اساسی تاکنون یعنی چهل سال است مطرح بوده، انتطار داشتیم آقای رئیس جمهور وقتی مجبور به انتخاب می شوند حقوقدان بمانند و اکنون هم که رضایت ضمنی درباره پخش اعترافات نشان داده اند بازهم دیر نشده است و هرچند که اعتراف گیرندگان و پخش کنندگان، تابع ایشان نبوده و کار خود را خواهند کرد اما رئیس جمهور می توانند راه خویش را در این مورد جدا کرده و به استناد همان حقوق شهروندی و به استناد حکمی فقهی که مسئولان نظام هم دست کم در نظر آن را محترم شمردند مخالفت خویش را با پخش اعترافات به عنوان یک روش، اعلام و آن جمله را که شائبه رضایت دارد اصلاح و جبران کنند.




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 January 2020 [4]
 December 2019 [7]
 November 2019 [7]
 October 2019 [12]
 September 2019 [10]
 August 2019 [9]
 July 2019 [6]
 June 2019 [5]
 May 2019 [10]
 April 2019 [7]
 March 2019 [8]
 February 2019 [14]
 January 2019 [5]
 December 2018 [12]
 November 2018 [6]
 October 2018 [4]
 September 2018 [6]
 August 2018 [8]
 July 2018 [6]
 June 2018 [8]
 May 2018 [5]
 April 2018 [6]
 March 2018 [8]
 February 2018 [10]
 January 2018 [8]
 December 2017 [7]
 November 2017 [5]
 October 2017 [4]
 September 2017 [4]
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [4]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1354 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.