جمعه 27 تیر 1399

سه محکوم به اعدام آبان در غیاب جامعه مدنی

001.jpg

عمادالدین باقی
روزنامه سازندگی، شنبه 28تیر1399 ش 705 صفحه یک.
https://t.m/emadbaghi
صرف نظر از اینکه بروز شورش های کور اجتماعی ناشی از فقدان جامعه مدنی است و اگر جامعه مدنی وجود داشته باشد که بتوانند مطالبات مردم را نمایندگی و تعدیل کرده و به کرسی بنشاند و حتی تجمعات اعتراضی را به صورت سازمان یافته و مدیریت شده برگزار کند آسیب کمتری متوجه جامعه خواهد شد اما یکی از پیامدهای مهم حقوقی را در رسیدگی قضایی به پرونده محکومان آبان98 می توان نشان داد. از زمانی که حکم اعدام صادر شد در جلسه ای از وکلا، خانواده و فعالین مدنی، اراده قاطع بر این بود که مسیر نقض حکم ناعادلانه به شیوه حقوقی دنبال شود. تلاش سخت و سنگینی برای جلوگیری از راه اندای کمپین رسانه‌ای به عمل آمد. با وجود فشارها و پیگیری های متعدد از طریق رسانه های داخلی و برون مرزی برای پیگیری موضوع با این مسئله مخالفت شد فقط از بیم آنکه جریانات دیگری که هدفشان نجات جان محکومان به اعدام نیست و حتی ممکن است اعدام این جوانان خوراکی برای پیشبرد اهداف سیاسی آنان باشد سعی بر این بود که به شیوه حقوقی عمل شود در ماجرای پرونده در باتلاق کشمکش‌های سیاسی حکومت اپوزیسیون نیافتد و برای حکومت چنانی حیثیتی نشود که از ترس آنکه شکستن این حکم عقب نشینی تلقی شود و بر یک حکم غلط پافشاری کند در واقع راه را برای اینکه حکومت بتواند آبرومندانه از این حکم نادرست بیرون بیاید گشوده باشیم.
آنچه که امید به پیروزی در این تلاش حقوقی را بیشتر می‌کرد این بود که حکم صادره چنان سست و بی بنیاد بود که بدون شک انتشار متن آن و لوایح دفاعیه وکلای ارجمند، لطمه سنگینی به اعتبار کل قوه قضاییه خواهد بود به همین روی امید زیادی بود که در دیوان عالی کشور حکم دادگاه بدوی نقض شود. با توجه به این که بدون تردید اگر این حکم به اکثر شعبات دیگر دیوان عالی کشور می‌رفت نقض می شد تایید چنین حکمی در یکی از شعبات دیوان عالی کشور بار دیگر نشان می دهد که وجود چند شعبه خاص چگونه میتواند با اعتبار صدها قاضی و کل دستگاه قضایی بازی کند و فاجعه آمیزتر اینکه وقتی استقلال دستگاه قضایی از دستگاه امنیتی رعایت نشود و عوامل امنیتی بتوانند اعمال نفوذ کنند در دیوان عالی کشور بدون این اینکه تعیین شعبه در سایت ثنا ثبت شود و علیرغم پیگیری مکرر وکلا برای اطلاع از اینکه پرونده به کدام شعبه ارجاع شده یا پاسخی نمی دهند و یا می‌گویند محرمانه است! در حالی که این ادعایی کاملاً غیرقانونی و ناشی از نفوذ های فراقانونی در مورد پرونده بود و متاسفانه سرانجام بدون حضور وکیل و متهمان، شعبه ایکس دیوان عالی کشور (که بعداً معلوم شد شعبه19است) تصمیم می‌گیرد. مگر می‌شود در مورد جان آدمی و در مورد پرونده ای به سنگینی، بر خلاف قانون و بدون حضور وکیل و متهمان و استماع مجدد دفاعیات آنها، حکم اعدام را تایید کرد؟
تاسف آور است که چنین مسائلی امروزه مطرح شود آن هم پس از ۴۰ سال از تشکیل حکومت در کشوری که حتی در دوره پهلوی هم دستگاه قضایی اش کارنامه درخشانی داشت و شاه به خاطر اینکه قوه قضاییه زیر بار اعمال نفوذ او نمی رفت مجبور بود پرونده های سیاسی را در دادسرای نظامی که تحت نفوذ خودش بود رسیدگی کند. اما این فاجعه اکنون رخ داده است. این مسئله نشان می دهد که اگر جامعه مدنی فعال بود، اگر فشار می آورد. اگر امکان گفت و گو و ارتباط آنها با مسئولین قضایی و با قضات میسر بود و دست کم همان اندازه که نیروهای امنیتی امکان ارتباط دارند نیروهای مدنی هم امکان ارتباط داشته باشند قطعاً چنین خطایی که موجب خسران و آبرو ریزی باشد نبود. جالب است که در مورد معترضین آبان ماه آنقدر وجدان عمومی آنها را محق دانست که حتی مقام رهبری هم دستور داد: 1- کشته شدگان حوادث شهید محسوب شوند، 2- از کسانی که در جریان تظاهرات اعتراضی به هر نحو جان خود را از دست داده‌اند دیه پرداخت و از خانواده‌های آنان دلجویی شود. 3- از خانواده معترضانی که در درگیری ها آسیب دیده اند نیز دلجویی شود.4- از همه مهم تر اینکه تصریح شده است حتی در مورد آن دسته از قربانیان حوادث اخیر نیز که به صورت مسلحانه و در درگیری با نیروهای حافظ امنیت کشته شده اند پس از بررسی وضعیت و سوابق خانواده آنان، حساب خانواده‌های موجه و آبرومند از فردی که اقدام به عمل مجرمانه نموده جدا شود و خانواده‌های آنان مورد توجه و دلجویی قرار بگیرند.
و 5- در مورد گروه سوم که درگیری مسلحانه با نیروهای حافظ امنیت داشته اند و مشکوک به شرارت بوده اند هم تصریح کرده اند که «رافت اسلامی» وتوجه به خانواده‌های شان لحاظ شود.( مطبوعات 14 آذر1398). حکم دادگاه در تضاد با این دستورات و در تضاد با وجدان عمومی و چنگ کشیدن به صورت مردم بود.
درست در زمانی که در پی کشته شدن جورج فلوید در آمریکا، اعتراضات گسترده مدنی در شهرهای مختلف آمریکا رخ داده و رسانه های حکومتی ایران شبانه‌روز با بزرگ کردن صحنه های خاص می‌خواهند وانمود کنند که حتی در دموکرات ترین کشور دنیا هم اعتراضات مدنی با خشونت و سرکوب مواجه می شود تا به این وسیله بتوانند غیرمستقیم رفتارهای خود را با اعتراضات مردمی در ایران از جمله اعتراضات آبان ماه را توجیه کنند شعبه در دیوان عالی کشور حکم اعدام ۳ سه نفر از معترضین آبان ماه را تایید می کند. بدون توجه به این که آنچه از نظر وجدان عمومی مهم است فقط مقایسه تعداد کشته شدگان اعتراضات و نیز محکومان حوادث است. مردم می‌گویند به گفته رئیس اصولگرای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، حداقل در اعتراضات ۲-۳ روزه آبان ۲۳۰ نفر کشته شده اند اما در اعتراضاتی گسترده تر در آمریکا چنین فجایعی رخ نداده است. همچنین در اعتراضات آمریکا هیچ کس به خاطر شرکت در اعتراضات یا شکستن شیشه بانک و آتش زدن لاستیک وغیره محکوم به اعدام نشده اما اگر کسی متن حکم و پرونده محکومان حوادث آبان را بخواند و ببیند که سه جوان (که یکی از آنها دچار بیماری حاد است و حتی پیش از آن هم داروهای افسردگی استفاده می کرده) محکوم به اعدام شده اند آن وقت دیگر برای دستگاه تبلیغی و سیاسی و قضایی چه می ماند؟ این مسئله فقط ناشی از فقدان ارتباط جامعه مدنی با نهادهای قدرت است. اگر امکان ارتباط جامعه مدنی و وکلا با دستگاه سیاسی و قضایی وجود داشت، اگر امکان ارتباط و گفتگوی حقوقی با قضات دیوان عالی کشور وجود داشت، قطعاً این حکم رد می‌شدو باعث سربلندی و افتخار برای کشور بود نه باعث ننگ. دست کم به همان اندازه که نهادهای امنیتی امکان ارتباط و تاثیرگذاری دارند باید نهادهای مدنی هم امکان تعامل داشته باشند تا موازنه برقرار شود و حکم ناعادلانه صادر نشود.
برای انسان مدنی بالطبع، جامعه مدنی، به ویژه در دوران معاصر و زمانه به قول دورکیم «تراکم اخلاقی»، یک ضرورت حیاتی است و این نیاز وقتی با مانع روبرو شود راه دیگری را می جوید. در غیاب جامعه مدنیِ پیوسته و نهادهای هویت دار است که آدمیان و این نیازشان به سرزمین مجازی کوچ می کند و هشتک ها و خبرها و امواجی در فضای عمومی تولید می کند که گرچه گاهی سودمند است اما گاهی هم هزینه اش برای همگان و خود حکومت بیش از ان است که تصور می کند. سرزمین آزاد مجازی در کنار یک جامعه مدنی نیرومند یار شاطر است نه بارخاطر.
نیکبختانه نگاه مساعد نسبت به رسانه های داخلی و تعامل های حداقلی سبب شده است خود قوه قضاییه از ابتدا نسبت به حکم صادره شعبه 15 نظر ناموافق داشته و در پی نقض آن باشد به همین دلیل سخنگوی قوه قضاییه در نشست سه شنبه24 تیر99 ضمن اعلام اینکه حکم صادره در دیوانعالی کشور تایید و به اجرای احکام فرستاده شده است افزود:« اجرای احکام یک فرایند قانونی داردو ممکن است در فرایند قانونی با اعمال ماده ۴۷۷ و دیگر فرایند‌ها؛ نتیجه پرونده، تغییر کند» اما در حالی که ارسال به اجرای احکام یک فرایند عادی اداری است نه لزوما اجرای اعدام، اما رسانه های خاصی با حذف بخش مربوط به ماده477 و بزرگ کردن ارسال به اجرای احکام، وانمود کردند حکم اعدام فردا ( روز گذشته) اجرا می شود در حالی که این نوع فضا سازی ها ممکن بود جان این افراد را به خطر افکند و قوه قضاییه را از بیم متهم شدن به عقب نسینی به واکنش نامطلوب وادارد اما خوشبختانه رفتار هوشمندانه رسانه های داخلی و وکلا و خانواده محکومان، مانع از این اتفاق شده و با درخواست اعمال ماده477 از ریاست قوه قضاییه توسط وکلا و موافقت هایی که شنیده شده است امید به نقض حکم ناعادلانه این سه تن فزونی گرفت.
اما مسئله اصلی که باید حل شود تعطیل شعبات خاص، شفاف سازی، تعامل با جامعه مدنی و مطبوعات و افکار عمومی و در کل جلوگیری از بروز این حوادث تلخ است. دادگاه روز سه شنبه 24 تیر درباره متهمان بیانیه موسوم به 77 نفر نیز نمونه دیگری است که می تواند از هم اکنون با گفتگو و تعامل به نتایجی در جهت توسعه و تضمین ازادی های مدنی بینجامد و موجب سربلندی همگان باشد.
(تیتر اول صفحه: «درغیاب جامعه مدنی» سوتیتر ذیل آن «درخواست وکلا برای عفو تقدیم قوه قضاییه شد» مربوط به مقاله عمادالدین باقی نیست و ظاهرا خبرنگار هم اشتباه کرده و منطورش درخواست اعمال ماده ۴۷۷ بوده است.
همچنین در نسخه ای که برای روزنامه ارسال شده بخاطر رعایت مصلحت روزنامه برخی کلمات و جملات تغییر داده شده اند ولی در اینجا نسخه اصلی می آید)
کانال گفتارهای باقی https://t.m/emadbaghi
اینستاگرام emadeddinbaghi
وبسایت www.emadbaghi.com
فیس بوک Emadbaqi@




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 August 2020 [1]
 July 2020 [10]
 June 2020 [9]
 May 2020 [14]
 April 2020 [14]
 March 2020 [12]
 February 2020 [11]
 January 2020 [7]
 December 2019 [7]
 November 2019 [7]
 October 2019 [12]
 September 2019 [10]
 August 2019 [9]
 July 2019 [8]
 June 2019 [5]
 May 2019 [10]
 April 2019 [7]
 March 2019 [8]
 February 2019 [14]
 January 2019 [5]
 December 2018 [12]
 November 2018 [6]
 October 2018 [4]
 September 2018 [6]
 August 2018 [8]
 July 2018 [7]
 June 2018 [8]
 May 2018 [5]
 April 2018 [6]
 March 2018 [8]
 February 2018 [10]
 January 2018 [8]
 December 2017 [7]
 November 2017 [5]
 October 2017 [4]
 September 2017 [4]
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [4]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1431 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.