دوشنبه 30 تیر 1399

تحلیل عمادالدین باقی از سیر نقض حکم اعدام سه متهم: فشار رسانه ای تیغ دو دم است

20.jpg

21.jpg


سازندگی، ش 708 سه شنبه 31تیر1399 ص1و2و3 (چندکلمه در روزنامه تغییر کرده و اینجا متن اصلی می آید).
سیما پروانه گهر: رییس قوه قضاییه امروز می گوید تمام مراحل دادرسی دستگاه قضا بر اساس«حق و عدل» است و جو سازی ها در صدور احکام قضایی تاثیر ندارد....
*با توجه به این که به گفته وکلا هیچ اتهامی از قبیل قتل و تجاوز و سرقت در پرونده این سه متهم مشهود نیست آیا حکم اعدام از اساس تناسبی با موارد صورت گرفته از طرف متهمین دارد.
بدون شک این افراد مطلقا بی گناه نبوده و اتهاماتی متوجه شان هست ولی نباید فراموش کرد که سن انها نزدیک به نیمی از عمر جمهوری اسلامی است و اینها محصول دوره جمهوری اسلامی اند. اما حرف دقیق این است که دو دسته اتهام مطرح بوده. یک دسته اتهامات عادی مانند سرقت و خروج غیر قانونی از کشور و غیره. هرچند متاسفانه بعضی مسئولین گفتند سرقت مسلحانه تا محاربه را توجیه کنند اما خلاف واقع بود. اتهام دو نفر از انها سرقت یک موبایل بود که با چاقو طرف را فقط تهدید کرده بودند و بعد هم موبایل را برگرداندند و شاکی هم رضایت داده بود. بنابراین طرح این اتهام بی مورد بود. خروج غیر قانونی هم چند ماه محکومیت دارد. پس حکم اعدام در این موارد بی اساس بود. شرکت در تجمع انهم به استناد فیلمی که در گوشی موبایل انها پیدا شده با توجه به اظهارات رییس جمهور که گفت کسانی که حتی لاستی اع ک هم اتش زدند اما با سازمان های برانداز متبز نبودند نباید مجازات شوند و رهبری هم گفتند از معترضین دلجویی شود حتی حکم زندان هم بخاطر شرکت در تجمعات نادرست بود چه رسد به حکم اعدام. این عدم تناسب جرم و مجازات به حدی بود که می توان گفت تمام اعتبار قوه قضاییه را هدف گرفت.
حکایت خیلی معروفی است که همه شنیده اید. می گویند به چرچیل خبر دادند سراسر انگلستان را فساد فرا گرفته و ادارات رشوه می گیرند. چرچیل پرسید وضع دادگستری چطور است؟ گفتند آنجا هنوز فاسد نشده. او هم گفت پس هنوز امید به اصلاح وجود دارد چون اگر دستگاه قضا فاسد شد دیگرامیدی به اصلاح نیست. این حرف درستی است و معنایش این هست که برخلاف تصور عامه که قوه مجریه را خیلی مهم می داند در اصل قوه قضاییه است که باید درست شود و در رعایت عدالت وسواس داشته باشد. صدای مردم را بشنود و پناهگاه مردم باشد نه خانه هراس. اینکه در دوره قبلی بعضی از مسئولین قضایی با فهم نادرستی از قاطعیت قضایی فکر می کردند دیگران باید از قوه قضاییه بترسند یعنی از بن بردن اساس صلاح و اصلاح در کشور.

* برخی معتقدند ارسال لایحه اعاده دادرسی دیر صورت گرفت . از دو جه این مساله قابل بررسی است نخست این که وکلا در اینباره کوتاهی کردند و دوم این که فشار روانی و شبکه های اجتماعی منجر به هدایت پرونده به این سمت شد. ارزیابی حضرتعالی از این مساله چیست؟
لایحه اعاده دادرسی به موقع تحویل شد اما هرچه وکلا تلاش می کردند بفهمند پرونده کدام شعبه رفته پنهان کاری می شد در حالی که برخلاف روال عادی و اداری قوه قضاییه بود که مرحله به مرحله پرونده ها در سایت ثنا ثبت می شود و مردم می توانند ان را دنبال کنند. استراتژی وکلا و گروه حقوقی پیگیر پرونده این بود که در فضایی آرام و با پیگیری حقوقی کار را دنبال کنند لذا در چندماهی که از صدور این حکم گذشته بود هیچ فضا سازی رسانه ای وجود نداشت و بلکه با سختی زیادی از ان ممانعت کردند اما وقتی با پنهانکاری حکم ابرام شد رشته کار از دست همه در رفت و دهها منفذ وجود داشت برای درز خبر و خود قوه قضاییه هم با خبررسانی و تایید شایعات به ان دامن زد. نقش شبکه های اجتماعی می توانست هم مثبت باشد و هم خطرناک.


* در مقابل برخی معتقد هستند که موجی که توسط شبکه های اجتماعی به راه می افتد بعضا تاثیر منفی نیز بر این پرونده دارد . آیا تاثیر منفی از نظر شما غالب بر اثرات مثبت این همبستگی های اجتماعی است ؟
توسل به فشاراجتماعی و رسانه ای در مسائل قضایی کشورهایی مثل ما تیغ دو دم هستند. در کشورهایی که نقد آراء محاکم آزاد است وضعیت متفاوت است اما در کشور ما با توجه به اینکه اوضاع سیاسی شکل عادی ندارد و گاهی یک موضوع تبدیل به محل نزاع و کشمکش و قدرت نمایی گروه های حاکم و غیر حاکم می شود و از یک طرفه اپوزیسیون از آن به عنوان حربه علیه حکومت استفاده می‌کنند و از طرف دیگر حکومت برایش حیثیتی می‌شود، حتی اگر بداند که خطایی در صدور حکم صورت گرفته اما پذیرش آن خطا تلقی به عقب نشینی در برابر فشار می شود لذا حکومت برای اثبات اقتدار خود و شکست دادن موجی که از ناحیه اپوزیسیون برانداز وارد می‌شود بیشتر بر آن اصرار و اقدام می‌کند. ما نمونه‌های زیادی را در سال های گذشته دیده ایم که این اتفاق افتاده است یک نمونه دلارا دارابی بود و چند نمونه دیگر که علیرغم فشارهای نهادهای حقوق بشری حکومت اعدام کرد یا حتی وقتی که برای اولین بار مجمع عمومی سازمان ملل در تاریخ این سازمان قطعنامه ای را در اعتراض به اعدام ها در ایران صادر کرد چند روز بعد یک اعدام دسته‌جمعی انجام شد و فیلم آن را از تلویزیون نمایش دادند تا به آنها نشان بدهند که حکومت اسلامی تسلیم فشار نمی شود اما گاهی اوقات ممکن است فشارها به شکل منطقی و اقناعی و به ویژه با منشاء داخلی تاثیر مثبت داشته باشد به همین دلیل در جریان هشتک اخیر به شدت نگران بودیم این هشتک از یک طرف باعث شده بود که بعضی از جریانات داخلی به قوه قضاییه فشار بیاورند که نقض حکم به معنای وادادگی و انفعال در برابر فشار فضای مجازی است که و اظهار می کردند بسیاری از آنها رباط هستند. حتی اگر رباط هم نباشند از لحاظ کمی اینها اول امجازی اند و دوم اینکه اقلیت اند. از طرفی حضور چهره های موجه در این کمپین مانع از نادیده گرفتن آن می شد از طرف مقابل حضور عناصر و جریانات مسئله‌دار که حتی افکار عمومی و ناراضیان هم با آنها مشکل دارند می‌توانست نتیجه را معکوس کند. در چنین شرایطی وضعیت بسیار حساس بود و مدیریت این وضعیت و تلاش برای انتقال مرجعیت رسانه‌ای به داخل کشور و حضور فعال‌تر مطبوعات و رسانه‌های داخلی یکی از راه‌های مقابله با غلبه دم منفی تیغ بود. بطور کلی ما معتقدیم در پرونده های قضایی اصل و تقدم بر فعالیت حقوقی است ولی اگر راه های حقوقی بسته شد و لابی ها جواب نداد و حکم هم ناعادلانه بود به عنوان آخرین راه باید اطلاع رسانی و کار رسانه ای کرد آنهم با منشا داخلی.

* دستور مقام رهبری در ارتباط با حوادث آبان رافت اسلامی بود . آیا این سه متهم و دیگر موارد پرونده های مربوط به حوادث آبان 98 با این رافت اسلامی محاکمه شده اند؟
دادگاه بدوی بدون رعایت تشریفات دادرسی و بدون توجه به دفاعیات متهمان و بدون رعایت معیارهای قانونی مبادرت به صدور حکم کرده و هزینه سنگینی را تحمیل کرده است به همین دلیل بود که خود قوه قضاییه در پی نقض آن از طرق قانونی بود. اگر حکم استوار بود که قوه قضاییه از آن دفاع می کرد. متاسفانه در دیوان هم اگر پنهان کاری نمی شد و اجازه می دادند وکلا و متهمان دفاع کنند و به لوایح توجه مید قطعا این حکم ابرام نمی شد چون یاساسا یکی از نکات لایحه دفاعیه همین بود که این برخورد در تعارض با راهبرد تعیین شده شورای امنیت ملی و رهبری در دلجویی از معترضان است.

*انحصارا در مورد پرونده سه متهم مذکور چه پیش بینی دارید؟ آیا گشایش بیشتری حاصل می شود؟
اطمینان دارم حکم نقض می شود چون بسیار سست است و با همین قوانین موجود کشور قابل دفاع نیست.

*آنچه در پرونده این سه متهم مشهود بود نشان از کنش و واکنش در جامعه مدنی و دستگاه قضایی داشت . آیا می توان امید داشت که فارغ از طرح پرونده های خاص این کنش و واکنش ادامه داشته باشد و دستگاه قضا به طور خاص و حاکمیت به صورت عام تر صدای جامعه را از هر طریقی – به طور مثال شبکه های اجتماعی – بیش از پیش شنوا باشد؟ یا این که دست اندازهای زیادی برای تسهیل این ارتباط در پیش رو داریم.
شعار قوه قضاییه تحول و اصلاح است . در این چهل سال بسیاری از شعارهای خوب در حد حرف‌ها مانده اند و در نتیجه مردم دیگر به سختی اعتماد می کنند. از یکطرف حکومت باید این اب رفته را به جوی بازگرداند و از طرف دیگر آیا می‌توانیم به استناد آن سابقه شعارهای خوب را تخطئه کنیم؟ به گمان من اگر شعار خوبی روزنه امیدی به تحقق باز کرد باید از آن پشتیبانی کرد. اصلاح چیزی جز این نیست و هر راهی جز این منجر به ویرانی است. البته به خوبی می دانیم که موانع حقیقی و حقوقی نیرومندی وجود دارد، می دانیم که قانون اساسی به گونه ای طراحی شده که استقلال قوه قضاییه را با چالش مواجه می کند و می دانیم در ساختار حقیقی نهادهای قدرتمندی جاخوش کرده اند که اجازه استقلال قضایی ایده آل را نمی دهند اما هرگاه اراده ای پیدا شد باید آن را حمایت کرد. در درون خود قوه قضاییه پتانسیل عظیمی نهفته است قضات منصف، مستقل و شریف فراوان وجود دارد. وقتی که از یک اقدام قوه قضاییه استقبال می‌شود حرف و حدیث ها درست می کنند. اقدام اخیر قوه قضاییه ارزشمند است اما با یک گل بهار نمی شود. باید قوه قضاییه نشان بدهد که یک پکیج اصلاحی دارد و معلوم بشود که آنچه در قضیه سه محکوم اعدام آبان ماه رخ داد یک اتفاق موردی نیست بلکه جزئی از یک برنامه کلان اصلاحی است. بدون شک نشان‌دادن نشانه‌های چنین پکیج اصلاحی اقدامات دیگر را باور پذیر می‌کند و شبهه‌ها و شائبه هایی مانند تظاهر محبوبیت سازی و فشار پذیری و غیره را می تاراند.


*تاثیر واکنش چهره هایی هم چون چهره های حکومت قبل یا رییس جمهور آمریکا تا چه اندازه بر این دست از پرونده ها منفی خواهد بود.
با توجه به اینکه دولت امریکا و ترامپ رسما وارد مخاصمه شده اند و صراحتا از تغییر حکومت ایران می گویند و جنگ اقتصادی که ویرانگرتر از جنگ نظامی است را چندسال است شروع کرده اند تاثیر این مواضع ترامپ منفی است ولی خوشبختانه این هوشمندی در اینجا وجود داشت که بفهمند انها قصد دیگری از این بیانیه ها دارند و اعدام در ایران خوراک انها علیه این کشور است. از طرفی نه تنها مردم این دخالت ها را نمی پذیرند که دیدم حتی عده ای از مخالفان حکومت هم به شدت به ترامپ تاخته بودند و گفته بودند تو که با تحریم ها باعث مرگ عده زیادی از ایرانیان بر اثر فقدان دارو شده ای دفاع تاز این سه محکوم عملی مزورانه است. بعضی هم به حمایت او از جنایت های یمن و سعودی استناد کرده بودند.

* شما به عنوان کنشگر و نظریه پرداز و محقق حقوق بشر که علاوه بر فعالیت های عملی، کتاب ها و مقالات زیادی در این نوشته فکر می کنید در برابر چنین احکامی باید چگونه رفتار کرد؟ بالاخره این نوع پرونده ها در طول سال های گذشته به کرات اتفاق افتاده اند و جنجالی درست شده ولی هیچوقت بطور اساسی حل نشده و همه تلاش های مقطعی بوده و بعضی ها معتقدند بیهوده است. آیا باید محکوم کرد و اعتراض کرد یا بر تغییر قوانین پافشاری اصرار کرد یا همین مسیر فرساینده را ادامه داد؟
ببینید اساسا حقوق بشر از ابتدا که یک بسته حاضر و آماده نبوده بلکه در طول زمان و دهه ها با همین مسیرهای فرساینده به اینجا رسیده است. فراوانند کسانی که از حقوق بشر دم می‌زنند اما حقوق بشر را همه جانبه نمی شناسند حقوق بشر یک ارمان است اما در حد آرزو نمی ماند.مهم‌ترین ویژگی حقوق بشر آرمانی است که با واقع گرایی توام می‌شود. بدون واقع‌گرایی حقوق بشری، حقوق بشر هم نمی‌تواند به پیش برود. با وجود اینکه حقوق بشر در دنیای ذهنی و آرمانی نماند و به نهادهای قدرتمندی تبدیل شده است اما می بینیم که در جامعه جهانی بعد از گذشت 70 سال از اعلامیه جهانی حقوق بشر در کجا قرار دارد حالا تصور کنید و در واقع گرایی نبود امروز چه وضع وخیم تر و ناهنجارتری داشتیم.
جریان واقع گرایی در حقوق بشر و جریان ایده آلیستی حقوق بشر گاهی اصطکاک پیدا می‌کنند. آنها که نگرش ایده آلیستی دارند فقط به آرزوها و آرمان ها فکر می‌کنند نه به تغییر واقعیت، بیشتر به تفسیر آن می‌اندیشد نه تغییر. نتیجه آن می‌شود که گاهی ممکن است نه تنها راه پیشرفت حقوق بشر را سد کنند که حتی ناخواسته برای آن مانع هم ایجاد می کنند و باعث ایجاد تضادها و تقابل‌هایی می شوند که به سود قربانیان حقوق بشر نیست. از جمله اینکه اصلاً برای نجات جان یک زندانی ممکن است لازم باشد که شما تعامل کنید اما دیدگاه ایده آلیستی، دیدگاه سیاه و سفید کردن است و اینکه حکومت اگر ناقض حقوق بشر باشد به هیچ وجه نباید با آن گفتگو کرد. چون بیشتر منطق انقلابی و دگرگونی خواهی فوری و عملی و یا همه یا هیچ است در حالی که منطق حقوق بشری بشری منطق: فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ (الزلزلة - 7) است یعنی هرکس به اندازه ذره ای خیر یا ذره ای شر انجام داده باشد دیده می شود و در نظر گرفته می شود.
من برای اینکه نشان بدهم هم نهادهای بزرگ حقوق بشری بشری و هم فعالان برجسته حقوق بشری دنیا بیشتر واقع گرا بودند و اتفاقاً موفق ترین آنها واقع گرا ترین آنها بوده اند می توانم مثال های مهمی بزنم اما برای اینکه نیازمند وقت بیشتری از یک مصاحبه محدود است و اجمال در بحث باعث شد ابهام و سوء تفاهم میشود از ذکر موارد و مصادیق مهم آن فعلا عبور می کنم و به فرصت دیگری موکول می‌کنم فقط یک مثال ذکر می‌کنم آن هم مرحوم دکتر احمد عثمانی است که پس از سال ها تحمل زندان در تونس وقتی که به فرانسه رفت سازمان اصلاحات جزایی بین المللی (Penal Reform International) را تاسیس کرد و در ۱۵۰ کشور دنیا فعالیت داشت و تاثیرات بسیار محسوسی در اصلاحات جزایی داشت از جمله در کشور خودمان ایران. او دائم در سفر بود و گاهی به بعضی کشورهایی سفر می‌کرد که رسماً ناقض حقوق بشر بودند اما او نمی گفت که چون این دولت ها ناقض حقوق بشرند نباید در مورد اصلاحات جزایی با آنها حرف زد و یا اینکه باید حکومت را سرنگون کرد بعد به فکر اصلاحات جزئی بود. او با همان واقعیت موجود کنار می‌آمد و تعلیق به محال و موکول به آینده دور و احتمالات بعیده و اینکه آیا این حکومت ها عوض بشود یا نشود نمی کرد . با همه حکومت هایی در دنیا که بودند و رفت و آمد داشت و تاثیرات سازنده در آنها گذاشت.
بارها و بارها در کتاب و مقاله و سخنرانی و مصاحبه ایده آل و آرمان خود را درباره اعدام بیان کرده ام اما هیچ وقت از این ایده آل ها برای خود تله ای نساخته ام بلکه واقع گرایی و نسبیت گرایی را لحاظ می‌کنم اگر لازم باشد با دستگاه قضایی تعامل کنم چنین می کنم، گفت‌وگو می‌کنم و برخی محظورات شان را کاملا درک می کننم، برای جلب رضایت هم لازم باشد اقدام می‌کنیم و به امید اینکه روزی روزگاری دستی از غیب برون آید و کاری بکند و تغییری رقم بزند و سر سفره آماده ای از آرزوها ایده آل ها بنشینیم، منتظر نمی مانیم.

کانال گفتارهای باقی https://t.m/emadbaghi
اینستاگرام emadeddinbaghi
وبسایت www.emadbaghi.com
فیس بوک Emadbaqi@





 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 August 2020 [1]
 July 2020 [10]
 June 2020 [9]
 May 2020 [14]
 April 2020 [14]
 March 2020 [12]
 February 2020 [11]
 January 2020 [7]
 December 2019 [7]
 November 2019 [7]
 October 2019 [12]
 September 2019 [10]
 August 2019 [9]
 July 2019 [8]
 June 2019 [5]
 May 2019 [10]
 April 2019 [7]
 March 2019 [8]
 February 2019 [14]
 January 2019 [5]
 December 2018 [12]
 November 2018 [6]
 October 2018 [4]
 September 2018 [6]
 August 2018 [8]
 July 2018 [7]
 June 2018 [8]
 May 2018 [5]
 April 2018 [6]
 March 2018 [8]
 February 2018 [10]
 January 2018 [8]
 December 2017 [7]
 November 2017 [5]
 October 2017 [4]
 September 2017 [4]
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [4]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1431 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.