سه شنبه 8 مهر 1399

صلح؛ قربانی پرسش های بی پاسخ

عمادالدین باقی
روزنامه ایران؛ شماره ۷۴۵۵ دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۹ صفحه ۱۴ (اندیشه)‏
شاید کم و بیش این سخن ویل دورانت را که باستانی پاریزی هم در کتابش نقل می کند شنیده باشید که: ‏جنگ یکی از عناصر پایدار تاریخ است ، از 3421 سال تاریخ مدوّن که در تمدن بشری ثبت شده ، فقط ‏‏268 سال بدون جنگ گذشته است(درسهای تاریخ، ترجمه احمد بطحایی،ص119) .به عبارت دیگر گویی ‏اساسا صلحی در کار نبوده است. صلح چیزی نیست مگر فاصله میان دو جنگ. از 1700 سال پیش از ‏میلاد تا کنون 8000 قرارداد صلح بسته شده که پایان 8000 صلح هم دوباره به جنگ کشیده شده (باستانی ‏پاریزی، نون جو و دوغِ گَو،348و347). تکرار جنگ ها مؤید آن است که جنگ هیچ مشکلی را حل نمی ‏کند ولی صلح هم مشکل جنگ را حل نمی کند.اما آیا این گزارش متعلق به گذشته است و آینده ‏دیگرگون است؟ آلوین تافلر هم چنین پیش بینی هایی می کرد و از جهانی متعلق به صلح در عصر ‏انفورماتیک سخن می گفت اما عکس آن رخ داد. ‏
پرسش این است که آیا اساسا جنگ برچیده شدنی است؟ چرا پیش بینی های خوشبینانه با شکست مواجه ‏می شوند؟ چرا صلح بهتر از جنگ است؟ شاید پرسش مضحکی به نظر آید اما واقعیت جهان از گذشته ‏تا امروز جدی تر از آن است که به این پرسش بخندیم. وقتی صلح به یک کالای فانتزی بدل می شود ‏برایش شعرها سروده می شود، موسیقی ساخته می شود، زینت بخش همایش ها و نمایش ها و جایزه ها ‏می شود. همایش ها برگزار می شوند و کتاب ها نوشته می شوند و تمام طول تاریخ تا امروز عبارتست از بیلان کار جنگ و صلح یا گزارش جنگ و صلح.
اهدای جایزه و راه اندازی کرسی صلح در دانشگاه و این قبیل کارها، نیز انجام ‏یک وظیفه اداری و بوروکراتیک است نه برای اینکه از فردای آن کارها، تغییری را احساس کنیم. با این ‏نگاه ها و عمل های تزیینی دیگر به اعماق صلح فرو نمی رویم. برای اینکه تغییری احساس کنیم رنجی ‏واقعی و بلاعوض را تحمل نمی کنیم. حتی وقتی از تبلیغ و ستایش صلح فراتر می رویم و کتاب در ‏فضیلت صلح می نویسیم چیزی نیست جز یک کالای فانتزی تفسیری یا یک تفسیر فانتزی. صلح خوب ‏است، صلح زیباست، صلح حقوق بشری است، پایه و مایه رونق اقتصاد و زندگی و صنعت و تجارت ‏است و.....‏
اما تجربه تاریخ دراز بشر نشان می دهد بحث صلح به این سادگی ها نیست. صلح رمانتیک جذاب است ‏ولی چرا با وجود اینهمه بحث از صلح و جایزه نوبل و جوایز دیگر چیزی تغییر نمی کند؟ امار فروش ‏سلاح ها همواره منحنی صعودی داشته و در همین چند سال اخیر نسبت به گذشته افزایش داشته است. ‏چرا؟
چون پرسش هایی که باید پاسخ داده شوند هنوز بی پاسخ مانده اند یا جواب ها در میانه انبوهی از بحث ‏های فلسفی گم شده و دیده نمی شوند. پرسش هایی از این قبیل که آیا حقیقت برتر است یا صلح؟ ‏هیروشیما و حمله به عراق صدام مصداقی از این پرسش و چالش است. کسانی که بطور مطلق با جنگ ‏مخالف اند می گویند فاجعه هیروشیما یک جنایت بود و کسانی که مدافع ان هستند می گویند اگر فاجعه ‏هیروشیما رخ نمی داد جهان شاهد کشتارهایی بیشتر از انفجار هیروشیما بود. درباره حمله به عراق هم ‏وقتی مطبوعات غرب به جرج بوش حمله می کردند که برخلاف دروغی که گفتند تا مجوز جنگ را ‏بگیرند بوش گفت وجود صدام از بمب اتم هم خطرناک تر بود و اگر حمله نمی کردیم جهان شاهد ‏کشتارهای بیشتری از مردم عراق بود.‏
بطور کلی بد بودن جنگ نباید ما را به مواجهه رمانتیک، اتوپیایی و غیر واقعی با موضوع جنگ بکشاند. ‏جنگ مطلقا مذموم است یا نیست؟ مثلا جنگ در مقام دفاع که مذموم نیست؟ آیا جنگ یکسره زشت ‏است؟ و صلح یکسره خوب است؟ اگر آری چرا؟ و اگر نه در چه شرایطی جنگ یا صلح خوب یا بد ‏هستند؟ و مرجع تشخیص آن کیست؟ همین مرجع تشخیص ها خودش یک مشکل بزرگ است.‏
باستانی پاریزی یک نویسنده صلح طلب می نویسد: من هم این قول ماکسیم گورکی را قبول دارم که هیچ ‏جنایتی نیست که جنگ آن را تجویز نکرده باشد اما واقعیت دیگری هم هست و آن اینکه بسیاری از ‏جهش های تمدنی و فرهنگی بشری در جهت تکامل، به وسیله همین جنگ حاصل شده است. من نمی ‏دانم شما درباره جنگ چه فکر می کنید؟ جامعه شناسان درباره این پدیده اجتماع بشری عقاید متضاد ‏دارند ولی یک چیز را مسلّم می دانند که از عوامل تکامل بشریت، یکی همین جنگ است، زیرا تقریبا ‏همه اختراعات بزرگ عالم بعد از جنگ های بزرگ پیدا شده، از استفاده از آتش گرفته تا اختراع باروت و ‏از ساخت منجنیق گرفته تا پنی سیلین و اتم و موشک و پرواز به آسمانها و رسیدن به مریخ و...! ‏‏(پیشین،348و349)‏
با وجود اینگونه نظریات آیا مفید و موافق بودن ملاک ارزیابی پدیده ای چون جنگ می تواند قرار گیرد؟ ‏آیا جهان ما جهان کشمکش خیر و شر است؟ چنانکه قدما و فلاسفه و علمای اخلاق سنتی، ‏سرشت ‏آدمی را ساخته شده از قوای سه گانه شهویه و غضبیه و وهمیه( قوه تعقل) ‏می دانستند، آیا جنگ ادامه قوه ‏غضبیه و جزو غرایز بشری و اجتناب ناپذیر است؟ ‏
آیا بشر می تواند یکسره عقلانیت شود چون عقل مانع جنگ است؟ اصلا اگر عقل سیطره یابد و ‏احساسات ‏خاموش شود آیا جنگ هم رخت بر می بندد یا برعکس خشن تر می شود و به قول مولانا «تا ‏جنینی کار خون آشامی است».‏
زمانی فکر می کردند جذام، روح شیطان است بعد معلوم شد یک بیماری قابل علاج است. زمانی فکر ‏می کردند برخی بیماری ها ویروس هستند جنگ ایا شبیه ویروس است آیا قابل انتقال است؟ اصلا کار ‏فروید را پیش برده ایم تا ببینیم جنگ با غریره جنسی نسبتی دارد؟ و اساسا آیا تا بشر نتواند به فرمول ‏واحد و همگانی درباره چگونگی برخورد با غریزه جنسی دست یابد می شود درباره صلح حرف زد؟ در ‏حالی که می بینیم بسیاری از متفکران و مردمان حتی حاضر به بحث درباره آن هم نیستند. ‏
بسیاری «آیا» های دیگر را می توان فهرست کرد که صلح در واقع قربانی بی پاسخ ماندن آنهاست. صلح ‏پیش نمی رود به همه این دلایل و به دلیل توهم. ما عادت کرده ایم تئوری توهم را دست کم بگیریم. ‏همین الان توهمات است که آرام آرام ما را بسوی جنگ می برد و حتی نمی توانیم از این توهمات ‏بگوییم و وقتی هم نوشتیم چاپ نشد چون ریسک داشت. در دنیا هم بسیاری از جنگ ها ریشه در توهم ‏دارند.‏
من البته به مناسبت های مختلف، پاسخ خود را به پاره ای از این سوالات داده ام و در مقاله ای که قرار ‏است بیش از 1500 کلمه نباشد نمی توان انها را بازگو کرد اما می شود دعوت کرد به اینکه صلح را از ‏ویترین بیرون آوریم و در زندگی جاری کنیم. اگر ان را جاری کنیم تمام نظامِ زندگیِ تک تکِ خود ما ‏مدافعان صلح هم زیر و رو می شود یا اینکه باید زیر رو شود تا صلح طلب باشیم زیرا مقتضیات باور به ‏صلح و پایبندی به لوازم و نتایج آن را یا نمی دانیم یا از آن می گریزیم یا خود را به کوچه علی چپ می ‏زنیم.‏
‏ از من نرنجید. ناراحت نشوید. پیشاپیش پوزش می خواهم. بگذارید در یک کلام بگویم صلح محقق نمی ‏شود چون آنانکه مدافع جنگ اند تکلیف شان روشن است که آنان با جنگ موافقند اما مشکل اینجاست که افرادی از صلح دفاع می‌کنند اما در عین دفاع ظاهری از صلح، جنگ را هم با خیر و برکت می دانند. در طول تاریخ از گذشته تا امروز بسیاری از ‏دیکتاتورها و جنگ طلبان در جهان هم مدافع سرسخت صلح هستند و درباره خوبی صلح سخن سرایی ‏ها کرده اند. اما انانکه مدافع صلح هستند نیز گرچه با این گروه خیلی تفاوت دارند اما بعضا یا دروغ می گویند ‏یا اینکه نمی دانند لوازم صلح طبی و ایمان به صلح چیست؟
من وقتی در زندگی، هزاران نفر را دیده ام که از ‏خدا ومعاد سخن می گویند، از رحم و شفقت سخن می گویند، اما وقتی پای بخشیدن دیگران و رضایت دادن به میان می آید سیل توجیهات ‏برای فرار از بخشش راه می افتد و به لوازم و نتایج واقعی این باورها(باور به خدا و باور به مهروزی) توجه ندارند می فهمم این مسئله تناقض میان باور و عمل یک عادت و ‏خلق و خوی عام است که به اشکال گوناگون خود را نشان می دهد. ما وقتی از صلح ‏بگوییم و خودمان به راستی مصلح شویم پیش از انکه جهان بیرون مان را دگرگون کنیم خودمان دگرگون ‏می شویم. زندگی خصوصی و عمومی تک تک مدافعان صلح را واکاوی کنیم ببینیم واقعیت چیست. من ‏اعلام می کنم در این صد میدان هنوز اندر خم یک کوچه ام.‏

باستانی پاریزی، محمد ابراهیم، « نون جو و دوغِ گَو»، تهران، دنیای کتاب، چاپ اول 1362‏

کانال گفتار های عمادالدین باقی
https://t.me/emadbaghi

اینستاگرام
https://instagram.com/emadeddinbaghi

وبسایت
www.emadbaghi.com

فیس بوک
https://facebook.com/Emadbaqi/




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 October 2020 [8]
 September 2020 [13]
 August 2020 [5]
 July 2020 [10]
 June 2020 [9]
 May 2020 [12]
 April 2020 [14]
 March 2020 [12]
 February 2020 [11]
 January 2020 [7]
 December 2019 [7]
 November 2019 [6]
 October 2019 [11]
 September 2019 [10]
 August 2019 [9]
 July 2019 [8]
 June 2019 [5]
 May 2019 [10]
 April 2019 [7]
 March 2019 [8]
 February 2019 [14]
 January 2019 [5]
 December 2018 [12]
 November 2018 [6]
 October 2018 [4]
 September 2018 [6]
 August 2018 [8]
 July 2018 [7]
 June 2018 [8]
 May 2018 [5]
 April 2018 [6]
 March 2018 [8]
 February 2018 [10]
 January 2018 [8]
 December 2017 [7]
 November 2017 [5]
 October 2017 [4]
 September 2017 [4]
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [4]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1452 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.