پنجشنبه 15 آبان 1399

لزوم فربه سازی «نهاد عفو»

#عمادالدین_باقی
شرق، شماره 3856 پنج شنبه ۱۵ آبان۱۳۹۹ ص ۱
موضوع عفو در جامعه ایران و به ویژه در فضای سیاسی آن با سو تفاهمات بزرگی روبروست و به ویژه در محیط های سیاسی با نوعی بدبینی و سوء ظن به ان می نگرند که این نگاه محصول شرایط سیاسی و دورانی است که پشت سرگذاشته ایم. عفو اما یک نهاد قانونی در همه نظام های حقوقی جهان است و در قوانین همه کشورها گنجانده شده و کمیسیونی به عنوان کمیسیون عفو تاسیس شده است.
پیش از انقلاب اسلامی چند قانون تحت عنوان قانون عفو عمومی و خصوصی تصویب شده بود.یکی از آنها «قانون راجع به عفو و بخشودگي و تخفيف پاره‌اي از محكوميت‌هاي سياسي و عادي» ‌مصوب 24 مهر1320 بود. ‌ در ایین دادرسی و قانون مجازات هم موادی به ان اختصاص داشت. پس از انقلاب هم همان رویه وجود داشت. فروردین سال 1358 لایحه قانونی رفع آثار محکومیت‌های سیاسی در شورای عالی انقلاب فرهنگی، همچنین در شهریور همان سال لایحه قانونی عفو عمومی‌متهمان و محکومان جزایی تصویب شد که دومی جایگزین قانونی با همان نام گردید که چندماه پیش در 18/2/1358 تصویب گردیده بود. در حال حاضر فصل يازدهم قانون مجازات اسلامی 1392 تحت عنوان« سقوط مجازات» است و مواد 96 و 97 و 98 آن اختصاص به مووضع عفو دارد و در موارد دیگری هم به نحو فرعی به مووضع بحث و اثار ان پرداخته است.
در ماده 488 آیین دادرسی کیفری هم گفته است باید در هر معاونت اجرای احکام کیفری، واحد سجل کیفری و عفو و بخشودگی تشکیل ‌شود. در چند ماده دیگر از ایین دادرسی درباره شرایط عفو نحوه اجرای توضیح داده است.
البته در اغلب نظام‌های دموکراتیک، موضوع عفو و تنظیم مبانی و مقررات آن به عهده نهاد قانونگذاری است ولی در ایران طبق اصل ۱۱۰ قانون اساسی نهاد عفو در اختیار رهبری گذاشته شده.
عفو افزون بر اینکه یک تکلیف شرعی است و آیات و روایاتی فراوانی دال بر عفو مجرم و قاتل و تاکید بر ترجیح عفو به جای مجازات وجود دارد( که چون فضای حروفی زیادی می طلبد به نوشتار دیگری موکول می کنم) یکی از الزامات حقوق بشری در مورد محکومان نیز هست. میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی در بند 4 ماده 6 از عفو آنهم برای محکومان به اعدام که مرتکب جنایت شده اند به عنوان یک حق یاد می کند نه یک لطف و می گوید: «هر محکوم به اعدامی حق خواهد داشت که در خواست عفو یا تخفیف مجازات بنماید. عفو عمومی یا عفو فردی یا تخفیف مجازات اعدام در تمام موارد ممکن است اعطاء شود».
گرچه واژه عفو و بخشش نسبت به گناهکاران بطور کلی زیبا و پرمعناست اما در خصوص زندانیان در اسناد بین المللی حقوق بشری گاهی تعبیر اخلاقی تر و مناسب تری برای آنان به کار رفته زیرا ممکن است برخی محکومیت ها عادلانه نباشد و تعبیر «آزادی پیش از موعد زندانیان» استفاده می شود.
در قاعده ۹ از قواعد حداقل استاندارد رفتار با زندانیان (موسوم به قواعد توکیو) گفته می شود:« مقام ذیصلاح باید حوزه گسترده ای از راه‌های جایگزین دیگر در مرحله پس از محکومیت داشته باشد تا از توسط به روش های تشکیلاتی و سازمان یافته مثل زندان اجتناب کند و به تسهیل الحاق مجرم در اولین فرصت به جامعه کمک کند.
تعیین تکلیف در مراحل پس از محکومیت می‌تواند شامل ترتیبات زیر باشد: (الف) مرخصی یا اعزام به مراکز انتقالی. (ب) آزادی برای کار یا آموزش. (ج) انواع آزادی مشروط. (د)عفو.
تصمیم گیری درباره تعیین تکلیف برای پس از محکومیت، بجز در مورد عفو باید بنا به درخواست مجرم قابل تجدیدنظر در مراجع قضایی و منابع مستقل دیگر باشد»(رویکرد حقوق بشری به مدیریت زندان، اندره کویل، سازمان بین المللی اصلاحات جزایی و انجمن دفاع از حقوق زندانیان).
در ایران واژه عفو به شدت لوث شده است. یکی به دلیل اینکه گاهی به افرادی که تشریفات دادرسی درباره آنها رعایت نشده و یا مجرم به معنای واقعی نیستند محکومیت داد شده و گرچه نسبت به اکثریت محکومان بسیار اقلیت هستند اما تاثیرش چشمگیر بوده و به گونه ای شده است که تصور می شود عفو یعنی کسانی که مرتکب جرم نشده اند جرم خود را می پذیرند اما واقعیت این است که عفو برای بسیاری از محکومان یک فرصت است برای بازگشت به زندگی عادی .
از طرفی نوع رفتاری که از طرف حکومت و از طرف مخالفان حکومت با مسئله عفو شده این نهاد حقوقی و حقوق بشری را در ایران بدنام کرده است به گونه‌ای که برخی از محکومان سیاسی بیم دارند که مسیر کمیسیون عفو را بروند و متهم بشوند به ندامت نامه نویس و توبه نامه نویس.
این میراث دوران #انقلابی_گری است. در دوران انقلابی گری که تضاد آنتاگونیستی بین جامعه و حکومت وجود دارد در واقع شکاف عمیق و تاریخی دولت-ملت است که اجازه نمی‌دهد نهادهای حقوقی و حقوق بشری مانند عفو و نهادهای مدنی که اساس کارشان بر تعامل است شکل بگیرند. در حالیکه ندامت نامه نویسی و توبه نامه نویسی موضوعی کاملا متفاوت از «عفو» است. در بسیاری از کشورهای دنیا حتی آنان که محکومیت خود را عادلانه می دانند اما از نهاد قانونی عفو استفاده می کنند.
شاید یکی از دلایلی که نهاد عفو در ایران، سیاسی جلوه کرده (با وجود آنکه عمده مشمولان آن اساساً سیاسی نیستند) این است که برخلاف همه کشورهای دنیا که عفو در اختیار نهاد قانونگذاری است در ایران انواع عفو مناسبتی یا موردی و خصوصی یا عمومی در اختیار نهاد رهبری است که نهاد سیاسی محسوب می شود .گرچه طبق اصل 71 قانون اساسی، مجلس شورای اسلامی حق قانون‌گذاری در عموم مسائل کشور و از آن جمله #عفو_عمومی ‌را دارد و این حق باید تقویت شود.
اما در جریان عفو 17ربیع(13 ابان1399) اقدام به عفو محکومان سیاسی که عده ای از آنها حتی هیچ درخواست عفوی ارائه ندادند و یا درخواست شان متضمن تقاضای مساعدت بود نه درخواست عفو، شیوه ای بود در جهت ترمیم نهاد عفو و اعاده حیثیت از آن که این جنبه از عفو اخیر باید مورد توجه قرار گیرد. این که حتی بخاطر کمک به ترمیم فضای سوء تفاهم درباره عفو، نام عفو شدگان را اعلام نمی شود تا شائبه بهره برداری سیاسی له یا علیه شخصی به وجود آید و تصمیم به اعلام نام افراد به خود انان واگذار می شود کاری اخلاقی است و به نظر می رسد در راستای بهبود جایگاه نهاد عفو باشد. ممکن است گفته شود که در گذشته هم اعلام اسامی افراد، مرسوم نبوده اما نکته اینجاست که در گذشته نوعا مشمولان #عفو را محکومان عادی تشکیل می دادند و به ندرت محکومان سیاسی و امنیتی در این تعداد عفو شده اند.
البته عفو استثنائاتی نیز در اسناد حقوق بشری دارد و موضوع عفو به عنوان یک نهاد قانونی و حقوق بشری هیچ منافاتی با روز جهانی مبارزه با بخشودگی از مجازات برای جنایات علیه ‎روزنامه‌نگاران که ‏۲ نوامبر (۱۲ آبان) است ندارد. یا در «کنوانسیون منع شکنجه و دیگر رفتارها یا مجازات‎های ‏ظالمانه، غیر انسانی، یا تحقیرآمیز»( 24 ژانویه 2008) در بند 5 هر گونه عفو و بخشودگی یا مانع و رادعی که بر سر راه انجام تعقیب قانونی و مجازات فوری و عادلانه عاملان #شکنجه یا بدرفتاری قرار گیرد و یا نشان دهنده عدم تمایل به انجام چنین کاری باشد را نقض اصل عدم #تساهل در مورد این قانون می‎داند.

کانال گفتار های باقی
https://t.me/emadbaghi
اینستاگرام
https://instagram.com/emadeddinbaghi
وبسایت
www.emadbaghi.com
فیس بوک
https://facebook.com/Emadbaqi/




 

آخرين مطالب
بايگاني ماهانه - ميلادي
 January 2021 [12]
 December 2020 [10]
 November 2020 [16]
 October 2020 [8]
 September 2020 [13]
 August 2020 [5]
 July 2020 [10]
 June 2020 [9]
 May 2020 [12]
 April 2020 [14]
 March 2020 [13]
 February 2020 [11]
 January 2020 [7]
 December 2019 [7]
 November 2019 [6]
 October 2019 [11]
 September 2019 [10]
 August 2019 [9]
 July 2019 [8]
 June 2019 [5]
 May 2019 [10]
 April 2019 [7]
 March 2019 [8]
 February 2019 [14]
 January 2019 [5]
 December 2018 [12]
 November 2018 [6]
 October 2018 [4]
 September 2018 [6]
 August 2018 [8]
 July 2018 [7]
 June 2018 [8]
 May 2018 [5]
 April 2018 [6]
 March 2018 [8]
 February 2018 [10]
 January 2018 [8]
 December 2017 [7]
 November 2017 [5]
 October 2017 [4]
 September 2017 [4]
 August 2017 [1]
 July 2017 [5]
 June 2017 [2]
 May 2017 [6]
 April 2017 [3]
 March 2017 [2]
 February 2017 [7]
 January 2017 [8]
 December 2016 [2]
 November 2016 [3]
 October 2016 [4]
 September 2016 [1]
 August 2016 [2]
 July 2016 [2]
 June 2016 [4]
 May 2016 [1]
 April 2016 [3]
 February 2016 [1]
 January 2016 [4]
 December 2015 [2]
 November 2015 [4]
 October 2015 [1]
 September 2015 [1]
 August 2015 [6]
 July 2015 [1]
 June 2015 [4]
 May 2015 [3]
 February 2015 [5]
 January 2015 [6]
 November 2014 [5]
 October 2014 [1]
 September 2014 [5]
 August 2014 [1]
 July 2014 [1]
 June 2014 [3]
 May 2014 [2]
 April 2014 [3]
 March 2014 [2]
 February 2014 [2]
 January 2014 [2]
 December 2013 [5]
 November 2013 [4]
 October 2013 [3]
 September 2013 [4]
 August 2013 [5]
 July 2013 [6]
 June 2013 [1]
 May 2013 [1]
 March 2013 [1]
 February 2013 [3]
 January 2013 [2]
 December 2012 [4]
 November 2012 [3]
 October 2012 [4]
 September 2012 [3]
 August 2012 [2]
 July 2012 [5]
 June 2012 [3]
 May 2012 [2]
 April 2012 [3]
 March 2012 [4]
 February 2012 [4]
 November 2011 [1]
 October 2011 [2]
 September 2011 [1]
 July 2011 [4]
 December 2010 [6]
 November 2010 [2]
 October 2010 [3]
 September 2010 [4]
 August 2010 [2]
 July 2010 [1]
 June 2010 [3]
 May 2010 [4]
 April 2010 [5]
 March 2010 [1]
 February 2010 [2]
 January 2010 [1]
 December 2009 [6]
 November 2009 [6]
 October 2009 [11]
 September 2009 [4]
 August 2009 [12]
 July 2009 [6]
 June 2009 [9]
 May 2009 [9]
 April 2009 [6]
 March 2009 [7]
 February 2009 [9]
 January 2009 [9]
 December 2008 [7]
 November 2008 [1]
 October 2008 [1]
 August 2008 [1]
 June 2008 [4]
 April 2008 [6]
 March 2008 [2]
 February 2008 [3]
 January 2008 [1]
 December 2007 [1]
 October 2007 [2]
 September 2007 [9]
 August 2007 [19]
 July 2007 [9]
 June 2007 [13]
 May 2007 [22]
 April 2007 [6]
 March 2007 [7]
 February 2007 [7]
 January 2007 [18]
 December 2006 [5]
 November 2006 [6]
 October 2006 [10]
 September 2006 [7]
 August 2006 [11]
 July 2006 [8]
 June 2006 [16]
 May 2006 [16]
 April 2006 [7]
 March 2006 [16]
 February 2006 [11]
 January 2006 [5]
 December 2005 [17]
 November 2005 [14]
 October 2005 [8]
 September 2005 [13]
 August 2005 [22]
 July 2005 [8]
 June 2005 [17]
 May 2005 [28]
 April 2005 [12]
 March 2005 [13]
 February 2005 [13]
 January 2005 [19]
 December 2004 [16]
 November 2004 [30]
 October 2004 [41]
 September 2004 [15]
 August 2004 [18]
 July 2004 [29]
 June 2004 [25]
 May 2004 [21]
 April 2004 [18]
 March 2004 [12]
 February 2004 [6]
 January 2004 [13]
 December 2003 [24]
 November 2003 [22]
 October 2003 [16]
 September 2003 [11]
 August 2003 [14]
 July 2003 [3]
 June 2003 [2]
 May 2003 [8]
 April 2003 [4]
 March 2003 [6]
 February 2003 [3]
 January 2003 [4]
 November 2002 [12]
تماس
 emad_baghi at hotmail.com
دريافت با اي ميل
:: براي آگاهي از مطالب تازه، آدرس اي ميل خود را در کادر زير وارد نماييد:

اطلاعات جانبي
::  تاکنون 1491 مطلب و 706 نظر در اين سايت منتشر شده است.
:: براي مشاهده آمار بازديدکنندگان سايت مي توانيد را کليک نماييد.
::  نسخه اکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
:: اين سايت توسط برنامه مووبل تايپ3.121 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به عمادالدين باقي است.