پنجشنبه 18 مرداد 1386

حق حيات،حقي فرامرزي

بي بي سي 1آگوست2007برابر با10مرداد1386
در پاسخ به اولين سوال بي بي سي درمورد رفتار با محکومان در دستگاه قضایی ایران واعدام ها،آقای احمدقابل مي گويد : علتش این بوده که اینها چون مثلاً قتل انجام داده اند پس می شود همه جور به آنها اهانت کرد. من در بازداشت اول خودم در جمعی بودم که آنها زیر اعدام بودند و افراد قاچاقچی بودند آنها مطالبی عنوان می کردند که انسان واقعاً به انسانیت بعضی از ماموران شک می کرد.
بي بي سي: اعتقاد عموم بر آن است که حکم اجرای اعدام در ملاء عام می تواند عبرتی برای دیگران بوده و جلوی ارتکاب به قتل و جنایت را بگیرد اما کارشناسان و حقوق دانان با استناد به آمار و ارقام چنین تصوری را نادرست می دانند بهمن کشاورز حقوقدان و وکیل دادگستری:
نشان دادن این نوع صحنه ها در تلویزیون تصور نمی رود که نه باعث عبرت کسی بشود و نه مشکلی را حل کند.
بي بي سي:در ماه های گذشته در ایران اعدام هایی در خیابان ها مقابل چشمان شهروندان عادی صورت گرفته که بعضی کارشناسان چنین مراسمی را نه به لحاظ عقلی قابل توجیه می دانند نه به لحاظ شرعی.
قابل: اینکه بعضی از مجازات ها را که مجاز هستند که افراد را دعوت کنند برای مشاهده،آنجا صحبت از این است که طائفه ای از مومنین،گروهی از مومنین این را ببینند.صحبت از این نیست که به گونه ای پخش شود و یا به گونه ای ندای عمومی داده شود که همه مردم بیایند ببینند. یک گروهی که آنجا باشند ببینند کفایت می کند به شرط اینکه همه ماجرای محاکمه بر اساس روال صحیح و قانونی و شرعی خودش را انجام گرفته باشد.
بي بي سي:تحقیقات جامعه شناسی ـ روانشناختی نشان می دهد که نمایش عمومی قتل،اعدام و دیگر اقدامات خشونت آمیز در نهایت حاصلی جز افزایش خشونت در جامعه نخواهد داشت.عمادالدین باقی رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان صدور حکم اعدام را جواز ارتکاب قتل در جامعه می داند:
مجازات اعدام یکی از منابع شارژ خشونت در جامعه است یعنی همینکه ما در جامعه به مردم تفهیم می کنیم و نشان می دهیم که می شود انسانی را کشت این در واقع یک نوع مجوز کشتن را به همه می دهد و علاوه بر این وقتی که تصاوير اعدام در ملا عام ازتلویزیون ملی در سطح گسترده ای پخش می شود علاوه بر اینکه باعث ترویج خشونت است، قصاوت قلب می آورد ودر بعضي ها باعث برانگیختن حس همدردی مردم با مجرم هم میشود.
بي بي سي:پس تکلیف چیست؟ چگونه می توان مجرم را مجازات کرد و در عین حال از دامن زدن به خشونت های بیشتر در جامعه جلوگیری کرد.
عمادالدین باقی: اعدام به طور مطلق باید لغو شود و هیچ مبنای دینی ندارد. چون جعل حکومت است و خود حکومت می تواند جعل کند ومی تواندلغو كند. تنها می ماند قصاص. قصاص به عنوان تنها چیزی که نص صریح در قرآن درباره آن وجود دارد یک امر اجباری نیست، وجوبش وجوب تعیینی نیست و وجوب تخيیری است.در واقع برای کسی که مرتکب قتل نفس بی گناه می شود لزوما مجازات قصاص وضع نشده بلكه قصاص وخون بها که همان جریمه مالی باشد ونيز عفو تعیین شده بنابر این از دیدگاه دين وحقوق بشر اساساً می شود مجازات قصاص را هم بر مبنای قرآن و بنا به دلالت بعضی از آیات قرآن متوقف کرد.
بي بي سي:ایران به لحاظ تعداد اعدام ها پس از چین مقام دوم در جهان را داراست.به گفته سازمان عفو بین الملل در سال گذشته میلادی دست کم 177 نفر در ایران اعدام شده است.احمد قابل در این باره می گوید این در حالی است که در اسلام توصیه به کاستن از تعداد مجازات های اعدام شده است:
قابل: ما یک حکم کلی در اسلام داریم که قانون آمری حقوق اسلامی یا فقه اسلامی است و آن اين است که «فلا تسرفوا فی القتل» در نص قرآن است ما باید مجموعه رفتار قضایی و محاکمات مان و کیفرهایی که در بعضی شرایط در نظر می گیریم به گونه ای باشد که عدد کثیری در جامعه به قتل نرسند.
بي بي سي:اعدام های اخیر در ایران با مخالفت شدید مجامع بین المللی و سازمان ها و مدافعان حقوق بشر مواجه شده است.دستگاه قضایی ایران معمولاً نسبت به چنین واکنش هایی بی اعتنایی کرده و آنها را دخالت در امور داخلی کشور می داند با این حال عمادالدین باقی چنین تلقی را نادرست می خواند.
باقی: بسیاری از مسائل در زمره امور داخلی ملت ها هستند و امر و نهی دولت های دیگر دخالت امور در داخلی کشورها شمرده می شود اما برخی از امور مانند جان انسان ها فراتر از قلمروهای ملی و مرزی هستند جزء آن دسته مسائلی است که در واقع مسئله بشری است و اگر هر کس در هر کجای دنیا اعتراض کند آن دخالت در امور داخلی کشورها تلقی نمی شود.(اين مطلب موافق با منطق قرآن است كه مي گويد: من‌ قتل‌ نفساً‌ بغير نفس‌ او فساداً‌ في‌ الارض‌ فكانما قتل‌ الناس‌ جميعا و من‌ احياها فكانما احيي‌الناس‌ جميعا.
يعني اگر كسي شخصي را بكشد گويي همه انسان ها را كشته است وكلمه جميعا بعد از ناس تاكيد بر اين است كه قتل يك نفر يعني كشتن همه مردم وهركسي كه نفسي را حيات بخشد واز مرگ نجات دهد گويي همه انسانها را حيات بخشيده است.
اين آيه دلالت وصراحت دارد كه حق حيات يك حق بشري است وهر كسي در هرجاي دنيا مي تواند نسبت به سلب حيات حساس بوده واعتراض كند)
{بي بي سي در انتشار گفتگو عبارت داخل پرانتز را حذف كرده بود كه به دليل اهميت آن در تكميل بحث در اينجا آورده شد}


اين مطلب از سايت شخصي عمادالدين باقي چاپ شده است!

Copyright © 2004 emadbaghi.com All rights reserved