یکشنبه 7 خرداد 1396

اخلاق پدرسازی یا پاتریمونیالیسم فراگیر

ادامه ضرورت نقد اجتماعی رفتار مردم: قسمت چهارم
متن کامل مقاله در کانال گفتارهای باقی نیز در دسترس است
@emadbaghi

اخلاق پدرسازی یا پاتریمونیالیسم فراگیر
ادامه ضرورت نقد اجتماعی رفتار مردم: قسمت چهارم
عمادالدین باقی
مجله هفتگی صدا،شماره116 شنبه6 خرداد1396 ص13-12(در صدا دو عبارت حذف شده است)
پاتریمونیالیسم به معنای حکومت پدرمیراثی و مفهوم اصلی مورد نظر آن این است که قدرت سلاطین و رؤسای کشور از منبعی غیر از رأی مردم گرفته شده است؛ از سنت یا کاریزما یا ماوراء الطبیعه. ماکس وبر از نظریه پردازانی است که پاتریمونیالیسم را تبیین کرده است. در جامعه سنتی، پدرسالاری وجود داشت اما در جامعه مدرن نیز پدرسالاری به نوع دیگری و گاه در ابعاد وسیع تری رخ نموده است. این اصطلاح توضیح می دهد که چگونه پدر که یک رخداد بیولوژیکی است وقتی به یک امر فرهنگی بدل می شود و مفهوم مرکزی اندیشه و کنش افراد قرار می گیرد بستر ساز استبداد و نظام پدر سالار می گردد. اما در این گفتار مراد از پدر سالاری و پاتریمونیال، عام تر از آن است که در سیاست گفته می شود و بیشتر به یک روحیه و به خلق و خوی توده ای اشاره دارد که اتفاقا نظام سیاسی هم محصول این روحیه و خلق و خوی اجتماعی است. در این فرهنگ، فرد محوری و فرد پرستی غالب می شود و سرایت آن به حوزه سیاست همواره امکانپذیر است.
اینکه پدر را اصل گرفته ایم نه مادر را، و مسایلی از این قبیل محل بحث من نیست. عمدتا بدین مسئله نظر دارم که چرا برای هر امری پدرسازی می کنیم؟ آیا پدر سازی، جلوه همان اخلاق سنتی پدرسالار که در ساخت سیاسی تجلی می کرد نیست که به همه چیز گسترش یافته و پاتریمونیالیسم را «همه گیر» می کند؟
طبق مطالعاتی که در چهل سال گذشته داشته ام پدرسازی به مفهومی که خواهد آمد را عمدتا در منابع فارسی دیده ام. در منابع عربی و در کشورهایی که با سنت نیرومند فردگرایی و خودکامگی مرتبط هستند نیز مشاهده شده است برای مثال در کره شمالی هم «کیم» ها را پدر کره می نامند.
در گفتمان سلطنتی نیز شاه، پدر ملت است چنانکه در ایران شاه را پدر ملت می خواندند. البته برخی نه در مقام نقد بل در مقام مدح این روحیه برآمده و حتی از ذاتی بودن این خصوصیت برای ایرانیان سخن گفته اند. «سخن گفتن از ويژگى روحى و روانى خاص براى مردم ايران يا هر ملت ديگرى به عنوان روان‏شناسى ملى آنان، ... فاقد دقت علمى است، اما از ديدگاه تربيت، هر قومى ممكن است داراى تربيت خاصى باشد و عوامل اين تربيت، عوامل خاص يا عام باشند. در روان‏شناسى ملى و تربيت ايرانى، گفته مى‏شود كه چون ايرانى، از دوران طفوليت با تكيه به پدر و مادر - خانواده - رشد مى‏كند و پرورش مى‏يابد و حتى پدر و مادر در امر ازدواج و انتخاب همسر براى او دخالت دارند و بدين ترتيب در زندگى پس از بلوغ وى نيز نقش دارند بنابراين، ايرانى، بر اساس تربيت خويش، از ابتدا آموخته است كه همواره متكى باشد و از يك قدرت مركزى پيروى كند و در جامعه نيز به دنبال «پدر» باشد. از همين رو، ياد گرفته است كه مجرى باشد نه برنامه‏ريز و عادت كرده است تابع و مقلد باشد و دستور بگيرد و پدرسالارى،و فردگرايى، خصيصه تربيت ايرانى شده است. اما در جامعه آمريكايى، فرد، از هنگامى كه به بلوغ مى‏رسد، از خانواده مستقل مى‏شود و به خود متكى مى‏گردد و بدون مافوق، وظيفه خويش را مى‏داند و ابتكار عمل را در دست دارد.
سخن فوق خيلى دور از واقعيت نيست، ولى آن را به صورت روان‏شناسى ملى و خصيصه ذاتى ايرانيان جلوه دادن، راهى بود براى مشروعيت بخشيدن به رژيم سلطنتى تا ريشه سلطنت و شاه را به عنوان پدر در روح و روان مردم ايران قلمداد كنند و به گفته اشرف پهلوى: «سلطنت مناسب‏ترين شكل حكومتى منطبق با فرهنگ و روان‏شناسى مردم ايران بوده است». ترويج اين روان‏شناسى براى طبيعى نشان دادن حكومت متمركز و انحصارى و مطلق‏العنان کسانی است که در رأس قدرت قرار دارند. مضمون گفته اشرف را محمدعلى فروغى از متفکران دوره پهلوی و نيز عده ای از امراى رژيم شاه در ديدار با هايزر و همچنين بسيارى از نويسندگان دربارى گفته‏اند... (باقی، تولد یک انقلاب: 260-259) و این سنت فکری می تواند در اشکال مختلف ظاهر شود. چنین نیست که با اضمحلال نظام سلطنتی این روحیه هم از بین رفته باشد. چهل سال پس از آن همچنان شاهد بازتولید آن در اشکال گوناگون هستیم. در نمایشگاه بین المللی کتاب اردیبهشت ماه 1396 در غرفه اداره ارشاد خراسان جنوبی چندین تابلو پرتره به نمایش در آمده بود. زیر یکی نوشته بود پدر جغرافیا، زیر تابلوی دیگر نوشته بود پدر موسیقی و ...
در دهه 60 مجلات و روزنامه های مختلفی از مرحوم علی پوریایی به عنوان پدر اختراع ایران نام می بردند.در آگهی های فوت دکتر حسابی و نیز در کتاب زندگینامه او لقب پدر فیزیک ایران داده شده است.
روزنامه های ایران در زمان درگذشت دکتر ناصر کاتوزیان در تیترهای خود از وی به عنوان پدر علم حقوق یاد کردند(روزنامه های چهارشنبه12شهریور93) و درآگهی های روز بعد درباره مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان نیز این لقب تکرار می شد.
عباراتی چون:«مازیار پرتو پدر فیلمبرداران سینمای ایران بود»(شرق،شنبه5یهمن92ص11). «هوشنگ سیحون "پدر معماری نوین ایران" درگذشت»(بالاترین، 2014). «دکتر حسین عظیمی پدر نهادگرایی ایرانی»(مهرنامه ش42 ص 123). «در رثای پدرتعلیم وتربیت ایران» مقاله ای درباره دکتر غلامحسین شکوهی نخستین وزیر آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران.(شرق،20 اردیبهشت95) عباراتی عادی و پر مصرف در ادبیات ایرانی هستند.پس از انتشاز خبر درگذشت حمیدسبزواری یکی از شاعران، برخی روزنامه ها در صفحه اول تیتر زدند:«وداع با پدر شعر انقلاب». (وقایع اتفاقیه، ش149 یکشنبه23خرداد1395 ص1).
این لفب آنقدر عادی و شایع شده که حتی تیترهای جالبی چون:«پدر سم ایران: مروری بر زندگی استاد مهدی بلالی(مجله صدا شماره111 شنبه2 اردیبهشت96 ص68) در مطبوعات می آید. وقتی حیدری در اوایل آبان ماه 1395 از دنیا رفت همه روزنامه ها تیتر زدند پدر تیم استقلال درگذشت.
در روزنامه های اصولگرا بارها تعبیر «پدر صنایع موشکی ایران» را برای تهرانی مقدم به کار برده اند و از جمله در سایت های خبری انها آمده است: «همزمان با سالروز شهادت شهید طهرانی مقدم، پدر صنایع موشکی ایران، طرح دیوارنگاره جدید میدان شهید حسن طهرانی‌مقدم در سعادت آباد نصب شد»(رجا نیوز در روز یکشنبه 23 آبان95).
این روش به نویسندگان و هنرمندان و سیاستمداران ختم نمی شود و تبهکاران را هم در بر می گیرد طوری که تیتر اول صفحه حوادث یکی از روزنامه ها این است:«پدر کیف قاپی ایران در زندان»(شرق، 15اردیبهشت95). از این عنوان برمی آید که گویی کیف قاپی در خارج از ایران هم پدر خود را دارد و در هر قلمرویی باید دنبال پدر برای رشته های تبهکاری گشت.و جالب تر اینکه حتی درباره اعدام هم لقب پدر داده اند: «تصاویر دیده نشده از خلخالی پدر اعدام در ایران»( newsoholic.com)
این لقب محدود به ایرانیان نیست بلکه ایرانیان برای دیگران هم چنین القابی می سازند. دورکیم را پدر جامعه شناسی خوانده اند. هرودت را پدر مورخین نامیده اند(جمالزاده، ج1 ص16). به گروسیوس لقب پدر حقوق بین الملل جدید داده اند(دریای آزاد،1390). درباره یک نظریه پرداز سیاست هم نوشته اند:«به هانس جی. مورگنتا متفکر و نظریه پرداز آمریکایی سیاست و روابط بین الملل که او را پدر علم سیاست خارجی هم لقب داده اند و در قرن بیستم می زیست(سیاست میان ملت ها، ص445). یا گفته اند: براي بسياري از متفکران غير مارکسيست منتسکيو پدر جامعه‌شناسي سياسي بود.( نقيب‌زاده،مهرنامه شماره ۱۴، مرداد ۱۳۹۰)
پدر سازی غیر از اشکال بیانی و نوشتاری اشکال تصویری هم دارد و شکل عامیانه تر و رسمی تر آن عکس بازی است. در زمان شاه بر صفحه اول کتاب ها و در همه دوایر دولتی عکس شاه دیده می شد. در سفری که چندین سال پیش به سوریه داشتم از لحظه ورود به فرودگاه تا همه ادارات دولتی و غیر دولتی و خیابان ها و میادین و در صفحه اول کتاب های درسی عکس اسد دیده می شد. در کره شمالی نیز همین گونه است. کوبا تنها استثنایی است که با وجود حکومت توتالیتر کمونیستی اما آویختن عکس فیدل کاسترو در دوایر دولتی الزامی یا فراگیر نبوده است.
متذکر می شود که انتساب لقب پدر برای صاحبان فنون و علوم و حرفه ها غیره، فی نفسه هیچ ایرادی ندارد و بلکه متداول است. آنچه سبب توجه ویژه نگارنده به کاربرد این لقب بوده، دامنه انتساب آن است. ممکن است حتی تعبیر پدر برای برخی افراد نام بی معنایی نباشد اما مشکل در روحیه تعمیم دادن پدرسازی است برای همه چیز. تا اینجا که درباره برخی افراد چنین لقبی به کار رود شاید چندان اشکالی وجود نداشته و فقط بیانگر یک روحیه باشد اما هنگامی که به حوزه سیاست کشیده می شود خطرناک است زیرا پدر بودن یعنی یک پایگاه انتسابی برای صاحب قدرت قایل شدن نه پایگاه اکتسابی. پدر کسی است که انتخابی نیست و در رأس امور است و هیچگاه خود را در معرض انتخاب قرار نمی دهد و در عرصه قدرت برای اینکه خود را از داوری عامه دور کند پیوسته بر نقش پدری و تقدس سازی از او تاکید می شود. پدر سازی در همه چیز نشانه ای تامل برانگیز از یک مسئله است. در جستجوی پدر بودن ناشی از احساس عدم کفایت و رشد و نیاز به اتکای به یک قهرمان است. این فرهنگ، «میل به تابعیت» را رشد داده و عزت نفس را می کشد چنانکه در روایات تاریخی آمده است هنگامی که امام علی(ع) وارد شهر فارسی زبان الانبار شد دهقانان و مردم عادی در پی او یا پیشاپیش او می دویدند (شبیه این زمان که وقتی رئیس دولت نهم و دهم به شهری می رفت جماعتی را برای دویدن دنبال اتومبیل او سازماندهی می کردند). امام علی به مردم انبار فرمود: اين چه كاري است كه مي كنيد؟ جواب دادند: ما براي احترام فرمانروايان و پادشاهان خود چنين رسمي داريم. حضرت پاسخ داد: اين كاري است كه امير مومنان از آن سود نبرد و شما خود را در زندگي خود به مشقت مي افكنيد و در آخرت به بدبختي گرفتاري مي آئيد. چه زيان بار است مشقتي كه در پي آن عذاب باشد و چه سودمند است آسودگي همراه با ايمني از عذاب خدا. (حكمت 36 نهج البلاغه).
حکایت شهر انبار نشان می دهد که چنین فرهنگی در آن زمان نیز در میان ایرانیان رواج داشته و مورد انتقاد علی ابن ابیطالب(ع) قرار گرفته است. امروزه نیز همان خُلق و خوی، نام های دیگری به خود گرفته است و حضوری نیرومند دارد. یگانه راه رهایی از آن نیز رشد خردجمعی است که فقط در صورت شکل گیری یک حوزه عمومی، فضای نقد و سازمان یافتگی اجتماعی(همچون احزاب و نهادهای مدنی باز و دموکراتیک) میسر است. تا تلاش سیستماتیک برای اتمیزه کردن جامعه و نگاهداشت آن در وضعیت جامعه توده ای وجود داشته باشد اخلاقیات ناپسند ناشی از آن مانند خودخواهی، فردگرایی منفی، تبعیت مطلق، ترجیح منافع شخصی بر مصالح عمومی، و دهها رذیلت دیگر همچنان وجود خواهد داشت.

منابع
باقی، عمادالدین، تولد یک انقلاب، تهران، نشر سرایی، چاپ دوم 1383
جمالزاده، سیدمحمدعلی، خلقیات ما ایرانیان، تهران، کتابفروشی فروغی و انتشارات مجله مسائل ایران، 1345
گروسیوس، هوگو، دریای آزاد، ترجمه: حسین پیران، موسسه مطالعات و پژوهش های حقوقی(شهردانش)، 1390
مورگنتا، هانس جی، سیاست میان ملت ها، ترجمه حمیرا مشیرزاده، دفترمطالعات سیاسی و بین المللی،1389
نقيب‌زاده، احمد، مهرنامه شماره ۱۴، مرداد ۱۳۹۰ ، مبدع نظريه استبداد شرقي: درباره اندیشه سیاسی مونتسکیو
شرق(روزنامه)، شماره 2575 چهارشنبه 15 اردیبهشت1395 ص 13 حوادث
شرق، شماره2578 دوشنبه20اردیبهشت1395، صفحه اول
http://www.balatarin.com/topic/2014/5/26/1014809
http://newsoholic.com/father-of-iranian-executions/



اين مطلب از سايت شخصي عمادالدين باقي چاپ شده است!

Copyright © 2004 emadbaghi.com All rights reserved